
نامه يك همكار به آقايان روساي قواي مقننه و مجريه
آقايان احمدي نژاد و حداد عادل
شايد احساس حق كردن براي احقاق حق خود به زعم بعضي قدرت طلبان'خلاف نظام بوده و باعث سوء استفاده دشمن از نظام و انقلاب شود در صورتي كه با اطمينان كامل مي دانم كه نظام و انقلاب آن قدر قدرتمند بوده وهست كه كارهاي ما فرهنگيان هيچ خللي ايجاد نمي كند بلكه اين قدرت طلبان چند صباحي با سوء استفاده از نظام و قدرت كاذب خود ' مردان حق طلب و حق خواه را تحت فشارهاي روحي 'رواني 'و ترس از دشمنان انقلاب و نظام قرار داده ولي اي قدرت طلبان امنيتي اطلاعاتي بدانيد بااين فشار ها( به گفته طرفداران پيوستگي انقلاب قدرتمند و نظام) نظام را از انقلاب دور كرده و بالاجبار حق طلبان را تحت فشار و پيگرد قرار مي دهيد تا شايد شما قدرت طلبان اطلاعاتي امنيتي چند صباحي بيشتر بر نظام و انقلاب تكيه زده ولي بدانيد اين خوشحالي كوتاه مدت است(همه مي دانند جنگ قدرت است نه حفاظت از نظام) چگونه شما آقايان با قدرت امنيتي واطلاعاتي خود بر نمايندگان سست فشار آورده و به عنوان اينكه انقلاب در خطر است (خدا را شاهد مي گيرم كه شما در خطر هستيد نه انقلاب و نظام)آنها را مجبور به تائيد يك نفر( كه بسيار ضعيف النفس بوده و فقط مثل اكثر وزيران ديگر قول داده ولي تا حال هيچ كاري نكرده اند) كه اين عمل شما بر خلاف حق و عدالت مي باشد'مي كنيد ويا با نمايندگان همراه خود چند صباحي احساس قدرت كرده ولي ملت ايران نشان داده كساني كه فقط به فكر قدرت جناحي و حزبي هستند عمر كوتاهي دارند به شما آقايان بايد به گويم جاي من در وزارت اطلاعات شما' نه انقلاب و نظام'روي صندلي بازجويي نبود به دليل اينكه دنبال پيوستگي انقلاب نظام و احقاق حق خود بوده و هستم بلكه جاي تك تك شماها و همراهانتان بودكه بازجويي پس داده و جوابگوي حرف ها و قول هايي كه براي بدست آوردن قدرت زديد و داديد ولي تاكنون هيچكدام را انجام نداده و اگر كسي بر خلاف شما حرفي زد يا حركتي انجام داد سريعا بر چسب سياسي بودن و از خط قرمز عبور كردن مي زنيد و بهانه در خطر بودن انقلاب و نظام را مطرح مي كنيدو با اين حربه احساس قدرت و طلب كاري از انقلاب و نظام را در خود حس مي كنيد
من به عنوان يك جانباز و رزمنده كه هميشه خود را بدهكار انقلاب و نظام مي دانم فقط به خاطر نظام و انقلاب نه شخص شماها درسازمان اطلاعات شماآقايان تا حدي كوتاه آمده ولي خدا را شاهد مي گيرم كه همين نظام و انقلاب آن قدر قوي و قدرتمند است كه شما قدرتمداران را به زير خواهد كشيد و روزي را ميبينم كه بايد بيشترين بازجويي ها را به ملت مسلمان و انقلابي ايران پس دهيد.نجف آبادي دبير ناحيه 6 مشهد مقدس
رونوشت
مقام معظم رهبري
وزارت اطلاعات
دبير خانه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي خراسان رضوي
مجمع تشخيص مصلحت نظام
وزارت آموزش و پرورش
دادستان كل كشور
عطف به نامه هاي ارسال شده در تاريخ هاي
14/apr/2007
12/APR/2007
12/APR/2007
9/FEB/2007
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


وثيقه يك ميليارد ريالي براي يك معلم !!!
محمد خاکساري که در روز ۲۶ خرداد ۸۶ طي يک احضاريه به معاونت امنيتي دادگاه انقلاب فرا خوانده شده بود، پس از مراجعهي امروز( ۲۹/ خرداد ) از طرف آن معاونت محکوم به قرار وثيقهي يک ميليارد ريالي شد.
محمد گفت: روز شنبه دوم تيرماه ملزم هستم که اين وثيقه را به دادگاه تحويل دهم در غير اين صورت راهي زندان اوين خواهم شد.
مدير مسئول هفته نامهي قلم معلم افزود: من که همهي زندگيام صد ميليون تومان نمي شود، اکنون ماندهام که اين وثيقه را از کجا فراهم کنم!!!

برنامه هاي رسول بداقي در صورت صدور حكم ظالمانه
به نام خداوند جان وخرد کزين برترانديشه برنگذرد.
اينجانب رسول بداقي عضو هيات مديرهي کانون صنفي معلمان ايران در پي فراخوان تازهي هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي تهران، در صورت صدور هرگونه حکم ظالمانهاي از طرف وزارت آموزش و پرورش يا هر ارگان و نهاد ديگر، دفاع از حقوق خود و خانوادهام را واجب دانسته و به رغم ميل باطني برنامههايم را به شرح زير به آگاهي همگان مي رسانم.
1- اعلام شمارهي حساب بانکي براي جلب کمکهاي افراد و سازمان هاي نيکوکار در ايران و سراسر جهان.
2- رساندن خبر مظلوميت خود وخانوادهام به همه ي انسانهاي آزادهي دنيا به وسيلهي رسانههاي داخلي و خارجي.
3- پخش حکم صادره از راههاي گوناگون مانند، سايتها، راديوها و پخش مستقيم حکم به دست همکاران، همشهريها، هموطنان و انسانهاي آزاهي جهان.
4- دادخواهي از هر مرجعي که تشخيص بدهم، در راستاي رساندن بنده به حقوقم توانايي دارد.
5-اشتغال به هر گونه کاري که در برگيرندهي درآمدي براي زن و فرزندانم باشد.
و گناه اقدامات پيش بيني نشدهي خود را متوجه کساني خواهم دانست، که حکم ناحق صادر مي نمايند.
رسول بداقي با هماهنگي 4 نفر اعضاي خانواده
ازهمهي انسانهاي نيکو کارخواهش مي کنم، در گسترش اين آگهي کوشش کنند.

احضاريه محمد خاكساري صاحب امتياز هفته نامهي قلم معلم
آقاي محمد خاکساري مدير مسئول و صاحب امتياز هفته نامهي قلم معلم برابر احضاريهي شمارهي ۸۶/۳۷۱/۸۴/ ط / د مورخهي 21/3/86 به معاونت امنيتي دادگاه انقلاب تهران واقع در خيابان شريعتي نبش خيابان معلم فراخوانده شد، اين احضاريه که در تاريخ ۲۶/ خرداد توسط ماموران امنيتي دادگاه به منزل ايشان تحويل داده شد، خاکساري را موظف کرده است که۵ روز پس از رويت احضاريه خود را به آن معاونت محترم معرفي نمايد. اما آقاي خاکساري عضو هيات بازرسان کانون صنفي معلمان تهران ميگويد:
" اينجانب يک روز پيش از موعد مقرر خود را معرفي خواهم کرد."
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()

|
عضو هيأت رئيسه مجلس: در مورد بارمالي لايحه نظام هماهنگ منتظر نظر رئيس جمهور هستيم . | |||||||
| |||||||

