
تظلم خواهي 4 تن از فرهنگيان مشهد از نمايندهشان
سلام عليکم
احتراما ضمن تشکر از زحماتي که در حوزه انتخابيه خود براي موکلين خود متحمل ميشويد به اطلاع شما ميرسانيم که پيرو مطالبي که شفاها با شما مطرح شد و شما نسبت به آن اظهار بياطلاعي نموديد برآن شديم تا کتبا مشکل خود را با شما جهت پيگيري و رسيدگي مطلوب اعلام نماييم اينجانبان امضا کنندگان زير۴ تن از فرهنگيان مشهد هستيم که هم از طرف اداره اطلاعات مشهد در فروردين و ارديبهشت ماه ۱۳۸۶ جلب و بازداشت شده و فعلا داراي پرونده قضايي مفتوع ميباشيم و هم توامان و همزمان از سوي دادگاه بدوي رسيدگي به تخلفات اداري سازمان صرفا به جهت اعتراضات صنفي و نداي حق طلبانه متهم به تخلف اداري و تشويق ساير همکاران به اعتصاب و اتهام شرمآور اقدام سياسي عليه امنيت کشور ناجوانمردانه گرفتار آمدهايم.
اينجانبان ضمن مبري بودن از اينگونه اتهامات ( با توجه به سوابق خدمتي ملحوظ در پرونده) به شما و تمام مسئولين کشور اعلام مي کنيم از جمع ۴ نفره ما ۳ تن جانباز و رزمنده با سابق زياد مي باشيم واين اتهامات و بر چسبها برازنده کساني است که عليه ما اين اتهامات و بر چسبهاي زشت را مطرح کردهاند و شان والاي جانبازان برازنده براندازي و اقدام سياسي عليه امنيت کشور نيست. لذا از جنابعالي و مسئولان طراز اول کشور و شخص رئيس جمهور محترم تقاضا ميکنيم هم اينک که در ايام بزرگداشت مقام جانباز بسر مي بريم با اقدامي عاجل در اين زمينه و رفع اين اتهامات و مضايق شغلي از ما و همه معلمان و فرهنگيان ايثارگر اين کشور دلجويي نماييد و حقوق پايمال شده معلم را تا رسيدن به نظام پرداخت عادلانه حقوق و مزاياي شغلي بطور کامل استيفا نماييد. و بالعدل قامت السموات والارض در پايان توفيق روزافزون تمامي نمايند گان واقعي ملت و ساير مسئولين کشور را از خداوند مسئلت داريم. والسلام
1- ايرج توبيهاي نجف آبادي
2- هادي لطفي نيا
3- سيد هاشم خواستار
4- حسن رجبي
رونوشتها :
1- رياست محترم مجلس شوراي اسلامي
2- آقاي عسگري نماينده مشهد
3- فراکسيون نمايندگان محترم اقليت مجلس
شماره تماس ۰۵۱۱-۸۸۲۶۱۶۵ و ۰۹۱۵۵۱۹۹۳۳۲
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


يك سال ديگر تاخير براي اجراي لايحه نظام هماهنگ! *** جناب آقاي آرين منش عملکرد آقاي فرشيدي را در مقايسه با پيش از استيضاح چگونه مي بينيد؟
به نظرمي رسد، ضعفها وانتقاداتي که به آقاي فرشيدي در جريان استيضاح مطرح شد، پس از استيضاح بازنگريهايي در حال انجام هست. با تغييراتي که در مديرتها و معاونتها در سطح وزراتخانه انجام شده است.
*** اعتراضا ت اخير معلمان درباره اجراي نظام هماهنگ راچگونه ارزيابي مي کنيد؟
نظام هماهنگ پرداخت، مسير خودش را طي کرد؛ نظام هماهنگ يکي از اولين مصوبات مجلس بود. دولت هم مخالف اين لايحه نبود، اما به خاطر بار مالي سنگيني که داشت، به تصويب شوراي نگهبان نرسيد.
الان هم که مجلس اصرار به تصويب اين لايحه دارد، با پادرمياني آقاي حداد قرار است کميتهاي مرکب از مجلس، دولت و شوراي نگهبان تشکيل و پس از تامين اعتبار در بودجهي 1387 قابل اجرا شود!
اين در حالي است که مهندس باهنر در خصوص لايحه خدمات كشوري نيز اظهار داشت: از آ نجايي كه اجراي اين لايحه بار مالي براي دولت به همراه دارد براي رفع مشكل مورد نظر به مجمع تشخيص مصلحت خواهد رفت زيرا تاكنون دولت بار مالي آ ن را قبول نكرده است و اقدامي در اين مورد انجام نداده است.
وب سايت روزنامه ي خراسان ۲۵/مرداد/۸۶
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


