

تجمع امروز معلمان خميني شهر 30 / 2 / 86
تجمع امروز معلمان خميني شهر با حضور بيش از ۱۲۰ نفر از همکاران برگزار شد. معلمان امروز ضمن درخواست آزادي همکاران دربند اوين خواستار ادامه اعتراضات توسط معلمان سراسر کشور شدند. همچنين بر ادامه تجمعات متوالي در طول تابستان تاکيد شد. حرکت بعدي تجمع روز چهارشنبه دوم خرداد است که در اداره برگزار خواهد شد.
همکاران محترم كانون ! براي تابستان چه برنامهاي داريد؟


پس از اعتصاب ها و اعتراضهاي جانانة معلمان سراسرِ كشور سردمداران نظام ولايي به صدا درآمدند و هر يك با زباني از «منزلت و كرامت» معلم سخن گفتند، گفتند كه معلم كاري پيامبرگونه ميكند و همه موظفند به آنان احترام بگذارند و سپاسگوي آنها باشند اما كسي نگفت با منزلت و كرامت هيچ شكمي سير نميشود و يكي از هزاران مشكل معلمان حل نميگردد.
مگر شما نبوديد كه در روزهايي كه هنوز مزة ثروتهاي كلان را نچشيده و به قدرت مطلق نرسيده بوديد فرياد ميزديد «من لامعاشَ له لا معادَ له» كسي كه معاش ندارد معاد ندارد، پس امروز اين همه وعدة دروغ و فريب و نيرنگ براي چيست؟
و چرا همة وعدههايي را كه پيش از رسيدنِ به قدرت داده بوديد فراموش كرديد و تا آنجا رفتيد كه با زندان و باطوم و شكنجه كرامت معلم را پاس!! داشتيد. من به عنوان يك معلم سالخوردة دانشگاه وظيفة خود ميدانم مشتتان را باز كنم و بگويم شما در دروغگويي و لافزني سرآمد دروغگويانِ بزرگ تاريخ هستيد و اين دو بيت را تقديمتان نمايم.
اي شمايان مدعي بر مهر و داد اي به ظاهر «احمد» و باطن «قباد»
اي شما قدرت بدستانِ زمان وايتان و وايتان و وايتان
درونِ ساختمان امور بازنشستگان دانشگاه تهران در جستجوي فيش حقوقِ ارديبهشتماه 1386 بودم و خواه و ناخواه به حقوقِ ساير همكاران اعم از استاد و كارمند نظر افكندم. اكثريت قريب باتفاقِ دريافتي همكارانِ بازنشسته زير خط فقرِ اعلام شده از سوي حاكميت بود ( خط فقر=400 هزار تومان).
پس از ترك ساختمانِ امور بازنشستگان به خيابانِ 16 آذر همانجا كه هر گوشة آن خاطرهاي را در ذهنم تداعي ميكند وارد شدم. چند بار نظري به فيش حقوقم انداختم ( 2363482 ريال حقوق و با عائلهمندي جمعاً 2861146 ريال پس از كسر بيمه 2785639 ريال) احساس كردم با حقوق ماهيانه دويست و هفتاد و هشت هزار تومان مانند بسياري از همكارانم و ديگر معلمان و كارگران و... چقدر فقيرم و در كشوري با اين ثروتهاي عظيم چند ميليون خانواده مانند خانوادة من زير خط فقر زندگي ميكنند، خسته و نگران، انتهاي خيابان 16 آذر روبهروي درب ورودي دبيرخانه دانشگاه، كنار پيادهرو به نردههاي دانشگاهي كه از سوي مردم سنگر آزادي نام گرفت تكيه دادم تا بغضِ در گلومانده را فرو دهم، ناگهان در كنار درب وروديِ دبيرخانه پارچهاي را ديدم كه روي آن با امضاء روابط عمومي دانشگاهِ تهران نوشته بود : انتخاب حضرت آيتالله عميد زنجاني رياست محترم دانشگاه تهران را بعنوان استاد ممتاز دانشگاه تبريك ميگوييم. ادامه در وبلاگ جنبش فرهنگيان نصف جهان


بنا بر گزارشات رسيده آقاي حامد واعظ تقوي سخنگوي انجمن مستقل فرهنگيان از روز شنبه 20/1/86 بعد از ظهر ناپديد شده و عليرغم مراجعات خانواده وي به ستاد خبري وزارت اطلاعات و زندان اوين متاسفانه خبري از وي بدست نيامده است. به احتمال زياد وي به بند 209 زندان اوين منتقل شده است.
آقاي واعظ تقوي يکي از شرکت کنندگان در اعتراض معلمان در مقابل مجلس شوراي اسلامي بوده است.
وي در بيانيه اي در 18/1/86 از معلمان سرکوب شده درخواست کرده بود که در مقابل آموزش و پرورش به اعتراضات خود ادامه دهند.همچنين بنا بر گزارش ديگر 15 تن از معلمان بازداشتي همچنان در بند 7 زندان اوين نگهداري مي شوند.
دادگاه انقلاب با صدور قرار وثيقه هاي سنگين از آزادي آنها جلوگيري کرده است.منبع: فعالان حقوق بشر در ايران




يكسانسازي حقوق و مزايا ( عدالت وارونه ) با پلكان معكوس
معاون برنامهريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش گفته بود كه در احكام سال 86 افزايش حقوقها به صورت پلكاني خواهد بود به اين معني كه براي حقوقهاي كمتر، افزايش در حدود 82 هزار تومان خواهد بود و براي حقوقهاي بالاتر در حدود 48 هزار تومان. به اين ترتيب به ازاي هر افزايش 30 هزار توماني 10 درصد از حق تعديل كم خواهد شد.
اين برنامه شايد براي كساني كه از دور به اين سيستم نگاه ميكنند ظاهر خوشايندي داشته باشد. يعني افراد تصور ميكنند كه بالاخره حق به حقدار ميرسد و با اين كار مستضعفان به حق خود ميرسند و همه حقوق يكساني ميگيرند. اما واقعيت اين است كه عدالت ( حق را به حقدار دادن ) با مساوات يعني به همه يكسان دادن متفاوت است. مساوات در اين مورد خود نوعي ظلم است هم به فرد و هم به جامعه. سخن بر سر اين نيست كه حقوق كمي به مدارك پايينتر داده شود، همهي ما در اين جامعه زندگي ميكنيم و نيازهاي مشتركي هم داريم، همه بايد بتوانند با دريافتي خود زندگي مناسبي داشته باشند، اما يك سيستم پرداخت حقوق ( مخصوصا در آموزش و پرورش ) بايد پيام مثبت داشته باشد نه پيام منفي. اين سيستم پرداخت حقوق به معلم با مدرك بالا اين پيام را دارد كه تو اشتباه كردهاي بيشتر درس خواندهاي؟ به معلم با مدرك پايين هم پيام ميدهد به فكر تحصيل بيشتر نباش و در همين حد بمان!
از سالها قبل افراد با تحصيلات كارشناسي ارشد و دكترا اعتراض داشتند كه چرا حقوق آنها با صاحبان مدارك پنجم ابتدايي و سيكل يا ديپلم تفاوت چنداني ندارد؟ آنان وقتي احكام حقوق خود و مدارك پايينتر را مقايسه ميكردند براي خودشان متأسف ميشدند كه سالها تحصيل بيشتر آنها در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا در عمل براي آنها تفاوت دريافتي در حد 30 يا 40 هزار تومان ايجاد كرده است كه با صدور احكام جديد اين تفاوت هم از بين رفته است. در واقع نظام هماهنگ در داخل آموزش و پرورش اجرا شده است و خدمتگذار و سرايه دار و ليسانس و فوق ليسانس به يك اندازه حقوق ميگيرند، حتي در بعضي موارد مدارك پايينتر حقوق بيشتري ميگيرند، به عنوان مثال در مدرسه ما حقوق فوق ديپلم با گروه 9 و 11 سال سابقه از حقوق هم رشته خود با مدرك ليسانس ، گروه 11 و 13 سال سابقه، بيشتر است!!! حال با چه انگيزه اي بايد فرهنگيان ادامه تحصيل دهند ؟!
متاسفانه رييس جمهور در روز استيضاح وزير آموزش و پرورش، از طرح پلكاني معكوس دفاع كرده و آن را يك طرح كارشناسي شده ميداند !!!
خوب است كه مسئولين ابتدا بازخورد اجراي طرحهاي خود در جامعه را بررسي كرده، بعدا از آن دفاع كنند.


آفرين بر همت و غيرت خميني شهريها
باز هم حمايت معلمان خميني شهر از
سيد مجتبی ابطحي
همكار فرهنگي زنداني در بند ۲۰۹ اوين
يكشنبه سي ام ارديبهشت ساعت ده صبح تجمع در اداره(خمينی شهر)
از تمامي همكاران اصفهاني و ديگر شهرستانهاي اصفهان نيز دعوت به شركت و همبستگي شده است.
********************
عاشقان عدالت، دوستان، همکاران و دليران زنداني
نام و ياد وافتخار پايداريهاي شما در تاريخ به ثبت خواهد رسيد. و سينه به سينه به آيندگان گفته خواهد شد، تا هيچگاه زمين از انسانهاي آزاده تهي نباشد. هيچ دلمان براي شما تنگ نمي شود زيراارزش شما بيشتر ازآن است، که ما دلمان براي شما بسوزد.
ما در کنج هر محفلي به دوستي با شما افتخار مي کنيم.
آقايان:
منصور ميرزايي
سيد مجتبي ابطحي
ميراکبر رئيس زاده
يزدي باشيد، اصفهاني باشيد يا تهراني براي ايرانيان ايراني هستيد و براي آزادگان، آزاده ايد.
براي خودم دلم تنگ است که در کنج خانه خزيدهام.
آفرين به پايداري شما، آفرين به حق گويي و عدالت خواهي شما، به راستي که شما عاملان به آيات قرآن هستيد. و مردم را به غير زبان تان به سوي حق و حقيقت فرا مي خوانيد. شماآموزگاران ديني، ملي و انساني هستيد.
پايداري شما آرزوي ماست
کانون معلمان ايران
********************
آقاي نادر آهنگري دبير هنرستان شهيد قاسمي منطقهي ۹ تهران در روز ۱۲/ارديبهشت/۸۶ پس از ايراد سخنراني کوتاهي در جمع معلمان تجمع کننده در جلوي سازمان آموزش و پرورش تهران توسط نيروي هاي امنيتي دستيگراما باوساطت معلمان حاضر آزادمي شود،متاسفانه موبايل ايشان در دست نيروهاي امنيتي مي ماند.با پيگيري نيروهاي امنيتي آقاي آهنگري مجبور مي شود،به کلانتري ۱۰۴ مصلا رفته و درآنجا بادستان زنجير شده به دادگاه انقلاب معرفي شود،ايشان پس از ۱۲ روز زنداني و باقرار وکالت آزاد شده است.
سربلندي و سرافرازي ايشان رااز خداوند توانا خواستاريم
*************
مهمترين کار امروز ما حمايت مالي ازانفصال شدگان از خدمت وآزادي دوستان دربند است.
اگر هر فرهنگي فقط ۱۰۰۰ تومان براي كمك به همكاران انفصال شده از خدمت هديه كند، با توجه به تعداد ۱۲۰۰۰۰۰ فرهنگي سراسر كشور مبلغ قابل توجه يك ميليارد و دويست ميليون تومان كمك جمع آوري خواهد شد!!!۱۰۰۰* ۱،۲۰۰،۰۰۰ = تومان ۱،۲۰۰،۰۰۰،۰۰۰
!!! اين است قدرت فرهنگيان ايران
*****
شماره حساب 2333 نزد بانك ملي طرقبه مشهد متعلق به انجمن صنفي فرهنگيان طرقبه
و
شماره حساب جاري ۱۰۶۳۶ نزد بانک ملت شعبه بلوار شهيد آيت الله مدني همدان
به منظور واريز وجوه نقدي همکاران فرهنگي براي حمايت از همکاراني که در فعاليت هاي صنفي معلمان آسيب ديدهاند.