وعده هاي سر خرمن و افاضات آقاي وزير!
يكي از وعده هايي كه محمود فرشيدي هنگام اخذ راي به مجلس داد، تاسيس روزنامه و خبرگزاري
فرهنگيان بود. اما آيا آموزش و پرورش ايران مي تواند روزنامهاي مستقل داشته باشد. روزنامه و نشريه قديمي ترين وسيله ي جديد ارتباطي است. - دود، صداي طبل وشيپور وسايل قديمي ارتباط است - حدود 400 سال از چاپ نخستين نشريات در جهان و180 سال از چاپ اولين روزنامه در ايران ميگذرد. در ايران امروز چندهزار روزنامه و نشريه سراسري و محلي چاپ ميشود اما آموزش و پرورش با بيش از يك ميليون فرهنگي نميتواند روزنامهاي چاپ كند. به گمان من اولين موضوع آن است كه بسياري از مسئولين به نشريهاي ميانديشند كه سخنان و اقدامات آنها را به اطلاع عموم برساند در حالي كه در يك نشريهي واقعي جاي گوينده و شنونده عوض ميشود و مسئولين در معرض نقد و پاسخگويي قرار ميگيرند. البته مشكل از اين يا آن وزير نيست بلكه ساختار آموزش وپرورش و متمركز بودن تصميمگيري باعث شده اگر مدرسهاي در چهارمحال بختياري آتش بگيرد و يا شخصي در خراسان جنوبي به اردو برود و دچار حادثه شود نگاهها به سمت وزير نشانه برود. اين ساختار پيچيده به جاي فرهنگي بودن امنيتي است و توان هر فعاليتي را از مسئولين و فرهنگيان گرفته است. به بخشي از اين ساختار اشاره مي كنم :
بخشنامهاي به مدارس ارسال مي شود كه چاپ و تكثير هر نوع نشريه، جزوه، بروشور واطلاعيهاي در مدارس ممنوع است مگر آنكه از ادارهي آموزش وپرورش مجوزهاي لازم اخذ شود .تصور كنيد در مدرسهاي متوسطه كه بيست تا سي نفر دبير با مدارك كارشناسي و كارشناسي ارشد مشغول به كار هستند پرينت گرفتن اطلاعيهاي با مضمون تبريك سال وحدت ملي و انسجام اسلامي نياز به مجوز گرفتن از اداره دارد اين در حالي است كه دانش افراد تاييدكننده حداكثر به ميزان مسئولان مدرسه است وتجربه و ارتباط آنها با دانشآموز كمتر.نشريات مدارس قبل از تكثير به اداره ميرود تا بررسي شود اين در حالي است كه هيچ قانوني براي بايدها و نبايدها وجود ندارد و آنها براي آنكه اظهار وجودي كرده باشند مواردي را پيدا و براي اصلاح اعلام مي كنند .
خريد و فروش و مشترك شدن هر نشريهاي به جز نشريات رشد در آموزش و پرورش ممنوع است .
چند سال قبل كلاس چهارم ابتدايي تدريس مي كردم. روخواني و انشاي دانشآموزان ضعيف بود. به دليل گران بودن نسبي كتاب تعدادي مجله ي كيهان بچهها خريدم. و با همان قيمت به دانش آموزان كلاس فروختم . در ساعات فارسي و انشا راجع به داستان ها و شعرهاي مجله بحث ميكرديم . بعد از يكي دو بار تكرار اين خريد و فروش نامه اي از اداره آمد بايد به آنجا ميرفتم . مسئول محترم مطالب بخشنامه ي ممنوعيت را يادآور شد . من دليل پرسيدم . گفت بخشنامه كشوري است و ما هم موظفيم اجرا كنيم . البته اين بحث موضوع يك كلاس و يك مدرسه نيست تا كنون بارها مسئولان نشريات كودك و نوجوان از آموزش و پرورش خواسته اند تا اجازه دهند نشرياتي مانند كيهانبچه ها، سروش كودكان و پوپك در مدارس توزيع شود اما پاسخ مثبتي دريافت نكردهاند. متاسفانه در مدارس ما براي فروختن كيك و پفك و بستني و ساندويج نيازي به مجوز نيست اما فروختن نشريه ممنوع است. جالب است استدلال آنها اين است مسائل فرهنگي حساس است. روزگار عجيبي است مسئول يك دبيرستان حق مشترك شدن يك مجلهي ورزشي، هنري يا سياسي مثل دنياي ورزش يا طنز و كاريكاتور يا روزنامهي اطلاعات و كيهان را ندارد و بايد به دانش آموزاني خوراك فرهنگي بدهد كه با اينترنت و ماهواره از آخرين تحولات جهاني آگاه است. مبارزهي سختي است جنگ بين شمشيرهاي عهد صفوي با سلاحهاي ليزري.
مديران مدارس حق هيچ گونه مصاحبه و ارائه ي گزارشي ندارند .
چندي پيش در مدرسه اي روستا شاهد آن بودم كه رابط اداره بهداشت از مدير مدرسه پرسيد تعداد دانش آموزان دبستان شما چند نفر است ؟ مدير مدرسه مدرك كارشناسي و حدود 10 سال سابقه دارد. روستا هم كوچك است و مدير به خوبي رابط بهداشت را هم مي شناسد. تعداد دانش آموزان يك مدرسه هم اطلاعات محرمانهاي نيست اما مدير مدرسه از او مي پرسد آيا نامه يا مجوزي داري؟ و بعد اين رابط نامهاي به اداره آموزش و پرورش مي نويسد خودش را به شهر مي رساند از هفت خوان اداره ميگذرد تا امضا و پاراف و وارد دفتر شود تا بتواند بنويسد در اين مدرسه چند آدميزاد درس مي خواند. مدير مدرسه، رابط بهداشت و اهالي اداره ميدانند كار مسخرهايست اما مجبورند از عقل خود فاكتور بگيرند و تابع مقررات شوند. و يا تصور كنيد نشريه اي كه با شمارگان 100 نسخه در روستايي تكتير و توزيع ميشود بنا دارد با مدير مدرسه مصاحبه كند. سوالها و پاسخ ها بايد به ادارهي آموزش و پرورش برود تاييد شود و در اختيار نشريه قرار بگيرد. اين در حالي است فردي كه در اداره مصاحبه را بررسي مي كند ممكن است هرگز به آن روستا نرفته نام آن نشريه را نشنيده و هيچ معيار و مبنايي هم در اختيار نداشته باشد .
حالا با اين اجزاي معيوب، وزير و وزارت آموزش و پرورش گاه وعده مي دهد به زودي روزنامهاي منتشر خواهد كرد!!!

يک نفر دستياران پزشکي را از زير خط فقر خارج کند!
شوراي صنفي مرکزي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي تهران در نامهاي سرگشاده، خواستار حل مشکلات رفاهي معيشتي دستياران پزشكي شد.
دستياران رشتههاي تخصصي گروه پزشکي، برگزيدگان جامعه پزشکي و بخشي از نخبگان کشور به شمار ميروند که بار اصلي ارائه خدمات درماني در بيمارستانهاي دانشگاهي به عنوان مراکز عمده درماني کشور، بر دوش آنان قرار دارد و ادامه ارائه خدمات بدون حضور دستياران حتي به مدت کوتاه نيز غيرممکن و بحرانآفرين است.
فقدان نظام حقوقي منطقي و مدون و تشکل صنفي سازمان يافته، عدم حمايت سازمان نظام پزشکي از دستياران به رغم عضويت آنان در سازمان، فقدان فرصت و انگيزه کافي براي پيگيري مطالبات به لحاظ حجم سنگين محتواي آموزشي و وظايف درماني، وجدان و نجابت حرفهاي سنتي حاکم بر رشته پزشکي، مقررات آموزشي و انضباطي سختگيرانه حتي در قبال فعاليتهاي صنفي و ... همواره مانع پيگيري جدي مطالبات منطقي و قانوني دستياران بوده حاصل اين عوامل انبوهي از مطالبات برآورده نشده ميباشد.
دستياران رشتههاي تخصصي پزشکي، در حالي که داراي مدرک پزشکي عمومي بوده، عمدتاً در بيمارستانها در کنار آموزش، به ارائه خدمات درماني تخصصي اشتغال دارند، امّا از نظر کمک هزينه دريافتي به عنوان تنها منبع درآمد زندگيشان با اقشار پايين تر از متوسط جامعه نيز قابل مقايسه نيستند. به بيان ديگر دريافتي ماهيانه فقط 205 هزار تومان (دستياران مجرد) و 285 هزار تومان (دستياران متأهل)فاقد توجيه منطقي، قانوني، عرفي و شرعي ميباشد زيرا:
1ـ دستياران بنا بر قوانين فعلي، حق هيچگونه فعاليت درماني درآمدزا را نداشته، بر خلاف ساير پزشکان شاغل در دستگاههاي دولتي، در قبال اين موضوع، حق محروميت از مطب نيز نميگيرند.
2ـ باتوجه به اعلام خط فقر 000/400 تومان در سال 83 در تهران، در حال حاضر دستياران جزو قشر فقير جامعه محسوب ميشوند! به بيان ديگر با احتساب هزينههاي سرسامآور زندگي، دريافتي دستياران حتي کفاف پرداخت اجاره بهاي يک واحد مسکوني 70 متري در مناطق جنوب شهر بسياري از شهرهاي بزرگ را نميدهد، بقيه هزينههاي زندگي بماند!
3ـ حجم کار دستياران با هيچ يک از قوانين فعلي همخواني ندارد. تعداد زياد کشيکهاي طاقتفرسا که در برخي رشتهها تا 20 کشيک در ماه نيز ميرسد) در کنار ساعات موظفي حضور روزانه دستياران در بيمارستانها به مدت 9 ساعت در روز، به طور ميانگين، ماهيانه حدود 400 ساعت کار سخت و پراسترس را براي دستياران به همراه دارد که نه با قانون کار و نه با قانون استخدام کشوري همخواني دارد و دريافتي دستياران با اين حجم کار اصلاً منطقي به نظر نميرسد. با يک حساب ساده ميتوان دريافت دستياران در قبال هر يک ساعت کار درماني، کمتر از هزار تومان دريافت ميکنند!
4ـ دستياران به رغم مبلغ دريافتي ناچيزشان، درآمدزايي فوقالعادهاي براي بيمارستانها دارند. يک دستيار با احتساب ميانگين ده ويزيت روزانه بيماران بستري و ويزيت 50 بيمار در هر کشيک و ده کشيک در هر ماه، ماهيانه بيش از دو ميليون تومان براي بيمارستانها درآمدزايي دارد.
امّا يک ريال از اين مبلغ قابل توجه نيز به خودشان تعلق نميگيرد و جالبتر اينکه دستياران مسئوليت قانوني اين بيماران را نيز بر عهده دارند و براي اجتناب از پرداخت مبالغ سنگين ديه وارش در موارد احتمالي قصور، خودشان بايد خود را بيمه مسئوليت مدني پزشکان کنند و بيمارستانها در اين مورد هيچگونه مسئوليتي را نميپذيرند. نکته جالب ديگر اينکه دستياران براي دريافت خدمات درماني حتي در بيمارستان خودشان نيز بيمه نيستند و ميتوانند مثل ساير افراد با پرداخت 50 درصد حق بيمه، مشمول بيمه خدمات درماني (در بيمارستان محل کار خودشان!) شوند.
دستياران، دانشجو هستند امّا دانشجوياني که بن کتاب، بيمه درماني و خوابگاه به آنان تعلق نميگيرد! دستياران موقع کم کردن ماليات از دريافتي ناچيزشان، مثل کارکنان دولتي هستند امّا با اين تفاوت که حقالزحمه آنان بر پايه جداول و ضرايب کارکنان دولت پرداخت نميشود! دستياران، پزشک و عضو نظام پزشکي هستند ولي نظام پزشکي در قبال آنها مسئوليتي را احساس نميکند! دستياران به راستي که هستند؟!!
رئيس محترم جمهور! وزير محترم بهداشت! اعضاي محترم کميسيون بهداشت و درمان و آموزش و تحقيقات مجلس! رئيس محترم سازمان نظام پزشکي! ...
يک نفر بيايد دستياران رشتههاي تخصصي پزشکي را از زير خط فقر خارج کند! به نقل از بازتاب
سربدار : يك نفر هم بيايد اين معلمان بي وزير را از زير خط مطلق فقر نجات دهد !!!


