
در شرايط فعلي، معلمان و كانونهاي صنفي چه بايد بکنند؟
دوستان و همكاران فعال صنفي :
در شرايطي كه يك ماه از تعطيلات تابستان گذشته، صدور احكام ظالمانه اخراج، بازنشستگي اجباري، تبعيدها، انفصال از خدمتها، احضاريهها و تهديدات و ... به اوج خود رسيده و هماكنون همكاران و فعالان صنفيمان در شرايط سختي تحت فشار هستند.
در مرحله اول از همكارانمان در اقصي نقاط كشور ميخواهيم با كمكهاي مالي خود همكاران آسيب ديده از اعتصابات و تحصنها را ياري دهند تا هزينه سنگين اين محكوميتها همكاران آسيب ديده و خانوادههايشان را دچار مشكل نكند. همه ما در اين مورد مسئوليم.
اما وبلاگ همكاران كانون صنفي معلـّمان كرمانشاه سوالاتي طرح كرده و در مورد آنها نظرخواهي كرده بودند.
1- علت در تنگنا قرارگرفتن تشكلها درمقطع زماني كنوني چيست؟
2- اشتباهات تشكلها در عملكرد چند سال اخير آنها چه بوده است؟
3- براي اتحاد بيشتر فرهنگيان و اقتدار حركتهاي آنها، تشكلها بايد چگونه عمل كنند؟
همكاران ما در وبلاگهاي خود پاسخهايي به اين سوالات داده بودند، از جمله وبلاگ انجمن فرهنگيان آزاد پاسخهايي ارائه داده بودند، كه من هم با مواردي كه اشاره كردهاند كاملا موافقم، و در اين مورد چند نكته را هم قابل ذكر ميدانم.
معلمان پس از نهم ارديبهشت، در ادامه راه براي تحقق خواستههايشان دچار ركود شدند، دلايل زيادي دارد كه به نظر من عبارتند از:
1- نبودن اتحاد لازم بين فرهنگيان، كه مهمترين عامل ميتواند باشد.
2- در اين نظام، با معلمان طوري رفتار شده كه اكثر معلمان، عادت كردهاند كه گوش به فرمان باشند و براي خود قدرت تصميم گيري ندارند، براي اقداماتشان( تحصن، اعتصاب ... ) منتظر رسيدن يك دستورالعمل از جانب كانونها و يا ديگران ميباشند و به تنهايي اقدام كننده يك فعاليت نيستند.
3- ايجاد شكاف و اختلاف نظر بين معلمان و مديران و معاونين مدارس، كار ديگري بود كه براي برخورد با معلمان انجام دادند و تا حدودي نتيجه گرفتند.
4- اكثر معلمان از نظر قدرت مالي ضعيف هستند و تحمل مجازاتهاي شديد مالي و وثيقههاي سنگيني كه دادگاهها به ناحق براي آنها تعيين ميكنند را ندارند، بنابراين طبيعي است كه انگيزههاي آنها براي ادامه راه كمرنگ ميشود.
و در اين شرايط تمام مجازاتها و آسيبهاي اين تحصنها متوجه مسئولين و اعضاي كانونهاي صنفي و صادر كنندگان بيانيه مهم و بينظير10 فروردين شد و عملا آنها را از فعاليت و تحرك لازم بازداشت.

بازنشستگي اجباري 
كمك به همكاران آسيب ديده از تحصنها
شماره حساب ۷۰۴۵۸۴
بانك ملي شعبهي ارشاد كد ۳۳۹
به نام آقايان : بهشتي، قريشيان، رضايي
براي كمك به همكاران اخراجي و انفصال شدگان از خدمت
همکاران گرامي سلام
با حمايت و ارادهي شما و آموزش بين الملل و ياري خداوند توانا به کنگره پنجم اييآي رسيدم. گرچه تاخير يک روزه در دوسلدورف داشتم به علت اينکه هواپيماي ماهان با تاخير حرکت کرد. زمان رسيدن و پرواز برلين هماهنگ نبود. يکي از خصوصيات مردم آلمان که با آن جامعه پذير شدهاند نظم، دقت و برنامه ريزي است .
روز29 تيرماه برابر20 ژوئيه ساعت 4 و30 دقيقه به وقت محلي به فرودگاه برلين رسيدم و مورد استقبال گرم همکاران اييآي قرار گرفتم که چقدر نسبت به آموزش احترام قائلند. چگونه کنگرهاي با حضور 170 کشور دنيا مي تواند هدايت شده باشد؟ در اينجا نظم و برنامهريزي توام با احترام را از تمام کارکنان و مسئولان اييآي ديدم. نه تنها با بنده بلکه با تمام کساني که در اين کنگره دعوت شدهاند همين ارتباط برقرار است. حدود چهار ساعت را با يکي از مترجمها و همکاران اييآي براي همآهنگي و برنامهريزي کنگره جلسه داشتم. قرار است جلساتي را با برخي از مسئولان آموزش بينالملل داشته باشيم. تا ضمن تشکر همه جانبه از حمايتهاي بينالمللي از معلمان ايران آنها را در جريان فعاليتهاي معلمان ايران براي رفع تبعيض بگذارم. برنامههاي کنگره پنجم از 22 تا 26 ژوئيه که مصادف با 31 تيرماه تا 4 مرداد ماه است همه از پيش تنظيم شده است و پر است. اما با پيگيريهاي اييآي دو برنامه سخنراني براي من به عنوان نماينده معلمان ايران گذاشته شد. يکي از اين سخنرانيها در جلسه عمومي با حضور همه شرکت کنندگان از تمام کشورهاي دنيا حدود 1600 معلم براي مدت 10 دقيقه انجام مي شود تا من در آن پيام معلمان ايران را به گوش همکاران و مسئولان عاليرتبه E.I و I.L.O (سازمان بين المللي کار) ، I.T.U.C (کنفدراسيون بين المللي اتحاديههاي کارگري)، I.T.F (فدراسيون بين المللي کارگران حمل ونقل) و ساير فدراسيونهاي بين المللي تخصصي و کنفدراسيونهاي کشوري برسانم.
تاکنون من از تجارب تشکيلاتي، از روشهاي فعاليتهاي اعضاي اتحاديههاي کارگري از جمله E.I در کشورها با دولتهاي خودشان مطلع شدم. وهمچنين براي مشکل معلمان ايران که از رفع تبعيض و فضاي امنيتي حاکم بر آموزش و پرورش رنج ميبرند در جستجوي راه حل هستم.
کنگره پنجم آموزش بين الملل در هتل استرل برلين برگزار مي شود. آموزش بين الملل از مجموعههاي I.L.O (سازمان بين المللي کار) به دبير کلي آقاي سوماوياست. I.L.O يکي از آژانسهاي سازمان ملل است که وظايف آن به عنوان سازمان سه جانبه گرايي در روابط و حقوق کار براي اعضاي سازمان ملل از جمله ايران تعريف شده است. از نظر I.L.O کارگر به هر کسي گفته مي شود که در يک رابطه قرارداد کاري با کارفرما وارد مي شود. بنابراين مجموعه معلمان، پرستاران، خبرنگاران، کارمندان دولتي، روزنامه نگاران و... که همگي حقوق بگير هستند در اين مجموعه کارگر قلمداد ميشوند و بايد از کليه حقوق مربوط به روابط در کار برخوردار باشند. و دولتهاي عضو را مقيد ميکند که حقوق بنيادين کار ملحوظ در پيمانهاي I.L.O را رعايت کنند. از جمله اين حقوق بنيادين کار در پيمان 87 و 98 آمده است که دربرگيرنده حق کارگران در آزادي تجمع، تشکل و سازماندهي و مذاکرات براي عقد قراردادهاي جمعي است.
در کشورهايي که حقوق اتحاديهها وانجمنهاي صنفي کارگران را محترم ميشمارند اتحاديه ابتدا با کليه اعضا مسائل دستمزد، شرايط محيط کار و استانداردهاي آن را بررسي کرده و آن را به تصويب اتحاديه مي رساند. و موارد تصويب شده از طرف اتحاديه مورد مذاکره با کارفرما قرار مي گيرد. به همين علت موارد نقض حقوق کار در سه نامه که آموزش بين الملل در حمايت از معلمان ايران به رئيس جمهور ايران نوشت (18 اسفند ماه 1385، 25 اسفند ماه 1385، 11 ارديبهشت ماه 1386) و همچنين I.T.U.C و ساير اتحاديههاي کارگري وابسته به اين کنفدراسيون به دولت ايران نوشتند اين حقوق را به دولت ايران يادآور شده و از او خواستند که به عنوان عضو قديمي سازمان بين المللي کار (I.L.O) حقوق کارگران و معلمان را در ايران رعايت کند. که يکي از اين نامههاي I.E به رئيس جمهور مورخ 18 اسفندماه 1386 در شماره 42 هفته نامه قلم معلم چاپ شد که در آن به دولت ايران توصيههايي در رابطه با انجمنهاي صنفي معلمان داشته که در يکي از بندهاي آن از دولت ايران خواسته است که "در آينده حق سازمانهاي کارگري را در ادامه فعاليتهايشان، در برگزاري جلسات، و اعتراضات عمومي مرتبط با شرايط کار و سياست اقتصادي و اجتماعي مورد احترام قرار گيرد". در اينجا منظور از سازمانهاي کارگري همان در واقع انجمن صنفي معلمان و ساير سازمانهاي صنفي است. ادامه دارد به نقل از كانون تهران
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