هشدار شديد جمهوري اسلامي به احمدينژاد
آفتاب: روزنامه «جمهوري اسلامي» در سرمقاله شماره روز چهارشنبه خود نسبت به خروج دولت نهم و شخص رييسجمهوري از «مسير تعادل» هشدار داد و اعلام کرد که تداوم اين وضعيت، «كشور را بهسوي يك فاجعه به پيش ميبرد؛ فاجعهاي كه با هيچ وسيلهاي قابل كنترل نخواهد بود».
اين روزنامه در سرمقاله خود توضيح داده: حوادث پياپي در يكماه و نيم اخير كه همگي حكايت از تصميم گيري هاي غيرمتعادل دارند متاسفانه بوي آزاردهنده «افراط» و فاصله گرفتن از «تعادل» را به مشامها ميرسانند. ماجرائي كه فاصله گرفتن از تعادل و تسليم «افراط» شدن را به اوج رساند، تصميم شتابزده رئيس جمهور درباره مديرعامل و اعضاي هيئت مديره بيمه ايران بود. قبل از آن نوع برخورد با نظاميان نيروي دريائي انگليس كه به آبهاي سرزميني كشورمان تجاوز كرده بودند يك اخطار در همين زمينه بود كه جدي گرفته نشد. ماجراي بخشيدن يك بخش از استان فارس به يك شهر و بلوائي كه بر سر آن در جريان سفر رئيس جمهور به آن استان برپا شد و همه ما آنرا به حساب يك غفلت گذاشتيم و از كنارش با سكوت گذشتيم نيز مورد ديگر بود و فقره اخير نيز نوع اظهارنظر رئيس جمهور درباره برقراري رابطه با مصر است كه در مصاحبه ايشان در ابوظبي بيان شد.
سرمقاله «جمهوري اسلامي» تاکيد دارد: اين تعداد اشتباه از يك رئيس جمهور در مدتي كمتر از يكماهونيم (از 14 فروردين تا 24 ارديبهشت 86 ) آنهم در مسائل مهمي كه بعضي از آنها به سياست خارجي و بعضي ديگر به مديريت كشور و آبروي اشخاص و اعتبار نهادها و بنيه اقتصادي كشور مربوط مي شود، بسيار زياد است . به نظر ميرسد سكوت درباره اين امور جايز نيست و به معناي ترجيح دادن منافع جزئي بر مصالح كلي نظام و كشور و ملت است.
در ادامه اين مطلب آمدهاست: ميتوان به سبك روزنامههاي وابسته به دولت و رسانهملي براي هر يك از اين تصميمات هورا كشيد و كف زد و تفسير و تحليل و سرمقاله منتشر كرد و البته بعد از دو سه روزي با كمال شرمندگي يكباره سكوت فرمود و يا آن تعريف و تمجيدها را پس گرفت. اما اينها زيبنده رسانههاي يك كشور اسلامي و انقلابي نيست معلوم است كه از باب « حب الشيئي يعمي و يصم» يا براساس «منافع و مصالح جناحي» و يا بهصورت «دستوري» ميتوان مرتكب چنين روشهائي شد ولي اصحاب چنين رسانههائي قطعا نميتوانند به اين سئوال پاسخ بدهند كه امكانات و اموال بيت المال را آيا ميتوان اينگونه در خدمت تمايلات قرار داد؟
در ادامه اين مطلب، به انتقاد از عملکرد دولت در هريک از اين موارد پرداخته شده که مشروح آن چنين است:
1- بازداشت نظاميان نيروي دريائي انگليس كه در سوم فروردين سال جاري به آبهاي سرزميني ايران در جنوب تجاوز كرده بودند، اقدامي شايسته و درخور تقدير بود. اين حق نيز براي مسئولان نظام وجود دارد كه به هر دليل كه خود تشخيص ميدهند، افراد بازداشت شده را آزاد كنند. از نوع اعلام آزادي حتي با استفاده از عنوان « عفو » هم كه بايد پس از محاكمه و تصميم گيريهاي قضائي باشد در ميگذريم و فقط اين سئوال را مطرح ميكنيم كه در كدام كشور و كدام عرف مرسوم است كه دزدان دريائي و متجاوزان به سرزمين اين و آن را تكريم كنند و نفر اول اجرائي كشور با آنها دست بدهد و به آنها هديه بدهند و لباس نو بپوشانند و با سلام و صلوات بدرقهشان كنند؟
راه صحيح اين بود كه آنها را با همان لباس خودشان سوار قايق ميكرديد و همراه با چند سرباز به همان نقطه دريائي كه بازداشت شده بودند، ميفرستاديد و به نظاميان عراقي تحويلشان ميداديد. اين طوري علاوه بر اينكه به اهداف سياسي خود ميرسيديد، آنهمه انتقاد و سئوال را هم در افكار عمومي پديد نميآورديد تا رسانههاي وابسته به دولت مجبور شوند دستگيري قدرتمندانه و بدرقه ناشيانه را در يك رديف قرار دهند و هر دو را نشانه قدرت و تدبير و درايت!!! شما قلمداد كنند.
2 ـ شورشهاي چند روزه اقليد عليه تصميم رئيسجمهور در مورد الحاق بخش « خسرو و شيرين » به آباده را نميتوان تاييد كرد ولي بدون ترديد آن تصميم را هم نميتوان تاييد كرد. حتي قبل از انقلاب شاه هم كه خود را مالك و صاحب كشور و ملت ميدانست به خودش اجازه نميداد وقتي مردم يك شهر ميگويند فلان بخش را به شهر ما ملحق كن او همانجا بگويد: «مال شما باشد!» اين قبيل امور مجاري قانوني دارند و بايد مراحلي را از جنبههاي سياسي و امنيتي و اجتماعي طي كنند تا به نتيجه برسند. آيا تجربيات استان شدن قزوين و تقسيم شدن خراسان به سه استان در اين زمينه براي كسي كه خود مدتي فرماندار و استاندار بود، كافي نيست!
3 ـ مبارزه با فساد در دستگاهها يك نقطه قوت براي هر دولتي است كه واقعا درصدد چنين مبارزهاي ( البته بدون اهداف تبليغاتي و سياسي و نان آن را خوردن ) باشد. اين مبارزه اگر از سرعت و قاطعيت برخوردار باشد، يك اقدام انقلابي است. اما همين كار اگر بدون حساب و كتاب و خارج از چارچوبهاي قانوني و اخلاقي و رعايت حرمت و كرامت انسانها صورت بگيرد، نه تنها يك اقدام انقلابي نيست بلكه متهم ساختن انقلاب است.
تكيه بر گزارش يك فرد اخراجي از بيمه ( كه وزارت اطلاعات او را از حراست بيمه ايران اخراج كرده و توسط رئيس ديوان محاسبات به سمت بازرسي گمارده شده است ) نمودن و بدون بررسي هاي قانوني حكم عزل همه اعضاي هيئت مديره و مدير عامل بيمه ايران را صادر كردن خسارتهائي براي اقتصاد مديريت اعتماد عمومي و مهمتر از همه آبروي اشخاص و خانوادهها دربر دارد.
رئيس جمهوري كه « مهرورزي نسبت به همه بندگان خدا» را شعار خود قرار داده چگونه به خود اجازه ميدهد با تكيه بر چنين گزارشي آنهم قبل از آنكه مراحل قانوني طي شود و صحت و سقم ادعاها روشن گردد به وارد شدن چنين لطماتي به آبروي اشخاصي كه بايد تحت حمايت او باشند، راضي شود؟
ترديدي نيست كه اين كار رئيسجمهور با قصد لطمه زدن به آبروي اين افراد صورت نگرفته ولي اين كافي نيست رئيسِجمهور بايد تحفظهائي داشته باشد كه مانع خدشه وارد شدن به كرامت آحاد مردم شود. فرزندان اين افراد بعد از آنكه آبروي پدران آنها از طريق تبليغات رسانهاي بويژه صدا و سيما برباد رفته و به حيف و ميل بيت المال متهم شدند در مدارس و دانشگاهها و جامعه چگونه از حيثيت خانوادگي خود دفاع كنند؟ همسران آنها در برابر فاميل و همسايگان چه بگويند؟ خود آنها براي جبران حيثيت خود چه كنند؟ اعتماد مردم به بيمه را چگونه ميتوان برگرداند؟ و...
رئيس ديوان محاسبات همان است كه سال گذشته از قول يك فرد سوري گفته بود اگر قرار باشد خدا پيامبر ديگري بفرستد، او آقاي احمدي نژاد خواهد بود. همان وقت افراد زيادي از جمله عدهاي از نمايندگان مجلس به رئيس جمهور توصيه كردند با اين فرد برخورد كند. اگر به اين توصيه عمل ميشد، اكنون او نميتوانست عامل چنين خطاي بزرگي باشد.
بعضي از اصولگرايان براي اين اقدام تعبير « پوست خربزه زير پاي رئيس جمهور گذاشتن» را بهكار بردهاند. اين تعبير براي تبرئه كردن رئيس جمهور خوباست ولي واقعيت ايناست كه اينها بازي با الفاظ است زيرا تقصير را به گردن دوروبري ها انداختن هرگز مشكلي را حل نميكند. از طريق بازي با كلماتي از قبيل «تقصير» و «قصور» نميتوان ضعفهاي اساسي را ناديده گرفت . رئيس جمهور نبايد به خود اجازه بدهد قانون را دور بزند و درباره چيزي كه نيازمند بررسي و تصميم گيريهاي قانوني توسط عناصر حقوقي و قضائي است، راسا تصميم بگيرد و آنرا از طريق رسانه ملي اعلام كند.
4- شايد بتوان گفت شعارهاي بازگشت به دوران امام خميني سردادن با برقراري رابطه با مصر بدون آنكه دولت مصر از كمپ ديويد فاصله بگيرد و آنچه در فرمان حضرت امام در زمينه قطع رابطه با دولت مصر آمده (بسم الله الرحمن الرحيم. جناب آقاي دكتر يزدي وزير امورخارجه با در نظر گرفتن پيمان خائنانه مصر و اسرائيل و اطاعت بي چون و چراي دولت مصر از آمريكا و صهيونيست دولت موقت جمهوري اسلامي ايران قطع روابط ديپلماتيك خود را با دولت مصر بنمايد. روح الله الموسوي الخميني 58 2 11 )
در دنياي امروز كه دنياي تضادها و عجايب است چيز غريبي نيست ولي تمايل نيست به برقراري رابطه با دولت حسني مبارك كه دلال صهيونيسم است و انقلابيون مصر و فلسطين و جهان عرب او را مهره آمريكا و رژيم صهيونيستي ميدانند را با ملتمسانهترين عبارت بيان كردن در شان نظام جمهوري اسلامي ايران نيست.
اينكه رئيسجمهوري اسلامي ايران در مصاحبه مطبوعاتي خود در ابوظبي ميگويد: «ما به شكل قاطع در پي تجديد رابطه با مصر هستيم و اگر دولت مصر اعلام آمادگي كند تا پايان وقت اداري همين امروز سفارت ايران در قاهره را برپا ميكنيم»، چه مفهومي غير از التماس براي برقراري رابطه با دولت حسني مبارك با ويژگيهائي كه اشاره كرديم، ميتواند داشته باشد؟
حتي براي برقراري رابطه با يك دولت مستقل و آزاد و مقتدر و محبوب و مردمي اين چنين ملتمسانه و سر از پا نشناخته سخن گفتن با مصالح كشور منطبق نيست، چه رسد به دولت حسني مبارك كه منفور و ضد مردمي و دلال صهيونيسم و نوكر آمريكاست. آنهم درست در زماني كه اجلاس شرم الشيخ به ميزباني همين دولت و با هدف خارج ساختن حاكميت از دست اكثريت شيعه عراق برگزار شد و درست در روزي كه توطئه دولت مبارك با چند كشور عربي براي سرنگوني دولت نوريمالكي افشا شد و درحاليكه هنوز پرچم شاهي بر روي قبر شاه معدوم در مسجد رفاعي قاهره خودنمائي مي كند و هرساله با ميزباني حسني مبارك مجلس يادبود شاه با حضور فرح و درباريها در قاهره برگزار ميشود.
ما با اين التماس و تمناي برقراري رابطه با دولت وابسته حسني مبارك چه جوابي براي انقلابيون مصر و فلسطين و جهان عرب و جهان اسلام داريم؟ با فرمان امام و مساله كمپ ديويد ميخواهيم چه كنيم؟
شما اگر ميخواهيد با حسني مبارك رابطه برقرار كنيد بسم الله ولي لااقل همان شرطهائي كه او قبلا پذيرفته بود ولي چون عمل نكرد حتي وزير خارجه دولت اصلاحات كه شما آنرا دولتي غير انقلابي و اهل مسامحه ميدانيد حاضر نشد رابطه برقرار شود را رعايت كنيد.
وانگهي حتي اگر شرط ها هم محقق شوند اين شتابزدگي غير منطبق با واقع و قبل از طي شدن مراحل قانوني چيست كه شما را وادار مي كند بگوئيد «اگر دولت مصر اعلام آمادگي كند تا پايان وقت اداري همين امروز سفارت ايران را در قاهره برپا ميكنيم» سفارت برپا كردن كه خم رنگ رزي نيست ...
در ادامه مطلب تاکيد شده: ما دوست نداريم رئيس جمهورمان طوري سخن بگويد و طوري تصميم بگيرد كه به عدم برخورداري از «تعادل» متهم شود. اگر ميخواهيد شعار «دولت عدالت محور» به عمل نزديك شود، بايد طوري سخن بگوئيد و عمل كنيد كه همگان «تعادل» را در اظهارات و عملكردهايتان احساس و لمس كنند زيرا تعادل محور عدالت است. اينگونه بودن را براي شما آرزو ميكنيم آقاي رئيسجمهور.به نقل از بازتاب