نامه آقاي سيدمجتبي ابطحي خطاب به رييس مجلس 
نقد خواندنی مرتضی حاجی از جلسه استيضاح محمود فرشيدي
در جلسه استيضاح وزير محترم آموزش و پرورش در مجلس شوراي اسلامي، نمايندگان استيضاح کننده
مواردي چون برخورد نامناسب با نيروي انساني و تغيير بي رويه مديران، حتي آنان که خود منصوب کرده اند، شکل گيري کانون هاي قدرت غيررسمي در وزارتخانه که هر کدام به تناسب حوزه نفوذ خود بخشي از امور را به دست گرفته اند، دست نيافتن وزير محترم به مشروعيت تخصصي و مقبوليت در بدنه سازمان، نادرستي شيوه هاي پرداخت و ضعف مديريت منابع مالي، کم توجهي به تشکل هاي فرهنگيان و عدم ارتباط منطقي با آنان، برخورد نامناسب با طراح سوالات موهن در آزمون ضمن خدمت معلمان درباره پيامبر اکرم(ص) در سال بزرگداشت آن حضرت، بي توجهي به احکام قانون برنامه و عدم اقدام در مواردي که نياز به تدوين آيين نامه دارد و بلااقدام ماندن احکام تقويت دروس علوم، رياضي و زبان، اشکالات عديده در صندوق ذخيره فرهنگيان و کاهش سوددهي آن، دو برابر شدن ترک تحصيل دوره متوسطه و... را به عنوان بخشي از اشکالات و ضعف هاي موجود در مديريت وزارت آموزش و پرورش مطرح نمودند. جناب آقاي رئيس جمهور و وزير محترم و مدافعان ايشان پاسخ هايي دادند که علاوه بر بي ارتباطي با سوال ها و اشکالات عنوان شده، عمدتاً تعرض به گذشته داشت. اينک که فضاي سياسي روزهاي استيضاح گذشته است جا دارد براي روشن شدن اذهان و اطلاع رساني شفاف و پاسداشت زحمات صدها نفر مدير و کارشناس متعهد و کارآمد به اختصار اين موارد بررسي شوند.
1- آقاي رئيس جمهور فرمودند؛ در مقايسه با گذشته در بسياري از شاخص ها چند برابر جلو رفتيم،، انتظار مي رفت ايشان يکي -دو نمونه از اين «شاخص هاي بسيار»را ذکر مي کردند تا شنوندگان بتوانند قضاوت کنند، اما متأسفانه هيچ موردي ذکر نشد.
2- ايشان هم چنين با تعرض به گذشته گفتند؛ « در قبل فضاي معنوي و لطيف آموزش و پرورش را متلاشي کردند؟،، و امروز فضا آرام و فضاي کار و دلسوزي است و فضاي صميمي درست شده است».(نقل به مضمون) ايراد اين اتهام که توهين آشکار به مديران خدوم، خوشنام و کارآمد گذشته آموزش و پرورش است نشان مي دهد که آقاي رئيس جمهور چقدر دست شان از بيان اقدامات مثبت، در دفاع از وزير محترم شان خالي بوده که به جاي دفاع معقول و مستدل از دستاوردهاي مثبت وزير، ناگزير شدند به تخريب گذشته بپردازند. شايد به اين ترتيب پوششي بر ناکارآمدي ها بکشند. البته قضاوت در مورد فراهم شدن فضاي کار و تلاش صميمانه امروز را به عهده مراجعه کنندگان محترم آن وزارتخانه و معلمان و کارشناسان مي گذارم.هر چند ايشان حق دارند و بايد از مدير خود دفاع کنند و اين همانطور که گفتند وظيفه شان است ولي قطعاً اگر به صورت ارباب رجوع در دو دوره مورد نظر به اين وزارتخانه مراجعه داشتند به مطالب درست تري دست مي يافتند. و در آن صورت به راحتي در مي يافتند سياسي کاري از همان نوعي که ايشان نمي پسندند در کدام دوره بيشتر است و مديران و حتي کارشناسان با چه اتهام و انگيزه يي کنار گذاشته مي شوند؟، در آن صورت شايد براي دفاع از مدير خود نسبت به گذشته بي انصافي نمي کردند.
خانم آجرلو نيز که خيلي نگران اسلام و حجابند، گفتند؛ در 16 سال گذشته از آموزش و پرورش «امامت زدايي»، «ولايت زدايي» و «حجاب زدايي» شد و به عنوان دليل متقن اين ادعاي عجيب گفتند از 700 تصويري که در کتاب هاي درسي ديده اند فقط در 220 مورد آن دختران حجاب برتر داشته اند؟،
گمان مي رود قوت استدلال ايشان را از همان نمونه يي که ذکر کردند «اهل خرد» تشخيص مي دهد و نياز به توضيح نيست. اما نکته جالب اينکه در4 سال از اين 16 سال برادر محترمي که در مجلس حضور داشتند، وزير بوده اند و بعد از وزارت نيز به عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام منصوب شده اند و نيز بيش از نيمي از 16 سال مورد اشاره را، آقاي دکتر حدادعادل در سمت رئيس سازمان پژوهش و برنامه ريزي درسي، کار تأليف، تدوين و چاپ همان کتاب هاي درسي «امامت و ولايت زدا» را به عهده داشتند. همچنين چند سال از اين دوران نيز عزيزي خدمت مي کرد که رهبر معظم انقلاب در سوگش پيام تسليت فرستادند. بسيار جالب است، که «امامت و ولايت زداها» در اين کشور به عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام و رياست مجلس شوراي اسلامي مي رسند؟،، و در برابر اين حرف هاي بي اساس و عوام فريب سکوت مي کنند.
3- شخص آقاي وزير با بيان گزارشي از آنچه انجام داده و يا وعده انجام آن را مي دهند از جمله تهيه لايحه جامع تربيت معلم - تأسيس مجتمع آموزش عالي پيامبر اعظم - رواج ازدواج دانشجويي تربيت معلم و... ادعا کردند که سال 1385 تنها سالي است که دريافتي معلمان بيش از تورم بوده است و در سال هاي 80 تا 84 همواره معلمان کمتر از تورم افزايش دريافتي داشته اند،، متأسفانه کساني که مطالب و اطلاعات دفاعيه را براي ايشان تهيه نموده اند امانتداري لازم را انجام نداده و از منابع مستندي که در اختيارشان است عمداً يا سهواً غفلت کرده اند. در اين باره بايد گفت هنوز گزارش هاي مالي سال85 منتشر نشده است که بتوان افزايش دريافتي معلمان در سال 85 را با تورم قطعي آن سال مقايسه کرد.اما همچنان که گويي نفي اقدامات مثبت مديران گذشته هنري است که دولتمردان حاکم مي کوشند در آن گوي سبقت از يکديگر بربايند. ايشان افزايش دريافتي معلمان در سال هاي 80 تا 84 را به ترتيب (و به غلط) 13 ، 12 ، 11 ،10و 6/8 درصد اعلام کردند. در حالي که متوسط افزايش دريافتي معلمان به ترتيب 5/15 ، 31/7 ، 13/4 ، 32/7 و 25/2، درصد بوده است.دفاع از عملکرد حق مديران است اما بايد مبتني بر واقعيات مستند باشد، نه اينکه بکوشند ناتواني هاي خود را با انکار و سياه نمايي عملکردهاي موفق ديگران بپوشانند. به نقل از سپاس معلم


نقض اصول قانون اساسي توسط دولت!
نظر به اينکه عملکردهاي کنوني دولت ايران در زمينه حقوق بشر برعکس تفاهم نامه ميثاق هاي بين المللي که اين کشور(ايران) در سال 1948 ميلادي به آن پيوسته را نقض کرده است. و با توجه به اينکه دولت بارها اصول ۲۳ ، ۲۶ ، ۲۷ قانون اساسي را نقض کرده است:
اصل ۲۳: تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ کس را نميتوان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
اصل ۲۶: احزاب، جمعيتها، انجمن هاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي يا اقليتهاي ديني شناخته شده آزادند. مشروط به اينکه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نکنند. هيچ کس را نميتوان از شرکت در آنها منع کرد يا به شرکت در يکي از آنها مجبور ساخت.
اصل ۲۷: تشکيل اجتماعات و راهپيمايي ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است.

بنابراين از آنجا که اعتراضهاي شهروندان ايراني مورد ظلم واقع شده در داخل کشور مثمر ثمر نبوده و متاسفانه برخوردهاي بسيار زننده اي با معترضين صورت گرفته است لذا دادخواهي و رساندن اين نداي اعتراض به گوش مجامع مستقل بين المللي اجتناب ناپذير است.
متاسفانه اکنون شاهد برخوردهاي امنيتي با تشکلهاي صنفي از جمله صنف فرهنگيان و کارگران هستيم. اجتماعات قانوني اين گروهها شديدا سرکوب ميشوند و فعالين آنها بازداشت شده و تحت فشار قرار ميگيرند و برخي از اين فعالين منفصل از خدمت شدهاند. لذا به نشانه اعتراض به اين اقدامات غير قانوني دولت ايران چنانچه مدارکي دال بر تهديد، ارعاب، شکنجه، انفصال و بازداشت در اختيار داريد به نهدهاي حقوق بشر از طريق ايميل ارسال کنيد لينک تعدادي از اين نهادها حقوق بشري را براي سهولت کار در اختيارتان گذاشتهايم :
کميته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
قابل توجه کليه همکاران وبلاگ نويس : چنانچه مايل به فعاليت در زمينه اطلاع رسانی به نهادهای حقوق بشر هستيد. حتما اعلام آمادگی کنيد تا بتوانيم گامی هر چند کوچک در راه اعتلای حقوق بشر در ايران به خصوص برای احقاق حقوق صنفی فرهنگيان بر داريم. منتظر نظرها و ايميلهای شما هستم. با تشكر از همكار عزيزمان مديريت وبلاگ اسرار ازل

