

تجمع امروز معلمان خميني شهر 30 / 2 / 86
تجمع امروز معلمان خميني شهر با حضور بيش از ۱۲۰ نفر از همکاران برگزار شد. معلمان امروز ضمن درخواست آزادي همکاران دربند اوين خواستار ادامه اعتراضات توسط معلمان سراسر کشور شدند. همچنين بر ادامه تجمعات متوالي در طول تابستان تاکيد شد. حرکت بعدي تجمع روز چهارشنبه دوم خرداد است که در اداره برگزار خواهد شد.
همکاران محترم كانون ! براي تابستان چه برنامهاي داريد؟


پس از اعتصاب ها و اعتراضهاي جانانة معلمان سراسرِ كشور سردمداران نظام ولايي به صدا درآمدند و هر يك با زباني از «منزلت و كرامت» معلم سخن گفتند، گفتند كه معلم كاري پيامبرگونه ميكند و همه موظفند به آنان احترام بگذارند و سپاسگوي آنها باشند اما كسي نگفت با منزلت و كرامت هيچ شكمي سير نميشود و يكي از هزاران مشكل معلمان حل نميگردد.
مگر شما نبوديد كه در روزهايي كه هنوز مزة ثروتهاي كلان را نچشيده و به قدرت مطلق نرسيده بوديد فرياد ميزديد «من لامعاشَ له لا معادَ له» كسي كه معاش ندارد معاد ندارد، پس امروز اين همه وعدة دروغ و فريب و نيرنگ براي چيست؟
و چرا همة وعدههايي را كه پيش از رسيدنِ به قدرت داده بوديد فراموش كرديد و تا آنجا رفتيد كه با زندان و باطوم و شكنجه كرامت معلم را پاس!! داشتيد. من به عنوان يك معلم سالخوردة دانشگاه وظيفة خود ميدانم مشتتان را باز كنم و بگويم شما در دروغگويي و لافزني سرآمد دروغگويانِ بزرگ تاريخ هستيد و اين دو بيت را تقديمتان نمايم.
اي شمايان مدعي بر مهر و داد اي به ظاهر «احمد» و باطن «قباد»
اي شما قدرت بدستانِ زمان وايتان و وايتان و وايتان
درونِ ساختمان امور بازنشستگان دانشگاه تهران در جستجوي فيش حقوقِ ارديبهشتماه 1386 بودم و خواه و ناخواه به حقوقِ ساير همكاران اعم از استاد و كارمند نظر افكندم. اكثريت قريب باتفاقِ دريافتي همكارانِ بازنشسته زير خط فقرِ اعلام شده از سوي حاكميت بود ( خط فقر=400 هزار تومان).
پس از ترك ساختمانِ امور بازنشستگان به خيابانِ 16 آذر همانجا كه هر گوشة آن خاطرهاي را در ذهنم تداعي ميكند وارد شدم. چند بار نظري به فيش حقوقم انداختم ( 2363482 ريال حقوق و با عائلهمندي جمعاً 2861146 ريال پس از كسر بيمه 2785639 ريال) احساس كردم با حقوق ماهيانه دويست و هفتاد و هشت هزار تومان مانند بسياري از همكارانم و ديگر معلمان و كارگران و... چقدر فقيرم و در كشوري با اين ثروتهاي عظيم چند ميليون خانواده مانند خانوادة من زير خط فقر زندگي ميكنند، خسته و نگران، انتهاي خيابان 16 آذر روبهروي درب ورودي دبيرخانه دانشگاه، كنار پيادهرو به نردههاي دانشگاهي كه از سوي مردم سنگر آزادي نام گرفت تكيه دادم تا بغضِ در گلومانده را فرو دهم، ناگهان در كنار درب وروديِ دبيرخانه پارچهاي را ديدم كه روي آن با امضاء روابط عمومي دانشگاهِ تهران نوشته بود : انتخاب حضرت آيتالله عميد زنجاني رياست محترم دانشگاه تهران را بعنوان استاد ممتاز دانشگاه تبريك ميگوييم. ادامه در وبلاگ جنبش فرهنگيان نصف جهان


بنا بر گزارشات رسيده آقاي حامد واعظ تقوي سخنگوي انجمن مستقل فرهنگيان از روز شنبه 20/1/86 بعد از ظهر ناپديد شده و عليرغم مراجعات خانواده وي به ستاد خبري وزارت اطلاعات و زندان اوين متاسفانه خبري از وي بدست نيامده است. به احتمال زياد وي به بند 209 زندان اوين منتقل شده است.
