تبليغاتX
صداي معلمان كوير سربداران
وبلاگ اطلاع رساني اخبار صنفي آموزش و پرورش

تجديد دادگاه علي  پورسليمان !

جلسه‌ي رسيدگي به اتهامات علي پورسليمان از متهمان پرونده سازمان معلمان که قرار بود امروز در شعبه‌ي ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برگزار شود، تجديد و به وقت ديگري موکول شد.

فقيهي، وکيل مدافع پورسليمان با بيان اين خبر به خبرنگار حقوقي ايسنا گفت: اتهام موکلم در اين پرونده اجتماع و تباني براي ارتکاب جرايمي بر ضد امنيت کشور، اخلال در نظم، آسايش و آرامش عمومي و تمرد نسبت به پليس اعلام شده است.

وي افزود: به همراه ديگر وکيل اين پرونده امروز در شعبه‌ي ۱۵ دادگاه انقلاب حضور پيدا کرديم و لايحه‌ي دفاعيه‌اي را به دادگاه ارائه کرديم، موکل نيز دفاعيات خود را ثبت کرد اما وقت رسيدگي توسط رييس دادگاه تجديد شد تا ادامه‌ي رسيدگي در جلسه‌ي بعدي صورت گيرد.

ستاره ها در اوين!

خبرنامه اميرکبير: تريبون آزاد دانشجويي «ستاره ها در اوين» در اعتراض به صدور احکام ناعادلانه و سنگين چندين سال حبس براي سه دانشجوي در بند دانشگاه اميرکبير امروز، ۳۰ مهرماه ۸۶، در اين دانشگاه با حضور جمع کثير بيش از ۱۰۰۰ نفر از دانشجويان دانشگاه هاي تهران برگزار شد.

            

به گزارش خبرنامه اميرکبير مديريت دانشگاه از روز گذشته با ممنوع الورود کردن ناگهاني همه اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي اميرکبير و همچنين جمع کثيري از فعالين دانشجويي دانشگاه و همچنين فراخواندن کليه نيروهاي انتظامات دانشگاه سعي در جلوگيري از برگزاري اين تريبون نمود. کميته انضباطي دانشگاه اميرکبير به دستور دکتر رهايي روز گذشته ضمن تماس با خانواده کليه فعالين دانشجويي از آنها خواست از حضور فرزنداشان در تريبون آزاد امروز جلوگيري کنند. کميته انضباطي خانواده دانشجويان را تهديد کرده بود در صورت حضور دانشجويان در اين تجمع علاوه بر صدور حکم محروميت از تحصيل براي ايشان، نيروهاي امنيتي هم آنها را دستگير خواهند کرد. 

گزارش هاي رسيده حاکي از آن است بعضي از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و انجمن اسلامي اميرکبير صبح امروز با درگيري شديد با نيروهاي انتظامات دانشگاه توانستند وارد دانشگاه شوند. نيروهاي انتظامات دانشگاه با ضرب و شتم محمداسماعيل سلمانپور، آرمان صداقتي و نريمان مصطفوي مانع ورود آنها به دانشگاه شد. بلافاصله پس از درگيري انتظامات با دانشجويان به درخواست مديريت دانشگاه، نيروهاي انتظامي از کلانتري ميدان فلسطين مقابل درب هاي دانشگاه مستقر شدند.

      

به گزارش خبرنامه اميرکبير با وجود تمام سنگ اندازي‌هاي مديريت دانشگاه اميرکبير ظهر امروز تريبون بزرگ «ستاره ها در اوين» با حضور جمع کثيري از دانشجويان دانشگاه اميرکبير و همچنين دانشجويان ديگر دانشگاه هاي تهران ساعت يازده و سي دقيقه، از جلوي دانشکده پليمر آغاز شد. دانشجويان شرکت کننده در اين تريبون ابتدا با خواندن سرود يار دبستاني و اي ايران، از مقابل دانشکده پليمر به سمت صحن اصلي دانشگاه راهپيمايي کردند و با تجمع دانشجويان در صحن دانشگاه تريبون آزاد آغاز شد.

در ابتداي اين مراسم صديقه بيگدلي، از اعضاي انجمن اسلامي اميرکبير و مجري مراسم، رنجنامه افشاگرانه خانواده دانشجويان در بند در مورد اعمال شکنجه هاي غيرانساني بر دانشجويان را خواند. بيگدلي سپس با انتقاد از مديريت دانشگاه در خصوص ارسال پرونده فعاليت دانشجويان در دانشگاه به نهادهاي امنيتي، گفت: «حکم هاي کميته انضباطي، ممنوع الورود کردن دانشجويان، توقيف کليه نشريات دانشجويي در پي پروژه اي که خودشان طرح آن ها ريختند، همه نتيجه انتصاب رئيسي براي دانشگاه است که از خودش اراده و اختياري ندارد.» دانشجويان شعار مي دادند: «فرمانده پادگان اين آخرين هشدار است، جنبش دانشجويي آماده قيام است»، «دانشجويان در بند آزاد بايد گردند»    ادامه مطلب 

 

  اللهم عجل لوليك الفرج 

                         اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:0  توسط معلمان سربدار  | 

لايحه دفاعيه محمود بهشتي لنگرودي     

بسم الله الرحمن الرحيم

رياست محترم شعبه 15  دادگاه انقلاب اسلامي تهران

جناب آقاي صلواتي

با سلام

احتراما عطف به پرونده کلاسه ............. موضوع رسيدگي به پرونده اتهامي اينجانب محمود بهشتي لنگرودي که وقت نخستين جلسه  رسيدگي را مورخه 17/6/86 ساعت 9 صبح تعيين فرموده ايد به اين وسيله لايحه دفاعيه خود را تقديم و تقاضاي امعان نظر و نهايتا صدور حکم برائت خود از اتهامات انتسابي را دارم .

مشروح لايحه به شرح زير است :

1- اتهامات منتسبه دادسراي محترم به اينجانب آنگونه که در کيفر خواست تصريح شده است:

 ( اجتماع و تباني به قصد بر هم زدن امنيت کشور و اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس مي باشد و مستند قانوني دادسراي محترم در کيفر خواست تقديمي مواد 607- 610 و 618 قانون مجازات اسلامي مي باشد.)