معذرت مي خواهيم ...
وزير مسكن: به خاطر گراني مسكن عذرخواهي مي كنم.
وزير نيرو: به خاطر قطع برق و مشكلاتش عذر خواهي مي كنم.
وزير كشاورزي: به خاطر داستان پياز و سيب زميني و گرانيها و كمبودها و داستان دلالها در كشاورزي پا برجاست و در بعضي از موارد كشاورزيمان هم از بين رفته عذرخواهي مي كنم.
وزير بهداشت: به خاطر كمبودها داروها و وضعيت بد بعضي از بيمارستانهاي دولتي عذر خواهي مي كنم.
وزير ارشاد: به خاطر كودتاي خزنده مطبوعات عليه احمدي نژاد عذر خواهي مي كنم.
وزير كشور: به خاطر برگزاري انتخابات در 24 اسفند و برخورد به تعطيلي و اتفاقاتي كه خواهد افتاد و چشمهايي كه چشم برهم خواهند نهاد عذرخواهي مي كنم و به خاطر ارشاد جوانان آن هم فقط در ماههاي رجب، شعبان و رمضان و حفظ امنيت در اين سه ماه عذر خواهي مي كنم.
وزير نفت،اقتصاد: به خاطر سهميه بندي بنزين كه باعث شد شما مردم صرفه جويي را ياد بگيريد و به خوردن نان و ماست بسنده كنيد، و از مسافرتهاي تفريحي و زيارتي خود بكاهيد و گراني را برايتان به ارمغان آورديم درحالي كه اندازه اشياء و كالاها و مواد مصرفي كوچكتر شدند و قيمتشان بالاتر شد، از اينكه توانستيم به صنايع خودرو و كشاورزي و ديگر صنايع ضربه بزنيم وعدالت را همان گونه كه مفهومش ايجاب مي كرد رعايت و اجرا كنيم عذرخواهي مي كنيم.
از اينكه به جاي بالش نرم در زير سرهايتان صرفهجويي را به شما ياد مي دهيم آنهم از طريق سهميه بندي بنزين باز هم عذرخواهي مي كنيم.
از اينكه به خاطر سهميه بنزين مسئله را پاك كرديم و به حل مسئله پرداختيم واقعا عذر خواهي مي كنيم.
سربدار
وزير آموزش و پرورش: من هم كه از هيچ چيز خبر ندارم كه معذرت خواهي كنم، قول ميدم كه اگه از وضعيت معلمانم خبردار شدم در اسرع وقت معذرتخواهي كنم.

بدرقه مسافر برلين
به نام خداومد جان و خرد
فرودگاه امام خميني، کيلومتر30 آزاد راه تهران – قم، سالن انتظار بزرگ و زيباي پروازهاي خارجي فرودگاه امام خميني.
از حدود ساعت 11 تعدادي ا ز معلمان به خصوص اعضاي هيئت مديره کانون صنفي معلمان ايران براي بدرقه محمد خاکساري گردهم آمدند.
ديده را از محبت سرشار نمودند و با دعاي خير خود بدرقه کننده مدير مسئو ل و صاحب امتياز هفته نامه قلم معلم بودند .
تنها نشريهاي که د ر کوران فعاليتهاي صنفي معلمان مسئوليت انعکاس مطالبات و خواستهها و انديشههاي معلمان به خصوص کانونهاي صنفي ايشان را به عهده داشت.
هفته نامهاي که هدف خود را "آموزش صنفي بودن" و "صنفي عمل کردن" به معلمان قرار داده بود. نيز مي کوشيد که با اعتلاي آگاهي ها و خرد جمعي معلمان ايران اعتلاي خود آگاهيها و خرد ورزي جمعي دانش آموزان را شاهد باشد.
چراکه قلم معلم دانش آموزان را تا حد زيادي متأثر از معلمان و نظام آموزشي مي داند.
اما توقيف غير قانوني و نامعتبر هفته نامه بدون تشکيل دادگاه مطبوعات و صرفا با وارد کردن اتهام "اقدام عليه امنيت ملي" اجازه نشر اين حقايق را از ما گرفت.
و اکنون محمد خاکساري پس از تحمل ساليان سال فشارهاي وارد شده از طرف دولتها و نيروهاي امنيتي و توقيف غير قانوني هفته نامه قلم معلم به عنوان تنها بلند گوي معلمان ايران و نظاره کردن چند صد نفر از هم قطارانش که از اقصي نقاط ايران فقط به اتهام معلم مسئول بودن و بي تفاوت نبودن بازداشت شدند و برخي در حدود يک ماه در سلولهاي انفرادي درس معلمي و آزادگي پس داده بودند راهي " پنجمين کنفرانس بين المللي آموزش و پرورش جهاني" در برلين شد.
نمايندهاي که تاريخ ناطق و زنده فعاليتهاي معلمان ايران و کانونهاي صنفي غير دولتي مي باشد .
اين معلم پس از 30 سال تدريس و مطالعات و تحقيقات گوناگون پيرامون نهادهاي اجتماعي و ارتباطات و روزنامه نگاري و درک سياست ها و عملکردهاي سياسيون از طرف فعالان صنفي به اين کنفرانس مي رود و غصه آماده به خدمت شدن عده زيادي از همکارانش را بر دل دارد.
اخراج معلم، ضرب و شتم معلم زن و مرد، سلول انفرادي، بازجويي هايي که خود بارها و بارها طعم آن ها را چشيده است.
سينه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگويم شرح درد اشتياق
ايشان برخي از مهمترين اهداف خود براي شرکت در اين کنگره جهاني را اينچنين عنوان کردند:
** شناخت NGO هاي معلمان کشورهاي توسعه يافته و توسعه نيافته.
** شرحي از فعاليتهاي معلمان و کانونهاي صنفي غير دولتي ايشان از سال 1378 تا 1386.
** بيان برخي از مسائل و دغدغههاي معلمان ايران به خصوص فعالان صنفي.
** پاسخ به سوالات همکاران معلم.
** تلاش براي عضويت کانون صنفي معلمان ايران در EI
** شناخت تطبيقي و کلي وضعيت رفاهي و حقوقي معلمان در کشورهاي توسعه يافته و توسعه نيافته.
** شناسايي مجموعههاي علمي و مديريتي – آموزش و پرورش
** شناسايي جايگاه و نقش معلم در آموزش و پرورش کشورهاي توسعه يافته صنعتي .
** شناخت سيستم هاي اطلاعاتي مديريت در آموزش و پرورش کشورهاي توسعه يافته.
** شناسايي روشهايي که کانونهاي صنفي معلمان کشورهاي توسعه يافته و توسعه نيافته براي کسب مطالباتشان از آنها استفاده مي کنند.
در ميان بدرقه کنندگان يکي از کارکنان کنسولگري آلمان ديده مي شد. ايشان علت حضور خود براي بدرقه مدير مسئول قلم معلم را احترام به مقام معلمان ايران و برگزاري پنجمين کنگره بين المللي آموزش و پرورش بين الملل در برلين عنوان کرد. وي پس از اطمينان از خروج بلا مانع محمد خاکساري در حاليکه معلمان و خانواده ايشان از او تشکر مي کردند از سالن انتظار فرودگاه خارج شد.
در آخرين تماس تلفني که خاکساري داشت دوستان همکار و خانواده خود را از شروع پرواز هواپيما – در حدود ساعت 15:30– خبر دار کرد. سجاد خاکساري
28/4/1386