گفتگو با آقاي عليرضا هاشمي دبير کل سازمان معلمان ايران
(بخش نخست)
*** آقاي هاشمي گويا به تازگي دادگاه محترم انقلاب حکمي براي شما صادر کرده است، اگر مي شود در اين باره براي خوانندگان عزيز توضيح بيشتري بفرماييد.
دادگاهي که تشکيل شد، چهارمين حرکتي بود، که پس از تجمعات بهمن ماه براي من پيش آورده شده، پس از آن دستگيريها و19روز بازداشت، نامهي زارت کشوربود، با کميسيون مادهي 10 احزاب روبرو شديم، که شوراي مرکزي ما را از فعاليت بازمي داشت. سپس با حکم آماده به خدمت 3 ماه روبرو شديم، که به امضا معاون وزير رسيده بود.
سپس با نامهي هيات تخلفات اداري روبرو شديم، که به تبعيد3 ساله به شهرري منجر شد. پس از اين ماجراها چشم به راه دادگاه بوديم اما نه به اين صورت، روز چهارشنبه17/5 تلفني بنده را براي روز يکشنبه21/5 به دادگاه احضار کردند، که دادگاهي براي محاکمهي ما تشکيل شده بود.
*** آقاي هاشمي روند دادگاه چگونه بود؟
دادگاه بصورت ويژهاي انجام شد يعني معاون دادستان کيفر خواست را قرائت کرد، قاضي از همان ابتدا اصل قضيه را پذيرقته بود، به نظر مي رسيد حکم از قبل مشخص شده بود. دادگاه نيم ساعت تا سه ربع بدون حضور وکيل طول کشيد و همانجا هم قاضي اعلام کرد، که به نتيجه رسيده است، و حکم را هم اعلام کرد.
من در روز سه شنبه 23/5 حکم 3 سال حبس تعزيري را دريافت کردم. اما اميدوارم دادگاه تجديد نظر، با حضور وکيل انجام شود.
*** آقاي هاشمي اتهامات شما چه بوده است؟
قاضي دو اتهام را مطرح کرد يکي بحث تباني و تجمع به قصد برهم زدن امنيت کشوربود. اتهام دوم بنده موضوع سوالات آزمون ضمن خدمت فرهنگيان بود، که شعبهي 28 دادگاه انقلاب آنرا در صلاحيت خود ندانست وآنرا به دادگاه عمومي ارجاع داد. و دادگاه محترم انقلاب فقط به اتهام اخلال در امنيت رسيدگي و اين حکم را صادر کرد.
*** ازديد شما اين حکم عادلانه هست؟
من توي دادگاه هم گفتم، که اصلا بين جرم و مجازات تناسب رعايت نمي شود. ما معتقد نيستيم که هيچ اشتباهي نکردهايم، بلکه براين باور هستيم که برخي رفتارهاي ما به خاطر کم تجربگي تا اندازهاي از حد اعتدال خارج بوده، اما به هيچ عنوان آن تخلفات با اين جرم تناسب ندارد. حتا من به شوخي هم به قاضي دادگاه گفتم که ما به خاطر جبهه رفتن و برقراري امنيت در آن سالها يک گروه از دولت گرفتيم اکنون شما با يک تجمع ميگوييد امنيت کشور را به خطر انداختهايد. پس آن يک گروه را به خاطراين تجمعات از ما بگيريد، قاضي گفت: پاداش جبهه رفتنتان را در دنياي ديگر از خدا خواهيد گرفت. من باز پاسخ دادم، پس شما مجازات تخلف ما را هم به خدا واگذار کنيد تا در دنياي ديگر ما را عذاب دهد. چرا شما مجازاتها را دنيوي حساب مي کنيد، اما پاداشها را به آخرت حواله مي دهيد؟
*** دادگاه وکالت شما را پذيرفته يا خير؟ وکيل شما پرونده را بررسي کرده يا نه؟
حق ورود به دادگاه به وکيل ما تا پايان بازجويي و بازپرسي داده نشده، با وجودي که ايشان به دادگاه مراجعه کرده اما گفتند که فقط در هنگام دادگاه مي تواند حضور پيدا کند. ايشان پروندهي بنده را هنوز مطالعه نکرده اند. قرار است که پس از اين حکم پرونده را مطالعه کرده، لايحهي دفاعيه را با توجه به جرم وحکم صادر شده ارائه دهد.
بخش دوم اين گفتگودر پست ديگري آورده خواهد شد.
سهام عدالت يا مقابله با جنبش فرهنگيان!
معلمان در ايران تنها صنفي هستند, كه به رغم مانع تراشيهاي دولت و مسولان موفق شدهاند, فعاليتهاي صنفي و سراسري و مستقل از نهادهاي دولتي را تحت عنوان كانون صنفي معلمان ايران تشكيل دهند, در اين بحث نمي خواهيم به عملكردهاي كانون بپردازيم, بلكه ميخواهيم نگاهي به عملكرد دولت در راستاي مسكوت كردن جنبش فرهنگيان بي اندازيم.
اين صنف آگاه طي ماههاي اخير براي حق طلبي و مقابله با محروميتهاي خود عليرغم تمام تهديدها و اخراجها جنبش سراسري گستردهاي را در سراسر كشور به راه انداخته, خواسته محوري معلمان رفع تبعيض حقوقي و اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت است.
مقامات بيش از سه سال است كه وعده اجراي اين قانون در مورد معلمان و هماهنگ كردن نظام پرداخت آنها با كاركنان ممتاز دولت را داده اند, اما تا الان زير بار اجراي آن نرفته و بودجه آن را به تصويب نراساندهاند. در مقابل اعتراض معلمان, بخشي از فعالين معلمين به زندان افتاده يا احكام انفصال از خدمت يا بازنشستگي اجباري گرفتهاند.
اين در حاليست كه سالانه بودجههاي مربوط به نيروي نظامي و انتظامي افزايش صعودي دارد تا بهتر بتوانند انجام وضيفه كنند!!!.
در حالي كه, بعد از تمام اين كش و قوس ها, دامي را به عنوان سهام عدالت در مقابل معلمان گسترده اند, تا هدف بين معلمان كمرنگ شود و بين معلمان تفرقه بيفتد.
فروش اين سهام ابتدابصورت اينترنتي انجام شد, اما بعد فرم ها بصورت دستي به مدارس فرستاده شد, تا بعد از تكميل به ادارات آموزش و پرورش تحويل بدهند, براساس اين فرم هر فرهنگي بايد مشخصات خود و افراد تحت تكلفش را ذكر كند در صورتيكه گزارشگر روزنامه سرمايه در يك نظرسنجي چنين گفته است:
” پروانه .ت: فرم را تحويل دادم اما چه خودم و چه همكارانم هيچ حسابي روي اين سهام باز نكردهايم صحبت خاصي هم از مسئولان حول اين موضوع نشنيدهايم,
معلمي ديگر :”شنيديم كه از اول مهربه هركس كه فرم را پر كرده باشد سهامي معادل پانصد هزار تومان واگذار ميشود, بعضي ها ميگويند: ارزش اين سهام دويست و پنجاه هزار تومان است و تا دوسال حق فروش نخواهيم داشت پس از دوسال ارزش سهام پانصد هزارتومان خواهد شد, حالا در اين دو سال معلمان چه كاري كنند, الله اعلم.
اين در حاليست كه اگر مالكيت بخشي از سهام كارخانه هاي دولتي را به معلمان محروم انتقال دهند شكل درآمد ناكافي و فقر زدگي آنان را نميتوانند حل كنند. كارخانههاي دولتي به شرطي ممكن است سود ده شوند كه كه بهره وري توليد آن ها بالا رود، بالا رفتن بهره وري توليد دراين موسسات به نوبه خود مشروط به مديريت آن است و واگذاري آن به بخشهاي كاملا خصوصي و.... در حاليكه در حال حاضر هفتاد در صد اين سهام ها در اختيار دولت است و تنها معلمين ميتوانند روي سي در صد سرمايه گذاري كنند و قانون اين كارخانه ها دولتي است , دست كم تا دوسال هم معلمين نميتوانند از اين سهام استفاده كنند, تازه بعد از دو سال اگر سود آوري كارخانه و بهرهوري آن كامل باشد شايد بشود گفت كه فرجي حاصل شده.
اما سوال اساسي اينجاست, چرا كارگران كارخانهها كه در زير بار فقر كمرشان خم شده است و حال و روزي بهتر ازمعلمان ندارند نميتوانند از اين سهام استفاده كنند و خودشان سهامداران كارخانهاي بشوند كه عمرشان را در آن سپري كرده اند؟
اينجاست كه دم خروس بيرون ميزند و طرفند سهام عدالت بارز ميشود.
در حاليكه كسري در آمد و برخورد تبعيض آميز با معلمان در پرداخت حقوق, زندگي مادي آنها را فلج كره است, اين در ماندگي و فلج معيشتي داروي نقد و افزايش حقوق معلمان را ميطلبد, نه وعدههاي پنبه دانهاي سهام عدالت. اكثريت معلمان بر اين اشراف دارند, معلمان هم با درايت كامل اين طرح را به خود طراحان برگرداندند و با توجه به تمام تبليغات كمتر از3/1جامعه معلمان اين فرمها اينترنت را پر كرده اند به طوريكه تمديد مهلت براي پر كردن اين فرمها نيز ثمر بخش نشد و اين نشان دهنده اين است كه علي رغم هرگونه نقض كمبودي در جنبش صنفي معلمان اما حركات و نكته سنجيهاي كانون و اتحاد سراسري معلمين بينانگر جنبش مستقلي است كه در عزمش واتحادش خللي نيست. به نقل از كميته معلمين آزاده
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