انفصال از خدمت ظالمانه ۳۹ معلم
كانون زنان ايراني: " 39 معلم حكم سه ماهه تعليق از كار(آماده به خدمت) گرفتند كه از اين تعداد سه نفر به مدت شش ماه معلق از فعاليت تدريس شده اند."
محمد خاكساري عضو كانون صنفي معلمان با بيان اين خبر افزود: "بهشتي بازرس كانون، باغاني دبير كانون و علي هاشمي دبير سازمان معلمان حكم شش ماه تعليق از كار دريافت كرده اند."
صدور اين حكم در اختيار وزير آموزش و پرورش است و معمولا بر اساس بند 31 و 32 ماده هشت قانون، وزير در بدترين شرايط اين حكم را امضا مي كند."
به گفته مدير مسوول هفته نامه توقيف شده "قلم معلم" در حال حاضر پرونده 286 معلم در انتظار صدور حكم راي دادگاه است. تعدادي از اين افراد با قيد كفالت و برخي با قرار وثيقه از بازداشت رها شده اند اما پرونده آن ها در حال تكميل و ارسال به دادگاه است.
خاكساري همچنين از تشكيل صندوق حمايت از معلماتن در برخي از شهرها براي كمك به معلمان آماده به خدمت خبر داد. معلمان آماده به خدمت در مدت تعليق تنها از رديف 20 و 21 حقوق خود بهره مي برند كه در واقع يك سوم حقوق معمولشان در دوران خدمت است.
خاكساري گفت : "اگر پرونده هاي معلمان پيش از شروع تابستان بررسي و احكام آنان كه احتمالا همين حكم سه ماه تعليق است، صادر شود، معلماتن در طول تابستان از خدمت معلق خواهند بود، در غير اين صورت با طولاني شدن رسيدگي به پرونده و صدور راي دادگاه معلمان در ماه هاي آغاز سال تحصيلي از حضور در كلاس منع خواهند شد و اين موضوع به معلمان، دانش آموزان و به طور كلي آموزش و پرورش كشور لطمه خواهد زد."
او افزود: "معلمان به جرم شركت در تجمع و فعاليت صنفي محكوم مي شوند در حالي كه عضو هيات رييسه مجلس و سخنگوي قوه قضاييه حضور معلمان مقابل خانه ملت را قانوني دانسته و رييس قوه قضاييه آن را از مظاهر دموكراسي خوانده است."
مدير مسوول هفته نامه قلم معلم درباره توقيف اين نشريه گفت: "هيچ حكم توقيفي به من داده نشده است ولي همه مدارك و تجهيزات نشريه را توقيف و با خود برده اند و از انتشار آن جلوگيري مي كنند."
به گفته او معلمان به شركت در تجمع غير قانوني و انتشار بيانيه متهم هستند و هفته نامه قلم معلم هم به بهانه انعكاس اخبار تجمعات و چاپ بيانيه از انتشار منع شده است."

دستگيري يك معلم ديگر!!!
ماموران طي روزهاي گذشته علي ضيايي دبيردبيرستانهاي شهرستان قروه را بازداشت کرده اند.
علي ضيايي که سال گذشته نيز بازداشت و با قيد ضمانت آزاد شده بود به شرکت و سازماندهي اعتراضات معلمين در ارديبهشت ماه سال جاري و سخنراني تحريک آميز در اين تجمعات متهم و پس از دستگيري به مکان نامعلومي منتقل شده است.


پرونده هفت تن از معلمان به دادگاه انقلاب تهران ارجاع شدتهران- خبرگزاری کار ايران
وکيل مدافع تعدادی از معلمان بازداشتشده که پس از مدتی با تبديل قرار بازداشت موقت به قرار ديگری، آزاد شده بودند، از صدور قرار مجرميت و کيفرخواست برای هفت نفر از اين معلمان خبر داد.
هوشنگ پوربابايی در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: بر اساس شنيدههای بنده، دادسرای انقلاب تهران برای هفت نفر از اين معلمان قرار مجرميت و کيفرخواست صادره و پرونده را جهت رسيدگی به دادگاه انقلاب ارجاع کرده است.
وی افزود: صبح فردا به دادگاه انقلاب تهران مراجعه خواهم کرد تا از نوع اتهام مذکور در کيفرخواست و نيز شعبه رسيدگیکننده به اين پروندهها اطلاع کسب کنم.


نماينده زاهدان در مجلسهفتم:
مصوبه دولت در خصوص افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت خلاف قانون است
حسينعلي شهرياري در گفتوگو با خبرنگار پارلماني" ايلنا" گفت: متاسفانه در اين مصوبه دولت به وضوح در حق برخي اقشار نظير پزشكان بويژه پزشكان عمومي و پزشكان جوان اجحاف شده بود و به نوعي حقكشي در حق آنها صورت گرفته بود.
اين عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلسهفتم ادامه داد: البته كميسيون بهداشت مجلسهفتم اين حقكشي در حق پزشكان را پي گيري كرد و مذاكراتي هم با لنكراني وزير بهداشت داشتيم كه ايشان قول دادند كه اين موضوع را بررسي و از طريقي اين اجحاف در حق پزشكان را جبران كنند.
وي با اشاره به منافي بودن مصوبه دولت در مورد افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت با مصوبات مجلس و برنامه چهارم توسعه گفت: به همين دليل ما شاهد اعتراض تعداد زيادي از كارمندان دولت و شكايت آنها به ديوان عدالت كشوري بوديم.
شهرياري افزود: بنابراين با توجه به منافي بودن اين مصوبه با قانون، ديوان عدالت كشوري چارهاي ندارد جز اينكه اين مصوبه را لغو كند.
وي با اشاره به لايحه هماهنگ پرداخت در مجلس گفت: در صورت نهايي شدن اين لايحه قطعا بسياري از مشكلات كنوني در مورد حقوق و دستمزد كارمندان دولت حل خواهد شد. براساس اصل 150 قانون برنامه چهارم توسعه دولت موظف است حقوق كاركنان خود را بر مبناي نرخ تورم افزايش دهد، لذا مصوبه دولت براي افزايش پلكاني حقوق كارمندان دولتي مخالف اين اصل است.
شهرياري ادامه داد: با توجه به پيشبيني ما در مورد لغو اين مصوبه دولت ديگر بحث چنداني در خصوص مسئله پزشكان و عدم لحاظ آنها در اين مصوبه نميماند.