پرواز 5060
هر روز دهها هواپيما از بالاي سر ما مي گذرد، كه صداي آنها برايمان گاهي گوش خراش است و لبريز از تكرار. اما پرواز۵۰۶۰ گويا قلب ما را با خود مي برد.
چشمها اشك آلود، بغضها مانده در پشت نردههاي سينه، وفريادها در پرتگاه زبان به تماشا ايستاده بود.
گاهي دلتنگي به سراغ قلب زخم خوردهي ما مي آمد، وگاه تند باد اميد به دشت انديشهي ما هجوم ميآورد ،تاخاشاك نااميدي را باخود به ديارنا كجا آباد ببرد.
گاه تنهايي با لشكربيكرانش ما را به سوي عزلت مي خواند و گاه ارادههاي پولادين، برقلب سياه گوشه نشيني هجوم ميآورد و شعر حافظ را در گوش انديشه و ارادهي ما زمزمه مي كرد.
خيال روي تو در هر طريق همره ماست نسيم موي تو پيوند جان آگهِ ماست
امروز پنج شنبه ۲۸/تيرماه/۱۳۸۶ ساعت30/۱۴ محمد خاكساري در ميان بدرقهي گرم و پرشور حدود۱۰ نفر از همكاران تهراني و شهرستاني از محل فرودگاه امام خميني"ره" عازم كشور آلمان شد، تا در بزرگترين نشست آموزشي جهان كه۱۷۰ كشور با ۱۶۰۰نماينده حضوردارند، شركت كند، و پرچم ايران را در اين نشست بزرگ برافراشته نگهدارد. اين پرواز براي ما بسيار ديدني و تماشايي بود. وانديشههايمان در گروه برگشتي كه سرشاراز گمانه زنيهايي گاه تلخ و گاه شيرين است.
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


احمدينژاد: نظام آموزشي بايد تغيير کند! فريبا صراف
به دنبال تغيير کامل سياستهاي بانکي و مالي، نوبت به تغيير نظام آموزشي! رسيد که محمود احمدي نژاد، خبر آن را در جمع مربيان نمونه فني و حرفهاي سراسر كشور و روساي نمونه مراكز سازمان فني و حرفهاي اعلام کرد. به گفته وي:
" نظام آموزشي ما يك نظام پرهزينه!!! و كم بازده است و بايد تغيير كند."
احمدي نژاد در همين ارتباط با اشاره به اينکه "اين نظام آموزشي به ما تحميل شده است" افزود: "نظام آموزشي كشور بايد تغيير كند و ما به دنبال تغيير اين نظام آموزشي هستيم."
رئيس دولت نهم که در سايت ويژه خويش نيز خبر از "عزم دولت نهم در انجام تحولات بنيادي در ساختارهاي كشور" داده با اشاره به کتاب هاي درسي، مي گويد: "مراكز پژوهشى، كسانى كه كتب درسى و روشهاى آموزشى را تدوين مى كنند، بايد به طور كامل برگردند و از درون مكتب و فرهنگ خودمان اين طراحيها را انجام بدهند".
وي پيش از اين با تاکيد بر اينکه "اسلام يك نظام جامع تربيتى از خود دارد و اين را بايد به دنيا معرفى كنيم" به لزوم تغيير کتابهاي درسي اشاره کرده و خطاب به مديران ارشد آموزش و پرورش گفته بود: "حالا از يك گوشه اى آقايى برود بعد از بيست و پنج شش سال در غرب با همان افكار محدود مادى كه كمى روان شناسى خوانده و كمى تجربه در چهار تا كلاس كسب كرده، اين را بياورد و ما اين را به عنوان وحى منزل به داخل بدنه بفرستيم، به نظر من اين حتماً عقب گرد است. بايد برگرديم به خزانه معارف اسلامى كه بى پايان است و تنها راه نجات هم همين است".
از ديد وي "اگر هم از جاى ديگرى مى گيريم هم اشكالى ندارد" اما بايد "اين کتب را داخل اين فضا بياوريم و استفاده كنيم".
احمدي نژاد در حالي از تغيير بنيادي آموزش و پرورش سخن مي گويد که به اعتقاد بسياري از جمله شجاع پوريان، عضو فراكسيون اقليت مجلسهفتم، "عملكرد دولت نهم و آسيبهاي جدي ناشي از اين عملكرد به حوزههاي فرهنگي، سياستي، اقتصادي و اجتماعي كشور" در حديست که بايد "پيش از آنكه كشور به نقطهاي غيرقابل برگشت برسد" دست به کار شويم و "اجازه ندهيم پيش از اين به كيان ملك و ملت آسيب وارد شود." !!!
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