آقاي واعظ تقوي يکي از شرکت کنندگان در اعتراض معلمان در مقابل مجلس شوراي اسلامي بوده است.
وي در بيانيه اي در 18/1/86 از معلمان سرکوب شده درخواست کرده بود که در مقابل آموزش و پرورش به اعتراضات خود ادامه دهند.همچنين بنا بر گزارش ديگر 15 تن از معلمان بازداشتي همچنان در بند 7 زندان اوين نگهداري مي شوند.
دادگاه انقلاب با صدور قرار وثيقه هاي سنگين از آزادي آنها جلوگيري کرده است.منبع: فعالان حقوق بشر در ايران




يكسانسازي حقوق و مزايا ( عدالت وارونه ) با پلكان معكوس
معاون برنامهريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش گفته بود كه در احكام سال 86 افزايش حقوقها به صورت پلكاني خواهد بود به اين معني كه براي حقوقهاي كمتر، افزايش در حدود 82 هزار تومان خواهد بود و براي حقوقهاي بالاتر در حدود 48 هزار تومان. به اين ترتيب به ازاي هر افزايش 30 هزار توماني 10 درصد از حق تعديل كم خواهد شد.
اين برنامه شايد براي كساني كه از دور به اين سيستم نگاه ميكنند ظاهر خوشايندي داشته باشد. يعني افراد تصور ميكنند كه بالاخره حق به حقدار ميرسد و با اين كار مستضعفان به حق خود ميرسند و همه حقوق يكساني ميگيرند. اما واقعيت اين است كه عدالت ( حق را به حقدار دادن ) با مساوات يعني به همه يكسان دادن متفاوت است. مساوات در اين مورد خود نوعي ظلم است هم به فرد و هم به جامعه. سخن بر سر اين نيست كه حقوق كمي به مدارك پايينتر داده شود، همهي ما در اين جامعه زندگي ميكنيم و نيازهاي مشتركي هم داريم، همه بايد بتوانند با دريافتي خود زندگي مناسبي داشته باشند، اما يك سيستم پرداخت حقوق ( مخصوصا در آموزش و پرورش ) بايد پيام مثبت داشته باشد نه پيام منفي. اين سيستم پرداخت حقوق به معلم با مدرك بالا اين پيام را دارد كه تو اشتباه كردهاي بيشتر درس خواندهاي؟ به معلم با مدرك پايين هم پيام ميدهد به فكر تحصيل بيشتر نباش و در همين حد بمان!
از سالها قبل افراد با تحصيلات كارشناسي ارشد و دكترا اعتراض داشتند كه چرا حقوق آنها با صاحبان مدارك پنجم ابتدايي و سيكل يا ديپلم تفاوت چنداني ندارد؟ آنان وقتي احكام حقوق خود و مدارك پايينتر را مقايسه ميكردند براي خودشان متأسف ميشدند كه سالها تحصيل بيشتر آنها در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا در عمل براي آنها تفاوت دريافتي در حد 30 يا 40 هزار تومان ايجاد كرده است كه با صدور احكام جديد اين تفاوت هم از بين رفته است. در واقع نظام هماهنگ در داخل آموزش و پرورش اجرا شده است و خدمتگذار و سرايه دار و ليسانس و فوق ليسانس به يك اندازه حقوق ميگيرند، حتي در بعضي موارد مدارك پايينتر حقوق بيشتري ميگيرند، به عنوان مثال در مدرسه ما حقوق فوق ديپلم با گروه 9 و 11 سال سابقه از حقوق هم رشته خود با مدرك ليسانس ، گروه 11 و 13 سال سابقه، بيشتر است!!! حال با چه انگيزه اي بايد فرهنگيان ادامه تحصيل دهند ؟!