ما منتظر اولين انتخابات هستيم !
نظر يك همكار از سبلان به نقل از سپاس معلم
اگر با دقت در رفتار چند ماه گذشته دولت مردان دولت نهم نگاه کنيم چندين نکته شاخص در رفتار و گفتار جمعي اين مسئولان جلب نظر مي کند .
1 – دولت نهم توان حل معيشتي معلمان ايران را ندارد.
به همين خاطر کوتاهترين راه را براي پاسخ گويي خود انتخاب نمود و با وابسته دانستن معلمان؛ کارگران و زنان و دانشجويان ختم کلام را گفته و به نظر مي رسد که تا مدت چند ماهي از اعتراض علني اين اقشار آسوده خاطر خواهد بود. فقط کسي نبود به اين آقايان بگويد پس چه کسي در ايران به بيگانگان وابسته نيست.
2- از نظر قانوني وظيفه دولت است که بر خواسته هاي قانوني ملت خود رسيدگي و رفع مشکلات را بر همه چيز مقدم بداند ولي متاسفانه دولتي که رئيس آن معلم و رئيس مجلس آن معلم بيشتر ظلم هم بر معلمين ميشود و در آخر دولت تازه متوجه شده که علت اعتراض معلمين بيگانگان بوده اند. پس وظيفه اصلي خود را رها کرده و قصد کوتاه کردن دست بيگانگان از جريانهاي جاري کشور را در سر دارد .
3- زنداني کردن و احکام انفصال از خدمت، در دولت جناب آقاي احمدي نژاد باب شده و به راحتي آب خوردن حقوق قانوني معلمان ناديده گرفته شده و پس از چند سئوال بي مورد معلمان به احکام سنگين متهم مي شوند اگر اين قضايا در حضور حداقل يک وکيل قانوني باشند بسياري از اتهامات رفع و معلمان در همان لحظه تبريه مي شوند. ما از ناقضين حقوق قانوني خود به چه کسي بايد شکايت کنيم؟
4- در قياس با دولت اصلاح طلب هزاران بار آنان برخوردشان بهتر؛ تحمل شنيدن حرفها در نزد آنان بيشتر؛ و زندان آنان خاليتر از اين دولت بود. بنابراين اگر زماني در آينده نزديک مجبور به انتخاب يکي از اين دو گزينه شويم؛ به طور حتم راي ما؛ دانش آموزان؛ اعضاي خانوادههايمان؛ دوستان و فاميلي که هميشه بر ما منت داشته و ما را شرمنده نموده و خواهش ما را قبول نمودهاند را دعوت خواهيم کرد ( البته با تمام وجود و توان ) تا ديگر اين اشخاص بر مسند قدرت نرسند تا سياه را سفيد و سفيد را تار نبينند.
5 - در مورد مجلس، بنده به عنوان يک معلم بسيار بسيار متاسفم، که اين دوره از مجلس فراکسيون فرهنگيان دومين فراکسيون شده و اعضاي آن حدود 110 نفر ذکر مي شود . تاسف بنده از آن جهت است که اين همکاران فرهنگي خيلي زود ما را و مشکلات ما را فراموش کردند البته در انتخاب رئيس فراکسيون معلوم بود که آينده اين فراکسيون چه خواهد شد ولي حداقل اين فرهنگيان ميتوانستند در قضيه زنداني کردن معلمان بخصوص دستگيري جناب آقاي علي اکبر باغاني دبير کل تشکلهاي صنفي ايران در کلاس درس يک ساعت از حضور در مجلس خوداري و باعث اين همه سئوال و تعجب نشوند و....
6- فرهنگيان ايران هرگز اين رفتارها را فراموش نکرده و نخواهند کرد، ما منتظر اولين انتخابات هستيم تا مثل هميشه درس معلمي خود را به موقع و قابل قبول همگان بدهيم . انشا الله. در آينده نزديک همراهان وزير بي کفايت و ناتوان آموزش و پرورش سيلي محکمي از فرهنگيان ايران نوش جان خواهند نمود .
7 – در قياس با مجلس ششم ؛ کار کرد جمعي مجلس هفتم از نظر ما غير قابل قبول و باز هم اگر مجبور به انتخاب دو گزينه اصلاحطلبان و اصول گرايان باشيم بطور حتم راي ميليوني ما از آن اصلاح طلبان خواهد بود .
8 – بنده به عنوان يک معلم، نظر و فکر خود را اعلام کردهام. در اين نوشتار دو بار بنده از اصلاح طلبان حمايت کرده و اعلام نمودهام اکثريت فرهنگيان امروزه در مقايسه دو دولت و دو مجلس تمايل خود را بيشتر به اصلاح طلبان نشان مي دهند در اينجا ذکر يک نکته ضروري است و آنهم اين که ما در زمان دولت و مجلس اصلاح طلبان هم اعتراض داشتيم آنها هم به ما توجه نکردند شايد اگر آنها در آن زمان مشکلات ما را جدي مي گرفتند امروزه ما چنين مسايلي را نداشتيم پس نبايد آنها مغرر شوند و فکر کنند که خدماتشان مورد قبول ما بوده نه هرگز چنين نبوده ولي در بسياري از مسايل تحمل آنان بيشتر از مسئولان امروزي بود حداقل آنان اجازه فعاليت و مطرح نمودن مشکلات را مي دادند ولي امروز دولت نهم حتي اجازه گفتن درد را هم صادر نمي کند اين دولت همه را وابسته به آمريکا و انگليس و .... مي داند اين طرز فکر خطرناک است چون همه را از وطن و کار و فکر و انديشه مي اندازد.
9 – نشستي ضروري بايد گذاشت، تا تمامي اتفاقات چند ماه گذشته گزارش و تصميمات بعدي تشکلها بر اساس واقعيات موجود باشد. دوستان بالاتر از سياهي رنگي نيست. زندان رفته ايم؛ احکام صادر شده؛ متهم به وابستگي به خارج از کشور گشتهايم. پس ديگر نگران چه چيزي هستيم.
10 – يک پيشنهاد براي آنان که دوست دارند تا در مورد اين مسايل فکر کرده و مطلبي بنويسند. چرا ما تا به حال هميشه اعلام ميکنيم که صرفا صنفي هستيم و از گروهها و انديشمندان سياسي دوري مي کنيم. مگر در کشور ما مرزي بين حقوق صنفي و سياسي وجود دارد. ياران ما به چه جرمي به زندان رفتند. کدام دادگاهي آنان را محاکمه کرد و کدام وکيلي از آنان دفاع نمود! چه کسي بر صادر کنندگان احکام اتهامي بر همکاران ما نظارت دارد؟ کدامين مراکزي از حقوق صنفي ما دفاع مي کنند؟ مدافع ما کيست؟ اگر چنين مراکزي را مي شناسيد به ما هم معرفي نماييد. چرا احزاب سياسي را حمايت نمي کنيم تا از حمايت آنان هم برخودار باشيم. اگر خود مي توانيم حزب سياسي تشکيل دهيم چرا اين کار را نمي کنيم مگر تعداد فرهنگيان؛ دانش آموزان و اساتيد دانشگاهها و دانشجويان کشور کم است تا ما اين چنين بي يارو ياور در گوشه هاي زندان بمانيم و از کسي صدايي برنيايد؟ به اين پيشنهاد بنده خواهشمندم نظر دهيد. نقد کنيد شايد راه چارهاي پيدا شود. به اميد شاد کامي تمامي فرهنگيان ايران زمين به نقل از وبلاگ سپاس معلم
وبلاگ كوير سربدار : با تشکر از همگي همکاران گرامي، آمادگي خود را جهت درج نظرات مخالف و موافق حرکات صنفي اعلام ميدارد، لطفا نظرات و پيشنهادات خود را در قسمت نظرات وبلاگ وارد كنيد.
نظرات يك همكار در مورد ادامه راه عدالتخواهي معلمان
با سلام و خسته نباشيد حضور شما
بايد عرض کنم بعد از 18 ارديبهشت يک رکود چشمگير در رفتار معلمان را شاهديم من گمان ميکنم. جنبش معلمان با توجه به هزينه ای که اين روزها پرداخته تا حد زيادی منفعل شده و حاضر به ريسک جديدی نيست. کانونهای صنفی هم با توجه به اينکه اعضای فعالشان هزينه های سنگينی پرداخت نموده اند بعيد ميدانم حاضر به سازماندهی فعاليتهای جديدی باشند. آنها به انتشار اخبار معلمان بسنده کرده اند و متاسفانه اکثر همکاران وبلاگ نويس مستقل هم با انتشار همين اخبار خودشان را سرگرم نموده اند و خلاصه کلام يک جو رکود و بی تفاوتی پس از دو ماه فعاليت نفس گير اينک بر فرهنگيان حاکم شده است.
من راه حل موقت را فعلا ارتباط گسترده فرهنگيان با نهادهای حقوق بشر در سطح بين المللی و ارتباط با نهادها و سنديکاهای مستقل بين المللی معلمان جهان ميدانم.
اميدوارم اين پيشنهاد مورد توجه کانونهای صنفی و همکاران وبلاگ نويس قرار گيرد.
سربدار: همكاران عزيز خوشحال ميشويم نظرات شما را در اين مورد داشته باشيم. با كمال افتخار منعكس خواهيم كرد.


لايحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق چي شد؟
حاجي بابايي در گفتگو با فارس : به زودي بار مالي لايحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق حل ميشود

خبرگزاري فارس: عضو هيات رئيسه مجلس با بيان اينكه دولت و مجلس بر اجراي نظام هماهنگ پرداخت حقوق در سال جاري تاكيد دارند، گفت: به زودي مشكل بار مالي لايحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق حل ميشود.
حميدرضا حاجيبابايي عضو هيات رئيسه مجلس در گفتگو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، با اشاره به جلسه مشترك مجلس و دولت براي بررسي لايحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق گفت: در اين جلسه در خصوص تامين چگونگي بار مالي اين لايحه بحثهاي زيادي صورت گرفت و تصميمات بسيار خوبي هم گرفته شد.
وي با اشاره به جمع بندي اين جلسه افزود: پس از مباحث گوناگون در نهايت پيشنهادات بينابيني براي رفع مشكل يعني آنچه را كه دولت در رابطه با بار مالي اين لايحه از زمان كار و تهيه آييننامه و مسايل گوناگون دارد، ارايه كرديم لذا جلسه به خوبي پيش رفت و جمعبندي بسيار خوبي هم داشت.
عضو هيات رئيسه مجلس تاكيد كرد: در اين جلسه ضمن اينكه دولت و مجلس بر اجراي نظام هماهنگ پرداخت حقوق در سال جاري تاكيد داشتند اما معتقد بودند كه بايد در اين حركت، به شكلي عمل كنيم تا ضمن اجراي اين لايحه، نه به دولت فشار بيايد و نه در جامعه ايجاد تورم شود.
وي با بيان اينكه اين جلسه 2 ساعت به طول انجاميد، اظهار داشت: پس از 2 ساعت بحث مواضع كاملا سازنده و دوستانهاي گرفته شد.
نماينده همدان گفت: در اين جلسه قرار شد نتيجه مباحث مطرح شده در جلسه خدمت رئيسجمهور ارائه شود تا ايشان با بررسي كافي اين مباحث، پاسخهاي لازم را به ما در مجلس بدهد. وي ابزار اميدواري كرد كه كارها به خوبي پيش رود.
حاجي بابايي در ادامه گفت: اين لايحه داراي 14 فصل است كه 12 فصل آن كه مربوط به اصلاح ساختارها و دو فصل آن يعني فصل 10 و 13 نيز در مورد مشاغلين و بازنشستگان است، تبديل به قانون شده است.
وي افزود: شوراي نگهبان در بررسي اين لايحه 39 مورد اشكال وارد كرده بود كه 31 موردش در مجلس برطرف شده و تنها 8 مورد آن كه مربوط به بارمالي لايحه و مربوط به بازنشستگان است، باقي مانده است كه انشاء الله بزودي اين قسمت نيز حل ميشود.
عضو هيات رئيسه مجلس گفت: چنانچه رئيسجمهور مباحث مورد بحث در اين جلسه را تاييد كنند، انشاء الله به زودي بار مالي اين لايحه حل خواهد شد.
وي در پايان اظهار داشت: اين جلسه با حضور باهنر نايب رئيس اول مجلس، نوعي اقدم عضو هيات رئيسه مجلس، بهرامي رئيس كميسيون مشترك رسيدگي به لايحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق، فروزنده از مركز پژوهشها و داوودي معاون اول رئيسجمهور، الهام وزير دادگستري، جهرمي وزير كار، عباسي وزير تعاون و موسوي معاون پارلماني و حقوقي رئيسجمهور تشكيل شد.