مسافر برلين
گفتگو با محمد خاكساري رسول بداقي
آقاي محمد خاكساري مدير مسئول هفته نامهي توقيف شدهي قلم معلم روز پنج شنبه 19جولاي برابر با28 تيرماه 1386 در ساعت 30/14 به هنگام تهران براي شركت در پنجمين كنگرهي بين المللي آموزش جهاني ( E.I) كه در برلين برگزارمي شود، از فرودگاه امام خميني”ره" راهي كشورآلمان خواهد شد. آقاي خاكساري كه از طرف كانون صنفي معلمان ايران براي شركت دراين كنگره برگزيده شده است. بايستي به مدت يك هفته مهمان اتحاديهي آموزش جهاني باشد.
بازرس كانون صنفي معلمان ايران با پرواز5060 نخست وارد شهر دوسلدورف آلمان شده و سپس راهي برلين مي شود، تا به نمايندگي از يك ميليون معلم ايراني سخن گفته و براي بهبود آموزش و پرورش كشور عزيزمان ايران ، به همانديشي با1600نماينده از 170 كشور جهان بپردازد.
خاكساري انتظارش اين است كه همكاران فرهنگي در فرودگاه چه به هنگام رفتن و چه به هنگام برگشتن او را تنها نگذارند. اين معلم بازنشسته كه سالهاي بسياري از عمر عزيز خود را صرف آموزش و پرورش جوانان اين مرز و بوم كرده است، هنوز از پاي ننشسته و اميدوار است كه همهي توانش را به كار گيرد تا مسئولين كشور را متوجه اهميت آموزش و پرورش در توسعهي كشور نمايد، بازرس كانون صنفي معلمان ايران در اين راه مانند ساير اعضاي تشكلهاي صنفي معلمان تاكنون هزينههاي بسياري پرداخته است.
******************************
محمد خاكساري در پاسخ به اين پرسش كه شما به دعوت چه سازماني راهي اين سفر هستيد؟ مي گويد: از طرف اتحاديهي آموزش بين الملل( E.I ) كه زيرمجموعه ي سازمان جهاني كار (A.L.O) و ايران نيز عضويت آنرا پذيرفته است، دعوت نامهاي براي كانون صنفي معلمان ايران فرستاده شد و درخواست شد كه نمايندهاي از كانون براي شركت در پنجمين كنكرهي اين اتحاديه شركت كند، كه اينجانب براي اين كار برگزيده شدم.
بازرس كانون صنفي معلمان ايران كه خود در چند دورهي گذشته عضو هيات مديرهي كانون بوده است. هدف كانون صنفي معلمان ايران از فرستادن نمايندهاي در اين كنگره را اينگونه بيان مي كند:
" اين كنگره مكان علمي مناسبي براي تبادل تجربيات آموزشي- صنفي مي باشد.دراين كنگره مي توانيم با وضعيت معيشتي و منزلتي معلمان ساير كشورهاي جهان آشنا شويم.كاركرد N.G.Oهاي سايركشورهاي جهان راشناخته وازچگونگي ارتباط اين تشكل هابادولت هايشان آگاه شويم.
با ساختارآموزشي آنها آشنا شده و به نقاط ضعف و قوت آموزشي خودمان پي برده و در راستاي بر طرف كردن ضعفها و افزايش نقاط قوت خود كوشش كنيم. به ياري خدا در برگشت گزارش مفصلي براي استفاده از دستاوردهاي اين سفر ارائه خواهد شد.
خاكساري درادامه سخنان خود مي افزايد: در جهان امروز ارتباط حرف اول را مي زند، ما در يك جزيرهي دور افتاده زندگي نميكنيم، كه از همه چيز بي خبر باشيم. دانش يعني خبر وآگاهي؛ خبر وآگاهي هم با ارتباط بدست ميآيد.
مدير مسئول هفته نامهي قلم معلم مي گويد: زير بناي توسعه ي اقتصادي و اجتماعي نيروي انساني است.و بنياد اوليه ي نيروي انساني هم آموزش و پرورش است.اگر اين نهاد سامان پيدا كند،سايرنهادها توسعه خواهند يافت.
خاكساري دربارهي پيام معلمان ايران به سازمان آموزش جهاني گفت: پيام ما دوستي، برابري آموزشي وعدالت اجتماعي است. شعاراين دوره از كنگره " آموزش و پرورش ميعادگاهي براي برابري آموزشي وعدالت اجتماعي " است. اميدوارم اين وظيفهي بزرگ را به خوبي انجام دهم و بتوانم پيام رسان خوبي براي معلمان ايران باشم.
محمد خاكساري درپاسخ به اين پرسش كه آيا اين اتحاديه هدايت شده و وابسته به برخي ابرقدرتها است، ياخير؟ گفت: ما هيچ سند و مدركي در دست نداريم كه نشان از وابستگي اين اتحاديه باشد. از ديدگاه قانوني هم طبق گفتهي برخي وكلاي دادگستري شركت در اين كنگره هيچ منع قانوني ندارد. وانگهي ايران خود عضو رسمي و قانوني اين اتحاديه مي باشد. و سالهاست كه به اين اتحاديه پيوسته است.
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()

حکام ظالمانه دادگاه تخلفات اداري آموزش و پرورش اصفهان!!! فرهنگيان عزيز:
همکاران شما به خاطر دفاع از حقوق شما گرفتار احکام ظالمانه حکومت شده اند آنها را دريابيد:
حکم دادگاه تخلفات اداري آموزش و پرورش اصفهان:
آقاي حميد مجيري از خميني شهر : اخراج
آقاي عبدالرسول عمادي از خميني شهر: تبعيد به استان مرکزي
آقاي سيد مهدي رحمتي از شهرضا : تبعيد به استان مازندران
**************************************************
برداشت از جنبش فرهنگيان نصف جهان
**************************************************
همچنين از ساير استانها با خبر شديم كه حراست ادارات آموزش و پرورش در يك حركت خزنده اقدام به شناسايي و احضار همكاران فعالان صنفي به حراست كرده و از آنها بازجويي به عمل ميآورند.
در اين جا به مسئولين امر اخطار مي نماييم كه دست از اين اقدامات نابخردانه برداشته و بيش از اين حرمت همكاران زحمتكش فرهنگي را خدشه دار ننماييد و بدانيد كه اول مهري هم خواهد رسيد...

باز هم انفصال از خدمت!
محمدرضا رضايي و رسول بداقي دو تن ديگر از اعضاي هيات مديرهي كانون صنفي معلمان ايران حكم سه ماه انفصال از خدمت دريافت كردند. اين احكام به دستور وزير آموزش و پرورش و به امضاي رئيس سازمان آموزش و پرورش رسيده است.
از اسفند۸۵ تاكنون براي نزديك به ۴۰ نفراز فعالين صنفي احكام انفصال از خدمت صادر شده است.
محمود بهشتي، علي اكبر باغاني، حميد پوروثوق و محمدتقي فلاحي كساني هستند كه تاكنون در كانون تهران حكم سه ماه انفصال از خدمت دريافت كرده اند.
گر به دستت مي دهد تيغ تيزي روزگار هر چه مي خواهي ببر، اما نبر نان كسي
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


شاهكارهاي رئيس سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوي
صرفهجويي از حقوق همكاران !!!
مشكلات فرهنگيان آموزش و پرورش خراسان رضوي، در دو وجه قابل بررسي است، اول مشكلات حقوقي و صنفي، كه كليه فرهنگيان كشور با آن دست به گريبان هستند و مربوط به وزارت آموزش و پرورش است، و دوم مشكلاتي كه فقط در آموزش و پرورش خراسان وجود دارد و عمدتاً به دلايل زير ميباشد:
1- عدم اجراي بخشنامههاي مصوب وزارت آموزش و پرورش
2- تغيير خودسرانه بخشنامهها به ضرر همكاران، به منظور صرفه جويي اقتصادي

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


آدم تربيت كنيد!
کنفسيوس می گويد:
در زندگی
اگر برنامه يک ساله داريد ، برنج بکاريد !
اگر برنامه ده ساله داريد ، درخت بکاريد !
اگر برنامه صد ساله داريد ، آدم تربيت کنيد ... !
در تکميل فرمايش کنفسيوس عزيز :
اگر ميخواهيد بدانيد برنامه يعني چي، به ايران سفر کنيد!
اگر ميخواهيد بدانيد برنامه كيلويي چنده، از وزارت آموزش و پرورش بازديد كنيد!
و اگر ميخواهيد كه برنامه داشته باشيد، ابتدا بايد سازمان مديريت و برنامه ريزي را منحل كنيد!!!
لعنت به اين همه خفقان !!!
مشترک گرامي
دسترسي به اين سايت امکان پذير نميباشد.
پس از فيلترينگ خبرگزاري بازتاب، لغو امتياز روزنامه مشارکت، که سالها در توقيف موقت بود و توقيف روزنامه هم ميهن حالا فيلترينگي ديگر : 
خبرگزاري كار جمهوري اسلامي ايران (ايلنا) هم فيلتر شد!!!
ببينيد! www.ilna.ir