متاسفانه رييس جمهور در روز استيضاح وزير آموزش و پرورش، از طرح پلكاني معكوس دفاع كرده و آن را يك طرح كارشناسي شده ميداند !!!
خوب است كه مسئولين ابتدا بازخورد اجراي طرحهاي خود در جامعه را بررسي كرده، بعدا از آن دفاع كنند.


آفرين بر همت و غيرت خميني شهريها
باز هم حمايت معلمان خميني شهر از
سيد مجتبی ابطحي
همكار فرهنگي زنداني در بند ۲۰۹ اوين
يكشنبه سي ام ارديبهشت ساعت ده صبح تجمع در اداره(خمينی شهر)
از تمامي همكاران اصفهاني و ديگر شهرستانهاي اصفهان نيز دعوت به شركت و همبستگي شده است.
********************
عاشقان عدالت، دوستان، همکاران و دليران زنداني
نام و ياد وافتخار پايداريهاي شما در تاريخ به ثبت خواهد رسيد. و سينه به سينه به آيندگان گفته خواهد شد، تا هيچگاه زمين از انسانهاي آزاده تهي نباشد. هيچ دلمان براي شما تنگ نمي شود زيراارزش شما بيشتر ازآن است، که ما دلمان براي شما بسوزد.
ما در کنج هر محفلي به دوستي با شما افتخار مي کنيم.
آقايان:
منصور ميرزايي
سيد مجتبي ابطحي
ميراکبر رئيس زاده
يزدي باشيد، اصفهاني باشيد يا تهراني براي ايرانيان ايراني هستيد و براي آزادگان، آزاده ايد.
براي خودم دلم تنگ است که در کنج خانه خزيدهام.
آفرين به پايداري شما، آفرين به حق گويي و عدالت خواهي شما، به راستي که شما عاملان به آيات قرآن هستيد. و مردم را به غير زبان تان به سوي حق و حقيقت فرا مي خوانيد. شماآموزگاران ديني، ملي و انساني هستيد.
پايداري شما آرزوي ماست
کانون معلمان ايران
********************
آقاي نادر آهنگري دبير هنرستان شهيد قاسمي منطقهي ۹ تهران در روز ۱۲/ارديبهشت/۸۶ پس از ايراد سخنراني کوتاهي در جمع معلمان تجمع کننده در جلوي سازمان آموزش و پرورش تهران توسط نيروي هاي امنيتي دستيگراما باوساطت معلمان حاضر آزادمي شود،متاسفانه موبايل ايشان در دست نيروهاي امنيتي مي ماند.با پيگيري نيروهاي امنيتي آقاي آهنگري مجبور مي شود،به کلانتري ۱۰۴ مصلا رفته و درآنجا بادستان زنجير شده به دادگاه انقلاب معرفي شود،ايشان پس از ۱۲ روز زنداني و باقرار وکالت آزاد شده است.
سربلندي و سرافرازي ايشان رااز خداوند توانا خواستاريم
*************
مهمترين کار امروز ما حمايت مالي ازانفصال شدگان از خدمت وآزادي دوستان دربند است.
اگر هر فرهنگي فقط ۱۰۰۰ تومان براي كمك به همكاران انفصال شده از خدمت هديه كند، با توجه به تعداد ۱۲۰۰۰۰۰ فرهنگي سراسر كشور مبلغ قابل توجه يك ميليارد و دويست ميليون تومان كمك جمع آوري خواهد شد!!!۱۰۰۰* ۱،۲۰۰،۰۰۰ = تومان ۱،۲۰۰،۰۰۰،۰۰۰
!!! اين است قدرت فرهنگيان ايران
*****
شماره حساب 2333 نزد بانك ملي طرقبه مشهد متعلق به انجمن صنفي فرهنگيان طرقبه
و
شماره حساب جاري ۱۰۶۳۶ نزد بانک ملت شعبه بلوار شهيد آيت الله مدني همدان
به منظور واريز وجوه نقدي همکاران فرهنگي براي حمايت از همکاراني که در فعاليت هاي صنفي معلمان آسيب ديدهاند.