سخني با مجلسيان
آقايان هيئت رئيسه و مجلسيان محترم :
بدانيد كه شما با عدم رسيدگي به خواستههاي صنفي و به حق فرهنگيان و دادن راي به ابقاي وزير ناتوان و بيكفايت آموزش و پرورش، بزرگترين ظلم و خيانت را در حق بيش از يك ميليون فرهنگي و پانزده ميليون دانشآموز روا داشتيد.
بدانيد كه ديگر جايي در قلبهاي ما معلمان نداريد. معلمان شما را امين خود ميدانستند و مجلس را خانه خود !!! ولي جلوي خانه خود كتك خوردند و هتك حرمت شدند و شما دم برنياورديد.
شماها روا داشتيد كه وزير ناتواني در راس آموزش و پرورش اين مملكت باقي بماند كه حتي، از خود اختيار استعفا دادن و حرف زدن را هم ندارد، و با اين كارتان مهر تاييد بر نابودي آموزش و پرورش و فرهنگ اين مرز و بوم زديد !!!
شماها روا داشتيد كه وزير ناتواني در راس آموزش و پرورش اين مملكت باقي بماند كه درايت و توانايي اداره و كنترل يك مدرسه را هم ندارد !!!
شماها روا داشتيد كه وزيري ناتواني در راس آموزش و پرورش اين مملكت باقي بماند كه ظلمهاي بيشماري را در حق معلمانش ديد و دم برنياورد !!!
ديد كه نيروهاي انتظامي با معلمانش چه برخورد زشتي داشتند و چه بيحرمتيها كه به معلمان روا نداشتند و باز هم سكوت كرد !!!
سكوت كرد و ديد كه چگونه وزارت ارشاد به خود اجازه داد كه با سانسور خبري گسترده، صداي عدالتخواهي و حق طلبي معلمان را از صحنه جرايد و مطبوعات حذف كند و اجازه ندهد كه هيچكس حتي آنرا بشنود و باز هم سكوت كرد !!!
سكوت كرد و ديد كه معلمانش را بر خلاف قانون، در كلاس درس و در منزل و شب و نيمه شب به جرم عدالتخواهي بازداشت كردند و بدون تفهيم اتهام راهي زندان كردند و بر خلاف قانون حتي به وكلا و خانوادههاي آنان هم اجازه ملاقات با آنها را ندادند، و باز هم سكوت و سكوت و سكوت !!! و خيلي سكوتهاي ديگر !!!
آقاي وزير مگر كرسي وزارت چقدر ارزش دارد كه اين قدر سكوت را روا باشد، آن هم زماني كه شما بخواهيد در راس وزارتخانهاي بمانيد كه بيش از يك ميليون فرهنگي شاغل در آن از شما رضايت ندارند ؟؟؟ لطفا كمي تامل كنيد !!!


آفتاب: يکي از نمايندگان امضاکننده طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش مخالفت مجلس با استيضاح را محصول لابي دولت، رايزني يکي از احزاب جناح راست سنتي و تلاشهاي هيأت رئيسه دانست. پيش از اين برخي خبرها مبني بر رايزنيهايي در راستاي ابقاي محمود فرشيدي در وزارت آموزش و پرورش در مقابل انتصاب علي کردان به سمت وزارت نفت شنيده ميشد.
بر اساس اين خبر غير رسمي برخي رايزنيها پيرامون موضع راي مخالف به استيضاح فرشيدي و در عوض تصدي پست وزارت نفت به علي کردان که يکي از نزديکترين نيروها به جناح راست سنتي است ميان برخي از چهرههاي برجسته هيات رييسه مجلس و مديران ارشد دولت شنيده شده بود.
اين نماينده که نخواست نامش فاش شود در گفتوگو با خبرنگار سياسي آفتاب در ادامه درباره پيشبينيهاي روزهاي اخير درباره عدم موفقيت فرشيدي گفت: من هنوز باور ندارم که اين اتفاق افتاده است. ما بايد با دوستان اصولگرا بنشينيم و تحليل کنيم که چه اتفاقي افتاد.
وي ادامه داد: اسامي تمامي مخالفان و موافقان استيضاح مشخص است. تا سه روز پيش هم اين امضاها و نامها پابرجا بود ولي دليل اين چرخش ناگهاني را من هم نميدانم. روز استيضاح همه چيز برگشت.
اين نماينده با بيان اينکه هرگاه يکي از نمايندگان در مخالفت با فرشيدي سخن ميگفت رئيس مجلس به او تذکر ميداد که خارج از موضوع حرف نزند افزود: در مقابل، نماينده موافق وزير، هر چه ميخواست ميگفت و موضعگيري هيأت رئيسه در اين باره مشخص بود.
وي در تحليل رأي مخالف مجلس به استيضاح فرشيدي اظهار داشت: آنچه مشخص است اين اتفاق ناشي از هماهنگي يک مثلث بود که اضلاع آن، لابي دولت، تلاشهاي هيأت رئيسه و لابيهاي برخي نمايندگان بانفوذ مجلس بود. همه ميدانند که نمايندگان پيش از جلسه رأي خود را مشخص ميکنند و کسي روز استيضاح رأي نميدهد. برآوردها و احتمالها تماما مبتني بر عدم ابقاي وزير بود.


نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در جلسه علني چهارشنبه، 26 ارديبهشت، پس از نطقهاي قبل از دستور وارد بررسي طرح استيضاح آموزش و پرورش در ساعت 36/9 شدند. محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش ساعت 25/9 وارد مجلس شد.
به گزارش ايسنا، رئيسجمهور نيز ساعت 38/9 به همراه وزراي كار، اقتصاد، جهادكشاورزي، فرهنگ و ارشاد اسلامي و سعيدلو معاون اول خود وارد صحن شدند. ابوترابيفرد نايب رئيس مجلس و ناطق نوري ديگر عضو هيات رئيسه، رئيسجمهور را هنگام ورود به صحن علني همراهي ميكردند.
حدادعادل از رئيسجمهور خواست تا روي صندلي خود قرار گيرد، هم چنين از نمايندگان خواهش كرد تا از اطراف احمدينژاد فاصله گيرند و به صندليهايشان بازگردند.
حدادعادل پس از نطق سومين استيضاح كننده گفت: از نمايندگاني كه در موافقت با استيضاح صحبت ميكنند خواهش ميكنم در بندهايي كه در طرح استيضاح آمده صحبت كنند، چون صحبت در مورد مطلبي كه در متن استيضاح ذكر نشده خلاف آئيننامه است و چون وزير مطلع نبوده نبايد انتظار داشت براي پاسخگويي اعداد و ارقام در اختيار داشته باشند.
اين صحبت حدادعادل تذكر طلايينيك و قنبري را به همراه داشت كه قنبري در تذكر خود خطاب رئيس مجلس گفت: اين گونه صحبت بوي مخالفت با استيضاح را ميدهد، در اين هنگام نمايندگان در مخالفت با تذكر قنبري فرياد دو دو را سر دادند.
در ساعت 11 و 25 دقيقه يك ساعت و نيم وقت اوليه موافقان استيضاح به پايان رسيد و نوبت به استيضاح شوندگان رسيد و فرشيدي وزير آموزش و پرورش براي دفاع از خود پشت تريبون قرار گرفت.
پس از اظهارات كوهكن ساعت 12 و موقع اذان شد و لذا طبق آئيننامه درخواست حدادعادل براي تمديد وقت جلسه به راي گذاشته شد و نمايندگان با 172 راي موافق با اين درخواست موافقت كردند و در اين هنگام تعدادي از نمايندگان از جمله اختري خواستار ارايه تذكر به خاطر رسيدن وقت نماز شدند، اما تذكر خود را بيان نكردند. پس از آن حدود 12-10 نفر از نمايندگان به امامت علياكبر ناصري نماينده بابل در گوشهاي از صحن علني به اقامه نماز پرداختند.
رئيسجمهور نيز براي دقايقي از جلسه خارج شد.
به هنگام اظهارات فاطمه آجرلو در موافقت با وزير تعدادي از نمايندگان از جلسه خارج شدند و جلسه از حد نصاب افتاد و حدادعادل در تذكري از آنها خواست از جلسه خارج نشوند.
وي افزود: بايد 194 نماينده در جلسه حاضر باشند، چون مذاكرات با رايگيري منتهي ميشود و سپس شاهين محمدصادقي در كنار درب صحن علني به درخواست حدادعادل ايستاد تا از خروج نمايندگان جلوگيري شود.
ساعت 30/12 بود كه نوبت به موافقان استيضاح رسيد كه از نيم ساعت وقت باقي مانده خود استفاده كنند و رضا طلايينيك براي صحبت پشت تريبون قرا گرفت و 15 دقيقه آخر وقت نيز مورد استفاده كاظم جلالي در موافقت با استيضاح قرار گرفت.
قدرتالله عليخاني در هنگام صحبتهاي جلالي در تذكري به رئيس مجلس گفت: به آقاي باهنر نايب رئيس مجلس دستور دهيد كه در جاي خود بنشيند تا اين ابهام پيش نيايد كه از حالا دارد تبليغ ميكند، كه اين تذكر عليخاني فرياد دو – دو نمايندگان را به همراه داشت.
حدادعادل در پاسخ به عليخاني گفت: من هميشه از آقاي باهنر در روزهاي استيضاح خواهش ميكنم كه فرماندهي صف را به عهده گيرند و تحرك ايشان براي اين است كه كارتهاي راي به موقع توزيع شود و بايد از ايشان تشكر كنيم.
راس ساعت 13 بعدازظهر شد كه پس از تمام صحبتهاي موافقان استيضاح، رئيسجمهور به ايراد سخنراني و دفاع از فرشيدي پرداخت.
به هنگامي كه احمدينژاد پشت تريبون قرار گرفت، خطاب به نمايندگان گفت: شما خسته هستيد كه حدادعادل جواب داد به قول شما دشمن خسته است و نمايندگان خسته نيستند.
درهنگام صحبت رئيسجمهور كارتهاي راي در رنگهاي زرد، كبود و سفيد بين نمايندگان توزيع شد.
رأس ساعت 13 و 23 دقيقه صحبتهاي ريس جمهور به پايان رسيد و رئيس مجلس از احمدينژاد و ساير وزرا درخواست كرد تا از جلسه خارج شوند و گفت: زمان رايگيري رسم بر اين است كه فقط نمايندگان در جلسه حاضر باشند.
وي از رئيسجمهور و وزرا تشكر كرد و همچنين از همكاري نمايندگان با هيات رئيسه تشكر كرد و از نمايندگان خواست تا از جلسه خارج نشوند و در صندلي خود قرار گيرند.
رئيس مجلس در ادامه خطاب به مودبپور گفت: به صندلي خود بازگرديد، حالا كه بعد از مدتي كه كسالت داشتهايد و به مجلس بازگشتهايد روي صندلي خود بنشينيد؛ چون صندلي در فراغ شما ناله ميكند.
رئيس مجلس درادامه از علي احمدي، عادل آذر،آفريده، پشنگ، تمدن و بزرگي خواست تا پس از اتمام رايگيري در شمارش آرا شركت و نظارت كنند.
وي گفت: هيچ كس غير از اين 6 نفر به هيات رئيسه مراجعه نكند.
حدادعادل از باهنر خواست در مجلس را كنترل كند تا كسي خارج نشود.
رئيس مجلس تعدادي كارتهاي توزيع شده را 238 كارت اعلام كرد.
در نهايت 89 نماينده موافق استيضاح و 132 نفر نماينده مخالف استيضاح و 17 نفر ممتنع بودند؛ به اين ترتيب محمود فرشيدي همچنان وزير آموزش و پرورش باقي ماند و حدادعادل براي وي آرزوي موفقيت كرد.
بنابراين جلسه امروز راس ساعت 13 و 35 دقيقه به اتمام رسيد و حدادعادل جلسه آينده مجلس را 30 ارديبهشت اعلام كرد.















دهن كجي مجلسيان و حداد( ناعادل ) به فرهنگيان
استيضاح محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش امروز در مجلس راي نياورد .
محمود فرشيدي همچنان وزير آموزش و پرورش است !

محمود فرشيدي، نهمين وزير آموزش و پرورش كشور ابقا شد تا بار ديگر بر همگان روشن شود كه كنار گذاشتن مدير وزارتخانهاي كه مديريت آن سهل و ممتنع است، يا آسان نيست، يا منطقي و علمي به نظر نميرسد.