شكايت يك معلم از ادارهي كل حراست آموزش و پرورش
عضو سازمان معلمان ايران از ادارهي كل حراست وزارت آموزش و پرورش تهران شكايت كرد.
على پورسليمان معلم منطقه9 تهران با ارسال شكايتى به دادسراى رسيدگى به جرايم كاركنان دولت نسبت به اتهامات خود در حكم تبعيد به اسلامشهر انتقاد كرد. پورسليمان در اين باره گفت: هيات رسيدگى به تخلفات ادارى سازمان آموزش و پرورش تهران با استناد به نامهي ادارهي كل حراست وزارت آموزش و پرورش مرا به تغيير محل جغرافيايى خدمت به شهرستان اسلامشهر به مدت دو سال محكوم كرده است.
او افزود: تحريك معلمان به اعتصاب و تحصن و تعطيلى مدارس و عدم حضور در محل كار كلاس دو اتهام من است. در حالى كه اين اتهامات بايد مستند به شواهد و دلايل محكمهپسند باشد. من منبع صدور هيچگونه اطلاعيه يا نامهاى در اين زمينه نبودهام و شاهدى هم براى اين مساله وجود ندارد. پورسليمان تاكيد كرد: ايراد و نسبت دادن اين اتهامات فاقد موازين و مبانى قانونى و شرعى است كه خوشبختانه هيات رسيدگى به تخلفات ادارى سازمان آموزش و پرورش شهر تهران فقط يك مورد را براى من احراز كرده و اين راى قابل پژوهش و تجديدنظر است.
پورسليمان گزارش ادارهي كل حراست آموزش و پرورش شهر تهران را كذب دانسته و خواهان اعادهي حيثيت شده است. اتحاد معلمين
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


فصل تعطيل يا تبعيد پريسا حاتمي
از روزي كه سخنگوي همهكاره دولت مهرورز، معلمان را عامل خارجي ناميد و به بيگانگان منتسب كرد، مشخص بود كه معلمان معترض بايد منتظر تاوان سخت و ناعادلانهاي براي چند بار تجمع جلوي ساختمان مجلس باشند. اين البته اولين بار نبود كه اعتراض صنفي معلمان توسط اصولگرايان به زبان سياسي ترجمه ميشد. آنها در سالهاي پاياني دولت خاتمي بارها از اين حربه عليه اصلاح طلبان استفاده كردند، اما اكنون در دوره حاكميت يكدست و با زبان خاص اصولگرايان، تنها ترجمه سياسي كه از اعتراضات معلمان ممكن است، همان است كه غلامحسين الهام گفته بود: دست خارجي در كار است.
تبعيد به زبان بهداشتي
"حكم تغيير محل جغرافيايي خدمت" نام مودبانهاي است كه براي تبعيد معلمان انتخاب شده است. در هفته گذشته چند تن از فعالان صنفي معلمان چنين حكمي را از اداره آموزش و پرورش منطقه محل كار خود دريافت كردند. همه آنها به همراه دهها معلم ديگر پيش از اين توسط وزير آموزش و پرورش به حالت "آماده به خدمت" كه تعبير بهداشتي "تعليق" است، درآمده بودند.
در اين احكام كه از سوي هيات بدوي رسيدگي به تخلفات اداري سازمان آموزش و پرورش شهر تهران صادر شده، اتهاماتي نظير شركت در تحصن و تجمع غيرقانوني بر اساس گزارش حراست آموزش و پرورش ذكر شده است. اين معلمان فعال صنفي نه تنها از حضور در مدرسه منع شدهاند، بلكه با كاهش حقوق آنها به كمتر از نصف، تلاش شده است تا گذران زندگي معيشتي ايشان مخدوش شود و از اين طريق به سكوت و پايان دادن به اعتراض صنفي واداشته شوند.
صدور حكم آماده به خدمت و كاهش حقوق دريافتي اين معلمان، تعجب و انتقاد بسياري از ناظران را برانگيخته است، چرا كه اين امر نوعي مجازات خانواده معلمان تلقي ميشود. از سوي ديگر، صدور اين احكام با استفاده از اختيارات وزير، نوعي دور زدن روال اداري و نقض صريح حقوق قانوني معلمان براي دفاع از خويش است. به اين ترتيب اكنون وزير آموزش و پرورش كه خود موضوع اعتراض است، در جايگاه قاضي نشسته و معترضان را محكوم ساخته است.
صدور احكام تنبيهي براي معلمان، احضار معلمان به هياتهاي رسيدگي به تخلفات اداري و تشكيل پرونده قضايي براي ايشان در حجم كنوني در سالهاي اخير بيسابقه است. بنا به اعلام كانونهاي صنفي معلمان، تاكنون حداقل 39 نفر از معلمان "آماده به خدمت" شدهاند و بسياري از آنان از حضور در مدرسه و دريافت حقوق كامل محروماند. غير از تهران، در كرج و تبريز نيز برخي از معلمان حكم تبعيد گرفتهاند و بايد چند سالي را خارج از محل خدمت خود به صورت اجباري اقامت داشته باشند.
160 پرونده قضايي، 226 پرونده اداري
وكيل مدافع شش تن از معلماني كه پيش از اين به خاطر اعتراضات صنفي براي مدتي بازداشت شده بودند، هفته گذشته از صدور قرار مجرميت براي چهار تن از موكلانش و ارجاع پرونده ايشان به دادگاه انقلاب خبر داد. هوشنگ پوربابايي گفت: بنا به اظهار داديار ويژه امنيت دادسراي انقلاب، براي چهار تن از موكلانم به نامهاي "محمدرضا رضايي گرگاني"، "عليرضا اكبرينبي"، "رسول بداقي" و "حميد پوروثوق" قرار مجرميت صادر شده كه اين قرارها پس از تأييد دادستان منجر به صدور كيفرخواست شده است. اين پروندهها در حال انجام تشريفات اداري جهت ارجاع به دادگاه انقلاب تهران است. وي كه وكالت دو تن ديگر از معلمان به نامهاي "سيدعباس موسوي" و "ميراكبر رييسزاده" را نيز برعهده دارد، در مورد وضعيت پرونده موكلانش گفت: پرونده اين معلمان نيز در مرحله اخذ آخرين دفاع است تا پس از آن، بازپرس قرار مقتضي را در اين پرونده صادر كند.
در ماه گذشته، قاضي حداد تعداد پروندههاي قضايي مربوط به بازداشتهاي معلمان را كه تا اواسط خرداد ماه هنوز در حال بررسي بودند، 160 پرونده دانسته بود كه براي بخشي از آنها قرار مجرميت صادر شده و بسياري از آنها همچنان مفتوح است. پيش از وي، مديركل دفتر هماهنگي هيأتهاي رسيدگي به تخلفات اداري وزارت آموزش و پرورش نيز آمار برخوردهاي صورت گرفته با معلمان را شامل تشكيل 226 پرونده تخلفات اداري و برخورد مديريتي با 40 نفر ديگر ذكر كرده بود كه "با همكاري رؤساي سازمانهاي آموزش و پرورش استانها به سه ماه آماده به خدمت شدند."
اما آماري كه محمد خاكساري عضو كانون صنفي معلمان و مديرمسئول هفتهنامه تعطيل شده "قلم معلم" ميدهد، بيش از اين است. به گفته وي در تجمعات اعتراضي معلمان از اسفند 85 تا ارديبهشت 86 مجموعا 286 نفر بازداشت شدهاند كه همگي در انتظار راي قضايي هستند و در حال به قيد كفالت و يا با وثيقههاي سنگين آزاد شدهاند.
خاكساري خود در دو ماه گذشته هفتهاي چند روز به خيابان معلم ميرفت و در دادسراي انقلاب حضور مييافت تا به سوالات بازپرس پروندهاش درباره اتهام حضور در تجمع معلمان و همچنين درج اخبار اين اعتراضات در نشريه "قلم معلم" پاسخ دهد. او در نهايت مجرم شناخته شد و در حال با قرار وثيقه يك ميليارد ريالي آزاد است.
ولي با وجود همه اين برخوردها و با آنكه فصل تعطيلات فرصت خوبي را براي برخوردهاي اداري و قضايي با معلمان فراهم كرده است، هنوز معلمان دست از اعتراض برنداشتهاند. آخرين نمونه از اين اعتراضات صنفي، تجمع هفته گذشته گروهي از معلمان زن حق التدريسي در مقابل مجلس است. اين معلمان كه از استانهاي چهار محال و بختياري، فارس و اصفهان به تهران آمده بودند، به سليقهاي عمل كردن آموزش و پرورش اعتراض داشتند. در دست آنها پلاكاردهايي بود كه در آنها نسبت به تبعيض در استخدام معلمان حقالتدريس اعتراض شده بود. اما درست دو روز پس از اين تجمع، گزارشهايي در روزنامههاي تهران به چاپ رسيد كه حاكي از ابهام و ترديد درخصوص وضعيت استخدامي معلمان حق التدريسي بود و در آنها به تناقض در سخنان مقامات وزارت آموزش و پرورش اشاره شده بود. بدين ترتيب وجود تبعيض مورد اعتراض معلمان حقالتدريسي عملا توسط مقامات دولتي تاييد شد.
در اين شرايط ناظران اين پرسش را از مسئولان آموزش و پرورش و دستگاه قضايي مطرح ميكنند كه آيا آنها واقعا تصور ميكنند با تبعيد، تعليق و كاهش حقوق معلمان، اعتراضات صنفي ايشان پايان مي يابد . برداشت از نصف جهان