فيلتر كتابخانه الكترونيكي چرا ؟؟؟
يك وبلاگ فعال كتابخانه الكترونيكي فيلتر شد و مدير وبلاگ در پي احساس نگراني از عواقب ادامه فعاليت، تصميم به تعطيل كردن آن گرفت. لينك اين كتابخانه رو به همراه فيلتر شكن اينجا قرار ميدم، شما دوستان عزيز ببينيد اين وبلاگ چرا بايد فيلتر شود؟ كجاي آن مخالف مصالح نظام است كه مستوجب اين عقوبت شده؟ كتابخانه الكترونيكي ebook اميدوارم بتونين با اين فيلترشكن باز كنين كتابخانه رايگان فارسي
همه چيزرا رنگ سياسي زدهاند.
مي گويند:
بي حجابي براندازي است!
اعتراض صنفي براندازي است!
اعتراض كارگري براندازي است!
اعتراض جانبازان براندازي است!
پيراهن آستين كوتاه پوشيدن براندازي است!
رژ لب براندازي است!
خوب تكليف روشن است وقتي كه اينها براندازي باشد كتاب خواندن هم به طريق اولي براندازي خواهد بود!
درهمين راستاي كشف توطئه استكبار در ترويج فرهنگ كتابخواني ، اين عزيزان مدتي است ول كن معامله نيستند.
مرتب نامه مي فرستند تا شايد در پاسخ به آن آي پي حقير را شنا سايي كنند.
شايد هم شناختهاند و منتظر فرصت هستند تا به سبك خود كاري شايسته!! انجام دهند!! از همان كارها كه قبلا مي كردند وافتخارش تا هميشه تاريخ نصيبشان شده است.
بنده هم بيدي نيستم كه از اين بادها نلرزم.
خير اشتباه ننوشتم.
بنده خيلي هم مي لرزم !!!
تازه موقع لرزيدن ممكن است به كارهاي خلاف قانون هفت پُشتم هم اعتراف كنم وهمه را لو بدهم !!!
از جاسوسي به نفع انگليس !!! گرفته تا عكسبرداري هوايي از كتابخانه ملي به قصد سرنگوني حاكميت !!! فلذا تصميم گرفتم كه با توجه به جميع جهات فعاليتهايم را از تاريخ 10 مي تعطيل و از خداوند طلب مغفرت نمايم (هم براي خود و هم براي آنها كه با عشوه شتري قصد نابودي فرهنگ و چه بسا مملكت رادارند.)
والسلام علي من اتبع الهدي كلامي از باقر كتابدار


در سوگ خورشيد
‹‹ من در بين شما باشم يا نباشم نگذاريد اين انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد››
امام خميني (ره)
۱۸ سال پيش زماني كه امام خميني "با دلي آرام، قلبي مطمئن و ضميري شاد و اميدوار به فضل خدا" به ديار باقي شتافت، قلب ميليون ها انسان عاشق خود را سوگوار كرد.
زندگي سراسر پندآموز اين اسوه تاريخ، دركنار انديشههاي ژرف ايشان براي همه نسلهاي حال و آينده رهگشا خواهد بود و امام راحل با اين انديشه و ۸۷ سال زندگي پربارش در آن روزهاي پرآشوب تاكيد كرد "با دلي آرام"و "اميدوار به فضل خدا" راهي ديار باقي ميشود.
در مدت ۱۸سال پس از رحلت امام خميني(ره)، روشهاي زندگي بنيانگذار جمهورياسلامي كمترمورد توجه قرار گرفت و بيشتر توجه بهانديشههاي آن بزرگوار اختصاص داشت... ادامه مطلب به نقل از ايرنا


تشكيل كميته ويژه براي تبعيد يك معلم !!!
با کمال تاسف با خبر شديم که آقاي لطيف روزيخواه دبير منطقهي۴ شهر دلاوران هميشه بيدار تبريز تبعيد شده است.
پس از اعتراض، اين حکم به يک سال کاهش يافت. در مرحله اجراي حکم طي مکاتبات اداري، كارگزيني اداره کل استان ،پروندهاي براي تعيين محل خدمت آقاي روزيخواه به گروه طرح و برنامه و نيروي انساني فرستاده شد. مسئول تامين نيروي انساني نيز با توجه به نياز شهرستانهاي استان يکي از شهرستانهاي نزديک به تبريز را براي آقاي روزيخواه تعيين نمودند. اما بلافاصله مسئول حراست اداره کل آقاي مددي، با بيان اينکه ايشان در تجمع 12 ارديبهشت در مقابل سازمان آموزش و پرورش نيز شرکت داشتهاند. و عکسهاي گرفته شده روشن کنندهي اين واقعيت است. با تبعيد ايشان به يکي از مناطق اطراف تبريز موافقت نکرده. و پافشاري نمود که آقاي روزيخواه بايد به يکي از نواحي دور دست استان تبعيد شود، لذا از رييس گروه نيروي انساني خواسته تا نامه را بدون تعيين محل به کارگزيني برگرداند. تا حراست با تشکيل کميتهاي خاص محل خدمت جديد براي ايشان تعيين کند. كانون تهران
نان خود خوردن و نشستن به که کمر زرين بستن و به خدمت ايستادن

آزادي بدهكار 2000 ميليارد توماني پس از يك روز !!! تهران- ايلنا - خبرگزاري كار ايران
ستاد مركزي مبارزه با قاچاق كالا و ارز در اطلاعات تازهاي از بزرگترين بدهكار شبكه بانكي اعلام كرد: "حميد باقري درمني" كه طبق مستندات موجود بالغ بر20 هزار ميليارد ريال بدهي بانكي دارد، يك روز پس از دستگيري با اخذ تعهد اخلاقي آزاد شد.
به گزارش ايلنا، ستاد مركزي مبارزه با قاچاق كالا و ارز در اطلاعات تازهاي از "حميد باقري درمني" قاچاقچي دانه درشت و بزرگترين قاچاقچي شناسايي شده در كشور، افزود: حميد باقري درمني پس از صدور حكم ضبط كالا و جريمه حدود 13 ميليارد ريال، تلاش وسيعي را آغاز كرده تا با جابجايي برچسبها و كارتنهاي كالاها از ضبط كالاهاي قاچاق خود جلوگيري كند.
اين ستاد اضافه كرد: برابر اطلاع واصله نام گروه شركتهاي حميد باقري درمني جزء ليست اعلامي رئيس ديوان محاسبات كشور است ( كه بانكها از دادن تسهيلات به او منع شده اند) كه اخبار رسيده حاكي از فشار چند تن از قانون دانان قانون شكن به رئيس ديوان محاسبات جهت بازپس گيري نامه فوق است.
ستاد مبارزه با قاچاق كالا در بخش ديگري از گزارش خود آورده است: نامبرده با ادعاي احداث كارخانه توليد خودروي لوكس به اندازه بنز، بي.ام.و در گرمسار و نصب سوله و اشتغالزايي براي1500 نفر اقدام به اخذ 60 ميليارد تومان وام مينمايد و سپس مكان فوق را تبديل به انبار اجناس قاچاق مينمايد كه در زمان دومين دستگيري وي به حكم بازپرس گرمسار و نيابت اعطايي به دادسراي تهران، عليرغم مقاومت 5/2 ساعته و جلوگيري از اجراي حكم، وي در ساعت 11 شب دستگير و به پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل گرديد. اما فرداي آن روز عليرغم صراحت حكم بازپرس گرمسار مبني بر تفهيم اتهام به نامبرده و صدور قرار بازداشت موقت بر خلاف مقررات جاري آيين دادرسي با اخذ تعهد اخلاقي از متهم به قاچاق حدود 9 ميليارد ريال، وي را آزاد ميكنند.
در ادامه گزارش ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز به نامه رئيس دفتر هماهنگي و نظارت هياتهاي رسيدگي به تخلفات اداري به وزير محترم اقتصاد و دارايي در خصوص نامبرده اشاره شده و آمده است: حميد باقري درمني طبق مستندات موجود رقمي بالغ بر 20 هزار ميليارد ريال اعم از ريالي و ارزي به نظام بانكي كشور بدهكار است. عمده دريافتيهاي نامبرده بازگشايي بي ضابطه LC از سوي بانكهاي عامل و بر اساس زد و بند با برخي از پرسنل بوده است. در اين ميان تخلف برخي از آنان محرز ميباشد و طبق پروندههاي تخلفاتي طي يكسال اخير و در دوره مديريت جديد وزارتخانه از سوي بانك اخراج شدهاند.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: تاكنون نامبرده يك ميليارد و يكصد و پانزده ميليون دلار تسهيلات ارزي از بانكها دريافت كرده و 100 ميليون دلار نيز از صندوق ذخيره ارزي دريافت كرده كه تعهدات پرداخت آن بانكهاي داخلي است و عمدتا بصورت يوزانس بوده است.
تمامي بررسيها نيز نشان ميدهد كه نامبرده به هيچ يك از تعهدات خود در قبال بانكها عمل نكرده است. ايجاد سپرده به نام خود و اعضاي خانواده و سوء استفاده از اعتبارات سپرده جهت كسب اعتبار شركت زنجيرهاي غير فعال از ديگر شگردهاي اخذ تسهيلات كلان توسط نامبرده بوده است. از سوي ديگر تمام فعاليتهاي نامبرده در زمينه قاچاق كالا، پولشويي و ايجاد دفاتر بازرگاني در كشور امارات بوده كه متاسفانه با نفوذ در گمركات خرمشهر، سلفچگان، چابهار، سيرجان و جنوب تهران و زد بند بابرخي مسئولين گمركي، مرتكب تخلفات گسترده در زمينه واردات كالا شده است.
در ادامه اين نامه اشاره شده است هم اكنون چند محموله بزرگ از كالاهاي قاچاق شده توسط نامبرده و عوامل مربوطه توسط وزارت اطلاعات كشف و ضبط شده است و نامبرده تحت تعقيب قضايي است. به نقل از ايلنا

لغو انفصال از خدمت
خوشبختانه حکم سه ماه انفصال از خدمت آقايان ديندار و تيمور حسنپور همکاران آموزش و پرورش قلعه حسنخان (شهرقدس) لغو شد. اين احکام در حالي لغو شده است، که يک ماه وهشت روز از زمان اجراي آنها مي گذرد.
هيات بدوي سازمان آموزش وپرورش شهرستانهاي استان تهران حکم آقاي ديندارراازسه ماه انفصال ازخدمت لغو وبه توبيخ بادرج درپرونده تبديل کرده است.
همچنين حکم آقاي تيمورحسن پور از سه ماه انفصال ازخدمت به توبيخ بدون درج در پرونده کاهش داده شد.
کانون صنفي معلمان تهران از همهي کساني که به هرعنوان در لغو اين احکام چه پنهان و چه آشکار دست داشته و کمک کردهاند، سپاسگزاري نموده و براي خانوادهي اين عزيزان آرزوي روزهاي شيرين تري در زندگي دارد. به نقل از كانون صنفي تهران

مهرورزي آقاي بهشتنژاد !!!
اين همشهري عزيز ما آقاي بهشت نژاد که با حفظ سمت رئيس آموزش و پرورش خميني شهر هم هست عجب اعجوبهايه؟! به تازگي بخشنامه محرمانه بدون شماره و بدون امضايي خطاب به مديران مدارس فرستاده و از تمامي مديران مدارس شهرستان خواسته که اگر مايل به استعفا هستند حد اکثر تا ۱۵ خرداد ( تعطيله!؟) استعفاي خودشان را تقديم آقا کنند. البته در پايان ذکر شده که ما مايل به استعفاي شما نيستيم "وگرنه مثل شهريور پارسال يک روزه ۴۲ نفرتون را مهرورزي مي کرديم" فقط مي خواهيم برنامهريزي کنيم که مبادا امر مهم آموزش و پرورش ذرهاي دچار مشکل شود. البته معلوم نيست چرا به جاي نوشتن چنين نامه زشت و توهين آميزي به تذکر شفاهي در جلسه مديران بسنده نشده است؟!!!