به گزارش سرويس آموزش و پرورش ايسنا، سوابق استيضاح وزراي پيشين آموزش و پرورش اين امر را بارها اثبات كرده بود، به همين لحاظ امروز وقتي فرشيدي در برابر موافقان استيضاحش، شنونده انتقادات و گلايهها بود، شايد بيش از همه اين را ميدانست كه جريان استيضاح، خواه متاثر از رويكردهاي سياسي باشد يا خير، بيش از آنكه تهديدي براي وزارتخانه محسوب شود، به عينه، يك فرصت براي وزيري است كه بايد بر همگان يادآور شود وزارت پروسعت آموزش و پرورش كه به گفته رييس دولت نهم، ٦٠ درصد دولت را تشكيل ميدهد، اساسا داراي چنان مشكلات زيربنايي است كه استيضاح وزير براي حل آنها راه به جايي نميبرد و امروز شاهد حرفهايي از سوي موافقان استيضاح بوديم كه شايد وزراي پيشين آموزش و پرورش نيز آنها را بارها و بارها از قول منتقدان خود شنيده بودند:

«آقاي وزير، تنها ٣ درصد مدارس فرسوده مقاومسازي شدندهاند، اعتراض صنفي فرهنگيان در ماههاي گذشته دليلي جز نارضايتي آنها از وضعيت معيشت حقوقشان نداشته و تعليق آنها نيز سبب شده حرمت فرهنگيان از بين برود. شما عنوان كرده بوديد كه قدرت خريد معلمان دو برابر ميشود؛ در حاليكه بايد بگوييد تاكنون چه اتفاق و حركتي در اين زمينه رخ داده است؟ اگر وزير آموزش و پرورش از منابع كشور اطلاع نداشته، براي فرد وزير خوب نبوده است. آيا وزير نميدانسته كه منابع كشور امكان ارائه چنين وعدههايي را به معلمان ميدهد يا نه؟ قدرت خريد فرهنگيان هر ساله نسبت به ميزان تورم و طبق برنامه افزايش مييافت و ما از سال ٦٨ پايان جنگ، همواره اين نسبت را داشتهايم و در دورهاي كه تعديل اقتصادي نيز به وجود آمد، قدرت خريد مردم به ١/١١ درصد كاهش پيدا كرد كه اساسا منفي بوده و اين امر نيز طبيعي اعلام شده است.
امسال ٥ تا ٨ درصد به حقوق فرهنگيان افزوده شده، درحاليكه اين امر خلاف برنامه بوده و بايد ١٥ درصد به حقوق كاركنان دولت افزوده ميشد؛ در بحث بيمه نيز در حال حاضر در مقايسه با برخي كشورها، حقوق و مزاياي آنان كم بوده است.
اصلا، دليل ريزش معلمان مرد درآموزش و پرورش براي رفتن به ديگر دستگاهها، اين است که چون سرپرست خانواده هستند، افزايش حقوق آنها قدرت خريدشان را پايين آورده است.
آقاي وزير! شما با چه شناختي آمديد و بيمه داناي فرهنگيان را به بيمه ايرانيان تبديل كرديد و از ١١٠٠ تومان به يك هزار و ٧٠٠ تومان رسانديد؟ تنها اتفاقي كه افتاده، آن بوده است كه آمبولانسهايي كه بايد بيمار را جابه جا كنند در بيمه ايران از ٤٠ هزار تومان به ٦٠ هزار تومان رسيده و اين ثمره اين تغيير بوده است.
در لايحه مديريت خدمات كشوري، دولت مبلغي را پيشنهاد داد و مجلس نيز همينطور! اما شما چه تلاشي كرديد كه حداقل آن لحاظ شده و اين لايحه انجام شود.
در مقاوم سازي مدارس فرسوده، پيشرفت ما تنها ٣ درصد بوده است و از ٦٠٠ ميليارد توماني كه براي استانها تخصيص يافت و به طور مثال در استان لرستان و خراسان شمالي که بيش از ٢٧٠ مدرسه مخروبه و نيازمند مقاومسازي وجود دارد شما ٥ ميليارد تومان اعتبار داديد؛ شما اين ميزان را با كدام معيار و شناخت ارائه كردهايد، درحاليكه اين امر انجام نشده است.
در مجموعه آموزش و پرورش، استعدادهاي بالقوه در رشته مهدسي و عمران داريم كه سالها نيز تجربه دارند، از اين ظرفيتها استفاده نميكنيد و شما در اين شرايط فردي را در حوزه مقاومسازي مدارس گذاشتهايد كه مدرك ليسانس دامپروري داشته است. توقع اعمال مديريت صحيح از سوي معلمان توقع نابجايي نيست.
برخي از معلمان به دليل نداشتن قدرت خريد، ناچار به چند شغله شدن هستند و در مداس غيرانتفاعي تدريس ميگيرند، در حالي كه يك كارگر ساده با ٣٠٠ هزار تومان حقوق توان فرستادن فرزندش را به مدارس غيرانتفاعي ندارد و لذا با توجه به اينكه معلم بايد توان خود را براي جايي كه توقع ايجاد شده بگذارد، نه اينكه در مكاني كه حداقل حقوق را دريافت ميكند، لذا اين امر به كندي آموزش و از دست رفتن انگيزه ميانجامد و نتيجه آن نيز وجود ٤ ميليون مردودي ميشود.
درخواست صنفي فرهنگيان در ماههاي گذشته دليلي جز نارضايتي آنها از معيشت و حقوق آنها ندارد، لذا آيا اين درست است كه وزير آموزش و پرورش با توجه به امتيازاتي كه دارد و يكي از آن امتيازات نيز تعليق است، آن را به كار برد، در حالي كه بايد حرمت فرهنگيان را حفظ ميكرد و آنجا را به تعليق نميكشاند.
در مديريت شما، كندي براي از بين بردن تبعيض حقوق فرهنگيان و كندي در اجراي سند چشمانداز آموزش و پرورش وجود دارد، چرا كه هياتي متشكل از فرهيختگان و حوزه برنامهريزي را تعليق كرده و با توجه به اين امر، چه برنامهاي را ميتوانيد براي آينده معلمان در حوزه تامين اجتماعي و رفاه آنها داشته باشيد.
با اين كنديها چگونه ميشود به توسعهيافتگي و سند چشمانداز ٢٠ ساله و تقويت منابع نيروهاي انساني رسيد، درحاليكه پس از ١٨ ماه از گذشت مديريت شما، بايد تغيير اساسي در مديريت صورت گيرد.
متأسفانه وزير در زمان سوالات موهن آزمون ضمن خدمت فرهنگيان نه تنها به صورت صوري استعفا نداد، حتي مدير مربوطه را هم برنداشت كه اين امر جاي سوال است.
چرا نبايد مسائل اخير وزارت آموزش و پرورش در خود وزارتخانه مورد بررسي قرار ميگرفت. چرا فرشيدي از خود سلب مسووليت کرده و از درگير شدن با موضوع طفره رفت؛ درحاليكه اصل موضوع به خاطر وعده وعيدهايي بود كه معاونان و مديران كل از جمله براتيان به فرهنگيان ميداد و متن مصاحبههاي وي گوياي اين مطلب است.
هنگامي كه وعدههاي وي محقق نشده در مقام دفاع برآمده و عنوان کرده است كه لايحهي مديريت خدمات كشوري كه مجلس تصويب کرده لايحهاي ضددولتي و براي تخريب دولت احمدينژاد است.
همان طور كه كميته ضدبحران براي استيضاح فعال شد، آيا نميشد براي توجيه فرهنگيان و شنيدن سخنان آنان نيز فعال شوند.
وزير آموزش و پرورش اساسا به ارتباط با فرهنگيان و تشكلهاي صنفي اعتقادي ندارد وگر نه پست مشاورت مربوطه را كه ٤٥ تشكل صنفي با آن مرتبط بوده، حذف نميکرد.
نتيجه اين گونه مديريت به اين جا ختم شد كه جمعي از فرهنگيان كشور ناراضي شدند و نتيجه اين سوء تدبير را چه كسي بايد پاسخ دهد.
با اجراي قانون برنامهي چهارم اين مسائل پيش نميآمد. چون در اين قانون يكي از وظايف وزير آموزش و پرورش، اصلاح نظام پرداخت متناسب با ميزان بهرهوري و كيفيت خدمات فرهنگيان است كه در حال حاضر ٣ سال از زمان اجراي اين برنامه گذشته، پس چرا تا به الان اين آييننامه تنظيم نشده است.
آقاي وزير بفرماييد علت بالا رفتن آمار مردوديهاي دانشآموزان در وزارت آموزش و پرورش چيست؛ بطوريكه فقط در سال اول متوسطه ٣٧٢ هزار و ٢٩٤ نفر مردودي داشتيم.
با منابع سرشار مالي كه در اختيار داريد، براي رفاه حال فرهنگيان چه اقدامي انجام دادهايد؟ صندوق ذخيره فرهنگيان در حال حاضر ٦٠٠ ميليارد تومان بودجه و سالانه بيش از ٣٠٠ ميليارد تومان به آن افزوده ميشود و همچنين ٣٠٠ هزار تومان موجودي معلمان براي وام ضروري است و در واقع بررسي افزايش بودجه و كار با آن ميزان مانور دست وزير است.
آيا يك مديريت قوي نميتواند با اين منابع سرشار، گسترده و متنوع تمام نيازهاي فرهنگيان را برآورده سازد. اين امر را با صندوقهايي مثل انصار و قوامين مقايسه كنيد كه توانستند با منابعي به مراتب پايين و كم خدماتدهي بسيار بالايي ارائه دهند.
آيا مسووليت همزمان يك مسوول در حوزههاي صندوق ذخيره، قائم مقام سازمان فرهنگي و ارتباطات اسلامي خلاف اصل ١٤١ قانون اساسي نيست و پاسخ اين ضررهاي كلان را چه كسي بايد بدهد و آيا قحط الرجال است كه كسي همزمان دو يا سه مسووليت مهم و اساسي را اشغال كند.
صندوق ذخيره و زيرمجموعههاي آن احتياج به تيمي گسترده و با تدبير دارد تا فرهنگيان را بينياز سازد. اگر اين مجموعه به اين توان مالي مديريت قابلي نياز داشت آن سبد كالاي معلمان كه در ماه هاي اخير موجب خشم فرهنگيان شده، محتواي ديگري پيدا ميكرد.
همچنين در هركدام از پروژههاي تعاوني مسكن فرهنگيان، حيف و ميلهاي كلان به وضوح ديده ميشود.»
اما فرشيدي، نهمين وزير آموزش و پرورش وقتي در برابر اين انتقادات وارده قرار گرفت پاسخ داد كه: «18 ماه است كه مجلس محترم به من به عنوان يك معلم اعتماد كرده براي اين كه زمام امور دستگاه تعليم و تربيت را در دست بگيرم.ا استيضاحي كه امروز مطرح است، از زواياي مختلف بايد از آن استقبال كرد و اميدوارم بركات خيري را براي كشور به ارمغان بياورد. امروز چالشهاي آموزش و پرورش نه تنها چالشهاي ملي است، بلكه چالشهاي بينالمللي است؛ جايگاه و نقش معلم در توسعهي فرهنگ، نقش فناوريهاي نوين در آموزش و پرورش، آموختن براي زيستن، تفكر دربارهي تحولات آيندهي آموزش و پرورش و اقتصاد آموزش و پرورش مسائلي است كه حل اينها احتياج به برنامه، منابع، تدبير، عزم ملي و ثبات و آرامش دارد. آيا مشكل اعتبارات آموزش و پرورش مشكل امسال است؟ چرا بسياري از سوالهايي كه از وزراي آموزش و پرورش تحت عنوان استيضاح مطرح شده شبيه هم است؟ بنابراين قرآن را به حكميت بطلبيم. تحول در آموزش و پرورش يك ضرورت است. خوشحالم از اينكه آنچه در برنامه تقديم كرده بودم مواردي است كه استيضاحكنندگان هم آنها را مبنا قرار دادند و مورد تاكيدشان بود. امروز ٥/١ سال از آن روز گذشته و ممكن بود خيلي از اين موارد مورد خدشه قرار گيرد، ولي به اعتبار اين كه من فرزند آموزش و پرورش هستم، با دردها و مشكلات آموزش و پرورش آشنا بودهام و با الهام از برنامه و رهنمودهاي مقام معظم رهبري و قانون اساسي تلاش كردم به مشكلات اشاره كنم كه مشكلات كليدي است.
٤٠٠ هزار كلاس درس ساخته شده و كارهاي فراوان ديگري در آموزش و پرورش طي سالهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي انجام شده است، اما در دولت نهم و مجلس هفتم به دليل رويكرد فرهنگي كه اين هر دو نهاد داشتند انتظار ميرفت كه گامهاي بلندي در آموزش و پرورش برداشته شود.
اولين مساله در وادي تحول اين بود كه جهتگيري ما براي تحول چگونه است؟ مبناي نظري ما براي تحول چيست؟ آيا هر تحول و دگرگوني را قبول ميكنيم؟ تحول پايدار در كشور ما چيست؟ و بر چه اساسي بايد مبتني باشد؟ شاهد بوديم در سالهاي گذشته تحولاتي را كه شتابزده و بدون مبنا و با ناهمخواني با ارزشهاي نظام ما انجام و موجب افتها و ناگواريهايي شد.
تغيير و تحول در دستگاهي كه بيش از ١٤ ميليون دانشآموز در آن تحصيل ميكنند دستگاه ديربازدهي است كه بعد از سالها معلوم ميشود كه ما با سرنوشت آن نسل چه كرديم، خيلي ظريف و حساس است. به همين دليل ما گام اول خود را اين قرار داديم كه فلسفهي آموزش و پرورش نظام جمهوري اسلامي ايران را ترسيم كنيم.
متاسفانه در اين وادي كار خاصي صورت نگرفته بود و يا لااقل كار جدي انجام نشده بود. ما تلاش كرديم با مسووليت پژوهشكده برنامهريزي درسي زير نظر شوراي عالي آموزش و پرورش با همكاري اساتيد دانشگاهها و حوزههاي علميه فلسفه آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران درست تدوين شود. البته اين مسالهاي نيست كه ما بگوييم در عرض يك هفته و دو هفته تدوين ميشود.
هر مدرسه يك وزارتخانه است ما بايد سمت اين حركت پيش برويم. گام اول در راستاي تحول، تحول در جايگاه معلم و آموزش و پرورش بود كه در بندهاي ٢ و ٣ برنامه تقديمي به مجلس به آن اشاره كرده بودم. ما به يك اصلاح نگرش احتياج داشتيم. نگاه به آموزش و پرورش يك نگاه مصرفي بود و به دليل همين نگاه مصرفي، اعتبارات و اقتصاد آموزش و پرورش دچار كاستي شده بود.
طي چند سال اخير همواره ما در بحث حقوق اختلاف داشتيم. مقدار افزايش حقوق معلمان كمتر از مقدار تورم اعلام شده توسط بانك مركزي بوده است؛ لذا ما تلاش كرديم كه ثابت كنيم جايگاه آموزش و پرورش جايگاه رفيعي است. آموزش و پرورش توليديترين دستگاههاست. بر اساس مباني اعتقادي ما زيربناييترين توليد، توليد انسان است و همينطور كه بايد مقام معلم را بزرگ بداريم و معلم را صنفي مانند ساير صنوف نشماريم.
تلاش كرديم آموزش و پرورش همراه با حضور، ظهوري هم داشته باشد؛ در بسياري از صحنهها آموزش و پرورش حضور دارد اما اين حضورش همراه با ظهور نيست.
در انتخابات كه معمولا برگزار ميشود معلمين عزيز ما نقش تعيينكنندهاي دارند اما كمتر اين نقش مورد توجه قرار ميگيرد و يا در كنكور سراسري كه برگزار ميشود آموزش و پرورش درصد بالايي از اين شركتكنندگان را در دامان خود پذيراست و كنكور را برگزار ميكند.
اما معمولا نقش آموزش و پرورش كمرنگ ديده ميشود. شايد خود اين استيضاح هم به نوعي به حضور و ظهور آموزش و پرورش در صحنهي اجتماع كمك ميكند كه يكي از سياستهاي ماست. بزرگداشت مقام معلم به يك ستاد در درون آموزش و پرورش تبديل شده بود و ما خودمان خود را بزرگ ميداشتيم.
علاوه بر اين امسال به طور خاص هم رياست محترم جمهوري اسلامي ايران و هم رياست محترم مجلس شوراي اسلامي به مقام والاي معلم عرض ادب ويژه كردند و اين يك گام بلندي در انعطاف و توجه نگاه جامعه به معلم بود. كميتهي تكريم در رياست جمهوري تشكيل شد، استانداران، وزراء، ائمهي جمعه همه تلاش كردند نه تنها در هفتهي بزرگداشت معلم بلكه در طول سال تحصيلي اقداماتي را برنامهريزي كنند كه نهايتا منجر به ارتقاء جايگاه معلم شود.
تلاش كرديم و تلاش ميكنيم براي اين كه اثبات كنيم آموزش و پرورش يك رسالت ملي است همچنان كه ميگوييم آموزش براي همه، همه براي آموزش را هم مطرح كنيم. درست است كه يك وزير مسووليت وزارت آموزش و پرورش را برعهده دارد اما انصافا و واقعيت قضيه اين است كه همه ما در برابر دستگاه تعليم و تربيت مسوول هستيم. همينطور تلاش كرديم كه در عرصههاي بينالمللي از جايگاه آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران دفاع كنيم. در سفرهايي كه به چند كشور داشتم سعي كردم در ديدار با مسوولان آن كشور همينطور در قراردادهايي كه آموزش و پرورش با آن كشور بست براي اين كه تربيت معلم داشته باشد و تجارب خود را به آنها ارايه كند، تلاش زيادي كرديم. كمكهاي زيادي شد تا مدارس ايرانيان در كشورهاي خارج كشور را احياء كنيم. مدرسه قابل قبولي را به تازگي در امارات افتتاح كرديم كه آبروي نظام جمهوري اسلامي است.
در مالزي با مساعدت رييس جمهور يك مدرسه خريديم و برنامهريزيهاي نرمافزاري را هم به گونهاي پيش ميبريم كه مدارس ايرانيها جايگاه خود را داشته باشد. همايشي تحت عنوان سيماي پيامبر اعظم (ص) و برنامههاي درسي پيشبيني كرديم كه همايش بينالمللي است كه ٢٩ و ٣٠ ارديبهشت ماه برگزار خواهد شد و از كشورهاي مختلف اسلامي به اين همايش ميآيند براي اين كه ما الگوي واحدي از پيامبر گرامي اسلام در كتب درسي خود به نسل آينده ارايه دهيم و نهايتا به يك انسجام اسلامي منتهي شود.
احياي تربيت معلم يكي از گامهاي بلند و چشمه جوشاني بود كه همواره آب زلالي به بدنهي آموزش و پرورش تزريق خواهد كرد. تفكري وجود داشت كه هر كس در دانشگاهي فارغالتحصيل شده ميتواند معلم باشد. فكر ميكنم اين تفكر، تفكر صحيحي نيست بر اساس اين تفكر مراكز تربيت معلم ما رو به تعطيلي رفتند.
تعداد دانشجويان اين مراكز پنج هزار نفر بود كه در سال گذشته به ١٠ هزار نفر ارتقاء داديم. دانشجويان تعهد دبيري ٣٠٠ نفر بودند كه ما اينها را به سه هزار نفر ارتقاء داديم. تربيت معلم گامي است در راستاي عدالت آموزشي و دوستاني كه در مناطق محروم خدمت ميكنند ميدانند كه ما نيروي بومي و منطقهاي را ميگيريم و او را از نظر علمي ارتقاء ميدهيم تا صلاحيتهاي معلمي را پيدا كند.
لايحهي نظام جامع تربيت معلم را تدوين كرديم. مصوبهي مجتمع آموزش عالي پيامبر اعظم (ص) از وزارت آموزش عالي گرفته شد كه فكر ميكنم اين هم يك تحول عظيم در آموزش و پرورش است.
مراكز تربيت معلم از يك مدارس برتر به يك دانشكده تبديل شدند. در عين حال نيروهاي آموزش و پرورش كه مدرك فوق ليسانس يا دكترا ميگيرند، از آموزش و پرورش فرار نميكنند، ما براي آنها پست هيات علمي گرفتيم و آنها ميتوانند در مراكز تربيت معلم ما مشغول به تدريس شوند.
شاخصهاي پذيرش دانشجويان تربيت معلم مثل رتبهي علمي در كنكور، بومي بودن و منطقهاي بودن، مصاحبهي علمي و تخصصي و ... تدوين شد. همين طور رشته تربيت معلم قرآن كريم تاسيس و حتي زمينهي ازدواج دانشجويي مراكز تربيت معلم فراهم شد.
ما طبق برنامه موظفيم سطح تحصيلات معلمان را تا ليسانس و فوق ليسانس ارتقاء دهيم. موافقت اصولي از وزارت آموزش عالي گرفتيم براي اين كه در ٤٠ مركز ٣٧ هزار نفر از همكاران ما دوره ديپلم به كارداني را بگذرانند. در سالهاي ٨٢، ٨٣ و ٨٤ اين رقم صفر بود.
براي ايجاد دانشگاه علمي – كاربردي قراردادي بستيم كه سه هزار نفر ديگر از ديپلم به كارداني در اين حركت ارتقا پيدا كنند و مجو%