نسيم مهرورزي!
از شرق تا غرب همچنان وزيدن دارد!
همدان . . .
*****************************
در پي صدور حکم 5 سال تبعيد براي آقاي نادر قديمي به خراسان جنوبي توسط آقايان: محسن جام بزرگ؛ عليرضا صادقي و محمدرضا رعد که پيش تر خوانندگان گرامي از آن آگاه شدند .
احکامي از اين دست براي ديگر دوستان و همکاران ما درهمدان به شرح زيرصادر شده است.
1- يوسف زارعي به سه سال تبعيد به استان ايلام
2- هادي غلامي به يکسال انفصال از خدمت
3- يوسف رفاهيت کسر دو گروه براي مدت 2 سال
مشهد . . .
*****************************
آقاي ناقدي يکي از اعضاي اصلي کانون صنفي فرهنگيان مشهد که پيشتراز هر گونه فعاليت صنفي منع شده بود، روز پنج شنبه مورخهي 25/5/86 طي ابلاغ محرمانهاي از طرف هيئت محترم بدوي سازمان آموزش و پرورش مشهد، تفهيم اتهام شد. آقاي ناقدي بايستي ظرف۱۰ روز از تاريخ ابلاغ، دفاعيات خود را به هيات محترم ارائه دهد.
روز چهارشنبه 24/مرداد/1386 آقايان سيدهاشم خواستار و هادي لطفي نيا فعال صنفي کانون معلمان مشهد تفهيم اتهام شدند. اتهام نامبردگان به شرح زير مي باشد :
1- تشويق معلمان به اعتراض،تحصن وتجمع
2- تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي
3- تبليغ براي جنبش معروف به ملي مذهبي ها،ونهضت آزادي مشهد.
اما آقاي ايرج توبيهاي نجفآبادي از طرف هيئت بدوي سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوي اينگونه تفهيم اتهام شد:
۲- تحريک معلمان به تحصن وتجمع.
۳- تشويق همکاران به نشست در مدارس و سازمان آموزش و پرورش مشهد.
۴- بنا به ادعاي حراست ناحيه۶ آموزش وپرورش مشهد نامبرده به رئيس ناحيه توهين کرده، و بايستي ظرف مهلت10 روز دفاعيهي خود را به حراست ارائه کند.
تهران . . .
*****************************
آقاي عليرضا هاشمي دبير کل سازمان معلمان ايران در تازه ترين حکم صادره به اتهام تحريک معلمان به اعتصاب تجمع و تحصن و اخلال در امنيت کشور به 3 سال حبس تعزيري توسط دادگاه محترم انقلاب تهران محکوم شد.
آقاي هاشمي پس از گذراندن 19 روز زندان انفرادي در اسفند و فروردين ماه سال85 و86 به 2 سال تبعيد به شهر ري و3 ماه انفصال از خدمت محکوم شده بود.
آقاي علي پورسليمان مسئول کميتهي تشکيلات سازمان معلمان ايران پس ازگذراندن 19 روز بازداشت انفرادي دراسفند و فروردين ماه سال85 و86، به 2 سال تبعيد به شهرستان اسلامشهر و3ماه انفصال از خدمت محکوم شدند.
آقاي محمد داوري مسئول اطلاع رساني سازمان معلمان ايران پس از گذراندن 19 روز بازداشت انفرادي دراسفند و فروردين ماه سال85 و86 به 3 ماه انفصال از خدمت محکوم شده است. دادگاه بعدي آقاي داوري هنوز تشکيل نشده و ايشان چشم به راه احضاريه و تشکيل دادگاه ديگري هستند. به نقل از كانون تهران

نامهاي بيجواب از ايرج توبيهاي نجفآبادي! اي مالك :هرگز مگو كه من مامورم و معذور. هرگز مگو كه به من دستور دادهاند و بايد كوركورانه اطاعت كنم و هرگز طمع مدار كه تو را كوركورانه اطاعت كنند.
امام رحمت ا...(ع) :هان اي متصديان و دولتمردان هر يك درهرمقام احساس ضعف در خود مي كند با خودسازي دلاورانه و با سرافرازي نزد صالحان، از مقام خود استعفا كند كه اين از اعمال صالح و عبادت است.
با سلام و تشكر از نامه رسان هاي مسئول!!!
چگونه انتظار داريد كلاسها به تعطيلي كشيده نشود. نظم شهر به هم نخورد و يا اعتراضي يا تجمعي انجام نگيرد در صورتي كه وقتي آقايان به عنوان مسؤلين آموزشي پرورشي، اجتماعي سياسي وامنيتي اطلاعاتي هيچ گونه قدرتي براي احقاق حق زير مجموعه خود (اينجانب) نداريد و فقط وقتي صحبت از احقاق حق فرهنگيان مي شود تمام آقايان پس از15 سال نامه نگاري و انتقال نامهها به مركز هنوز انتظار داريد كه فقط نامه نوشته شود و شما هم به عنوان يك نامه رسان فقط نامهها را به مركز منتقل كنيد و يا در سخنراني هاي خود ( بالخصوص الان كه همه شما دم از عدالت خواهي و عدالت محوري مي زنيد) ادعا داريد كه ما حق داريم و هنوز هم به حق ما اجحاف مي شود و انتظار داريد كه هيچگونه حركتي هم بر خلاف مصالح شما آقايان ( از نظر شما نه از نظر من كه حقم پايمال شده ) انجام نگيرد؟
چونكه اگر بر خلاف ميل شما عمل شود ما را پياده نظام آمريكا مي ناميد!!! خدايا نميدانم من كه حقم ضايع مي شود پياده نظام هستم يا آنها كه حق مرا ضايع مي كنند؟؟؟
خنده دار نيست كسي كه نمي تواند قدمي مفيد و اجرايي براي احقاق حق زير مجموعه خود بردارد چگونه انتظار دارد كه اين زيرمجموعه از آن فرمان برده و كاري موافق با ميل آن انجام دهد.
لذا من به عنوان يك دبير كه زير مجموعه نظام آموزش و پرورش، اجتماعي سياسي وامنيتي اطلاعاتي استان هستم به علت پايمال شدن حق خود هم از نظر شآن و منزلت يك معلم و هم از نظر معيشتي به خود حق مي دهم و به شما آقايان اخطار مي دهم كه اگر تا پايان اين ترم ( ترم اول سال 85-86 ) حقوق ضايع شده اينجانب را طي اين 16 سال داده نشود انتظار هيچگونه فرمانبرداري و انجام عملي موافق با شما را از من نداشته باشيد تعطيلي كلاسها و صحبت در تمام مكانهاي فرهنگي آموزشي در مورد ضايع شدن حقم از حقوق خود مي دانم و پيامد آنرا هم تحمل خواهم كرد تا انشاالله پيش خود و خانواده و جامعه شرمنده نباشم و بتوانم با خاطري آسوده در مورد احقاق حق براي دانش آموزان صحبت كنم چون بزرگترين رسالت معلمي من نسبت به دانشآموزانم، آموزش پايمال نكردن حق ديگران مي باشد. منتظر پاسخ كتبي با دليل و مدرك از جانب شما آقايان گرامي هستم .
رونوشت:
فوق ليسانس فيزيولوژي انساني
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()