مدال شجاعت و افتخار !

محمود احمدينژاد در بيست و نهمين سفر استاني خود به استان اصفهان آمد و با مردم شهرستانها ديدار كرد. در شهرستان آران و بيدگل يكي از مسئولين محلي قبل از او به افتخارات آران و بيدگل اشاره كرد. داشتن عالم، دانشمند و ايثارگر بسيار، دانشآموزان و دانشجويان تلاشگراز آن جمله بود. اما يكي از اين افتخارات كه او گفت اين بود كه معلمان آران وبيدگل در تحصنها و تجمعهاي اخير هيچ تحركي نداشتهاند. يكي از اعضاي شوراي شهر هم در جلسهي شوراي اداري كه وزيري هامانه - وزير نفت - حضور داشت با تكرار اين موضوع خواستار جايزه و توجهي ويژه به معلمان اين شهر شد. البته هنوزهيچ چيز معلوم نيست، اما بعيد نيست فيشهاي حقوقي معلمان آران و بيدگل اين برج تغييرات پيشبيني نشدهاي داشته باشد. به همين مناسبتها پيامي منتشر مي كنم كه به اين شرح است.
معلمان سخت كوش و فعال ايران
تلاش و كوشش بي نتيجه نبود و در شهر آران و بيدگل باعث غرور و افتخارآفريني شد. بيگمان ايستادن و زحمات شما به اندازه سكوت و سكون ما در اين موفقيت تاثيرگذار بود. اميد است با پي بردن به راز و رمز اين موفقيت و تكرار آن، مدال شجاعت بر سينهي فرهنگيان اين شهرستان بدرخشد. به نقل از راديو معلم


روز سه شنبه 8/ خرداد/86 در پي احضاريهي هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان، خانم مژگان ديباج و خانم شرافت و آقايان: حميد مجيري، عبدالرسول عمادي، ستار زارعي و نورالله برخوردار، در اين سازمان حضور به هم رساندند، و به پرسش هايي که از طرف بازجويان محترم طرح شد پاسخ گفتند. به گفتهي برخي از همکاران موضوع اصلي اين پرسش ها پيرامون ادامهي فعاليتهاي صنفي آنان بوده است. که پاسخ قاطع همهي احضار شدگان خمينيشهرجديت آنان در پي گيري مطالبات فرهنگيان کشور( و احقاق حقوق از دست رفتهي معلمان؛ که همانا حقوق دانش آموزان نيز مي باشد) بوده است. بنا به قولهاي داده شده قراراست احکام صادر شده براي اين افراد پس ازتاييد شدن در وزارت آموزش و پرورش اجرايي شده و به دست آنان نيزبرسد. به نقل از كانون صنفي تهران


حجتيه دست روی قدرت و ثروت گذاشته
از پاييز سال85 رئيس لايق و پركار مركز تربيت معلم عترت شهرك واوان با اتهام ملی مذهبی بودن و اينكه چرا در دفتر كارش سبك و ساختار تخت جمشيد كار شده و... را با فشارهای مرسوم به باز خريد خدمت ناچار كردند. جايگزين وی فردی بی تجربه كه از مديريت نه چيزی می داند و نه تجربه كرده، از زينبيه ورامين كه تا آن موقع امور مشاورهای دانشجويان را انجام می داد را با عنوان رئيس مركز تربيت معلم واوان معرفی كردند .
افراد حاكم در سازمان آموزش و پرورش تهران تيم اعلائی كه همان طراح سؤالات موهن از كتاب سنن النبی است و تفكر حجتيه دارند و در زمان دولت محمد خاتمی همگی اين نوع آدمها از مسند امور كنار گذاشته شدند كه به حق هم بود، می باشند كه تمامی مديران را از اين گروه انتخاب و منصوب كردند.
اين خانم كه ناهيد ثامتی نام دارد و از بدو ورود به مركز تربيت معلم عترت تاكنون به شرح ذيل عمل كرده است :
- كمر همت به تخريب فضای زيبای تربيت معلم بسته و از هر نوع توهينی حتی در حضور دانشجويان به مدرسين، كاركنان و حتی خود دانشجويان دريغ نمی كند.
- به حداقل رساندن امكانات رفاهی و مطالعاتی مدرسين و دانشجويان و امتناع از هزينه نمودن برای امور آموزشی دانشجويان به بهانه صرفه جويی و نبودن پول. ( در صورتی كه ايشان حداقل 000/000/30 تومان از مديريت قبلی تحويل گرفته است ).
- استفاده از امكانات و پول مركز در جهت امور شخصی بصورت مخفيانه .
- حداكثر استفاده از وقت اداری در امور شخصی و استفاده از برخی پرسنل برای امور شخصی.
- صحنه سازی، جو سازی و تهيه تصاوير ساختگی سخنرانی از خود و نصب شعارهای به قول خودش استكبارستيز در زير تريبون و ارسال اين عكسها برای سازمان جهت كسب امتياز و محكم نمودن جايگاه مديريتی و همچنين اثبات بندگی خود.
- فشار از طريق تماس تلفنی با مسئول خوابگاه در شب 22 بهمن جهت انتقال دانشجويان به پشت بام و سردادن شعار الله اكبر و ضبط صدا جهت ارسال به سازمان جهت كسب امتياز .
- انتقال دانشجويان از واوان به تهران جهت شركت در راهپيمايی 22 بهمن تا در جلوی گروه حركت كند و تصاوير لازم تهيه و برای مركز جهت كسب امتياز ارسال نمايد .
- شركت حداكثر 5 دقيقه در جلسه گروههای آموزشی و تخصصی و اجبار نمودن اعضاء گروه برای ثبت نام وی در پايين صورت جلسات به منظور استفاده از مزايای مالی .
- در جلسات شورای مدرسين اجازه اظهار نظر به هيچ كس را نمی دهد و خودش تصميم گيری می كند و صورت جلسه را تحت عنوان نظر شورای مدرسين برای سازمان ارسال می كند.
- تخريب وضعيت سياسی و مذهبی مدرسين نزد مقامات بالاتر جهت جايگزين نمودن افراد مورد نظر خود.
- جاسوس نمودن تعدادی از كاركنان و ايجاد ناامنی شغلی و سلب آسايش مدرسين.
- حذف نمودن ساعات غيرموظف مدرسين و استفاده از افرادی جهت تدريس كه هيچگونه سابقه علمی و آموزشی و تدريس ندارند كه عملاً شده مضحكه دانشجويان.
- سلب اختيارات گروههای آموزش در كليه امور مربوط به گروهها. مثلاً جذب مدرس می بايست با نظر و ارزيابی علمی توسط گروههای مربوط انجام شود كه طبق دستور وی فقط خودش نظر می دهد.
- دزدی به هر شكل ممكن : مثلاً برای هر مدرس مبلغ 000/30 تومان از سازمان برای خريد خواربار نوروز دريافت نموده و عملاً 000/10 تومان هر فرد هزينه كرده است.
- طبق روال از مدرسين ارزشيابی به عمل می آيد كه پيشنهاد ارزشيابی مدير را هم دادند ولی سركار خانم مخالف هرگونه ارزشيابی از خود می باشند.
- اخيراً دورهای تحت عنوان فراگير جهت ارتقاء علمی معلمين برگزار شده و روزهای پنج شنبه و جمعه می باشد و حضور ايشان الزامی است اما يك هفته در ميان و كمتر از يك ساعت ظاهر می شود تا در انتها كل مبلغ را دريافت نمايد.
- ناشيانه در كنار درب كلاسهای درس می ايستد و به تدريس مدرس گوش می كند و بی محابا و بدون درب زدن وسط كلاس میپرد و به استاد توهين می كند.
- سعی و اصرار در نصب پارتيشن در كلاسها برای جدا سازی آقايان و خانم ها.
نتيجه حضور و حمايت از مدير تربيت معلم ياس و نااميدی ودلسردی وعصبيت شديد كاركنان ودانشجويان شده و آنچه كه نيست تلاش در جهت كسب علم است ... به نقل از پيك نت