هشدار شديد جمهوري اسلامي به احمدينژاد
آفتاب: روزنامه «جمهوري اسلامي» در سرمقاله شماره روز چهارشنبه خود نسبت به خروج دولت نهم و شخص رييسجمهوري از «مسير تعادل» هشدار داد و اعلام کرد که تداوم اين وضعيت، «كشور را بهسوي يك فاجعه به پيش ميبرد؛ فاجعهاي كه با هيچ وسيلهاي قابل كنترل نخواهد بود».
اين روزنامه در سرمقاله خود توضيح داده: حوادث پياپي در يكماه و نيم اخير كه همگي حكايت از تصميم گيري هاي غيرمتعادل دارند متاسفانه بوي آزاردهنده «افراط» و فاصله گرفتن از «تعادل» را به مشامها ميرسانند. ماجرائي كه فاصله گرفتن از تعادل و تسليم «افراط» شدن را به اوج رساند، تصميم شتابزده رئيس جمهور درباره مديرعامل و اعضاي هيئت مديره بيمه ايران بود. قبل از آن نوع برخورد با نظاميان نيروي دريائي انگليس كه به آبهاي سرزميني كشورمان تجاوز كرده بودند يك اخطار در همين زمينه بود كه جدي گرفته نشد. ماجراي بخشيدن يك بخش از استان فارس به يك شهر و بلوائي كه بر سر آن در جريان سفر رئيس جمهور به آن استان برپا شد و همه ما آنرا به حساب يك غفلت گذاشتيم و از كنارش با سكوت گذشتيم نيز مورد ديگر بود و فقره اخير نيز نوع اظهارنظر رئيس جمهور درباره برقراري رابطه با مصر است كه در مصاحبه ايشان در ابوظبي بيان شد.
سرمقاله «جمهوري اسلامي» تاکيد دارد: اين تعداد اشتباه از يك رئيس جمهور در مدتي كمتر از يكماهونيم (از 14 فروردين تا 24 ارديبهشت 86 ) آنهم در مسائل مهمي كه بعضي از آنها به سياست خارجي و بعضي ديگر به مديريت كشور و آبروي اشخاص و اعتبار نهادها و بنيه اقتصادي كشور مربوط مي شود، بسيار زياد است . به نظر ميرسد سكوت درباره اين امور جايز نيست و به معناي ترجيح دادن منافع جزئي بر مصالح كلي نظام و كشور و ملت است.
در ادامه اين مطلب آمدهاست: ميتوان به سبك روزنامههاي وابسته به دولت و رسانهملي براي هر يك از اين تصميمات هورا كشيد و كف زد و تفسير و تحليل و سرمقاله منتشر كرد و البته بعد از دو سه روزي با كمال شرمندگي يكباره سكوت فرمود و يا آن تعريف و تمجيدها را پس گرفت. اما اينها زيبنده رسانههاي يك كشور اسلامي و انقلابي نيست معلوم است كه از باب « حب الشيئي يعمي و يصم» يا براساس «منافع و مصالح جناحي» و يا بهصورت «دستوري» ميتوان مرتكب چنين روشهائي شد ولي اصحاب چنين رسانههائي قطعا نميتوانند به اين سئوال پاسخ بدهند كه امكانات و اموال بيت المال را آيا ميتوان اينگونه در خدمت تمايلات قرار داد؟
در ادامه اين مطلب، به انتقاد از عملکرد دولت در هريک از اين موارد پرداخته شده که مشروح آن چنين است:
1- بازداشت نظاميان نيروي دريائي انگليس كه در سوم فروردين سال جاري به آبهاي سرزميني ايران در جنوب تجاوز كرده بودند، اقدامي شايسته و درخور تقدير بود. اين حق نيز براي مسئولان نظام وجود دارد كه به هر دليل كه خود تشخيص ميدهند، افراد بازداشت شده را آزاد كنند. از نوع اعلام آزادي حتي با استفاده از عنوان « عفو » هم كه بايد پس از محاكمه و تصميم گيريهاي قضائي باشد در ميگذريم و فقط اين سئوال را مطرح ميكنيم كه در كدام كشور و كدام عرف مرسوم است كه دزدان دريائي و متجاوزان به سرزمين اين و آن را تكريم كنند و نفر اول اجرائي كشور با آنها دست بدهد و به آنها هديه بدهند و لباس نو بپوشانند و با سلام و صلوات بدرقهشان كنند؟
راه صحيح اين بود كه آنها را با همان لباس خودشان سوار قايق ميكرديد و همراه با چند سرباز به همان نقطه دريائي كه بازداشت شده بودند، ميفرستاديد و به نظاميان عراقي تحويلشان ميداديد. اين طوري علاوه بر اينكه به اهداف سياسي خود ميرسيديد، آنهمه انتقاد و سئوال را هم در افكار عمومي پديد نميآورديد تا رسانههاي وابسته به دولت مجبور شوند دستگيري قدرتمندانه و بدرقه ناشيانه را در يك رديف قرار دهند و هر دو را نشانه قدرت و تدبير و درايت!!! شما قلمداد كنند.