اخبار آزادي معلمان
نجف آبادي از معلمين بازداشتي كه به خاطر عدم توانايي در تامين وثيقه تاكنون در بازداشت به سر مي برد صبح امروز با تعديل بخشي از وثيقه آزاد شد لازم به ذكر است براي نامبرده وثيقهاي معادل 200 ميليون تومان در نظر گرفته شده بود كه معادل وثيقه موسويان متهم به جاسوسي بود. فعالين اين حوزه با اعلام شماره حساب 2333 نزد بانك ملي طرقبه متعلق به انجمن صنفي كمك به فرهنگيان انفصال خدمت شده را خواستار شدند.
*****************
خانم ثريا دارابي، آقايان رضا عبدي از کرج و اسماعيل رسول خاني و مصطفي قهرماني گل امروز با سپردن وثيقه از زندان اوين آزاد شدند. آزادي اين عزيزان را به خانواده ي آنها و جامعه ي معلمان شادباش مي گوييم.
*****************
اما آقايان : ميراکبر رئيس زاده از کانون تهران، منصور ميرزايي از کانون يزد و مجتبي ابطحي از کانون خميني شهرهنوز چشم براه رسيدن وثيقه هستند. به اميد روز ي که معلم زنداني نداشته باشيم.
******************
ثريا دارابي سردبير هفته نامه ي وزين قلم معلم پس از آزادي از زندان در پاسخ به اين پرسش که :
" زندان چه تاثيري بر شما داشت؟ " گفت: من پس از رفتن به زندان بيشتر به اصلاح آموزش و پرورش مصصم شدهام، بيشتر به ضعف آموزش و پرورش اين مملکت پي برده ام. من وقتي جواناني را ديدم که به خاطر ناتواني در گفتن يک کلمهي " نه! " خودشان را قرباني مي کنند، دلم گرفت.
خانم دارابي در پاسخ به اين پرسش که:
وظيفه ي معلم را چگونه مي بينيد؟ گفت: ما بايد به جوانان بياموزيم که گفتن کلمهي "نه!" آسان تر از نابود شدن است. آدم وقتي اين جوان ها را مي بيند بيشتر ناراحت مي شود. اما از طرفي وقتي که ديدم آدم هاي قاتل، وظاهرا فاسد به يک معلم تا اين اندازه احترام مي گذارند، خود را سربلند و سرافراز دانستم و به اين نتيجه رسيدم که معلم از پايگاه اجتماعي خوبي برخوردار است. و از اين پايگاه اجتماعي ارزشمند به خوبي مي توانيم به اصلاح جوانان کمک کنيم.
به اين انديشه بيشتر مطمئن شدم که انسان ذاتا بد آفريده نشده است.
سخن آخر: ازهمهي آنهايي که در زندان با هم بوديم سپاسگزارم، چه زندانيها و چه نيروهاي انتظامي و آنهايي که داخل زندان همديگر را ميديديم.
يادآور مي شو دکه خانم دارابي به خاطر حضور درميدان بهارستان و شرکت در تجمع 18/ارديبهشت /86 به مدت يک هفته در زندان اوين بود.
محمد رضا رضايي که به تازگي پس از 26 روز زنداني از اوين آزاد شده مي گويد: زندان براي من يک دانشگاه بود. زندان اوين براي من تجربه ي بسيار خوبي بود.

عضو کانون صنفي معلمان ايران:
نمايندگان در بررسي استيضاح وزير آموزش و پرورش هرگونه ملاحظه كاري را كنار بگذارند
عضو كانون صنفي معلمان ايران گفت: نمايندگان مجلس در بررسي استيضاح وزير آموزش و پرورش, هرگونه ملاحظهكاري را كنار بگذارند و از حقوق فرهنگيان كه از سوي مديريت ناكارآمد آموزش و پرورش ناديده گرفته شده, دفاع كنند.
محمود بهشتي لنگرودي, عضو كانون صنفي معلمان ايران، در گفت و گو با خبرنگار ايلنا, افزود: حذف برخي موارد از استيضاح وزير آموزش و پرورش، جاي سوال تامل دارد, هرچند موارد باقيمانده در طرح استيضاح نيز بسيار مهم بوده و قابليت پرداختن دارد.
وي افزود: در صورتي كه استيضاح وزير آموزش و پرورش پيش از اين مطرح ميشد، قطعاً بخشي از هزينههاي فعلي كه به فرهنگيان تحميل شده، حذف و يا كاهش مييافت.
بهشتي، با استناد به صحبتهاي وزير آموزش و پرورش در اواخر سال گذشته مبني بر اينكه آرامش امروز آموزش و پرورش گواه رضايت كامل فرهنگيان است, خاطرنشان كرد: اگر اين جمله مستند باشد, خلاف آن نيز بايد صحيح باشد ؛ زيرا بر اساس آنچه هماكنون اتفاق ميافتد, فرهنگيان از عملكرد مديريت فعلي ناراضي هستند.
عضو كانون صنفي معلمان ايران, يادآور شد: تغيير وزير آموزش و پرورش حتي بدون در نظر گرفتن موارد استيضاح، با توجه به اينكه او به عنوان يك مدير كمترين مقبوليت را ندارد, آرامشي نسبي در جامعه فرهنگيان ايجاد ميكند.
وي خاطرنشان كرد: ما از نمايندگان مجلس انتظار داريم كه در بررسي استيضاح وزير آموزش و پرورش خود را نماينده ملت بدانند نه دولت.
بهشتي, با اشاره به نزديكي انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي, اعلام كرد: نمايندگان با توجه به نزديكي ايام انتخابات بايد دقت كنند كه معلمان به شدت پيگير نتايج استيضاح وزير هستند و رفتار و گفتار آنان را به شدت دنبال ميكنند.
به گفته عضو كانون صنفي معلمان ايران، هر يك از نمايندگان كه به ناحق از وزير آموزش و پرورش دفاع كنند در انتخابات بعدي مورد غضب فرهنگيان قرار ميگيرند و قطعاً اين موضوع در رايگيري دور هشتم مجلس تاثيرگذار خواهد بود.
وي افزود: امكان اين مسئله وجود دارد كه بخشي از نمايندگان در بررسي استيضاح وزير آموزش و پرورش ملاحظات سياسي را وارد كرده و ناحق را حق جلوه دهند.
بهشتي يادآور شد: فرهنگيان انتظار دارند كه نمايندگان مجلس اشتباه خود را راي اعتماد دادن به وزير آموزش و پرورش در زمان تاييد اعضاي كابينه دولت نهم، تكرار نكنند.
عضو كانون صنفي معلمان ايران با تاكيد بر اينكه در صورت وجود عقلانيت استيضاح وزير آموزش و پرورش قطعاً راي ميآورد، افزود: استيضاح وزير در مجلس، توسط اكثريت نمايندگان دنبال ميشود و اقليت هرچند موافق استيضاح هستند، اما پيگير بحث استيضاح نيستند.
به گفته وي، در شرايط فعلي فرهنگيان به يك التيام براي زخمهايشان نياز دارند كه بخشي از آن، شايد با بركناري وزير آموزش و پرورش ايجاد شود.
بهشتي افزود: در صورتي كه استيضاح وزير راي بياورد به سراغ فرد جايگزين خواهيم رفت و قطعاً جامعه فرهنگيان در خصوص فرد جايگزين بيتفاوت نخواهند بود.
عضو كانون صنفي معلمان ايران خاطرنشان كرد: در صورتي كه استيضاح وزير آموزش و پرورش در مجلس راي نياورد، اولين برخورد ما با نمايندگان مجلس هفتم خواهد بود به اين ترتيب كه ليستي از اسامي افرادي كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم از وزير آموزش و پرورش حمايت كردهاند در اختيار فرهنگيان قرار ميدهيم تا موضع خود را در هنگام برگزاري انتخابات مجلس هشتم بدانند.
به گفته وي، ادامه حضور فرشيدي در آموزش و پرورش موجب جدايي هرچه بيشتر صف از ستاد خواهد شد كه اين اتفاق در حال حاضر نيز در آموزش و پرورش افتاده است.