بازداشت – زندان - انفصال – تبعيد – احضار ...
و اين سناريو همچنان ادامه دارد ...
از منابع موثق با خبر شديم خبرنگار هفته نامه قلم معلم امروز شنبه ۱۲/۳/۸۶ به دادگاه انقلاب احضار شده است.
حميد پور وثوق معاون هيات مديرهي کانون صنفي معلمان ايران به دادگاه عمومي وانقلاب تهران فراخوانده شد.
در روز چهارشنبه ۹/خرداد/۸۶ احضاريهاي به منزل ايشان داده شد، طبق اين احضاريه بايستي آقاي پوروثوق در روز شنبه ۱۲/ خرداد /۸۶ خود را به معاونت محترم سياسي امنيتي معرفي نمايد. در فرم احضاريه شغل آقاي پوروثوق مشخص نشده است.
در طي اعتراضات اخير منزل ايشان تفتيش، و پس ازيک محاکمه ي کوتاه در دادگاه انقلاب تهران به اوين فرستاده شد، و نزديک به سه هفته دربند ۲۰۹ زندان اوين بطور انفرادي بازداشت بود.
*********************
آقاي مختار اسدي فرزند حسن شمارهي شناسنامه ۶۹۱ صادره از سنندج داراي گروه ۱۳ با ۱۴ سال سابقهي خدمت و مدرک کارشناسي ارشد دبير متوسطهي ناحيهي ۳ شهرستان کرج به حکم هيات بدو سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي تهران و با امضاي آقايان: قرباني، طوراني و پارياب براي مدت ۵ سال به خارج از استان تهران تبعيد شد.
در اين باره گفتگويي داشتيم با آقاي اسدي که توجه خوانندگان گرامي را به اين گفتگو جلب مي نماييم.
آقاي مختار اسدي شنيده شده که اخيرا حضرتعالي به 5 سال تبعيد در خارج از استان تهران محکوم شده ايد،اين حکم از طرف چه ارگاني صادر شده و قاضي شما چه کساني بوده اند؟
با سلام و ادب خدمت شما، همکاران شريف و خوانندگان عزيز بايد عرض کنم، اين حکم به وسيله ي هيات بدوي سازمان آموزش وپرورش شهرستانهاي تهران صادر شده وبه امضاي سه نفر به نامهاي آقايان: قرباني ، طوراني و پارياب رسيده است.
* آقاي اسدي آيا محاکمه ي شما باحضور وکيل بوده يا خير؟
خير، وکيلي در کار نبوده است. اينحانب درتاريخ 27/فروردين/86 به هيات بدوي فراخوانده شدم، در انجا چندتا پرسش از من شد، نه دادگاهي درکاربوده و نه وکيلي.
* آقاي اسدي يکي از اتهامات شما تحريک معلمان مدرسه ي جابر انصاري ناحيه ي 3 کرج عدم حضور درکلاس درس و فرستادن اس ام اس مي باشد، آياشما اين اتهام را مي پذيريد؟
بنده ضمن تکذيب اتهامات وارده بلکه تحريک معلمان را توهين به آنان مي دانم، زيرا آنان خودشان عاقل، بالغ و تحصيلکرده هستند، و با حرف ديگران تحريک نمي شوند، حتي اگر به فرض محال درست باشد، آيا حرف بنده براي 20هزار معلم حجت است؟ آيا من اين اندازه قدرت و نفوذ در ميان معلمان دارم؟ بنده اين اتهام را دور از ذهن مي دانم. درضمن فرستادن اس ام اس کار خلافي نيست که جرمش اين باشد.
* از ديد شما هدف مسئولين از اين کار (انفصال از خدمت و تبعيد) شما و ديگر همکاران چيست؟
به باور من مي تواند چند هدف در کار باشد: کنترل کردن معلمان ، گرفتن زهر چشم ازهمکاران و فعالين صنفي، و يا دلايلي که از ديد خود انان موجه باشد.
* آقاي اسدي شما و همکارانتان چرامعترض هستيد ، واعتراض شما به چيست؟
آموزش و پرورش کنوني اين مملکت بيمار است و يکي از دلايل بيماري اين وزارتخانه ي مهم پايين بودن معيشت معلمان است، ما هم از راه دلسوزي و چون خودمان معلم هستيم و متخصص در اين کار هستيم، مي بينيم که جوانان ايران اسلامي رو به انحراف مي روند، انگيزه ندارند، رو به انحطاط اخلاقي مي روند. به اين خاطر اشتباهات آموزش و پرورش را به مسئولين گوشزد مي کنيم. فقط و فقط به خاطر دين و ميهن است که مي گوييم، تعيلم و تربيت اين کشور در خطر است.
* آقاي اسدي شما سخني با مسئولين و قضات اين پرونده داريد؟
مسئولين فکر نکنند که با اين کارها مشکل آموزش و پرورش ما حل مي شود، و به ما با ديد دشمن نگاه نکنند. ما گمراه نيستيم، ما بدخواه نيستيم ما ازاين آب و خاک هستيم، تربيت شده ي همين سيستم هستيم. و مي خواهيم اين کشور را آباد کنيم. به جاي اين کارها به مديريت درست بينديشند. آموزش و پرورش ما2 مشکل دارد، بودجه و مديريت، ما مشکل عقيدتي نداريم. مشکل سطح سواد معلمان راهم نداريم. پس فقط مشکل همين است: بودجه و مديريت .

لازم به ياد آوري است که آقاي اسدي درفروردين 86 به حکم سه ماه انفصال از خدمت نيز محکوم شده بود.
*****************************
پيام محمود بهشتي لنگرودي به آقاي اسدي
به نام خدا
همکار گرامي جناب آقاي اسدي
پايداري شما را ميستايم و به حال آنان که مي پندارند ميتوان يک جنبش اصيل را با اين گونه برخوردهاي کودکانه تضعيف نمود تاسف ميخورم. بي شک اين گونه اعمال سخيف بدخواهان را بيش از پيش در نزد مردم خصوصا فرهنگيان خوار و ذليل خواهد نمود. پيروزي حق آزاد مردان است.
محمود بهشتي لنگرودي



به نام خداوند جان و خرد
اين كمترين، سيد مجتبي ابطحي فروشاني توان تشكر از زحماتي كه تمام عزيزان جهت آزادي بنده متقبل شده اند را در خود نمي بينم از طرفي سنگيني قدر داني از تلاشهاي بي وفقه مرا وا مي دارد، با كلام قاصر خود بگويم مديون لطف و بزرگواري شما، علي الخصوص جناب آقاي عاشقي كه حتي ايشان را افتخار ديدار نصيبم نگشته و اعضاء كانون صنفي معلمان ايران ( تهران) آقايان باغاني – خاكساري – قريشيان – اكبري – معارفي و جوادي و خانم دارابي و .... مي باشم.
پاينده و پيروز باشيد - سيد مجتبي ابطحي


قابل توجه بهترين و بي همتاترين وزير آموزش و پرورش بعد از انقلاب !
مهر نيوز : کارشناس آموزش هاي کارودانش مرکز آموزش از راه دور کشور گفت: بيش از 500 هزار دانش آموز در رشتههاي کار و دانش هنرستانهاي سراسر کشور تحصيل مي کنند اما با اين حال فرصت هاي شغلي و رشته هاي مورد تدريس اين شاخه تحصيلي هيچ تناسبي باهم ندارند .
هوشنگ عليبازي در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : بالغ بر 500 هزاردانش آموز کار و دانش در حال حاضر در هنرستانهاي سراسر کشور درس مي خوانند و حدود 23 هزاردانش آموز مناطق دور افتاده نيز ازطريق مراکز آموزش از راه دور با اين رشته ها آشنا مي شوند .
کارشناس آموزش هاي کار و دانش گفت : ميان فرصت هاي شغلي و رشته هاي تحصيلي کار و دانش تناسبي وجود ندارد و اين مشکل موجب شده که اگر به عنوان مثال شرکتي دولتي به يک حسابدار نياز داشته باشد به ازاي اين يک نفر 500 دانش آموز درمدارس به تحصيل رشته حسابداراي بپردازند .
وي خاطر نشان ساخت : مردم جامعه ما همواره به دانش آموزان رشته هاي کار و دانش به چشم افراد تنبلي نگاه مي کنند که به دليل بي رغبتي به ادامه تحصيل ، رشته هاي کار و دانش را انتخاب کرده اند .
کارشناس آموزش هاي کار و دانش افزود : اين فرهنگ نادرست آموزش هاي اين دسته از دانش آموزان را تحت الشعاع قرار داده و موجب شده تا در بعضي از موارد افراد دچار خود کم بيني شوند .
عليبازي يادآور شد : امکانات آموزش وپرورش در تمام مناطق جغرافيايي به طور يکسان تقسيم بندي نشده است و از همين رو تعداد زيادي از دانش آموزان علاقمند به تحصيل به دليل نبود فرصت از ادامه تحصيل در رشته هاي مورد علاقه شان باز مي مانند.
وي کمبود نيروي انساني متخصص ،امکانات و تجهيزات مراکزآموزش دهنده و پراکندگي امکانات آموزشي را بزرگترين ضعف هاي شاخه هاي تحصيلي کار و دانش اعلام کرد و گفت : بر اساس سند ملي توسعه آموزش وپرورش بايد به مشکلات اين رشته تحصيلي بيشتر توجه شود .



تهران- ايسکانيوز: هيئت وزيران بنا به پيشنهاد وزارت آموزش و پرورش با پرداخت فوق العاده خاصي تحت عنوان فوق العاده ويژه به معلمان همتراز اعضاي هيئت علمي موافقت کرد.
به گزارش روز دوشنبه گروه اجتماعي ايسکانيوز، هيئت وزيران به منظور افزايش انگيزه و کارايي معلمان و ارتقاي سطح کيفي خدمات آموزشي در مدارس با پرداخت فوق العاده خاصي تحت عنوان فوق العاده ويژه ، به معلمان همتراز اعضاي هيئت علمي موافقت کرد.
اين مصوبه ميزان و درصد فوق العاده ويژه به معلماني که امتياز رتبه معلم ارشد را کسب نمايند برابر با بيست در صد ، معلماني که امتياز رتبه معلم خبره را کسب نمايند برابر با سي و پنج در صد و معلماني که امتياز رتبه معلم عالي را کسب نمايند برابر پنجاه در صد حقوق و فوق العاده شغل و فوق العده جذب آنها تعيين نموده است.
همچنين حداکثر تعداد افرادي که با رعايت ضواب مربوط و کسب امتيازات لازم مشمول دريافت فوق العاده ويژه مي باشند براساس رقابت و انتخاب بهترين افراد مجموعاً شصت و پنج درصد تعداد متصديان مشاغل مربوط خواهد بود و استفاده از فوق العاده موضوع اين تصويب نامه علاوه بر شرايط فوق الذکر منوط به داشتن حداقل پنج سال سابقه به صورت رسمي يا پيماني براي رتبه معلم ارشد و حداقل پنج سال توقف به صورت رسمي يا پيماني براي هر يک از رتبههاي بعدي است .
بر اساس اين مصوبه فوق العاده مذکور جزو فوق العاده هاي مستمر محسوب نمي شود و مشمول دريافت کسور بازنشستگي نميباشند و استمرار پرداخت آن مستلزم رعايت بند (6) اين تصويب نامه مي باشد .
همچنين استمرار پرداخت فوق العاده مزبور مستلزم حفظ کيفيت ارائه خدمات و کارايي مستخدم و طبق ارزيابي سالانه از نحوه کيفيت انجام وظيفه مي باشد .
بر اين اساس ارزيابي و تعيين رتبه مشمولين اين تصويب نامه توسط هيا