۱۸ تير در دانشگاه 

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


احضاريه
آقاي سيد مجتبي ابطحي عضو کانون صنفي معلمان خميني شهر
به هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان فراخوانده شد.
آقاي ابطحي دربارهي علت اين احضار گفت: رئيس محترم دادگاه اداري استان علت اين احضار را بيان نکرده است. تنها به اتهامات گذشته تاکيد نموده است . اينجانب خود نيز از اين احضار دچار شگفتي شدهام.كانون تهران

استخدام حدود 6هزار حقالتدريسي و آزاد در آموزش و پرورش
آموزش نيوز: معاون برنامهريزي و توسعه مديريت نيروي انساني آموزش و پرورش از استخدام حدود هشت هزار نيروي جديد در آموزش و پرورش و بازنشستگي حدود 45 هزار نيروي رسمي در سال تحصيلي 86 خبر داد.
به گزارش آموزش نيوز مهندس محمدرضا محدث خراساني در گفتوگو با خبرنگار «آموزش و پرورش» ايسنا، با تاكيد بر اين كه افزايش نيروي انساني از برنامههاي قطعي آموزش و پرورش در سال جاري است، گفت: جذب فارغ التحصيلان تربيت معلم ورودي در سال 1384و استخدام نيروهاي جديد از عمده راهكارهاي افزايش نيرو در آموزش و پرورش براي امسال است.
وي با اشاره به اين كه تعيين دقيق رديفهاي استخدام جديد در آموزش و پرورش هنوز در مرحله بحث و تعامل با سازمان مديريت و برنامهريزي است، افزود: پس از قطعي شدن رديفها آزموني برگزار ميشود و از اين طريق استخدام نيروهاي جديد در آموزش و پرورش صورت ميگيرد.
معاون برنامهريزي و توسعه مديريت نيروي انساني آموزش و پرورش اعلام كرد: از آزموني كه تيرماه سال گذشته از سوي آموزش و پرورش برگزار شد، شش هزار و 900 نفر و دو هزار نفر هم در آزمون ارديبهشت امسال به عنوان برگزيده استخدام ميشوند.
اولويت استخدام با حق التدريسيهاست
محدث خراساني در ادامه عنوان كرد: طبق برنامهريزي صورت گرفته اولويت استخدام در آزمون تابستان امسال با حقالتدريسيهاست.
وي اضافه كرد: ولي متاسفانه هنوز سازمان مديريت و برنامهريزي رديف استخدام حق التدريسيها براي امسال را به آموزش و پرورش اعلام نكرده است اما طبق پيشنهاد آموزش و پرورش تصور ميكنم حدود شش هزار نيروي حق التدريسي امسال استخدام شوند.
كاهش حدود پنج هزار نفري نيروهاي حق التدريسي نسبت به سال گذشته
معاون برنامهريزي و توسعه مديريت نيروي انساني آموزش و پرورش در پاسخ به اين كه «در قبال استخدام نيروهاي جديد حق التدريسي چند نفر از اين نيروها از سيستم خارج ميشوند؟» گفت: به طور طبيعي استخدام تعدادي از نيروهاي حق التدريسي كاهش شمار اين نيروها را در پي خواهد داشت. وي افزود: براي مثال در سال گذشته 54 هزار نفر نيروي حق التدريسي مشغول به خدمت بودند كه امسال اين تعداد به دليل استخدام به 48 هزار و 900 نفر نفر رسيده است.
45 هزار نيرو امسال از آموزش و پرورش بازنشسته ميشوند
محدث خراساني همچنين در پاسخ به اين كه « با توجه به استخدام نيروهاي جديد به طور كل چند نفر از نيروهاي آموزش و پرورش تعديل ميشوند؟» بيان كرد: پيشبيني ميشود امسال نزديك به 45 هزار نفر از نيروهاي رسمي آموزش و پرورش بازنشسته شوند.
نمايندگان در انتظار اجازه بازديد از بند 209 اوين
آفتاب: يک عضو فراکسيون اقليت مجلس ممانعت از بازديد نمايندگان از بند 209 زندان اوين را عملي مخالف اصول قانون اساسي دانست.
داريوش قنبري در گفتوگو با خبرنگار سياسي آفتاب در اين خصوص گفت:« بازديد از اين بند با توجه به اينکه مربوط به موضوعات امنيتي است محدوديتهاي جدي دارد به شکلي که بعضي از اعضاي قوه قضائيه هم به سادگي نميتوانند از آن بازديد کنند. با اين همه جمعي از نمايندگان درخواستي را ارايه داده بودند که بتوانند از اين بند بازديد نمايند».
وي افزود: «خانوادههاي بازداشتشدگاني که در بند 209 زندان اوين نگهداري ميشوند به نمايندگان مراجعه و از وضعيت زندانيان خود اظهار بياطلاعي و نگراني کردهاند. فراکسيون اقليت نيز از رئيس قوه قضائيه خواست اجازه دهند به خاطر رفع نگراني خانوادهها از اين بند بازديد به عمل آيد و يا نمايندگان و يا خانوادههاي بازداشتشدگان موفق به ملاقات شوند».
اين نماينده مجلس با اشاره به ممانعت از بازديد نمايندگان از بند 209 زندان اوين تأکيد کرد: «اين در زمره وظايف نظارتي نمايندگان است که از وضعيت زندانيان، شرايط زندان و نحوه برخورد با آنان آگاه شوند و وضعيت آنان را بررسي نمايند. اين مخالف وظايف نمايندگي است که اجازه اين کار داده نشود. در اصل 84 قانون اساسي نمايندگان مجاز به نظارت در همه امور کشور هست و هر نماينده در برابر تمامي ملت مسئول است. آنچه از اين اصل بر ميآيد نظارت نامحدود نمايندگان بر امور کشور است و اگر اجازه اين نظارتها داده نشود نمايندگان نميتوانند تصميمات درستي اتخاذ کنند».
قنبري ممانعت از اين بازديد را گرفتن حق از نماينده مجلس دانست و افزود: «اگر در همين حد هم حق نمايندگان را کاهش دهند کاري فراقانوني و خلاف اصول قانون اساسي است».
قنبري در پاسخ به اين سؤال که چرا کميسيون اصل 90 وارد اين بحث نميشود گفت: «اين جزو وظايف ذاتي کميسيون اصل 90 است و بايد وارد شود. اما اينکه چرا وارد نميشوند بايد اعضاي کميسيون پاسخ دهند. براي خود ما هم اين سؤال وجود دارد که نه تنها اعضاي اين کميسيون بلکه تمامي نمايندگان به موضوع جلوگيري از بازديد از بند 209 واکنش نشان نميدهند. البته اکنون مجلس در تعطيلات است. اما پس از آن نيز بعيد ميدانم از ابزار نظارتي خود براي تحقق اين امر استفاده کنند».
اين عضو فراکسيون اقليت مجلس در پايان اظهار داشت: « نمايندگان حق دارند با مجرمين ملاقات کنند و وضعيت برخورد با آنان را بررسي کنند».
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()