رييس سازمان معلمان ايران:
استيضاح وزير قطعاً نتايج مثبتي براي آموزش و پرورش دارد
90 درصد فرهنگيان منتظر خداحافظي وزير هستند.
عضو كانون صنفي معلمان ايران گفت: نمايندگان مجلس در بررسي استيضاح وزير آموزش و پرورش, هرگونه ملاحظهكاري را كنار بگذارند و از حقوق فرهنگيان كه از سوي مديريت ناكارآمد آموزش و پرورش ناديده گرفته شده, دفاع كنند.
هاشمي, رييس سازمان معلمان ايران، در گفت و گو با خبرنگار ايلنا, گفت: در صورتي كه استيضاح وزير آموزش و پرورش راي بياورد, فرد جايگزين ابتدا بايد وضعيت فعلي را مديريت كرده و با فرهنگيان و تصميمگيران تعامل مثبت داشته باشد.
وي افزود: با استيضاح وزير هر كسي پيشنهاد پست وزارت آموزش و پرورش را نميپذيرد، زيرا پذيرش اين مسووليت مستلزم رعايت اصول و قواعد بسياري است.
به گفته هاشمي, در صورتي كه استيضاح وزير آموزش و پرورش راي نياورد، در صورت وجود عقلانيت، اين موضوع، موجب تجديدنظر وزير فعلي در سياستها و برنامهها خواهد شد.
رييس سازمان معلمان ايران با اشاره به مشكلات و نارساييهاي موجود در آموزش و پرورش خاطرنشان كرد: وزير آموزش و پرورش هيچ برنامه كلاني براي اين وزارتخانه ارائه نداده است، از جمله اينكه در دوره وزارت ايشان تدوين سند ملي آموزش و پرورش كه تعيينكننده جايگاه اين وزارتخانه بود، مسكوت مانده است.
وي گفت: وزير آموزش و پرورش متعهد شده بود كه بعد از وزارت در خصوص صندوق ذخيره فرهنگيان شفافسازي كرده و هر سه ماه يكبار گزارشي از آن ارائه كند در حاليكه از ابتدا وزارت تاكنون حتي يك گزارش عملكرد از صندوق ذخيره نيز ارائه نشده است.
هاشمي يادآور شد: بانك سرمايه نيز كه براي فرهنگيان راهاندازي شد نتوانست به اهداف تعيين شده دست يابد و اين بانك در حال حاضر بيشتر در اختيار شهرداري قرار گرفته است.
رييس سازمان معلمان ايران، با تاكيد بر اينكه بحث استيضاح وزير آموزش و پرورش موضوع پيچيدهاي نيست، افزود: پيش از پذيرش پست وزارت از سوي فرشيدي، بسياري از نمايندگان به ناتواني و عدم مديريت او اتفاق نظر داشتند و پيشبيني ميكردند كه آموزش و پرورش با حضور او، وضعيت خوبي را تجربه نخواهد كرد.
وي يادآور شد: آموزش و پرورش به لحاظ اهميت، ماموريت و گستردگي حوزه فعاليت بايد پيش از اين مورد توجه مسوولان قرار گيرد تا نسبت به رفع نواقص و نارساييهاي موجود در آن اقدام شود.
هاشمي گفت: وزير آموزش و پرورش از توانايي لازم براي اداره اين وزارتخانه نيست و 90 درصد فرهنگيان منتظر خداحافظي وزير هستند.
رييس سازمان معلمان ايران افزود: متاسفانه صحبتهاي مطرح شده از سوي مسوولان در خصوص فرهنگيان از انجام منطقي برخوردار نيست و لازم است كميتهاي با مقبوليت لازم در اين خصوص تشكيل شود.

ي


نماينده گرمي مغان :
امروز كساني درمسؤوليتهاي مهم قرار ميگيرند كه صرفا ً در ستاد احمدينژاد حضور داشتند.
اردبيل- خبرگزاري كار ايران
نماينده گرمي درمجلس هفتم گفت: صداي مردم امروز صداي نارضايتي و اعتراض است.
به گزارش "ايلنا"، ناصر نصيري در جلسه شوراي اسلامي اداري شهرستان گرمي خطاب به استاندار اردبيل گفت: من فرياد اعتراض مردم را به دولت ميرسانم. مردم تاكنون از دولتهاي قبلي چندان نارضايتي نداشتهاند اما هنوز صداي اعتراض مردم خفه ميشود و كسي اين صدا را نميشنود. وي افزود: در دولت خاتمي، استاندار و مسؤولان اجرايي به انتقادات توجه ميكردند و گاهي اشتباهات عملكرد خود را هم قبول و تصحيح ميكردند اما آنچه مسلم است امروز گوشي براي شنيدن انتقاد هم وجود ندارد.
نماينده گرمي در مجلس هفتم با اعتراض به سهم بندي ستادي و انتخاباتي مسؤوليتهاي دولتي گفت: امروز كساني درمسؤوليتهاي مهم قرار ميگيرند كه صرفا ً در ستاد احمدينژاد حضور داشتند و ابداً هم بحث كار بعدي مورد توجه قرار نمي گيرد و اين موضوع در دولتي صورت ميگيرد كه شعار از جنس مردم و كابينه 70 ميليوني را مطرح كرده است.
عضو فراكسيون اقليت مجلس تصريح كرد: متأسفانه مهرورزي در دولت نهم به غضب تبديل شده و اين امر بيشتر در جهت برخورد با مديران با سابقه و موفق دولتهاي قبلي است.
نصيري در پاسخ به استاندار اردبيل گفت: اگر شما انتقاد از دولت را ناجوانمردانه تلقي ميكنيد من معتقدم كه ناجوانمردي و بيمروتي كنار زدن مديراني است كه سرمايه ملي محسوب ميشوند.
نصيري در خصوص انتخابات مجلس هشتم نيز گفت: دولت چگونه ميتواند در گرمي انتخابات برگزار كند و چگونه ميخواهيد راي مردم را به كرسي بنشانيد وقتي ناظراني كه درانتخابات خلافي كردهاند، امروز پاداش خود را گرفته و در مسند امور ادارات مينشينند. آيا آينده انتخابات به خطر نميافتد؟

بيشتر بازداشت شدگان ۱۸/ارديبهشت /۸۶ آزاد شدند.
اما آقايان:
1- ميراکبر رئيس زاده از تهران با وثيقه ي ۸۰ ميليون تومان
2- منصور ميرزايي از کانون يزد با وثيقه ي ۸۰ ميليون تومان
3- سيدمجتبي ابطحي ازخميني شهرباوثيقه ي ۵۰ ميليون تومان
4- مصطفي قهرماني گل از تهران با وثيقه ي ۳۰ميليون تومان
هنوز چشم به راه سپردن وثيقه هستند.
شماره هاي : ۰۹۱۲۱۹۹۲۱۹۸ و ۰۲۱۳۳۴۹۴۶۲۹ به طور ۲۴ ساعته در اختيار همکاراني است که مي خواهند به آزادي دوستان کمک کنند.
خانم دارابي سردبير قلم معلم با وثيقه ي ۴۰ ميليون تومان
آقاي عبدي از کرج با وثيقه ي ۴۰ ميليون تومان
به احتمال فراوان فردا ۲۴/ارديبهشت آزاد شوند.
آقاي قريشيان عضو کانون درباره ي وظيفه همکاران گفت: هرکس هرکاري از او بر مي آيد انجام بدهد.
اما مهمترين کار امروز ما حمايت مالي ازانفصال شدگان از خدمت وآزادي دوستان دربند است.
*************
اگر هر فرهنگي فقط ۱۰۰۰ تومان براي كمك به همكاران انفصال شده از خدمت هديه كند، با توجه به تعداد ۱۲۰۰۰۰۰ فرهنگي سراسر كشور مبلغ قابل توجه يك ميليارد و دويست ميليون تومان كمك جمع آوري خواهد شد!!!
۱۰۰۰* ۱،۲۰۰،۰۰۰ = تومان ۱،۲۰۰،۰۰۰،۰۰۰
!!! اين است قدرت فرهنگيان ايران
*****
شماره حساب 2333 نزد بانك ملي طرقبه مشهد متعلق به انجمن صنفي فرهنگيان طرقبه
و
شماره حساب جاري ۱۰۶۳۶ نزد بانک ملت شعبه بلوار شهيد آيت الله مدني همدان
به منظور واريز وجوه نقدي همکاران فرهنگي براي حمايت از همکاراني که در فعاليت هاي صنفي معلمان آسيب ديدهاند.


سعي بين صفا و مروه..
محمد خاکساري صاحب امتياز هفته نامهي توقيف شدهي قلم معلم همچنان بايد خود را به دادگاه عمومي و انقلاب معرفي و پس از روزانه چند ساعت بازجويي به منزل باز گردد. همسر ايشان خانم ثريا دارابي سردبير هفته نامهي قلم معلم نيز به خاطر حضور در ميدان بهارستان در روز ۱۸/ ارديبهشت در زندان اوين به سر مي برد.


احضار چند تن ازمعلمان شهرستان کوهدشت به حراست آموزش و پرورش وهيات بدوي استان لرستان
يکي ازاحضار شدگان در يک پيام تلفني به هفته نامه ي سيمره چنين گفته است:
ما نمي دانيم به چه جرمي و با چه توجيهي به حراست وهيات بدوي احضار شديم، مگر اعتراض به وضعيت تبعيضآميز در شرايطي که بسياري از مسئولان بلند پايه کشوري مطالبات معلمان را بر حق مي دانند، خلاف قانون و واقعيتهاي جامعه است؟ و آيا برخوردهاي اين چنيني شايسته ي شغل شريف معلمي است؟
برگرفته از :هفته نامه ي سيمره


جنبش رسانه اي فرهنگيان ايران
قابل توجه کانون هاي صنفي و همکاران سراسر کشور
با سلام واحترامات بيکران به پيشگاه شما فرشتگان آگاهي و شجاعت
1- گامي به سوي ساخت يک ميليون وبلاگ و يک ميليون ايميل
2- شناسايي وشناساندن معلماني که حتا يک ساعت بازداشت شدهاند.
3- افزودن ۲ بخش جداگانه به موضوعات الف) زندانيان سراسر کشور ب) انفصال شدگان سراسر کشور در هر وبلاگ
4- شناسايي و شناساندن معلماني که کوچک ترين هزينه را براي احقاق حقوق فرهنگيان پرداخت کردهاند. حتا احضار يا مزاحمت تلفني، تهديد يا ارعاب.
5- شناسايي و شناساندن معلمان با توانايي علمي بالا ( نخبه)
اطلاعات بالا نياز است که دقيق و کامل باشد. موضوع وبلاگ هاعلمي، اجتماعي، اقتصادي، خبري، حقوقي، فلسفي، پزشکي، آموزشي و درسي و ... مي باشد.