2 ـ شورشهاي چند روزه اقليد عليه تصميم رئيسجمهور در مورد الحاق بخش « خسرو و شيرين » به آباده را نميتوان تاييد كرد ولي بدون ترديد آن تصميم را هم نميتوان تاييد كرد. حتي قبل از انقلاب شاه هم كه خود را مالك و صاحب كشور و ملت ميدانست به خودش اجازه نميداد وقتي مردم يك شهر ميگويند فلان بخش را به شهر ما ملحق كن او همانجا بگويد: «مال شما باشد!» اين قبيل امور مجاري قانوني دارند و بايد مراحلي را از جنبههاي سياسي و امنيتي و اجتماعي طي كنند تا به نتيجه برسند. آيا تجربيات استان شدن قزوين و تقسيم شدن خراسان به سه استان در اين زمينه براي كسي كه خود مدتي فرماندار و استاندار بود، كافي نيست!
3 ـ مبارزه با فساد در دستگاهها يك نقطه قوت براي هر دولتي است كه واقعا درصدد چنين مبارزهاي ( البته بدون اهداف تبليغاتي و سياسي و نان آن را خوردن ) باشد. اين مبارزه اگر از سرعت و قاطعيت برخوردار باشد، يك اقدام انقلابي است. اما همين كار اگر بدون حساب و كتاب و خارج از چارچوبهاي قانوني و اخلاقي و رعايت حرمت و كرامت انسانها صورت بگيرد، نه تنها يك اقدام انقلابي نيست بلكه متهم ساختن انقلاب است.
تكيه بر گزارش يك فرد اخراجي از بيمه ( كه وزارت اطلاعات او را از حراست بيمه ايران اخراج كرده و توسط رئيس ديوان محاسبات به سمت بازرسي گمارده شده است ) نمودن و بدون بررسي هاي قانوني حكم عزل همه اعضاي هيئت مديره و مدير عامل بيمه ايران را صادر كردن خسارتهائي براي اقتصاد مديريت اعتماد عمومي و مهمتر از همه آبروي اشخاص و خانوادهها دربر دارد.
رئيس جمهوري كه « مهرورزي نسبت به همه بندگان خدا» را شعار خود قرار داده چگونه به خود اجازه ميدهد با تكيه بر چنين گزارشي آنهم قبل از آنكه مراحل قانوني طي شود و صحت و سقم ادعاها روشن گردد به وارد شدن چنين لطماتي به آبروي اشخاصي كه بايد تحت حمايت او باشند، راضي شود؟
ترديدي نيست كه اين كار رئيسجمهور با قصد لطمه زدن به آبروي اين افراد صورت نگرفته ولي اين كافي نيست رئيسِجمهور بايد تحفظهائي داشته باشد كه مانع خدشه وارد شدن به كرامت آحاد مردم شود. فرزندان اين افراد بعد از آنكه آبروي پدران آنها از طريق تبليغات رسانهاي بويژه صدا و سيما برباد رفته و به حيف و ميل بيت المال متهم شدند در مدارس و دانشگاهها و جامعه چگونه از حيثيت خانوادگي خود دفاع كنند؟ همسران آنها در برابر فاميل و همسايگان چه بگويند؟ خود آنها براي جبران حيثيت خود چه كنند؟ اعتماد مردم به بيمه را چگونه ميتوان برگرداند؟ و...