الف : در خصوص ماده 607 که (هرگونه حمله يا مقاومتي که با علم و آگاهي نسبت به مامورين دولت در حين انجام وظيفه آنان تمرد محسوب مي شود) معروض ميدارد که نه تنها هيچگونه حمله يا مقاومتي از طرف اينجانب و ساير همکاران  حاضر نسبت به ماموران دولت در هيچ مقطعي صورت نگرفته بلکه رابطه متقابل و دو طرفه بين جماعت حاضر ونيروهاي انتظامي در طول دوره برگزاري تجمعات بويژه در زمينه ايجاد نظم و جلوگيري از حضور افراد غير فرهنگي در تجمع به گونه اي بوده است که عموما دو طرف از يکديگر تقدير و تشکر داشته اند و شعار نيروي انتظامي تشکر تشکر بارها از تريبون و بلندگو انعکاس يافته و توسط همکاران تکرار شده است . حتي در تجمع روز 23 اسفند که منجر به ضرب و شتم و دستگيري تعداد زيادي از فرهنگيان گرديد مقاومتي از سوي فرهنگيان مشاهده نشده است .

لذا انتساب اين اتهام به اينجانب و ساير حاضرين موجه و مقبول به نظر نمي رسد . به همين دليل تقاضاي صدورحکم برائت به جهت فقدان ادله را دارم .

ب: درخصوص مواد 610 و 618 که بر جرائمي بر ضدامنيت داخلي يا خارج کشور تاکيد داشته يادآوري ميشود که حضور اينجانب و ساير همکاران فرهنگي در مقابل مجلس شوراي اسلامي( خانه ملت ) به منظور پي گيري بحث لايحه مديريت خدمات کشوري( نظام هماهنگ پرداخت ) بوده که طي سال هاي گذشته به صورت پي در پي از سوي مسئولان محترم به ويژه نمايندگان محترم مجلس خصوصا شخص رياست  محترم مجلس آقاي حداد عادل به عنوان افتخار مجلس هفتم از آن ياد شده بود و در ماه هاي بهمن و اسفند پس از سال ها انتظار فرهنگيان براي اجرايي شدن اين لايحه به طور کاملا غير منتظره از دستور کار دولت و مجلس خارج شده بود و اين حضور کاملا صنفي و قانوني بوده، چنانچه افرادي از نمايندگان محترم مجلس از جمله آقايان حاج بابايي، کوهکن، ناطق نوري ( از اعضاي هيئت رئيسه ) و آقايان عباسپور، نوعي اقدم، نجابت، اعلمي  و... از اينگونه حضور براي پي گيري مطالبات استقبال نموده بودند. همچنين حضور نمايندگان محترم مجلس در جمع تجمع کنندگان و بعضا رقابت آنان براي حضور در پشت تريبون جهت سخنراني گواه ديگري بر موجه بودن اين تجمعات از ديد حضار و سخنرانان بوده است که به طور مثال مي توان به سخنراني آقايان حاج بابايي، عباسپور، کوهکن و نجابت در جمع حضار اشاره نمود.

از سوي ديگر همکاري حراست محترم مجلس و نيروي انتظامي در طول برگزاري مراسم به ويژه تاکيد آنان به شروع و خاتمه مراسم در وقت مقرر و در اختيار گذاشتن بلندگوي مجلس، دليل ديگري بر عدم مغايرت اين تجمعات با امنيت داخلي و خارجي مي باشد . لذا انتساب اين اتهامات را صحيح ندانسته و تقاضاي برائت خود از اين اتهامات را دارم.

2- در شرايط دشوار کنوني که فشار مشکلات معيشتي از يک سو و عدم تحقق بسياري از وعده ها ازسوي ديگر آستانه تحمل افراد را به شدت کاهش داده و جمعيت هاي کوچک نيز مي تواند مساله ساز تلقي شود. حضور چندين هزار نفره فرهنگيان در مقابل مجلس که بدون کوچکترين تنش و درگيري به پايان مي رسيد مي توانست الگوي مناسبي براي ساير اقشار جامعه باشد و مسئولان کشور نيز مي توانستند به وجود اينگونه اجتماعات که نمادي از مردمسالاري در نظام اسلامي است افتخار نمايد که متاسفانه واقعه 23 اسفند هزينه هاي فراواني را براي نظام و فرهنگيان ايجاد کرد که  جا دارد از تکرار اينگونه اشتباهات در آينده جدا جلوگيري شود.

عليهذا از آن جايي که تجمع فرهنگيان در مقابل مجلس شوراي اسلامي با نيت و قصد انجام خواسته هاي صد در صد صنفي جهت برقراري نظام هماهنگ پرداخت براي فرهنگيان و رفع تبعيض حقوقي از اين قشر و با توجه به تعهدي که اساسنامه کانون صنفي معلمان ايران (که به تاييد وزارت کشور رسيده است) براي اعضاي هيئت مديره به منظور دفاع از حقوق مادي و معنوي معلمان و ساير اقشار جامعه پيش بيني کرده انجام گرفته است و از آن جاکه مطابق اصل 27 قانون اساسي تشکيل اجتماعات بدون حمل سلاح مشروط بر اينکه مخل مباني اسلام نباشد آزاد و مجاز شمرده شده و دلايل و شواهدي مبني بر حمل سلاح و يا مغايرت اين تجمعات با مباني اسلام مشاهده نشده است و از آن جايي که اينجانب به عنوان بازرس و سخنگوي کانون صنفي معلمان ايران طبق اساسنامه تنها گوينده و ناظر عملکرد کانون و تصميمات هيئت مديره مي باشم لذا اتهامات وارده مبني بر تباني و اخلال در امنيت را مردود و صدور حکم برائت خود از تمامي اتهامات وارده را خواستارم.

با تشکر

محمود بهشتي لنگرودي

 

  اللهم عجل لوليك الفرج 

                         اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:29  توسط معلمان سربدار  | 

احضار چند تن از فرهنگيان سنندج به حراست     

طي روزهاي گذشته چند تن از فرهنگيان سنندج به نام هاي بهاءالدين ملکي ، رامين زند نيا و حيدر زمان به حراست اداره کل آموزش و پرورش استان کردستان احضار شدند. گفته مي شود اين افراد به علت فعاليت درانجمن صنفي معلمان سنندج و توزيع بيانيه اين انجمن، به اداره کل آموزش و پرورش احضار شده اند. خبرنامه امير كبير

جنازه‌اش را تحويلتان مي‌دهيم!

دادستان سنندج خطالب به برادر فرزاد كمانگر: هر وقت او را كشتيم جنازه‌اش را تحويلتان مي‌دهيم!

بنا بر گزارشات رسيده در پيگيري هاي خانواده فرزاد کمانگر براي مشخص شدن سلامت جسمي وي طي ظهر ديروز آقاي مهرداد کمانگر توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد.