|
|
زايمان دردناک ملت؛ زايمان دردناک تر دولت! فرهاد جعفری
جسارت دولت آقای احمدی نژاد در پذيرفتن ريسک "آزادسازی نرخ بنزين" ستودنی است، اما او و دولتش بايد بدانند که چنين انتخابی؛ مستلزم انتخابهای تازه در حوزههای ديگر است که چنانچه صورت نپذيرد؛ شعله ور شدن "بنزين مطالبات ملی" يکی از طبيعی ترين تبعات آن است.
1) به چه دليل و انگيزهای؛ چندان مهم نيست. سرانجام بايد دولتی پيدا می شد که جرات و جسارت نزديک شدن به « قيمت واقعی بنزين» را پيدا می کرد و چنين رخدادی، به ايرانيان می آموخت که اگر همان حقوقی را طلب می کنند که يک شهروند اروپايی يا امريکايی از آن برخوردار است؛ می بايد همان بهايی را هم بابت زندگی اجتماعی بپردازند که شهروندان اروپايی و آمريکايی میپردازند.
2) و سرانجام بايد دولتمردی پيدا می شد که همچون حداد عادل؛ اين سخن حکيمانهی فيلسوفی را ( گيرم که به نشانهی خونسردی و پيش بينی پذير نشان دادن بلواها) به يادمان بياورد که «همراه با هر زايمانی، چرک و خونابهای هم دفع می شود»!
چون: مطابق با تئوری ويلسونی؛ «هر چه ماليات بيشتری بپردازيد، از حق نظارت و آزادی بيشتری برخوردار می شويد و آزادی شما، نسبتی مستقيم با مالياتی دارد که ساليانه به دولت خود می پردازيد».
به تعبير ديگر: همين که شما « بهای واقعی بنزين» را پرداخت کرديد؛ حاکمان شما نيز «بهای واقعی حکومت کردن» را خواهند پرداخت و ديگر نخواهند توانست به آسانی پيش از آن؛ از انواع و اقسام رانت ها و امتيازات انحصاری منظور شده برای «خوديها» بهره برند تا شيوهی مطلوب خود برای ادارهی جامعه را، به اکثريت ماليات دهندگانی (شهروندانی) تحميل کنند که به وضوح آن شيوه را برای «حکومت شدن» نمی پسندند.
۳) وقتی گفته می شود دموکراسی يک کالای گران بهاست و بايد در قبالش بهايی نسبتا گزاف هم پرداخته شود؛ درست می گويند. اما راه «يک ليبرال دموکرات» از راه هر مومن ديگر به هر نگرهی ديگر؛ از همين جا جدا می شود که اين بها؛ الزامآ «جان دادن شهيدانه» و «زندان رفتن قهرمانانه» نيست. بلکه صورت ديگری هم متصور است که آن؛ چيزی جز «پرداخت بهای مالی آزادی» نيست.
مردمی که آرد ۳۵ ريالی، نان شب شان را می سازد؛ مردمی که بنزينی به بهای يک دهم قيمتهای جهانی باک اتومبيلشان را پر می کند؛ مردمی که برقشان را از يک سيستم دولتی و به قيمت نازلی می خرند و بهای آن را دو ماه بعد می پردازند؛ مردمی که از بيشترين کمکهای دولتی در سطح جهان برای خريد و مصرف شهوتناک دارو برخوردارند؛ مردمی که به بهای ۱۰ هزارتومان مسير ۱۰۰۰ کيلومتری تهران مشهد را توسط قطار دولتی طی می کنند (هر کيلومتر ۱۰ تومان)، اما برای رساندن خود از ميدان راه آهن به کرج همان مبلغ را به يک کرايه کش شخصی می پردازند(هر کيلومتر ۲۵۰ تومان)؛ مردمی که بهترين آب آشاميدنی را به بهايی اندک می خرند و با آن استخرهايشان را پر می کنند و يا اتوموبيل شان را با آن می شويند و مردمی که به هر طريق ممکن از پرداخت مالياتهای دولتی طفره می روند؛ چگونه منتظر گرفتن « سهميه آزادی» هستند؟!
بهای واقعی همهی کالاهای دولتی را بپردازيد؛ تا کسی (هيچ کس) قادر به «توزيع آزادی» به بهايی نباشد که شما؛ يا نمی خواهيد به آن بها آن را خريداری کنيد (چاپلوسی و نوکر صفتی و رياکاری) يا نمی خواهيد و نمی توانيد ( زندان و دستگيری و تحقير و شکنجه و اعتصاب غذا و ...)!
کمی به شما سخت خواهد گذشت. بله!
می توانيد استدلال کنيد که «حقوق دلاری نمی گيريد تا دلاری خرج کنيد». می توانيد استدلال کنيد که «برای حفظ همين سطح از زندگی ناچار به کار در دو شيفت صبح و عصر هستيد». همچنان که می توانيد دلايل محکمه پسند ديگری هم رديف کنيد تا خود را ناتوان تر از آن نشان دهيد که واقعا هستيد.
اما در آن صورت «آزادی و برابری» نخواهيد!
آنکه به شما يارانه می دهد؛ شيفتهی چشم و ابروی شما نيست. آن را می پردازد تا در برابر، چيزی را از شما بگيرد. چيزی که چنبره زدن او بر «منابع و فرصتها و ثروتها» را تضمين کند و به او ؛ همچنان فرصت دهد که در «گلوگاه توزيع کمکهای دولتی» بايستد تا در وقتش؛ «مقسم آزادی» هم « خود او» و «فقط خود او» باشد!
۴) بنزين سهميه بندی شده و احتمالا بنزين آزاد ۵۰۰ تومانی؛ زايمان دردناک ملتی بود و هست که برای سالهای متمادی به بهای تقريبا رايگان آن خو کرده بود. آن چنان که تصميم گرفت تا در ۳ ساعت مهلت باقيمانده، اعتياد ديرينهی خود را برای يک نوبت ديگر مرتفع و مخدر «بنزين رايگان» را دست کم برای آخرين بار، استشمام کند. بدين گونه بود که شهر و شهرها؛ يکپارچه به تصرف «دبه به دستها»يی درآمدند که در شامگاه پنجم تير به سمت پمپ بنزين ها روان بودند!
به هر دليل و انگيزه، دولتی از سر ناچاری و اضطرار و يا تدبير و احتياط ( برای ما چه فرقی می کند؟ ) تصميم گرفته است تا ناف «نان خورهای اضافه» را از پيکره ی خود جدا کند. تا باری را که خود قادر به کشيدنش نيست؛ به دوش شهروندانش بياندازد.
چه از اين بهتر برای «برابری خواهان و دموکراسی خواهان» ؟!
که می دانند بند ناف «مردم» که از «دولت» جدا شد؛ از همان لحظه «ديگر دولت مقسم آزادی نخواهد بود»!
که می دانند «زايمان دردناک ملت» اگر چرک و خونابه ی «بلوای شامگاه پنجم تير» را به همراه داشت؛ «زايمان دردناک تر را، دولت خواهد داشت»!
چيزی که درک نمی کنم؛ شور و شوق برخی نويسندگان و تحليل گران از «بلوای شامگاه پنجم تير» است که مشتاقانه در انتظار پيوند خوردن آن به ديگر بلواها نشسته اند. و آنچه نمی فهمم دامن زدن آنان به اين توقع نابجا و نادرست و عوامانه است که «ملتی که روی نفت خوابيده، چرا بايد بنزين را گران بخرد يا سهيمه بندی را تحمل کند؟!».
يعنی اين دسته از نويسندگان و تحليل گران پاسخ اين پرسش را نمی فهمند؟! يعنی نمی دانند ملتی که بهای آزادی را نپردازد؛ مستحق آن نيست؟!
يعنی همچنان در اين تصورند که«اين روشنفکر است که بايد هزينه پرداز آزادی شهروندان باشد»؟!
يعنی همچنان بر اين تصورند که «آزادی محصول طبيعی و انحصاری ی تحمل رنج زندان و کيفر و شلاق و شکنجه و خانه نشينی ی روشنفکران است»؟!
يعنی در اين تصورند که «شهروندان هيچ مسئوليتی در قبال هزينه های آزادی و برابری حقوقی ندارند»؟!
اگر در آنجا که بايد هزينه بپردازند، از پرداخت آن امتناع می کنند؛ «بنزين ۵۰۰ تومانی» کمترين بها و البته «منطقی ترين بها»يی ست که «شهروندان» بايد بپردازند تا «کمترين سهم متصور» از هزينه های «دموکراسی شدن» را پرداخته باشند.
۵) نکوشيم تا بر احساسات شعله ور شدهی شهروندان؛ هيزم بيشتری بيفزاييم. بلکه: آنان را به «زايمان دردناک دولت» وعده دهيم که نتيجهی منطقی «بنزين ۵۰۰ تومانی»ست.
آنان را به زير و رو شدن همهی مناسبات کهنهی «جامعه کهنه» وعده دهيم که ذيل «بنزين ۵۰ تومانی» مانع پيشروی و فراگيری «ارزش های سکولار» بودند.
جسارت دولت آقای احمدی نژاد در پذيرفتن ريسک «آزادسازی نرخ بنزين» ستودنيست. اما او و دولتش بايد بدانند که چنين انتخابی؛ مستلزم انتخابهای تازه در حوزه های ديگر است که چنانچه صورت نپذيرد؛ شعله ور شدن «بنزين مطالبات ملی» يکی از طبيعی ترين تبعات آن است.
«بنزين ۵۰۰ تومانی» يعنی آنکه: برگزاری «رای گيری» ديگر امکانپذير نخواهد بود.
برداشت از همه دانا
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