![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


۱۳ درصد ايرانيها زير خط فقر مطلق
وزير رفاه و تأمين اجتماعي اعلام کرد: « در حدود ۲/۹ ميليون نفر در ايران زير خط فقر شديد و مطلق هستند».
عبدالرضا مصري، وزير رفاه و تأمين اجتماعي، در کميسيون اجتماعي مجلس گفته است: «حدود 5/10 درصد از شهريها و ۱۱ درصد از روستاييان زير خط مطلق فقر زندگي ميکنند».
موسيالرضا ثروتي، نمايندهي بجنورد در مجلس، ديروز گزارشي از جلسه گذشته كميسيون اجتماعي مجلس را، که با حضور وزير رفاه و وزير کار برگزار شده بود، ارايه کرد.
ثروتي از قول وزير رفاه اعلام کرد که ۷ ميليون و ۳۰۳ هزار نفر در كشور زير خط فقر مطلق هستند و با در نظر گرفتن جمعيت خط فقر شديد شهري و روستايي، مجموعا ۹ ميليون و ۲۴۲ هزار و ۷۰۰ نفر در كشور زير خط فقر شديد و مطلق هستند.
خط فقر، خط فقر مطلق، خط بقا
وزير رفاه، عليرغم درخواستهاي مکرر، همچنان خط فقر را اعلام نکرده است.
بند «ج» ماده ۹۵ قانون برنامه چهارم توسعه، دولت را به شناسايي و تحت پوشش قرار دادن تمامي خانوارهاي زير خط فقر مطلق، حداكثر تا پايان سال دوم برنامه، مکلف کرده است.
به نوشته روزنامه سرمايه، تاكنون حداقل ۴ نوع خط فقر نسبي، مطلق، شديد و خشن در ايران تعريف شده است.
وزارت رفاه و تأمين اجتماعي تاكنون تنها يک بار، خط فقر نيمه نخست سال ۸۴ را اعلام كرده است. پس از آن نيز وزير رفاه اعلام كرد كه مايل به تعيين خط فقر نيست بلكه قصد دارد «خط بقا» را تعيين كند.
خط بقا تعريف روشني ندارد اما از از خط فقر خشن، كه مبناي محاسبه آن استفاده از هزار كالري انرژي در روز است، پايينتر است.
فقر شديد چيست؟
موسيالرضا ثروتي، نماينده بجنورد و عضو كميسيون اجتماعي مجلس، گفت: «خط فقر شديد شهري ۶۵ هزار تومان با نرخ ۲/۸ درصد اعلام شد؛ به اين ترتيب جمعيت زير خط فقر شديد شهري ۱ ميليون و ۲۷۸ هزار نفر، و تعداد روستاييان زير خط فقر شديد حدود ۶۶۱ هزار و ۷۰۰ نفر با نرخ ۹/۲ درصدي يا با درآمدي معادل ۵۱ هزار و ۴۰۰ تومان است».
ثروتي تعداد كل جمعيت زير فقر شديد، اعم از روستايي و شهري، را در كشور حدود ۱ ميليون و ۹۳۹ هزار و ۷۰۰ نفر اعلام کرد و گفت: « طبق اين گزارش، خط فقر مطلق شهري حدود ۱۶۲ هزار و ۵۰۰ تومان و نرخ آن 5/10 درصد در شهر و ۱۱ درصد در روستاست».
موسيالرضا ثروتي در مورد چتر حمايتي و اسـتقرار نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعي گفت: «در راستاي استقرار نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعي، چتر حمايتي و شناسايي و تحت پوشش قراردادن اين اقشار در پنج سال گذشته اقداماتي صورت گرفته است كه در راستاي آن در سال ۸۱ به خانوادههاي يک نفره ۸ هزار تومان بهعنوان مستمري ماهانه و خانوادههاي پنج نفره ۱۸ هزار تومان پرداخت ميشد».
سربدار: آقايان بس است ديگر، لطفا اين قدر نفت سر سفرهايمان نياوريد، نانهايمان نفتي شد و ديگر قابل استفاده نيست!!!
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


اجاره يكماه آپارتمان بيشتر از حقوق معلم !!!
در راستاي سياستهاي دولت مهرورز، با افزايش روزافزون اجاره بهاي مسكن، امسال اجاره بهاي يك واحد آپارتمان بيشتر از حقوق كارمندان دولت و در راس آنها معلمان شده است!
تصاويري كه در زير ميبينيد، قيمت اجارهبهاي يك قصر يا يك ويلا با استخرو سونا و جكوزي و ... نيست! بلكه، قسمتي از آگهيهاي روزنامه خراسان، در مورد اجاره بهاي يك واحد آپارتمان در شهر مشهد است، اجاره بها را ببينيد و سپس اساتيد رياضي به بنده كمك كنند كه با دريافتي 295 هزار تومان، چگونه ميتوان يك سرپناه داشت، و زنده بود ؟!!!
دولتمردان مهرورز هم كه ما را عامل بيگانه ميدانند به ما پاسخ دهند چگونه با اين حقوق و بدون داشتن مسكن زندگي كنيم، اگر پاسخ دادند، ما ديگر اعتراضي نخواهيم داشت و عامل بيگانه؟ هم نخواهيم بود !!!
توضيح اينكه طي اطلاعاتي كه همكارانمان از تهران دادند، براي دانستن اجاره بهاي آپارتمان در تهران، بايد اجاره بهاي آپارتمان در مشهد را ضرب در 2 يا 3 نمود !!!