معلمان مي پرسند چرا از بين، بيش از50 دستگاه و سازمان و نهاد دولتي، حقوق و مزاياي معلمان فقط با کارکنان ارشاد، بازرگاني، تعاون، دادگستري، محيط زيست و خبرگزاريهاي دولتي مقايسه شده است؟ وجه مشترک اين دستگاهها چيست؟ و چرا زيرکانه سازمان مديريت را از مقايسه معاف کردهاند؟ اگر مبناي مقايسه کارشناسان، فرهنگي است، نزديک ترين گروه به معلمان، هياتهاي علمي دانشگاهها است. اگر بر اساس منزلت و موقعيت اجتماعي مقايسه صورت گرفته است، قاعدتاً معلمان را بايد با گروههايي مثل قضات و ديپلماتها مقايسه مي کردند. اگر مبنا وجه حاکميتي دستگاهها است، بايد فرهنگيان را با کارکنان امور خارجه و وزارت اطلاعات مي سنجيدند و اگر مبنا تعداد است، چرا معلمان را با سپاه و ارتش و نيروي انتظامي مقايسه نکرده اند؟
معلمان نمي گويند
تقاضاي معلمان براي پرداخت عادلانه حقوق، هرگز نافي ادعاهاي ديگر گروه هاي اجتماعي نيست. علاوه بر اين معلمان اين نکته را روشن کردهاند که اعتراضي به حقوقهاي بالاي کارکنان وزارتخانه هايي مثل نفت و اطلاعات و امور خارجه و... ندارند و خواستار کاهش حقوق آنها به سود خود نيستند. حرف معلمان اين است که حقوق ما کم است و بر اساس شاخصهاي تورم بانک مرکزي قدرت خريد فرهنگيان در30 سال گذشته به تدريج کاهش يافته است به گونه يي که امروز فرهنگيان به قيمت ثابت، يک سوم حقوقهاي فرهنگيان در سال 57 را دريافت مي کنند. معلمان مي گويند با حقوق هاي 200 تا 300 هزار توماني امکان اداره زندگي يک خانواده را ندارند. معلمان هرگز رو در روي اقشار ديگر نخواهند ايستاد.




سنا باد امروز: طبق اخبار رسيده از منابع موثق نجفي بازرس انجمن صنفي كه چندي پيش درمشهد بازداشت شده بود با وثيقه 200 ميليوني آزاد شد . ولي نجف آبادي بازداشت شده ديگرمشهدي به علت بالا بودن وثيقه تا كنون امكان آزادي رو پيدا نكرده خا نواده اين فرهنگي به خاطر برابر بودن وثيقه ايشان با موسويان متهم به جاسوسي بسيار معترض بودن .پيگيري گروههاي فعال تا كنون براي پيدا كردن وثيقه به جايي نرسيده.
شماره حساب 2333 نزد بانك ملي طرقبه مشهد متعلق به انجمن صنفي فرهنگيان طرقبه براي جمع آوري كمكهاي همكاران عزيز به فرهنگيان انفصال خدمت اعلام شده اين كمك ها براي افراد آسيب ديده در وقايع اخير اختصاص خواهد يافت. به نقل از سناباد امروز


جانشينان احتمالي وزير آموزش و پرورش پيش از استيضاح معرفي شدند
به گزارش خبرنگار پارلماني "ايلنا"، داريوش قنبري، نماينده ايلام در جمع خبرنگاران پارلماني با بيان اين مطلب، گفت: با توجه به پيشزمينهاي كه وجود دارد، احتمال ميدهيم از روز چهارشنبه اين هفته فرشيدي ديگر وزير آموزش و پرورش نباشد.
قنبري تاكيد كرد: ميرزاپور، معاون پارلماني فعلي آموزش و پرورش و همتي، استاندار خراسان شمالي از گزينههاي مطرح براي جانشيني فرشيدي هستند اما احتمال دارد كه مجلس به اين دو گزينه راي ندهد.
قنبري همچنين حميدرضا حاجي بابايي، عضو هيات رييسه مجلس و رييس فراكسيون فرهنگيان را از گزينههاي ديگر براي جانشيني فرشيدي معرفي كرد.


با ارسال دادخواستي به ديوان عدالت اداري؛
مجلس خواستار ابطال مصوبه دولت مبني بر افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت شد.




احضار
محمود بهشتي لنگرودي به دادگاه عمومي و انقلاب تهران فراخوانده شد.
آقاي محمود بهشتي دبير کل سابق کانون صنفي معلمان ايران که به تازگي پس از۱۶روز بازداشت در۹/1/86 توانست با وثيقهي۳۰ ميليون توماني آزاد شود. بايستي در وقت اداري 2/3/86 خود را به دادگاه معرفي نمايد.


به نام خداوند جان و خرد
برابر اطلاعات رسيده از زندان اوين معلمان زنداني که در روز 18/ارديبهشت /86 در ميدان بهارستان دستگير و بازداشت شدهاند. براي روز شنبه 22 ارديبهشت به دادگاه انقلاب فراخوانده شدهاند. اسامي اين افراد و قرار آنان براي آزادي به شرح زير مي باشد.
1- ميراکبر رئيس زاده ازکانون تهران 80 ميليون تومان
2- منصور ميرزايي ازکانون يزد 80 ميليون تومان
3- ثريا دارابي از کانون تهران 40 ميليون تومان
4- سيد مجتبي ابطحي ازکانون خميني شهر50 ميليون تومان
5- رضا عبدي از کرج40 ميليون تومان
6- اسماعيل رسول خاني از رباط کريم50 ميليون تومان
7- مصطفي قهرماني گل ازتهران 30 ميليون تومان
و براي افراد زير قرار کفالت صادر شده است.
1- منصورعبدالحميدي منطقه ي 9 تهران
2- عباس موسوي مرادي چهاردانگه ساري
3- اکبر اکبري منطقه ي 4 تهران
4- غلام رضا شيرواني شهرستان فلاورجان اصفهان
5- اصغر قنبري منطقه ي 4 تهران
6- طيبه ميرزايي شهرري
7- همت شبابي از کرمانشاه
8- سعيد تديني منطقه ي 13 تهران
قابل توجه همکاران وخيرين تهراني
به اين وسيله به اطلاع مي رساند: اين کانون براي آزادي معلمان در بند نياز فوري به سند جهت وثيقه دارد؛ از کساني که امکان ياري رساني دارند دعوت مي شود با شماره همراه 09121992198 تماس بگيرند.
همچنين براي برخي ازمعلمان قرارکفالت صادر شده است؛ لذا در صورت امکان چند تن ازهمکاران با در دست داشتن: فيش حقوقي، حکم کارگزيني؛ کارت شناسايي معتبر و گواهي اشتغال به کار به دادگاه انقلاب مراجعه نموده و براي آزادي اين عزيزان اقدام نمايند.
لازم است پيش از اقدام با شماره همراه بالا تماس بگيرند.


شماره حساب جاري ۱۰۶۳۶ نزد بانک ملت شعبه بلوار شهيد آيت الله مدني همدان
به منظور واريز وجوه نقدي همکاران فرهنگي، براي حمايت از همکاراني که در فعاليتهاي صنفي معلمان مفتخر به دريافت حکم انفصال از خدمت گرديده اند، و بزرگوارانه در جهت بهبود وضعيت معيشتي همه فرهنگيان تلاش نموده و مي نمايند.
عدهي کثيري از همکاران فرهنگي ضمن قدرداني و سپاسگزاري از همت و تلاش و کوشش آنها در پيگيريهاي خود اعضاي کانون را مجاب نمودند تا نسبت به اعلان شماره حسابي براي مشارکت در اين همياري اقدام نمايند.
کانون معلمان همدان ضمن قدرداني از کليه همکاران فرهنگي که در ايام سخت پيگيري مطالبات حقه خود پشتيبان معلمان و همکاران آسيب ديده خود بوده و هستند شماره حساب فوق را براي اين منظور گشوده و انتظار دارد همچون گذشته حرکت صنفي خود را حمايت و در خط مطالبات صنفي معلمان از هيچ کوششي دريغ ننمايند.
شماره حساب جاري ۱۰۶۳۶ نزد بانک ملت شعبه بلوار شهيد آيت الله مدني همدان
به منظور واريز وجوه نقدي همکاران فرهنگي براي حمايت از همکاراني که در فعاليت هاي صنفي معلمان آسيب ديدهاند
کانون معلمان همدان

خانم دارابي سردبيرهفته نامهي قلم معلم، که در روز 18/ارديبهشت/86 در ميدان بهارستان بخاطر تجمع در جلوي مجلس دستگير شده بود، و با قرار وثيقهي40 ميليون توماني در زندان اوين به سر مي برد. روز پنج شنبه20/ارديبهشت /86 ساعت 12 ظهر با منزل تماس گرفته و درباره وضع روحي خود وهمکارش خانم طيبه ميرزايي گفته است:
من و خانم طيبه ميرزايي همکار دستگير شده، در کنار هم هستيم. همچنين خانم شهلا جاهد نيز در کنار ماست. حال ما بسيار خوب است. هيچ مشکلي نداريم. اما ما را دربند عمومي و در کنار مجرمان کيفري نگهداري مي کنند. همچنين از نظر تغذيه و بهداشت به ما خوب رسيدگي مي شود. به نقل از کانون صنفی معلمان تهران


رييس كميته آموزش و پرورش مجلسهفتم:
اجازه نميدهيم حقي از فرهنگيان ضايع شود. بزودي مشكلات معلمان در جامعه رفع خواهد شد!!!
تهران- خبرگزاري كار ايران
رييس كميته ي آموزش و پرورش مجلسهفتم، با تأكيد بر دفاع از حقوق معلمان گفت: گزارشي مبني بر اهانت به فرهنگيان يا ضرب و شتم اين قشر به مجلس نرسيده است.
اسدالله عباسي در گفتوگو با خبرنگار پارلماني" ايلنا" گفت: در خصوص رسيدگي به مشكلات معلمان و رسيدگي به منزلت فرهنگيان كميتهاي ويژه در مجلس تشكيل شده كه همزمان با كميسيون آموزش و تحقيقات، اين كميته نيز مجدانه پيگير مسائل معلمان است.وي با اشاره به كميته ي ويژهاي در دولت براي رسيدگي به مشكل معلمان گفت: به اين ترتيب به نظر ميرسد بزودي مشكلات معلمان حل شود. رييس كميته ي آموزش و پرورش مجلسهفتم، در خصوص دستگيري و يا ضرب و شتم معلمان در تجمعهاي اعتراضي اظهار بياطلاعي كرد و گفت: در ارتباط با اين كه معلمي در جريان اعتراض به وضعيت معيشتي و احقاق حق خود مورد ضرب و شتم قرار گيرد، هيچ گزارشي به ما نرسيده است. البته بحث افرادي كه باعث به هم زدن نظم عمومي شدهاند، با فرهنگيان متفاوت است. عباسي افزود: در صورت وصول گزارشي مبني بر اهانت به معلمان، ما قطعاً از فرهنگيان دفاع خواهيم كرد و اجازه نميدهيم كه حقي از آن ها ضايع شود.
وي با اشاره به اقدامات صورت گرفته از سوي مجلس و دولت براي رفع معضلات معلمان و خواستههاي به حق اين قشر گفت: افزايش حقوق پلكاني، رفع تبعيضهاي موجود در دستمزدهاي دريافتي در بين خود فرهنگيان و ساير كاركنان دولت از جمله خواستههاي معلمان است كه كميتههاي پيگيري كننده مطالبات معلمان مجدانه درصدد رفع اين مسائل است. جايگاه معلمان بايد طوري حفظ شود كه چالشهاي اقتصادي و معيشتي موجب اعتراض آن ها نشود.
وي تدوين لايحهاي مبني بر بازنشستگي پيش از موعد فرهنگيان و جايگزيني فرزندان آن ها و رسيدگي به مساله ارتقاي شغلي معلمان را از جمله اقدامات موثر دولت و مجلس در خصوص فرهنگيان خواند و گفت: مجلس و دولت به صورت جدي پيگير مطالبات مذكور نيز است و بزودي مطالبات و مشكلات اين قشر زحمتكش در جامعه رفع خواهد شد.