اعتراضيه يك معلم بازنشسته
به نام خدا
جناب آقاي ابراهيم زاده مدير کل فني سازمان بازنشستگي روز يکشنبه10/4/86 در روزنامه وزين همشهري شماره 4305 اعلام نمودهاند که حقوق تمامي بازنشستگان محترم 5 درصد اضافه شده و با حقوق تير ماه پرداخت خواهد شد وآن روزنامه هم اين مطلب را تيتر کرده است. چرا؟ خدا مي داند .
عليهذا مراتب زير جهت استحضار ايشان و بازنشستگان شريف به عرض مي رسد که اين مطلب با موارد زير تعارض دارد:
1- بند 5 از ماده 104 قانون استخدام کشوري
2- قسمت اخير از ماده 98 قانون ياد شده
3- تبصره 4 از مادهي يک قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب آذر1370
4- بند (ک) از تبصره 19 سال 1386
5- مادهي150 برنامه چهارم توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي
ضمنا به استحضار مي رساند که چنين نرخي تا حال در جمهوري اسلامي سابقه نداشته است. به عنوان نمونه درصد افزايش حقوق بازنشستگان را در چند سال گذشته متذکر مي شود:
1- سال 79 18%
2- سال 80 13%
3- سال 81 12%
5- سال 83 5/12%
8- سال86 5%
برابر استعلام از بانک مرکزي نيز نرخ تورم در12 ماه منتهي به ارديبهشت 86 نيز 6/13 درصد بوده است. آيا اين عدالت است؟
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


به نام خداوندي كه دلها با نام او آرام مي گيرد
جناب آقاي سيدمجتبي ابطحي
شيرمرد خميني شهر
بدين وسيله مصيبت درگذشت برادر بزرگوارتان را تسليت عرض مي كنيم، براي حضرتعالي و ساير وابستگان محترم از درگاه ايزد منان صبر و شكيبايي آرزو مي كنيم و ازخداوند بزرگ براي آن مرحوم طلب آمرزش مي نماييم.
معلمي از كوير سربداران
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


درخواست كانون صنفي تهران از همكاران
همكاران شريف فرهنگي در سراسر ايران
دربارهي شيوهي تماس با اتحاديهي جهاني معلمان و شركت در اين همايش بزرگ نياز است نكاتي چند به استحضار برسد.
از سوي اتحاديه معلمان جهان از كانون صنفي معلمان ايران نيز دعوت شده است كه يك نفر را به اتحاديه معرفي كند. اين كار با مشورت هيات مديره در دست اقدام است. فرد نماينده، برنامهها، درخواستها و موضوعاتي كه قرار است درآنجا بيان شود، با مشورت هيات مديره تهيه خواهد شد، لذا در شان معلمان ايران به دور است كه راسا و در گروههاي كوچك چند نفره يا به شيوههاي گوناگون اقدامي شتابزده صورت گيرد. تنها خواهش كانون اين است كه ديدگاه ها و موضوعاتي را كه نياز ميدانيد نمايندهي شما در آنجا بيان كند را در بخش نظرات، و يا به ايميل اين وبلاگ بفرستيد.
بي گمان ديدگاه شما راهنما و راهگشاي كانون خواهد بود.
با آرزوي سربلندي فرهنگيان ايران