از دست اين روزگار نامرد!!!
اين روزها به هر جايي كه ميرويم دوستي را ميبيني كه ناراحت و غمگين نشسته و سر در گريبان دارد . وقتي علت را ميپرسي در يك كلام ميگويند از دست اين روزگار نامرد !!!
نميدانم به كدام طعنه ميزنند به روزگار يا به ...
به هر حال پاي صحبت يكي از اين دوستان نشستم.
من ليسانس رياضي دارم، 25سال است كه در آموزش و پرورش تدريس ميكنم، اول كه معلم شدم يك آرزو داشتم بسوزم ولي ياد بدهم، اما الان بعد از اين 25سال به اين فكر ميكنم اگر يك بقال شده بودم وضعم از اين بهتر بود براي اينكه بتونم امورات زندگي را بگذرانم قسطي يك ماشين خريدم و بعد هم رفتم سراغ مسافر كشي صبح تا ظهر و ظهر تا عصر تدريس ميكردم بعد از شيفت دوم مدرسه ميرفتم مسافر كشي حالا تا كي طول ميكشيد بماند اما بالاخره يك منبع درآمدي داشتيم تا اينكه اين بحث سهميهبندي شد اول فكر نميكردم واقعي باشد، اما حالا كه با آن روبرو هستيم ماندهام كه چه كار كنم, حالا باز هم من يك آب باريكهاي دارم كه اين روزها را به يك نحوي سر كنم اون معلمين حقالتدريسي كه تمام تابستان با همين مسافر كشي اموراتشان ميگذشت چه كاركنند بيچارهها موندند سفير و سرگردون نه استخدامي نه بنزيني براي كار خيلي هم با وقاحت ميگويند ميخواستيد معلم نشويد.
آخر اگر ما معلم نمي شديم چه كسي مينيمم سواد را به شما ياد ميداد كه اينطور خون مردم را به شيشه كنيد؟
بحث تحريمها و تمام تبعات آن را ما هم ميفهميم اما چرا به جاي يك تصميم عاقلانه بايد اينطوري اموراتمان بگذرد. وقتي كه ميتوانيم در شرايطي بهتر از اين هم زندگي كنيم! ببينيد ما در شرايطي هستيم كه روي درياي نفت خوابيديم دومين صادر كننده اوپك يك پالايشگاه تصفيه بنزين ندارد بعد ما دنبال سوخت هستهاي هستيم، بابا امروزمان را جواب بدهيد فردا پيش كش, از طرفي آقايان تشريف ميبرند اين كشور آن كشور ميليارد دلار ميليارد دلار بذل ميكنند و بعد ميگويند صرفه جويي مصرف بنزين است نميشد با پول اين صرفه جوييها حقوق معوقه كارگران و معلمين را پرداخت ميكرديد؟
هر حرفي ميزنيم ميگويند به كسي ربطي ندارد اين از بودجه فلان است و از حساب بهمان، بابا مگراين پولها ارث پدري است كه اينطوري بذل و بخشش ميكنيد؟ از قديم گفته اند چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است حالا با اين حاتم بخشيها ميخواهيد چه چيزي را نشان دهيد خدا عالم است.
ماهم شكايتمان را به خدا ميكنيم, بالاخره ما هم خدايي داريم و همكاراني كه بتوانند صداي ما را به همه برسانند.
دوستي ميگفت كاري ميكنيم كه كف پاي معلم را ببوسند اين طرز حرف زدن را خودتان باعث شديد وگرنه دراين ساليان ما تنها سكوت كرديم و با سيلي صورتمان سرخ كرديم.
ميخواهيم دراين روزها باقي مانده تابستان آنطوركه شايسته شان خودمان است كارها را پيش ببريم. به نقل از انديشه معلم
مشكل فقط آلودگي هواست !!!
اين روزها وقتي آدم خبرهاي مربوط به بنزين را ميخونه تنها چيزي كه دور از عقل نيم ياد اين است كه يك جفت شاخ هم رو سر آدم سبز بشه, وقتي داشتم نگاهي به خبرهاي روز ميكردم به اين فكر كردم كه اين همه آينده انديشي را كي به ذهنش ميزند به غير از دولت مهرورز نهم!!! تازه متوجه شديم مسايل ما نه نان است نه مسكن نه كمبود حقوق است و نه نداشتن مينيممها براي گذراندن امورات زندگي مشكل يك چيز بود آلودگي هوا كه آنهم با سهميه بندي بنزين حل شد !!!
البته اگر شما هم مثل دولت آينده نگر ساده زيستي را پيشه ميكرديد به اين مهم ميرسيديد كه وقتي در اوج ساده زيستي هوا ميل ميكنيد اگر اين هوا آلود باشد, سلامت به خطر مي افتد كه آقايان ناراحت ميشوند.
به همين دليل است كه در اوج مهرورزي بنزين را سهميه بندي ميكنند و اگر كسي نطق بكشد بلادرنگ با او برخورد ميكنند زيرا اين نفر نه تنها ميخواهد مسبب آلودگي محيط شود بلكه در يك اقدام بيشرمانه!!! ديگر ميخواهد آلودگي صوتي هم ايجاد كند به خاطر همين است كه پليس اين روزها براي جلوگيري از تمام آلودگي ها ماسك ميزند و سلاحش صدا خفه كن دارد و سريع متهم را به هر شيوهاي خفه ميكند و براي اينكه ديگر آلودگي تكرار نشود اعدام ميكند.
اين است دولت نهم كه بر مبناي عدالت و مهر ورزي بنا شده، معني جديد عدالت را هم فهميديم!
داشتم فكرميكردم كه در سال جديد انبوه كلمات و تركيبهاي تازه داريم كه بخواهيم در كلاس درس بدهيم و انبوه سوالاتي كه دانشآموزان ميكنند و ما بايد جواب بدهيم.
از اينكه اگر دانش آموزي پرسيد زندان جاي كيست ؟ بگوييم در قرن هاي گذشته زندان محل آدمهاي بد بود اما حالا زندان محل دانشجويان, فرهنگيان و ساير اقشار روشنفكر است.
عدالت چيست؟ اگر حقوق ماه يك بي سواد كه پارتي دارد به اندازه حقوق يكسال معلم باشد عدالت است.
فقر چيست؟ من نميدانم مگر در كشور ما فقير وجود دارد؟؟؟
و انبوه از اين حرفها البته كه نميشود اسم اينها را حرف گذاشت اما به خاطر اينكه در دولت مهرورز هستيم هر چيزي را ميشود گفت!!! به نقل از انديشه معلم
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


۵ سال تبعيد براي فرياد عدالتخواهي!!!
آقاي نادر قديمي معلم همداني به مدت ۵ سال به تربت حيدريه تبعيد شد.
اين حکم را هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش همدان به وسيلهي آقايان: محسن جام بزرگ؛ عليرضا صادقي و محمدرضا رعد به جرم فرياد عدالت خواهي صادر کردهاند.
آيا فريادعدالت خواهي جرم است؛ ياافتخار؟ بايد از اين آقايان پرسيد !!!