آقاي مهرداد کمانگر، برادر فرزاد کمانگر معلم کرد، که ماه ها توسط تيم هاي بازجويي شهر هاي مختلف تحت شديد ترين شکنجه‌ها قرار گرفته است ظهر ديروز ۲۶ مهر ماه ۸۵ براي پيگيري وضعيت برادرش به دادستاني سنندج (امجديان) مراجعه نمود.

امجديان در اظهاراتي عجيب در پاسخ به سوال مهرداد کمانگر به وي گفته است هر وقت برادرت را کشتيم به شما خبر مي دهيم که اين جمله موجب مشاجره لفظي وي با دادستان شد که در نهايت پس از ساعاتي بازداشت وي در دادستاني او را به مامورين وزارت اطلاعات تحويل دادند.

مهرداد کمانگر ساعاتي پيش از بازداشتگاه وزارت اطلاعات آزاد شد. وضعيت فرزاد کمانگر همچنان در هاله اي از ابهام مي باشد و خانواده وي در نگراني شديد نسبت به سلامت وي بسر مي برند .فعالان حقوق بشر در ايران مکررا نسبت به سلامت جسمي اين زنداني ابراز نگراني مي کند و از سازمان هاي حقوق بشري براي نجات جان وي استمداد مي طلبد.  خبرنامه امير كبير

ايران اتمي در برابر آينه!    

معلم و آب مي خواهند!

رئيس سازمان آموزش و پرورش چهارمحال و بختياري گفته است 60 مدرسه استان آب آشاميدني ندارد و براي رساندن آب به اين مدارس 640 ميليون ريال اعتبار لازم داريم. يعني64 ميليون تومان. به زباني ساده تر، قيمت يک آپارتمان بسيار معمولي يک اتاق خوابه در نقاط جنوبي تهران.
همين مسئول استاني که در شوراي آموزش و پرورش استان سخن مي گفته، اضافه کرده است:
براي هر 100 كلاس درس در مناطق روستايي به يك معلم راهنما نياز داريم و براي هر 70 كلاس درس در مناطق عشايري يك معلم راهنما. در حال حاضر در سطح استان 44 معلم راهنماي آموزشي کار مي کنند.
گرسنگان
معاون امور حمايت خانواده كميته‌ امداد خراسان شمالي گفته است: هزار كودك تحت پوشش اين نهاد دچار سوء تغذيه‌اند و وزن كمتر از استاندارد دارند.  پيك نت   ا

    

                        احضار مجدد وزير آموزش وپرورش به مجلس

بار ديگر وزير آموزش و پرورش به صحن علني مجلس فرا خوانده شد.

براي پاسخ به سئوال اعلمي؛ وزير آموزش و پرورش به صحن علني مجلس فرا خوانده شد.

محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش اين هفته با حضور در صحن علني مجلس به سئوالات اکبر اعلمي نماينده تبريز در مجلس پاسخ خواهد داد.

به گزارش خبرنگار پارلماني مهر، در سئوال اکبر اعلمي از وزير آموزش و پرورش آمده است: وعده هاي جنابعالي در زمان اخذ راي اعتماد از مجلس چه زماني محقق خواهد شد؟ مسئوليت حوادث ناگواري که در طول مديريت جنابعالي و در اثر سهل انگاري مسئولان ذي ربط براي دانش آموزان رخ داده بر عهده کيست؟

اعلمي در شرح اين سئوال آورده است:

1- وعده جنابعالي مبني بر پرداخت 2 ماه پاداش به معلمان در سال 84 و نيز بيمه فرهنگيان چه زماني محقق خواهد شد؟

2-
تبين و شفاف سازي حقوق و وظايف معلمان که جز برنامه هاي اعلام شده شما در هنگام اخذ راي اعتماد از مجلس اعلام شده بود، در چه مرحله اي است؟

3- براي جبران سوء مديريت و سهل انگاري هايي که براي دانش آموزان رخ داده نظير غرق شدن 5 دانش آموز در آبشار شادگان استان کهکيلويه و بوير احمد، له شدن دختر بچه مدرسه راهنمايي شاهد حضرت فاطمه زير چرخ هاي سرويس مدرسه به دليل گير کردن چادر وي لاي درب ميني بوس ناشي از ضوابط و سخت گيري‌هاي بي مورد مديريت مدرسه مذکور، خودکشي دانش آموز تهراني به دليل تنبيه بدني توسط مدير مدرسه و موارد مشابه ديگر منجر شده است چه تدابيري انديشيده‌ايد و مسئوليت اين قبيل حوادث ناگوار بر عهده کيست؟

گفتني است اين سئوال در اوليل ارديبهشت سال 1385 تقديم هيئت رئيسه شد که پس از طرح آن در کميسيون تخصصي مربوطه در 21 خرداد 85 در صحن علني اعلام شد. آموزش نيوز

 

  اللهم عجل لوليك الفرج 

                         اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 0:21  توسط معلمان سربدار  | 

معلم شکنجه شده را دريابيد!    
( به نقل از روز آنلاين) 
 
 بيش از چهارده ماه از بازداشت خودسرانه فرزاد کمانگر، عضو انجمن صنفي معلمان استان کردستان و دو ‏تن از همکاران او با نام هاي فرهاد وکيلي و علي حيدريان مي گذرد. آخرين خبرهاي به دست آمده از ‏وضعيت و سرنوشت اين سه معلم دربند حاکي از آن است که هر سه نفر علاوه بر اينکه تحت فشارها و ‏شکنجه هاي شديد جسمي قرار گرفته اند، هنوز در سلول هاي انفرادي نگهداري مي شوند. طي روزهاي ‏گذشته خانواده فرزاد کمانگر چندين بار از سازمان ها و نهادهاي حقوق بشري و دفاع از حقوق زندان براي ‏مداواي فرزندشان که گفته مي شود از چندين قسمت به شدت آسيب ديده، درخواست کمک کرده اند. ‏

در گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در خصوص وضعيت فرزاد کمانگر آمده است:‏‎ ‎‏"بيش از 14 ‏ماه از بازداشت فرزاد کمانگر مي گذرد و در طول اين مدت وي در زندان هاي کامياران، سنندج، کرمانشاه و ‏بند 209 زندان اوين زنداني بوده است. وي هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات سنندج زنداني است و تحت بي ‏رحمانه ترين شکنجه هاي جسمي قرار دارد و به ناراحتي هايي همچون سوختگي دست و ران چپ ناشي از ‏آب جوش، ناراحتي کليه ها و عفونت و خونريزي مجراي ادرار، دچار شده است."‏ 

 

  اللهم عجل لوليك الفرج 

                         اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 23:50  توسط معلمان سربدار  | 

باران مهرورزي بر حميد رحمتي باريدن گرفت!     