بوسه احمدي نژاد بر دستان معلم
يا
ضرب وشتم ماموران احمدي نژاد بر پيکر نحيف معلم
کداميک را باور کنيم!؟

خانواده محترم خاکساري نمونه بارزي از فرهنگيان آزاده
گفته مي شود در سه شنبه سياه؛ ماموران ثريا دارابي سردبير قلم معلم و همسر محمد خاکساري را زير نظر داشته و با رفتن به سمت وي؛ او را دستگير مي کنند. در اين ماجرا؛ خواهر محمد خاکساري براي ممانعت از بردن ثريا دارابي؛ با ماموران بگو و مگو مي کند . اما دو تن از ماموران مرد !!!! نيروي انتظامي؛ ايشان را گرفته و با کشيدن ايشان روي زمين؛ او را سوار بر ماشين ميکنند. خواهر محمد خاکساري ؛ پس از مدتي با عنوان اينکه من معلم نيستم؛ آزاد مي شود.
در همين ماجرا سجاد خاکساري نيز دستگير که پس از مدتي آزاد مي شود. گفتني است که محمد خاکساري به علت بازجوئي در دادگاه انقلاب در تجمع سه شنبه سياه حضور نداشته است. به نقل از نانموده هاي مدرسه


با سلام به همه همکاران عزيز
ساعت 12 شب دوشنبه با قرار قبلي که با همکاران گذاشته بوديم دروازه تهران سوار اتوبوس شديم حدوداً 30 نفر از خميني شهر بوديم صبح به محض ورود به مترو آقايان رسيدند مثل اينکه آمده بودند پيشواز، کارت شناسايي همکاران را گرفتند و آقاي ابطحي که از اين کار امتناع نمود را بردند که البته بعد دوباره به ما پيوست حدود ساعت 1 حوالي خيابان بهارستان بوديم، حوالي که ميگويم يعني 2 تا خيابان مانده بود تا برسيم که حضور نيروهاي امنيتي چشم هر بيننده اي رو به خود جلب مي کرد انگار حکومت نظامي بود يا زبانشان لال مي خواست کودتا شود. البته تردد فرهنگيان کثيري در همان خيابان که ما بوديم به چشم مي خورد ولي اينکه همه يکجا جمع شوند نمي شد.
هر جا جمع کوچکي از همکاران بود سريع بين آنها حاضر مي شدند و آنها را متفرق مي کردند تا اين که يک بار يک جمعيت چند صد نفري شروع به حرکت کردند و شعار " معلم زنداني آزاد بايد گردد" را سر مي دادند. اينجا بود که انگار آتش در خانه زنبور زده شد و آنان که طاقت شنيدن کلمه آزادي را ندارند آنهم در کنار کلمه مقدس معلم به يک باره بر سر همکاران ريختند و مهرورزي شروع شد البته اين مهرورزي فقط شامل همکاران مرد که نه بلکه خواهران فرهنگي هم از آن بي نصيب نبودند. خلاصه باتوم بود و گاز اشک آور و هجوم در همين اوضاع تعدادي از همکاران نيز دستگير شدند که متاسفانه آقاي ابطحي نيز يکي از دستگير شدگان بودند. از زبان يک همکار مبارز
باز هم خميني شهريها در صف اول
ما که تا بحال نشنيده ايم کارمندان اداره آموزش و پرورش هم تحصن کرده باشند. اما ظاهرا اين اتفاق ميمون در اداره خميني شهر افتاده. بله . ظهر روز ۱۸ ارديبهشت بعد ازنماز همزمان با تجمع معلمان در تهران کارمندان اداره خميني شهر در اعتراض به وضعيت حقوق در نمازخانه تحصن نموده سر کار حاضر نشده اند. رئيس اداره هم با تهديد اطلاعات سراسيمه وارد سالن شده طبق معمول سخنان بي ربطي مي نمايد. در آخر هم دست ايادي آمريکا را که از آستين همه معلمان معترض بيرون آمده به کارمندان نشان داده و اتمام حجت مي کند که و چه ... ولي کارمندان نامه اعتراض آميز خود را که به سازمان نوشته بودند قرائت مي کنند. ولي پس از تحصن مجبور به تحويل نامه به مديريت ميشوند.به هر صورت اين يک الگوي عالي است براي کارمندان سراسر کشور و نيز شروع خوبي است که بايد از سوي معلمان به خوبي از آن استقبال شود. به اميد پيروزي در برقراري عدالت اجتماعي به نقل از يار دبستاني و همه دانا و توانا


همکاران گرامي، هموطنان ارجمند
باز هم با کمال ناباوري شاهد بوديم که انحطاط اخلاقي و سقوط ارزشهاي انساني چهرهي زشت خود را آشکار ساخت و نيروهاي امنيتي و انتظامي از معلمان خود با مشت و لگد و باتوم استقبال کردند و حتي به آنها اجازهي نزديک شدن به خانهي ملت را ندادند. آيا خانهي ملت، خانهي معلمان نيست؟ آيا معلمان جزو ملت ايران محسوب نميشوند؟
امروز فرهنگيان براي پشتيباني از همكاران دربند خود که به جرمهاي موهوم سياسي به زندان رفتهاند، قصد تجمع و اعتراض در برابر مجلس را داشتند که با تعداد زيادي نيروهاي امنيتي و انتظامي روبرو شدند و پس از آن پذيرايي زشت و وقيح اين ماموران، تنها پيکرهايي دردناک و دلهايي شکسته از ايشان باقي گذاشت .
اين بيشرمان به تعدادي از خانمهاي همكار ما که اتفاقا از پيشکسوتان نيز بودند، همراه با کتک و ضرب و شتم در ميان جمع نسبت جيببري زدند و ايشان را به دستکم ده روز بازداشت تهديد کردند .
شرم بر شما باد .
و شرم بر ما که جامعهي ما چگونه اجازه ميدهد به سر و پاي معلم چوب بزنند و وي را ولگرد و جيببر و معتاد و ... بنامند.
انجمن مستقل فرهنگيان ضمن همدردي با خانوادهي همكاران محبوس، عمل وحشيانهي نيروهاي امنيتي و انتظامي را در روز هجدهم ارديبهشت تقبيح مينمايد و از همهي همكاران فرهنگي دعوت ميکند تا در ساعت 13 (1 بعد از ظهر) روز يکشنبه 23 ارديبهشت در برابر سازمان آموزش و پرورش شهر تهران اجتماعي با هدف درخواست آزادي زندانيان فرهنگي و تاکيد بر ديگر خواستهاي بهحق فرهنگيان برگزار کنند.
عدم توجه به خواستهاي فرهنگيان سبب خواهد شد که ايشان تا زمان رسيدن به مطالبات، از برگزاري امتحانات پايان سال خودداري ورزند و در روزهاي تعيينشده از طرف انجمن، کلاسهاي درس را تعطيل کنند.
با سپاس و احترام - حامي واعظ تقوي
سرپرست و سخنگوي انجمن مستقل فرهنگيان
18 ارديبهشت 1386

بعضي از يكها از ديگر يكها برابرترند
موضوع استيضاح وزير آموزش و پرورش و نحوه برخورد هياترئيسه مجلس شوراي اسلامي در نوع خود جالب توجه است. رويهاي كه در طول دوران فعاليت هياترئيسه مجلس هفتم شوراي اسلامي در پيش گرفته شده با هيچ رويه و سابقه مديريتي مجلس در گذشته قابل قياس نميباشد.
جدا از بحثهاي مديريتي و كارشناسي در خصوص چگونگي تعامل و رفتار هياترئيسه مجلس با نمايندگان منتخب ملت ايران، موضوع استيضاح وزرا از جمله وزير آموزش و پرورش خود داستان مفصلي دارد.
ظاهرا هياترئيسه مجلس باور ندارد كه يك با يك برابر است. اين نحوه عملكرد، گوياي تعبير نويسنده شهير جورج ارول است كه « بعضي از يكها از ديگر يكها برابرترند » بر اساس اصول مندرج در قانون اساسي، نمايندگان ملت به محض پوشيدن لباس نمايندگي با هر ميزان راي و از هر حوزه انتخاباتي داراي حقوق و نفوذ يكساني هستند و همان اختياراتي را دارند كه نمايندگان مراكز استانها و حتي پايتخت از آن برخوردارند. حال معلوم نيست به چه دليلي هياترئيسه استنباط و باورها و سلايق خود را هم از منظر حقوقي و هم از جهات منطقي از ديگر نمايندگان والا و برتر ميداند. با چنين برداشتي است كه هرگاه نمايندگان بخواهند نسبت به عملكرد وزير و يا مسوول عاليرتبهاي انتقاد، سوال و استيضاح نمايند، بايستي ظاهرا از هفتخوان رستم بگذرند. با چنين شيوه و رويكردي، حق نظارت تامه از سوي نمايندگان بر دستگاههاي اجرايي به زير سوال رفته و نمايندگان از منزلت خود دور ميشوند. هياترئيسه مجلس خود متولي امامزادهاي است كه حرمت آن را بيش از ديگران بايد حفظ نمايد. خانه ملت جايگاهي رفيع و منزلتي عظيم دارد. خانه ملت را حرمت داريم. سرمقاله اعتمادملي 19 ارديبهشت 1386




آزادي تعدادي از اعضاي كانون صنفي معلمان

آقايان علي اکبرباغاني، حميدپوروثوق، محمدتقي فلاحي، محمد رضارضايي، علي صفرمنتجبي، اعضاي فعال کانون صنفي معلمان ايران امروز۱۹/ارديبهشت/۸۶ ساعت 17 با قرار وثيقه ي 30 ميليون توماني از زندان اوين آزاد شدند.
اما آقايان عليرضا اکبري و محمود باقري هنوز در زندان اوين بسر مي برند.
آقاي پوربابايي وکيل برخي از معلمان زنداني علت آزاد نشدن آقايان عليرضا اکبري و محمود باقري را آماده نبودن وثيقه بيان نمودند. و ابراز اميدواري نمودند که تا روز شنبه آنان نيز به آغوش خانواده باز گردند.
در گفتگويي که با آقاي علي صفر منتجبي در نخستين لحظات آزادي داشتيم ايشان بسيار با روحيه و قوي بوده، و حال ديگر دوستان را خوب توصيف نمودند. ايشان در پاسخ اين پرسش که آيا مي خواهيد دوباره به اوين برگرديد؟ با خنده گفتند:" هرچه خدا بخواهد."


قابل توجه خانواده هاي معلمان بازداشت شده ي مورخه ي/ ۱۸ارديبهشت/ ۱۳۸۶
کانون مدافعان حقوق بشر آمادگي خود را براي تقبل وکالت معلمان شريف اعلام مي نمايد، لذا خانوادههاي اين عزيزان مي توانند براي انجام تشريفات قانوني و تنظيم سند وکالت از روز شنبه ۲۲/ارديبهشت /۸۶ با هماهنگي قبلي و تماس با شماره تلفن ۸۸۰۶۰۲۷۳ به نشاني زير تشريف بياورند.
تهران- يوسف آباد- نبش خيابان ۳۵- پلاک۳۷۷- طبقه ي فوقاني بانک ملت

قرار وثيقههاي ظالمانه
امروز چهارشنبه 19/ارديبهشت/1386 نزديک ساعت 30/16 از ميان 22 نفر ازمعلمان بازداشت شده افراد زير راهي زندان اوين شدند. قاضي پرونده ي معلمان براي آزادي اين افراد قرار و ثيقه ي 50 تا 80 ميليون توماني تعيين کرده بود، اما هيچ يک از معلمان حاضر به پذيرفتن اين وثيقه نشدند، و آنرا مجازاتي سنگين قلمداد نموده و حاضر به رفتن به اوين شدند.
۱- خانم ثريا دارابي سردبير هفته نامهي قلم معلم(همسر محمد خاکساري با وثيقه ي50 ميليون توماني )
2- منصور ميرزايي عضوهيات مديرهي کانون فرهنگيان يزد( با وثيقهي80 ميليون توماني )
۳- ميراکبر رئيس زاده عضوهيات مديرهي کانون معلمان ايران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۴- سيدمجتبي ابطحي عضو کانون صنفي معلمان خميني شهر( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۵- غلامرضا شيرواني شهرستان فلاورجان( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۶- اسماعيل رسول خاني شهرستان رباط کريم( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۷- سعيد تديني منطقه ي ۱۳ تهران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
8- ارسطو(علي اصغر) قنبري منطقه ي۴ تهران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۹- رضا عبدي منطقه ي ۱۸تهران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۱۰- منصور عبدالحميدي منطقه ي۹ تهران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۱۱- فرزاد فرقاني تهران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۱۲- مصطفي قهرماني گل منطقه ي۱۲ تهران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
13- اکبر اکبري منطقه ي۴ تهران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۱۴- يوسف علي غلامرضايي منطقه ي۴ تهران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۱۵- سرکار خانم طيبه ميرزايي همسر آقاي داودي از۲۰تهران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
۱۶- آقاي عسگري از تهران( با وثيقهي۵0 ميليون توماني )
و افراد زير نيز بدون قرار آزاد شدند:
خانم صفري - آقايان :همت شباني از کرمانشاه – سيد عباس موسوي (عباس مرادي ساري / چهار دانگه ) – عزت الله شور گشتي از کرج- بهنام پاپيان از خرم آباد


محمد رضا محدث خراساني معاون وزير با استفاده از اختيارات تفويض شده از سوي فرشيدي حکم آماده به خدمت تعدادي از معلمان را صادر کرد. چنين اقدامي در 25 سال اخير بي سابقه بوده است. گويا وزير آموزش و پرورش بعد از عزل گسترده مديران اينک در سوداي پاکسازي معلمان به شيوه سالهاي اول انقلاب است. غافل از اينکه بافت معلمي امروز و فضاي جامعه با سال 59 متفاوت است. معلمان آماده به خدمت حق ورود به مدارس را ندارند. چند هزار دانش اموز در آستانه امتحانات پايان سال بدون معلم مانده اند و معلوم شد نگراني وزير و دستيارانش در مورد درس و مشق بچه ها چه قدر جدي است. وزير چه پاسخي بر اي اولياي دانش آموزان کلاس هاي بي معلم دارد؟
حقوق معلمان آماده به خدمت به ميزان 80 در صد کاهش يافته است. آنها از اين پس در ماه رقمي بين 60 تا 90 هزارتومان دريافت مي کنند. اين اقدام وزير که تنبيهي عليه خانواده هاي معلمان معترض است، صدور احکام حقوقي جديد را تحت الشعاع قرار داده است. در روزهاي گذشته بحث معلمان يافتن راهکار هاي عملي براي حمايت مادي ومعنوي از خانواده هاي معلمان زنداني وآماده به خدمت است.