حركت معلمان و عميقتر شدن مبارزات اجتماعي در ايران
حركات صنفي و جنبش معلمان را ميتوان به عميقترشدن هر چه بيشتر مبارزات اجتماعي در ايران مربوط دانست. پس از ۲۸سال حاكميت جمهوري اسلامي اقشار حقوق بگير بخصوص معلمان، پرستاران و ديگر كارمندان دولت نسبت به پيش از انقلاب فقيرتر شده و كارمندان ( كه بخش عمده آنها در پيش از انقلاب جزو طبقات متوسط و يا نزديك به طبقه متوسط به حساب ميآمدند) با پيروزي انقلاب اسلامي عملاً به گروه تهيدستان جامعه پيوسته و بخش عمدهي آنها به نوعي از كارگر تبديل شدند؛ كه كار خود را ميفروشند و در ازاي آن مزدي دريافت ميكنند.
معلمان در پيروزي انقلاب نقش عمدهاي برعهده داشتند، اما پس از انقلاب مورد ظلم و ستم قرارگرفتند. عدهاي از آنها به دلايل وابستگي به گروههاي سياسي بخصوص كمونيستها و مجاهدين از آموزش و پرورش اخراج شدند. و از سال1360 حتي برخي افراد بيتفاوت نيز مورد حمله قرار گرفتند. شرايط سياسي در سال 1376 اندکي تغيير سياسي در حاكميت جمهوري اسلامي به وجود آورد؛ و آن هم مسئله دوم خرداد يا جنبش اصلاحطلبان درون حاكميت بود. در اين تغيير و تحولات نيز معلمان نقش مهمي داشتند. اما معلمان نيز به پيروي از اصلاحطلبان دوم خردادي كه بر توسعه سياسي تأكيد داشتند و به توسعه اقتصادي توجه کمتري مي نمودند؛ تا سال 1380 به حمايت خود ازاصلاح طلبان ادامه دادند، ولي از سال1380 كه معلمان نسبت به مسائل اقتصادي و معيشتي خود حساس شدند, به دنبال اندک فضاي باز سياسي به فکر تشکيل کانونهاي صنفي معلمان افتادند. و در حركات و اعتراضات خود خواستار توزيع عادلانه ثروت در كشور شدند. اين حركات افت و خيزهاي زيادي طي شش سال اخير داشته و اوج آن در ماههاي بهمن و اسفند 1385 و فروردين و ارديبهشت 1386 بود كه به دستگيري, زندان، اخراج و احضارهاي گسترده معلمان در سراسر کشور انجاميد. اين حركات ماهيت صنفي داشته و دارد؛ و اساسيترين خواست معلمان توزيع عادلانه ثروت و افزايش حقوق در حد يك زندگي معقول بالاي خط فقر و نيز امكانات رفاهي و توجه به شأن و منزلت اجتماعي و سياسي معلمان و بهبود اوضاع تعليم و تربيت و استاندارد کردن آموزش و پرورش ميباشد.
با اين وجود از ديد نگارنده, مي توان گفت جامعهي ايران از نظر اجتماعي وارد فاز تازهاي شده و به حركت خود ادامه خواهد داد.
اما متأسفانه دولت به شدت با هر گونه تشكل حزب، حتي اتحاديهي صنفي و كارگري مخالفت ميكند و آنها را به رسميت نميشناسد. غافل ازاينکه با تشكيل حزب، اتحاديه، سنديكا و كانون صنفي, جامعه به طرف هر چه بيشتر منطقيشدن و قانونيتر شدن فضا گام برخواهد داشت؛ و تا اندازهاي بار بسياري از كارها را از دوش دولت برميدارد. اما عملكرد دولت نشان داده است؛ كه با اينگونه تشكلها و سازمانها سازگاري نداشته و در جهت هر چه بيشتر ضعيف کردن و متلاشي کردن آنها گام برميدارد.
براي نمونه، با ايجاد تشكلهاي صنفي معلمان تقريباً در سراسر كشور هر چند در شهرستانهايي مانند زادگاه من (ممسني) برخلاف تلاش هايي که دراين راستا صورت گرفته اما هنوز اجازهي تشکيل كانون صنفي معلمان داده نشده. و متأسفانه مسئولين با ايجاد جو رعب و وحشت نه تنها مخالف همبستگي ميان اقشار گوناگون جامعه هستند؛ بلكه در جهت متلاشيكردن آنها نيز قدم برميدارند. براي نمونه؛ در مورد شهرهايي مانند شيراز, ممسني, قوچان و بسياري از شهرهاي کشور درارديبهشت 86 با انتشار اعلاميههاي جعلي سعي در سردرگمي و ناهماهنگي و عدم سازماندهي اين تشكلها نمود. و نيز معلماني كه سعي در اطلاعرساني و تشكيل كانونهاي صنفي دارند مورد تهديد و پيگيريهاي امنيتي قرار گرفتند.
اميدواريم مسئولين کشور از گمانه زني و سوء ظن نسبت به اقشار مختلف جامعه خودداري نموده و به جاي ايجاد جو رعب و وحشت به حل مشکل اين اقشار که تنها خواستار بهبود اوضاع اجتماعي سرزمين خود مي باشند, همت گماشته و اقشار معترض راهموطن و دلسوختهي نظام و کشور بدانند. برگرفته از ماهنامهي چشم انداز ايران شمارهي ۴۴
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


باز هم تبعيد، احضاريه دادگاه !
آقاي اسکندر لطفي از فعالين انجمن صنفي معلمان استان کردستان، كه در شهر مريوان زندگي و تدريس مي كند، به خاطر فرياد عدالت خواهي و رفع تبعيض به حكم سازمان آموزش و پرورش استان كردستان براي ۳ سال به استان اردبيل تبعيد شد.
****************************************
آقايان ايرج نجف آبادي، هادي لطفينيا و حسن رجبي ۳ تن از معلمان مشهد، بايستي در روز۲۵/ مرداد/۱۳۸۶ براي صدورحكم در دادگاه مشهد حاضر شوند. اين خبر را قاضي پرونده در حالي به اطلاع ايشان رسانده بود، كه نامبردگان براي آزادي اسناد وثيقهاي خود به دادگاه شهرستان مشهد رفته بودند.