 

درآغاز مهر13۸۶ باران مهرورزي بر حميد و خانواده اش باريدن گرفت، و ناگهان سيلاب شد و حميد را تا ديار غربت با خود افتان و خيزان برد. 

آقاي حميد رحمتي معلمي كه به حكم دادگاه اداري استان اصفهان به 3 سال تبعيد محكوم شده است. حميد بچهي شهرضا است، كودكي، نوجواني، جواني واندكي از ميانسالياش را در شهرضا پشت سر گذارده است. حميد فوقديپلم آموزش ابتدايي است. نزديك به 14 سال است كه معلم بوده، روزهاي آخر شهريور به خاطر فرياد عدالت خواهي راهي ديارغربت شده. او را به روستاي زرينآباد در20 كيلومتري شهر ساري استان مازندران فرستادهاند. حميد دربارهي آب هواي آنجا مي گويد: "آب و هواي آنجا بسيار خوب است."

 اما از سخن گفتن حميد دانستم كه آب و هواي دلش كمي ابريست، خواستم از خود حميد بپرسم. او گفت: "خوشحال هستم، نه از اينكه از خانواده دورم، بلكه به اين خاطر كه جنبش معلمان براي بهبود معيشت آنان نتيجه داده، و در آينده اميد بيشتري به آن ميرود."

 

از سخن گفتن حميد به اين فكرافتادم كه :

رنج كشيدن به خاطر هدفهاي بزرگ چه شكوهي به انسان مي بخشد. حرفهايش را شيرين مي نمايد، متانت در رفتارش هويداست. در پشت شيشهي لبخندهايش، در اعماق درياي قلبش اندوهي گرانبها به سان مرواريد مي درخشد.

ماييم و نواي بينوايي       بسم الله اگرحريف مايي

 

شايد هر كس از اعتصاب غذاي حميد در بازداشتگاه با خبر باشد، با خود بگويد لابد حميد به رنگ قرمز علاقمند است، اما خودش ميگويد: " رنگ خاكستري را دوست دارم."

حميد مي گويد: "آش ماست محلي ديارم خوشمزه است."

اين معلم تبعيدي در ادامه ي پرسشهاي بي ربط من مي گويد: " گل كوكب، ورزش بسكتبال و رشتهي ميكانيك را بيشتر دوست دارم."

همسر حميد، سركار خانم زهره رحمتي كه نوهي عموي ايشان نيزهست، فوق ديپلم ديني و عربي دارد. وي دبير مقطع راهنمايي است. كه يار باوفايي براي حميد بوده است، هرگز او را تنها نگذاشته، ايشان به هنگام دستگيري حميد در شهرضا ميگفت: "همسرمن براي اجراي عدالت در جامعه مبارزه مي كند،اين باعث افتخارمن است."

 

حميد دربارهي همكاران مي گويد: آنان به من بسيار لطف دارند، هم همكاران شهرضا مرا خوب بدرقهي كردند، و هم همكاران ساري از من استقبال خوبي داشتند.

آقاي رحمتي دربارهي تصويب لايحهي مديريت خدمات كشوري مي گويد: اگر اين لايحه را خالي از محتوا نكرده باشند خوب است، اگرآنطوري باشد، كه معلمان را از زير خط فقر بالا بكشد، جاي تشكر هم دارد.

   

                                گفتگو با علي‌اكبر باغاني

                     عضو هيئت مديره كانون صنفي معلمان ايران        

علي اکبر باغاني سالهاست عضو هيات مديرهي کانون صنفي معلمان ايران است، در سال ۸۲ به مدت يك سال بخاطرمشكلاتي كه براي آقاي بهشتي پيش آمده بود، دبير كل كانون تهران  شد، اما از آبانماه ۱۳۸۵ رسما براي يك دورهي ۲ ساله از طرف هيات مديره به عنوان رئيس كانون صنفي معلمان ايران- تهران برگزيده شد. آقاي باغاني داراي فوق ليسانس تاريخ تمدن ملل اسلامي  و معلم منطقه 7 مدرسهي راهنمايي مي باشد. ايشان در بهمن ۱۳۸۵به همراه آقاي بهشتي به مدت ۱۰ ساعت و اسفند سال ۱۳۸۵براي مدت۱۵ روز و در ارديبهشت ۱۳۸۶ براي مدت ۲۰ روز در زندان به سر برد، باغاني در خرداد۱۳۸۵براي دو سال به شهر ورامين تبعيد شد،۳ ماه انفصال دريافت كرد، و به تازگي نيز به حكم دادگاه انقلاب به۵ سال زندان محكوم شده است.

 

*** آقاي باغاني شنيده شده که شما با حکم سنگيني از طرف دادگاه انقلاب روبرو شده ايد، بفرماييد اين حکم چند سال بوده وآيا شما اين حکم را قبول داريد؟

با سپاس از شما به خاطر زحماتي که دراطلاع رساني انجام مي دهيد. مسلما ما احکام را نمي پذيريم، چون اين ظلم مضاعفي است که در حق ما مي شود. به هر حال ما براي آباداني کشور، براي خدمات به معلمين کشور به مسئولين کشور و به دانشآموزان داريم يک کار صنفي انجام مي دهيم، که يکي هم توجه به مشکل معيشت معلمين کشوراست. اين حکم با اين نيت و با اين گوشزدها و يادآوريها و هشدارهاي خيرخواهانه سازگار نيست. اميدواريم که مسئولين در اعتراضاتي که ما به اين احکام داريم، تجديدنظر کنند. و براي همهي احکام صادر شده حکم برائت صادر کنند. بله حکم 5 سال حبس تعليقي براي من صادر و بطور غيرقانوني به من ابلاغ شده، زيرا اين حکم مي بايست به نشاني منزل من فرستاده شود.

 

*** آيا شما براي معلماني که دراين راه زياني ديدهاند، امکاناتي داريد، که اندکي از اين زيانها را جبران کنيد؟

همان شماره حسابي را که اعلام شده، و در سايت هم هست، و به همکاران داده شده، اگر پولي واريز شود، ما هم به همکاراني که از طرف وزير با حکم انفصال و يا کسر حقوق روبرو شدهاند به اندازهي توان کانون کمک مي کنيم. کمکهايي هم شده اما اين کمکها بسيار اندک است و در شان همکاران فعال صنفي نميباشد. از همهي معلمان مي خواهيم در حد توانشان به اين شماره حساب مبالغي بطور ماهانه واريز کنند. اگر هر معلمي ماهانه هزار تومان کمک کند، ما ميتوانيم حتي يک باشگاه بزرگ به نام کانون و براي معلمان بسازيم.