رئيس ديوان محاسبات همان است كه سال گذشته از قول يك فرد سوري گفته بود اگر قرار باشد خدا پيامبر ديگري بفرستد، او آقاي احمدي نژاد خواهد بود. همان وقت افراد زيادي از جمله عدهاي از نمايندگان مجلس به رئيس جمهور توصيه كردند با اين فرد برخورد كند. اگر به اين توصيه عمل ميشد، اكنون او نميتوانست عامل چنين خطاي بزرگي باشد.
بعضي از اصولگرايان براي اين اقدام تعبير « پوست خربزه زير پاي رئيس جمهور گذاشتن» را بهكار بردهاند. اين تعبير براي تبرئه كردن رئيس جمهور خوباست ولي واقعيت ايناست كه اينها بازي با الفاظ است زيرا تقصير را به گردن دوروبري ها انداختن هرگز مشكلي را حل نميكند. از طريق بازي با كلماتي از قبيل «تقصير» و «قصور» نميتوان ضعفهاي اساسي را ناديده گرفت . رئيس جمهور نبايد به خود اجازه بدهد قانون را دور بزند و درباره چيزي كه نيازمند بررسي و تصميم گيريهاي قانوني توسط عناصر حقوقي و قضائي است، راسا تصميم بگيرد و آنرا از طريق رسانه ملي اعلام كند.
4- شايد بتوان گفت شعارهاي بازگشت به دوران امام خميني سردادن با برقراري رابطه با مصر بدون آنكه دولت مصر از كمپ ديويد فاصله بگيرد و آنچه در فرمان حضرت امام در زمينه قطع رابطه با دولت مصر آمده (بسم الله الرحمن الرحيم. جناب آقاي دكتر يزدي وزير امورخارجه با در نظر گرفتن پيمان خائنانه مصر و اسرائيل و اطاعت بي چون و چراي دولت مصر از آمريكا و صهيونيست دولت موقت جمهوري اسلامي ايران قطع روابط ديپلماتيك خود را با دولت مصر بنمايد. روح الله الموسوي الخميني 58 2 11 )
در دنياي امروز كه دنياي تضادها و عجايب است چيز غريبي نيست ولي تمايل نيست به برقراري رابطه با دولت حسني مبارك كه دلال صهيونيسم است و انقلابيون مصر و فلسطين و جهان عرب او را مهره آمريكا و رژيم صهيونيستي ميدانند را با ملتمسانهترين عبارت بيان كردن در شان نظام جمهوري اسلامي ايران نيست.
اينكه رئيسجمهوري اسلامي ايران در مصاحبه مطبوعاتي خود در ابوظبي ميگويد: «ما به شكل قاطع در پي تجديد رابطه با مصر هستيم و اگر دولت مصر اعلام آمادگي كند تا پايان وقت اداري همين امروز سفارت ايران در قاهره را برپا ميكنيم»، چه مفهومي غير از التماس براي برقراري رابطه با دولت حسني مبارك با ويژگيهائي كه اشاره كرديم، ميتواند داشته باشد؟
حتي براي برقراري رابطه با يك دولت مستقل و آزاد و مقتدر و محبوب و مردمي اين چنين ملتمسانه و سر از پا نشناخته سخن گفتن با مصالح كشور منطبق نيست، چه رسد به دولت حسني مبارك كه منفور و ضد مردمي و دلال صهيونيسم و نوكر آمريكاست. آنهم درست در زماني كه اجلاس شرم الشيخ به ميزباني همين دولت و با هدف خارج ساختن حاكميت از دست اكثريت شيعه عراق برگزار شد و درست در روزي كه توطئه دولت مبارك با چند كشور عربي براي سرنگوني دولت نوريمالكي افشا شد و درحاليكه هنوز پرچم شاهي بر روي قبر شاه معدوم در مسجد رفاعي قاهره خودنمائي مي كند و هرساله با ميزباني حسني مبارك مجلس يادبود شاه با حضور فرح و درباريها در قاهره برگزار ميشود.