وضعيت معلمين فدراسيون اتحاديه جهاني كه معلمين و كارمندان و فرهنگيان را در سرتا سر جهان نمايندگي ميكند، آموزش بينالملل, از حقوق و موقعيت حرفه تدريس دفاع مينمايد .
توصيه يونسكو و سازمان جهاني كار در رابطه با وضعيت معلمين در سال1966 تصويب شد، كه اساسا به عنوان منشور حقوق معلمين در سراسر جهان محسوب ميشود. اين توصيه به قدري مهم است كه روز پنجم اكتبر كه سالگرد امضاي آن است به عنوان روز جهاني معلمين انتخاب شد, همينطور توصيه مربوط به موقعيت پرسنل تدريسي در آموزش عالي كه در سال 1997 به تصويب رسيد در رابطه با كاركنان كالج و دانشگاه, همينطور معلمين, استادان, و ساير فرهنگيان در همه سطوح سيستم آموزش, تعهداتي پذيرفت. حال آنها از اهرمهاي بين المللي براي دفاع از حقوقشان به عنوان افراد حرفهاي و يا كاركنان اين حرفه برخوردار هستند.
هنگام تصويب اين توصيه, دولتها اهميت بنيادين برخورداري جامعه از فرهنگيان كاملا ذيصلاح كه امكانات كافي براي انجام وظيفه در قبال نسل بعدي در اختيار داشته باشند را به رسميت شناختند.
هر چند دولتهاي جهان مدعي حمايت از ارزشها و اصول مندرج در اين توصيهها هستند, بسياري در واقعيت امر براي حقوق مصرح در اين منشورها احترام قائل نميباشند و سياست هايي كه از اين اصول تبعيت ميكند را به اجرا نميگذارند.
لذا حائز اهميت است كه كميته كارشناسي در امور توصيه كاربردي وضعيت معلمين و توصيه وضعيت كاركنان آموزش عالي(CEART), به نظارت بر توصيههاي كاربردي و قانون نقض حقوق معلمين ادامه دهد. آموزش بينالمللي (EU) در رابطه با حقوق معلمين در سراسر دنيا گزارش تهيه كرده و وضعيت آنان را ارزيابي مينمايد و سپس در جلسه سه ساله خود يك گزارش كامل به CEART ارائه ميدهد.
****************************************
اين هم نظر يك موجود بيكار كه خودشو به نام وزارت اطلاعات معرفي كرده، البته مشخص نيست چرا هيچ ايميل و سايتي رو معرفي نكرده و فقط ما رو تهديد كرده و رفته، بي صبرانه منتظر عملي شدن تهديدش ميمونيم !!!
به موجب قانون فيلترينگ به علت اقدام عليه امنيت ملی اين وبلاگ فيلتر ميشود.
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


نمره انضباط از کارنامه دانش آموزان حذف مي شود!!!
قائم مقام وزير آموزش و پرورش در امور استانها گفت: نمره انضباط دانش آموزان به لحاظ دوري از افراط و تفريط و واقع گرايي امسال از کارنامه دانش آموزان حذف مي شود.
حسين هراتي به خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اشاره به برنامهها و تحولات آموزشي وزارت آموزش و پرورش در امسال گفت :
نمره انضباط دانشآموزان به لحاظ دوري از افراط و تفريط و واقع گرايي و براي شناخت معيارها و شاخصههاي مناسب دانشآموزان از مهر امسال از کارنامه تحصيلي مقاطع مختلف حذف مي شود.
قائم مقام وزير آموزش و پرورش تاکيد کرد: در اين رويکرد 3 گزينه عالي، خوب و نياز به تلاش و راهنمايي جايگزين نمره انضباط خواهد شد.
سربدار: آموزش و پرورش به كجا ميرود؟ اخراج دانشآموز خاطي، تحت هيچ شرايطي نداريم! / تنبيه بدني ممنوع! / با دانشآموزان نبايد به درشتي صحبت كرد مبادا احساساتشان جريحه دار شود! / نمره انضباط هم كه مهم نيست و نبايد بچهها را از آن ترساند!
ما نگران آنيم كه در آينده نزديك وزارت آموزش و پرورش براي دانشآموزان بخشنامه صادر كند كه « دانشآموزان سعي كنند با معلمانشان مدارا كنند و از تنبيه بدني آنان پرهيز كنند! »

احكام ظالمانه همچنان ادامه دارد!
به حكم هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان زنجان آقاي پيمان نودينيان به ۳ ماه انفصال از خدمت محكوم شد. اين حكم به صورت تلفني به آگاهي آقاي نودينيان رسيده است.
پيمان كه اهل سنندج ميباشد، پيشتر به خاطر تلاش در عرصه تشكلهاي صنفي فرهنگيان براي ۳ سال به روستايي دور دست در اطراف زنجان تبعيد شده بود، و براي آموزش و پرورش زنجان مهماني ناخوانده به حساب ميآيد. رسم مهمان آزاري را هم از اهالي آموزش و پرورش زنجان بايد آموخت!!! 
خبرهاي امروز از همدان
امروز شنبه13 مرداد1386 آقايان نادر قديمي، يوسف رفاهيت، يوسف زارعي، علي صادقي، هادي غلامي، جلال نادري، علي نجفي، مجيد فرزانفر و محمود جليليان 9 نفر از اعضاي هيات مديرهي كانون صنفي معلمان همدان به دادگاه احضار شدند، پس از بازجويي و تکذيب اتهام " تشويش ا ذهان عمومي " به خانههاي خود بازگشته تا چشم به راه دادگاه ديگري باشند.
يادآوري مي شود، هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش همدان در 18 ارديبهشت 1386 آقايان نادرقديمي، يوسف رفاهيت، يوسف زارعي، هادي غلامي را به ۳ ماه و آقاي ايرج انصاري را به ۸ ماه انفصال از خدمت محكوم كرده بود، طبق معمول بايستي اين انفصال از خدمت ۳ ماهه در تاريخ 18مرداد 1386 به پايان برسد. به نقل از كانون صنفي معلمان تهران
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


ارزش نمونه بودن در آموزش وپرورش!
تصوير آقاي حميد مجيري، در حال سخنراني در جمع معلمان معترض در اداره آموزش و پرورش خمينيشهر
اين هم حکم تقديرنامه اوست به مناسبت معلم نمونه شدن وي که در تاريخ 25/1/1386 که همانطور که در متن حکم اشاره شده در آستانه روز معلم توسط رئيس آموزش و پرورش خميني شهر به وي اهداء شده است!
و بالاخره حکم اخراج وی توسط آموزش و پرورش استان اصفهان و با چراغ سبز همان رئيس آموزش و پرورش خمينی شهر فقط 72 روز بعد از تقديرنامه به تاريخ 7/4/ 1386 به همکارمان ابلاغ شد!

به نقل از جنبش نصف جهان
سربدار: با اين حكم، مسئولين سازمان آموزش و پرورش اصفهان نشان دادند كه از همه همنوعانشان در ساير استانها چاپلوس تر و فريبكارترند و با اين چاپلوسيها فقط به فكر حفظ ميز و مسئوليت خود هستند. اي كاش بدانند روزي در قبال اين تصميمات ظالمانه بايد جوابگو باشند.