 

*** برخي از کانونها( مانند کانون کرمانشاه و کانون ملاير) از طرف استانداريها منحل اعلام شده نظر شما در اين باره چيست؟

در گفتگويي که ما با وزارت کشور داشتيم، رويهي آنها اين است که کانونها را حفظ کنند، کانون تهران به طور قانوني به کارش ادامه مي دهد، اما در برخي از شهرستانها منحل اعلام شده، اما سفارش ما به اين دوستان اين است که به کارشان ادامه بدهند. کار صنفي همانطوري که در قانون اساسي بيان شده نيازي به مجوز ندارد. ضمن اينکه هر شهرستاني که مجوزش لغو شده مي تواند دفتري به نمايندگي از کانون صنفي معلمان ايران باز کند، و به کارش ادامه بدهد. مجوز کانون تهران هم کشوري است. ما در بسياري از استانها نمايندگي داشتيم. و اکنون هم بطور مستقل به کارشان ادامه مي دهند.

 

*** همانطور که مستحضر هستيد آقاي بهشتي عضو بازرسان کانون هستند. و کار نظارت بر کل کانون را دارند، اما اخيرا ايشان وظيفهي کميته مالي را بر دوش گرفتهاند، با اين اوصاف چه کسي بايد کار نظارت بر کانون بويژه نظارت بر امور مالي را انجام بدهد؟

 

مسئول کميتهي مالي آقاي رضايي است که عضو هيات مديره مي باشند. درآن هنگام که آقاي بهشتي اين وظيفه را بر دوش گرفتند يک موقعيت اضطراري بود. و آقاي بهشتي يکي از اعضاي آن کميته بودند. مسئوليت کميته مالي بر دوش آقاي رضايي است، و آقاي بهشتي چون براي ديگران شناخته شده است و حالت کارزيماتيک دارد، اکنون حسابي هم که هست به نام من و آقاي رضايي است، و آن شماره موقتي است. آقاي بهشتي، درکميتهي مالي فقط حضور دارند و کار نظارت همچنان بر عهده ي آقايان خاکساري و بهشتي است.

 

*** شما در آغاز با قبول وکيل براي خودتان مخالف بوديد، علت اين کارچه بود؟

نه، اينطور نيست، من از اول هم با گرفتن وکيل موافق بودم، مي دانيد که آقاي پيمان از اول هم وکيل کانون بود، مشاور کانون در امور حقوقي بود، ايشان يکي از دوستان من بود، ترجيح دادم که ايشان وکيل من باشند. من خودم به همه سفارش کردم که وکيل انتخاب کنند.

 

*** بسياري براين باور هستن که اين احکام از پيش تهيه شده است و دادگاه فرمايشي است، شما تا چه اندازه با اين موضوع موافق هستيد؟

افراد از لحاظ روحيات و تفاوتهاي فردي با هم تفاوت دارند، اما از روي احکام صادر شده احتمال مي رود، که توجه جدي به جرايم نشده. در اين باره ما از آقاي آوايي مسئول دادگاه تجديد نظر و معاون ايشان آقاي ابراهيم خاني در خواست خواهيم کرد، که تجديد نظر افرادي دخالت کنند که خارج از دادگاه انقلاب باشند.

 

*** اگر شما قاضي پروندهي خودتان را بيرون از دادگاه ببينيد و به شما اجازه بدهد که هر چه مي خواهيد بگوييد، به ايشان چه درخواستي خواهي کرد؟

 من هميشه براي ايشان به عنوان يک انسان ارزش واحترام قائل هستم. و به عنوان يک انسان نگاه انساني داريم. سعي مي کنم حقوق شهروندي او را رعايت کنم.

 

 *** در باره ي پروندهي خودتان چه صحبتي با ايشان خواهي داشت؟

از ايشان مي خواهم در قضاوت به اندازهاي خودشان را به علي(ع) نزديک کنند، که متهم در کنارشان احساس آرامش بکند.

 

*** سخن آخرشما چيست؟

 من ازهمهي بچههاي کانون سپاسگزارم از شما که اطلاع رساني مي کنيد. از بچههاي شهرستانها و شوراي هماهنگي سپاسگزارم، و از همهي کساني که دچار مشکلي شدهاند، به ما اطلاع بدهند، روي سايت بيايند، خودشان را يا آنهايي را که مي شناسند، به ما معرفي کنند. اميدواريم که لايحه ي مديريت خدمات کشوري وآيين نامه ي اجرايي آن از طرف دولت در اقدامي  سريع انجام شود.

 

  اللهم عجل لوليك الفرج 

                         اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 0:52  توسط معلمان سربدار  | 

نان معلمي و حق کارگري و صداي دانشجويي و نواي استادي!     

بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده اقتصاد دانشگاه سيستان وبلوچستان پيرامون اخراج اساتيد و دانشجويان و احکام دادگاه انقلاب درباره‌ي کارگران و معلمان در ماههاي اخير.

ماه مهر آن ماه مهربان و بازي‌هاي راه مدرسه به ياد نسلهاي آرمان‌دار، حس‌دار، مهردار و جريان‌دار؛ ياد آن کلاس کوچک با نيمکت‌هاي چوبي‌اش و عطر حضور معلمي که پيامبر ‌گفت شغل او، شغل انبيا است. چه تلخ است فاصله‌ي آن کلاس کوچک تا حياط آن زندان در روزگاري که امنيت ملي مملکتي که با نان معلمي و حق کارگري و صداي دانشجويي و نواي استادي گره خورده است. مهر آغاز شد در حالي که کلاسمان خالي بود از حضور هفت ماه مهربان. از محمد رضايي گرگاني تا رسول بداقي. معلماني صبور و فداکار که به حکم دادگاه انقلاب محکوم گشته‌اند به اخلال در نظم عمومي و اقدام عليه امنيت ملي. همان امنيت ملي که تضميني است براي اقتدار و توازن يک ملت از هر گروه و قوم و زبان بر اساس قانوني که آزادي را مقدم بر زيست آدمي مي‌داند و اعتراض را حق مسلم يک انسان.

اما تراژدي دموکراسي در آنجا است که در اين ديار حاکمان از پرسشگري و آزادي جهانيان مي‌گويند و محروم کرده‌اند ياران دبستاني را از طرح اين سوال که درد نان داشتن و آزادي جرم است يا گناه؟ از حقوق محرومين و مستضعفين گفتند و شعار دادند. اما چه تلخ بود ماجراي خودسوزي کارگر ياسوجي يا اخراج دهها تن از کارگران سنديکاي اتوبوسراني.