ما با اين التماس و تمناي برقراري رابطه با دولت وابسته حسني مبارك چه جوابي براي انقلابيون مصر و فلسطين و جهان عرب و جهان اسلام داريم؟ با فرمان امام و مساله كمپ ديويد ميخواهيم چه كنيم؟
شما اگر ميخواهيد با حسني مبارك رابطه برقرار كنيد بسم الله ولي لااقل همان شرطهائي كه او قبلا پذيرفته بود ولي چون عمل نكرد حتي وزير خارجه دولت اصلاحات كه شما آنرا دولتي غير انقلابي و اهل مسامحه ميدانيد حاضر نشد رابطه برقرار شود را رعايت كنيد.
وانگهي حتي اگر شرط ها هم محقق شوند اين شتابزدگي غير منطبق با واقع و قبل از طي شدن مراحل قانوني چيست كه شما را وادار مي كند بگوئيد «اگر دولت مصر اعلام آمادگي كند تا پايان وقت اداري همين امروز سفارت ايران را در قاهره برپا ميكنيم» سفارت برپا كردن كه خم رنگ رزي نيست ...
در ادامه مطلب تاکيد شده: ما دوست نداريم رئيس جمهورمان طوري سخن بگويد و طوري تصميم بگيرد كه به عدم برخورداري از «تعادل» متهم شود. اگر ميخواهيد شعار «دولت عدالت محور» به عمل نزديك شود، بايد طوري سخن بگوئيد و عمل كنيد كه همگان «تعادل» را در اظهارات و عملكردهايتان احساس و لمس كنند زيرا تعادل محور عدالت است. اينگونه بودن را براي شما آرزو ميكنيم آقاي رئيسجمهور.به نقل از بازتاب



سخني با مجلسيان
آقايان هيئت رئيسه و مجلسيان محترم :
بدانيد كه شما با عدم رسيدگي به خواستههاي صنفي و به حق فرهنگيان و دادن راي به ابقاي وزير ناتوان و بيكفايت آموزش و پرورش، بزرگترين ظلم و خيانت را در حق بيش از يك ميليون فرهنگي و پانزده ميليون دانشآموز روا داشتيد.
بدانيد كه ديگر جايي در قلبهاي ما معلمان نداريد. معلمان شما را امين خود ميدانستند و مجلس را خانه خود !!! ولي جلوي خانه خود كتك خوردند و هتك حرمت شدند و شما دم برنياورديد.
شماها روا داشتيد كه وزير ناتواني در راس آموزش و پرورش اين مملكت باقي بماند كه حتي، از خود اختيار استعفا دادن و حرف زدن را هم ندارد، و با اين كارتان مهر تاييد بر نابودي آموزش و پرورش و فرهنگ اين مرز و بوم زديد !!!
شماها روا داشتيد كه وزير ناتواني در راس آموزش و پرورش اين مملكت باقي بماند كه درايت و توانايي اداره و كنترل يك مدرسه را هم ندارد !!!
شماها روا داشتيد كه وزيري ناتواني در راس آموزش و پرورش اين مملكت باقي بماند كه ظلمهاي بيشماري را در حق معلمانش ديد و دم برنياورد !!!
ديد كه نيروهاي انتظامي با معلمانش چه برخورد زشتي داشتند و چه بيحرمتيها كه به معلمان روا نداشتند و باز هم سكوت كرد !!!
سكوت كرد و ديد كه چگونه وزارت ارشاد به خود اجازه داد كه با سانسور خبري گسترده، صداي عدالتخواهي و حق طلبي معلمان را از صحنه جرايد و مطبوعات حذف كند و اجازه ندهد كه هيچكس حتي آنرا بشنود و باز هم سكوت كرد !!!
سكوت كرد و ديد كه معلمانش را بر خلاف قانون، در كلاس درس و در منزل و شب و نيمه شب به جرم عدالتخواهي بازداشت كردند و بدون تفهيم اتهام راهي زندان كردند و بر خلاف قانون حتي به وكلا و خانوادههاي آنان هم اجازه ملاقات با آنها را ندادند، و باز هم سكوت و سكوت و سكوت !!! و خيلي سكوتهاي ديگر !!!