گفتگو با سيد مجتبي ابطحي بازنشسته اجباري
معلمي كه با كاهش2 گروه،5 سال زودتر به اجبار بازنشسته شده است.
*** آقاي ابطحي متاسفانه شما هزينهي بسياري در راستاي اعتراضات اخير پرداختهايد،همكاران شريف هم با نام و چهرهي شما آشنايي دارند. خواهش مي كنم بيشترخودتان را به خواندگان گرامي بشناسانيد.
ليسانس فيزيك هستم،از30/آبان ماه/1360 در استخدام آموزش و پرورش بوده ام، وفيزيك تدريس مي كنم. داراي 25 سال پيشينهي خدمت مي باشم.
بسياري ازدانش آموزانم تحصيلات دانشگاهي دارند. و در پستهاي گوناگون از جمله خود آموزش و پرورش دارند خدمت مي كنند.
داراي3 فرزند پسر و3 فرزند دختر مي باشم،3 تا از فرزندانم داراي مدارج دانشگاهي در رشتههاي فيزيك، رياضي كاربردي و مهندسي هوافضا مي باشند.
*** حكمي كه هيات بدوي براي شما زده چيست؟ به چه خاطر؟
هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان بنده را به بازنشستگي زودهنگام و كاهش دو گروه محكوم كرده است. به جرم اينكه ما وهمكارانمان فرياد مي زنيم، كه آموزش و پرورش در خطر است، آيندهي جوانان اين مرز و بوم درخطر است، در جامعه تبعيض هست. اين كار بيشتر براي آسيب رساندن به فعاليتهاي تشكلهاي صنفي و ايجاد نگراني بين همكاران اين رفتارها را از خود نشان مي دهند.
*** آيا به اين حكم معترض هستيد؟ مي خواهيد چگونه اعتراض خود را ابراز كنيد؟
بنده شديدا به اين راي معترض هستم. وبايد براي شيوهي بيان اعتراض خود بيشتر بينديشم.
*** اتهام وارد شده به شما چيست؟ آيا شما اين اتهامات را مي پذيريد؟
موارد اتهام از ديدآنها :
ترك محل خدمت، شركت در تجمعات و اعتصابات غيرقانوني، و تحريك همكاران به اعتراض و اعتصاب بيان شده است، اهانت، هتك حرمت به مسئولين و نشر اكاذيب به هيچ وجه،نه تنها براي اينجانب مجازاتي نبايد وضع شود بلكه صادر كنندگان اين گونه آراء به خاطر پرونده سازي و تهمت زدن وقانون شكني بايد مورد باز خواست قرار گيرند. من وهمكارانم هيچكدام از اين اتهامات را نمي پذيرم.
*** با آقاياني كه اين احكام را صادر كرده اند، چه سخني داريد؟
قطعا من از آنها نمي گذرم. آنها اگر قدرت خداوند را نافذ مي دانند، بايستي بيشتر در مورد اينگونه احكام بينديشند. پرسش من از آنها اين است كه: آيا پس از صدور اين احكام آرامش دارند؟!
*** چه صحبتي باهمكاران خود داريد؟
از همكاران مي خواهم كه بيشتر بردبار و شكيبا باشند.و ازاين برخوردها نگران نباشند. آنچه ماندني است حق است. وستم ناپايداراست. بنابراين من خواهشم از همكاران اين است كه تلاش كنند،كه حق را كمك كرده واز باطل دوري كنند.ماهمواره خواهان عدالت هستيم.
*** آقا مجتبي، از اين پس براي معيشت خانواده چه راهكاري انديشيدهايد؟
خداوند بزرگتر از آن است كه ما و آنها فكر مي كنيم، و انسان كوچك تر از آن است كه بتواند، روزي كسي را كمتر يا بيشتر كند. من وظايفي در برابر آفريدگار خود دارم. كه اميدوارم بتوانم به وظايف خود عمل كنم. روزي من و همهي آفريدهها دست خداست.
*** اگر سخن ناگفته اي داريدبفرماييد.
حضرت علي ابن ابيطالب درنامه اي به عثمان ابن حنيف استانداربصره نوشته است:
اي پسر حنيف هركسي را امامي است،اگر امام تو من هستم،از خوردني ها به دو قرص نان و از پوشيد ني ها به دو جامه ي كهنه بسنده كرده ام. تونمي تواني مانند من باشي ، لكن مرا با ورع وزهد ياري كن، شنيده ام برسر سفره اي نشسته اي كه از آن سفره فقرا را بهره اي نيست.
اكنون پرسش اين است كه:
آيا مسئولين ما برسر سفرهاي مي نشينند، كه فقرا از آن بهره مند هستند؟
********************************************
نويسنده:
پنجشنبه11 مرداد1386 ساعت21:31
آقايان فرشيدي و محدث خراساني که نقش اصلي را در ايجاد مشکلات جاري براي معلمان اجرا مي کنند آيا تصور مي کنند اين ميز و پست و مقام بيش از چند روز دوام دارد. به راستي اينان به قيامت و حضور در پيشگاه خداوند باور دارند ؟
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


كمك به همكاران آسيب ديده از تحصنها
شماره حساب ۷۰۴۵۸۴
بانك ملي شعبهي ارشاد كد ۳۳۹
به نام آقايان : بهشتي، قريشيان، رضايي
براي كمك به همكاران اخراجي و انفصال شدگان از خدمت
********************************************
در ايام تابستان انفصال شدگان از خدمت را دريابيم.
مهمترين کار امروز ما حمايت مالي ازانفصال شدگان از خدمت است.
شماره حساب 2333 بانك ملي طرقبه مشهد
متعلق به انجمن صنفي فرهنگيان طرقبه
به منظور واريز وجوه نقدي همکاران فرهنگي براي حمايت از همکاراني که در فعاليت هاي صنفي معلمان آسيب ديدهاند.
![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()

باز هم احضاريه !
دادگاه انقلاب استان همدان سه تن از معلمان را احضار نموده است.
در اين احضاريه آقايان نادر قديمي، جلال نادري وعلي نجفي اعضاي فعال صنفي معلمان شهرستان همدان به جرم تشويش اذهان عمومي بايستي در روز ۱۳/امرداد / ۱۳۸۶ خود را به دادگاه محترم استان همدان معرفي كنند.
برخي ديگر ازمعلمان همدان نيز چشم به راه احضاريه اي از اين دست هستند.

هزينه عدالتخواهي معلمان!
|
رديف |
نام ونام خانوادگي |
محل خدمت |
نوع حكم |
قرار آزادي |
|
1 |
مجيري حميد |
خميني شهر |
اخراج دائم |
****** |
|
2 |
ابطحي سيد مجتبي |
خميني شهر |