چه تلخ‌تر بود اين ماه مهر در دانشگاه. جايي که خانه ما است. همان جايي که در کلاس، شاگرد بود و استاد و گفتن و شنيدن از درد استبداد، که امروز نه استادي مانده و نه شاگردي که همه را تاراج برده‌اند به نام امنيت ملي. حاکمان از تعالي روح بشري گفتند و بستند درهاي دانشگاهها را به روي دهها تن از فرزندان اين سرزمين و اينگونه بود که اساتيد به نامي چون «بشيريه» و «جعفري» و «سمتي» و «شاهنده» و «کديور» به همراه دو استاد دانشگاه سيستان و بلوچستان؛ «دکتر بندريان» و «مهندس صفايي» به حکم بازنشستگي اجباري، اخراج گردند و امروز غلامعباس توسلي موسس انجمن جامعه شناسي ايران و مترجم، نويسنده و مولف بيش از هفتاد جلد کتاب جامعه شناسي را اخراج نموده‌اند و روز ديگر «دکتر ايرج ملک‌پور» را از مرکز تقويم ايران و نيز تدريس در دانشگاه محروم مي‌نمايند. از انقلاب فرهنگي در دانشگاهها گفتند و با کودتاي فرهنگي و گاه کودتاي مخملين روزي دانشگاه اميرکبير و روز ديگر دفتر تحکيم وحدت را مورد تاخت و تاز قرار دادند که آخرين نمونه‌ي آن حکم حبس تعليقي دو ساله‌ي دادگاه انقلاب در مورد بهاره‌ي هدايت عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و فعال حقوق زنان مي‌باشد که اين دار و روزگار را قراري نباشد بر اصلاح.

اما غافلند بر اينکه ما خواهيم ماند به اصلاح و مي خوانيم ديگران را به همراهي در راه آزادي.

همراه شو عزيز، همراه شو عزيز، همراه شو عزيز

                                           تنها نمان به درد

                                           کاين درد مشترک هرگز

                                               جدا جدا درمان نمي شود

برگرفته ازخبرنامه اميرکبير

                         راي هيات بدوي براي بداقي

رسول بُداقي عضو هيات مديرهي كانون صنفي معلمان ايران- تهران به حكم هيات بدوي شهرستانهاي استان تهران به دوسال كسر حقوق به ميزان ۱گروه شغلي (ماهانه ۴۵هزار تومان) محكوم شد.

اين حكم كه به امضاي ۳ تن ازاعضاي هيات بدوي استان رسيده است، به جرم:

 

۱- شركت در تحصنات وتجمعات غيرقانوني فرهنگيان درمقابل مجلس شوراي اسلامي وخودداري از حضوردركلاس

۲- تشويق همكاران به شركت درتحصن غيرقانوني فرهنگيان وقرائت اطلاعيه هاي غيرقانوني كانون صنفي معلمان.

 

عليرغم درخواست ازايشان براي دفاع از خود، هيچگونه دفاعي از خود به عمل نياورده، لذاهيات بدوي به استناد مواد ۱۸و۲۱آيين نامه ي اجرايي قانون، بدون وجود دفاعيه رسيدگي را كافي دانسته، و با توجه به اقرار وي در تاريخ ۵/تيرماه/۸۶ به شركت درتحصنات وتجمعات تخلفات انتسابي را محرز دانسته و با انطباق موارد اتهام با بندهاي ۳۳ و۱۹ماده ي ۸ قانون رسيدگي به تخلفات اداري مصوب ۷/آذر/ ۱۳۷۲ مجلس و در تعيين نوع مجازات وفق ماده ي ۲۱ آيين نامهي اجرايي همان قانون به اتفاق آرا مبادرت به راي زير مي نمايد.

متخلف (رسول بُداقي) باستناد بند (ز) ماده ي 9قانون مذكور،به مجازات كاهش يك گروه براي مدت ۲ سال محكوم مي گردد. 

                            ۵ سال حبس براي باغاني و اكبري

 

به حكم دادگاه انقلاب اسلامي آقايان علي اكبرباغاني رئيس كانون صنفي معلمان ايران- تهران و نورالله اكبري عضو هيات مديره‌ي اين كانون هر كدام به ۵ سال حبس محكوم شدند. حبس نامبردگان براي مدت ۵ سال به تعليق افتاد. به نقل از كانون تهران

 

 

  اللهم عجل لوليك الفرج 

                         اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 20:4  توسط معلمان سربدار  | 

كلاه گشادي كه سر كاركنان عادي دولت رفت !

نظام هماهنگ پرداخت( به صورت ناهماهنگ )  از اول سال آينده اجرا مي شود.

عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري مجلس شوراي اسلامي اعلام کرد: شوراي نگهبان لايحه مديريت خدمات کشوري را مورد تاييد قرار داد.

موسي الرضا ثروتي در گفت وگو با مهر با بيان اينکه زمان اجراي لايحه مديريت خدمات کشوري از ابتداي سال جاري و از زمان تصويب در نظر گرفته شده است، گفت: دولت سه ماه زمان براي تدوين آيين نامه اجرايي آن نياز داشت.
عضو کميسيون مشترک بررسي کننده لايحه مديريت خدمات کشوري با اشاره به 12 ايرادي که شوراي نگهبان به اين لايحه وارد کرده است، اظهار داشت: 6 ايراد لايحه مربوط به بار مالي لايحه و 6 ايراد نيز مربوط به مواد 121 و 104 و تبصره هاي آنها بوده است.

وي با اشاره به اينکه ايرادات شوراي نگهبان در جلسه اي با حضور نماينده شوراي نگهبان (عضو حقوقي شورا) در جلسه کميسيون لايحه مديريت خدمات کشوري بررسي و مرتفع شد، تصريح کرد: اين لايحه هم اکنون توسط شورا تاييد شده و آماده اجراست. ثروتي مدت زمان اجراي آزمايشي لايحه مديريت خدمات کشوري را 5 سال ذکر کرد و گفت: قضات، اعضاي هيات علمي دانشگاه ها کارکنان ويژه دولت، وزارت اطلاعات وزارت امور خارجه و دستگاه هاي زير نظر نهاد رهبري از اجراي اين لايحه مستثني هستند. وي با اشاره به بار مالي ۵ هزار ميليارد توماني لايحه مديرت خدمات کشوري، اظهارداشت: دولت مي گفت که نمي‌تواند چنين پولي را براي تامين بار مالي لايحه در نظر بگيرد زيرا با اين امر نقدينگي به بازار تزريق شده و باعث ايجاد تورم مي شود. عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري ادامه داد: در جلسه اي که آيت الله احمد جنتي دبير شوراي نگهبان با رييس مجلس و رييس جمهوري داشتند، رييس جمهوري نظر خود را مبني بر تامين بار مالي لايحه از طريق واگذاري سهام در بورس مطرح کرد که اين نظر پذيرفته شد. به گفته ثروتي، اگر لايحه به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارسال مي شد، دو سال طول مي کشيد تا لايحه بررسي شود و همين امر اجراي آن را دو، سه سال به تعويق مي انداخت بنابراين تصميم بر اين شد که پيشنهاد دولت پذيرفته شود.

عضو کميسيون مشترک لايحه مديريت خدمات کشوري با تاکيد بر اينکه قبول اين پيشنهاد تاثيري بر افزايش يا عدم افزايش حقوق کارکنان دولت نخواهد داشت گفت: افزايش حقوق ساليانه کارکنان دولت در بودجه هاي سنواتي و طبق روال انجام مي شود و تامين بار مالي لايحه از طريق واگذاري سهام در بورس تاثيري بر افزايش حقوق کارکنان دولت ندارد. وي خاطرنشان کرد: اما بخشي از افزايش حقوق کارمندان و بازنشستگان دولت که به موجب قانون به يک باره به وجود مي آيد، مانند بازخريد و غيره از طريق واگذاري سهام جبران مي شود.

 

  اللهم عجل لوليك الفرج 

                         اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 6:31  توسط معلمان سربدار  | 

عيد سعيد فطر

بر همه دوستان و همكاران عزيز مبارک باد.

ميلاد مولود کعبه ميلاد مولود کعبه ميلاد مولود کعبه    

 دوستان عزيزم! اين عيد بزرگ رو به همه شما خوبان و خانواده‌های محترمتان تبريک عرض مي‌کنم

اميدوارم که از اين ماه عزيز بهره‌های لازم رو برده باشيد!

عیدتون مبارک

 

  اللهم عجل لوليك الفرج 

                         اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 1:12  توسط معلمان سربدار  | 

 

با سلام خدمت دوستان عزيز كانون،

به اطلاع ميرساند كه كليه وبلاگ‌هاي كانون صنفي معلمان ايران- تهران، در استان خراسان فيلتر شده و امكان دسترسي همكاران به آن وجود ندارد، اين حقير هم به زحمت و با استفاده از فيلترشكن‌هاي مختلف توانستم به اخبار صنفي كانون دسترسي پيدا كنم و آن را در وب خود انتشار دهم. اميدوارم دوستان كانون به دنبال طراحي و ساخت يك وبلاگ جديد باشند. 

 

                              هوشنگ پور بابايي وكيل چند تن از معلمان كانون تهران

 

محكوميت دوعضو ديگراز كانون صنفي معلمان ايران!   

 

به گفتهي آقاي هوشنگ پور بابايي وكيل چند تن از معلمان، آقايان رسول بُداقي  و محمدرضا رضايي توسط شعبهي 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران هر كدام  به ۲ و۳ سال حبس محكوم شدند، حكم نامبردگان به ترتيب براي ۲ و۳ سال طبق بند (ب) مادهي ۲۵ قانون مجازات اسلامي به تعليق درآمد.

 

آقاي پوربابايي ميافزايد: ما در مهلت قانوني اعتراض خود را به دادگاه انقلاب ارائه خواهيم كرد؛ و اميدواريم، دادگاه تجديدنظر استدلال ما را پذيرفته و اقدام به صور حكم برائت نمايد.

به گفتهي آقاي هوشنگ پور بابايي اتهامات رسول بُداقي با توجه به مواد ۶۰۷ ،۶۱۰ و ۶۱۸ قانون مجازات اسلامي تجمع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشوراخلال در نظم عموميتمرد از دستور پليس مي باشد. آقاي پور بابايي مي گويد موكلم از اتهامات دوم وسوم تبرئه شد. اما به خاطر اتهام نخست( تجمع وتباني به قصد برهم زدن امنيت كشور) به ۲سال حبس تعليقي محكوم شده است .

و محمد رضا رضايي گركاني به اتهام تجمع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور به ۳ سال حبس تعليقي محكوم شده است.

 

آقاي پوربابايي در بارهي ماده ي ۲۵ قانون مجازات اسلامي مي گويد:

طبق اين ماده، قانونگذاربه قاضي اختيارمي دهد، كه براي بازدارندگي و با توجه به شرايط اجتماعي، شرايط زندگي وانگيزه هاي جرم، و با توجه به سوابق مجرم تخفيفاتي را قائل شود. حدود اين تخفيفات نيز در قانون مشخص است.

و بند (ب) مادهي ۲۵ مربوط به اختيارات قاضي براي به تعليق در آوردن حكم تا چند سال مي شود.

 

محكوميت يكي ديگرازاعضاي هيات مديره‌ي  

كانون صنفي معلمان ايران

 

شعبهي 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران، آقاي حميد پوروثوق يكي ديگرازاعضاي هيات مديرهي  كانون صنفي معلمان تهران را به اتهام اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت ملي كشور مستند به مادهي610 قانون مجازات اسلامي به تحمل 4 سال حبس محكوم نمود.

همين دادگاه به استناد بند(ب) مادهي 25 قانون مجازات اسلامي با توجه به وضعيت اجتماعي نامبرده اين مدت حبس را براي 4 سال به تعليق درآورد.

آقاي پوربابايي كه به همراه آقاي پرويز جهانگيرراد وكالت 4 نفر از معلمان فعال صنفي را بطور افتخاري و رايگان برعهده دارند، يادآور شد:

" در فرجهي قانوني، تجديد نظرخواهي خود را به راي صادره اعلام خواهيم نمود و اميدواريم حكم برائت ايشان توسط دادگاه تجديد نظر استان صادر شود."

 

يادآور مي شود تاكنون احكام چهار تن ديگر ازمعلمان تهران توسط دادگاه انقلاب به شرح زيرصادر شده است.

 

آقايان علي صفرمنتجبي4 سال زندان و محمد تقي فلاحي 3 سال، هردو به وكالت خانمها منيژه محمدي و فاطمه پورفاضل

آقاي عليرضا اكبري 2 سال زندان به وكالت آقايان پرويز جهانگيرراد و هوشنگ پوربابايي

آقاي عليرضا هاشمي ۴ سال زندان

خبرهاي محكوميت‌ها از ساير نقاط كشور!

 

*** در مشهد . . .

 

آقاي محمود دلآسا مروي از معلمان معترض صنفي شهرستان مشهد كه خواهان اجراي عدالت در پرداخت حقوق كاركنان دولت و بهبود وضعيت آموزش وپرورش مي باشد، توسط هيات بدوي آموزش وپرورش خراسان به كاهش يك دهم حقوق و فوق العاده شغل براي مدت 1 سال محكوم شد.

***  در تربت حيدريه . . .

* آقاي احمدي مديرعامل کانون معلمان تربت حيدريه توسط هيات بدوي آموزش و پرورش خراسان حکم ۳ماه انفصال دريافت کرد.

*  سرکارخانم هايده شهيدي توسط هيات بدوي آموزش و پرورش خراسان به حکم کاهش يک گروه به مدت ۱ سال محکوم شد.

* صدها نفر از معلمان تربت حيدريه که به خاطر فرياد عدالتخواهي در اعتصابات و تجمعات ارديبهشت ۸۶ شرکت داشتند از يک روز تا سه روز با کسر حقوق روبرو شدند.

*  بسياري ديگراز فعالان صنفي تربت حيدريه به هيات بدوي احضار شدند.

*** در همدان . . .

با خبر شديم در مدارس همدان با شروع سال تحصيلي جديد معلمان همداني  با جديت جوياي احوال فعالين صنفي خود را مي‌گيرند. اين در حالي است که اعضاي فعال کانون معلمان همدان در هيئت رسيدگي به تخلفات و دادگاه اداري حکم‌هاي متفاوتي از کسر حقوق و تذکر و توبيخ گرفته تا تبعيد و انفصال ... دريافت کرده‌اند. و اين روزها نيز به اتهام تشويش اذهان عمومي و اقدام عليه امنيت ملي در دادگاه انقلاب محاکمه شده و منتظر دريافت احکام دادگاه انقلاب هستند. تا کلکسيون مدالهاي خود را تکميل نمايند!!!
هر چند فعالين صنفي همدان به دليل مشکلاتي که برايشان پيش آورده شده درگير مسايل شخصي و دادگاه هستند. اما ديگر معلمان بصورت خود جوش پيگير اخبار صنفي معلمان در همدان و ساير استانها مي باشند و تا جائيکه جمعي از آنها اقدام به تهيه و تکثير بيانيه‌اي نيز نموده‌اند. که اين نشان از آگاهي و پيگيري معلمان همداني دارد و نيز موکد اين قضيه است که آنها از همکاران خود پشتيباني نموده و سخت گيريهاي دولت مهرورز نيز کمترين تاثيري در اين مورد نداشته است. 

به نام خدا

فرهنگيان بزرگوار!

آغاز سال تحصيلي 86-87 را تبريک مي گوئيم و در ايام ماه مبارک رمضان، از درگاه خداوند متعال، قبولي طاعاتتان را مسئلت داريم. همچنين روز جهاني قدس را گرامي مي داريم. اميد است که با اتحاد مسلمانان جهان، قدس شريف از چنگال صهيونيست‌هاي غاصب نجات يابد و امت اسلام خصوصا ملت مظلوم فلسطين به حقوق تاريخي خويش دست يابند.

همچنين روز 13 مهر (15 اکتبر) روز جهاني معلم را گرامي ميداريم  اين روز فرصتي است تا فرهنگيان ايران به مسئولان مملکت يادآور شوند که از حقوق قانوني و صنفي خود دست برنخواهند داشت و اين حقوق با دستگيري، زنداني کردن ضرب و شتم و زدن انگ هاي بي رنگ به معلمان فراموش نخواهد شد.

سال تحصيلي 85-86 در حالي سپري شد که از يک طرف فرهنگيان نشان دادند که در ميان مجموعه کارکنان دولت، بيدارترين، پوياترين و زنده ترين گروهي هستند که تحت هيچ شرايطي بي عدالتي را برنمي تابند و براي برقراري عدالت تا آخر ايستاده‌اند و در اين راه حاضر به پرداخت هرگونه هزينه‌اي هستند. از طرف ديگر دولت و مجلس نيز نشان دادند که با وجود شعارهايي چون عدالت محوري، مهرورزي و معيشت مداري به هيچ يک از وعده هاي خود پايبند نبوده و نيستند و از اين شعارها هدفي جز رسيدن به قدرت نداشته‌اند و براي رفع بي عدالتي هيچ برنامه عملي ندارند.

معلمان ايران يک روز در مقابل خانه ملت مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند و روز ديگر در سلولهاي انفرادي مراکز امنيتي محبوس مي شوند. يک روز توسط اداره توبيخ مي شوند در روز ديگر توسط وزير تعليق. يک روز تبعيد مي شوند و روز ديگر اخراج. معلمان ايران چه گناه نابخشودني مرتکب شده‌اند که دولت عدالت محور اين چنين بر آنها مي تازد؟

در مهرورزي اين دولت همين بس که آمار معلمان عدالت خواه و زنداني در ايران به تنهايي بيش از ده برابر معلمان بازداشت شده در کل جهان است.

چگونه ادعاي وجود آزادي بيان در کشور داريم در حالي که منطقي‌ترين انتقادها و مدني ترين اعتراض‌ها توسط معلمان را تحمل نمي‌کنيم و با باتوم و زندان و شکنجه روحي و انفصال و اخراج جواب آنها را مي دهيم و به رسانه ها جمعي دستور اکيد مي دهيم که هيچ خبري از فرهنگيان، وضعيت معيشتي آنها و معلمان بازداشت شده، اخراج، تبعيد، انفصال از خدمت و تعليق شده به مردم ارائه ندهند؟

چگونه ادعاي داشتن برنامه براي مديريت جهان را داريم در حالي که از ارائه يک برنامه مشخص براي برقراري عدالت در وضعيت حقوق و دستمزد هاي کارمندان خود عاجزيم؟ در مواجهه دولت، مجلس و سيستم قضايي با معلمان عدالت خواه ايران،مفاهيم بکر و بديعي از مهرورزي عدالت محوري و معيشت مداري و رحمت و عطوفت اسلامي ارائه شد.

آقاي رئيس جمهور در سال اول رياست جمهوري فرمودند: " نظام هماهنگ آبروي نظام است". رئيس مجلس هم گفتند: "افتخار مجلس هفتم اين است که اولين مصوبه اش تصويب نظام هماهنگ حقوق بوده است" .براستي آقاي رئيس جمهور از آبروي نظام چه خبر؟ جناب رئيس مجلس از افتخار مجلس هفتم چه خبر؟

آقاي رئيس جمهور! شما که داعيه مديريت جهاني را داريد، شما که استاد دانشگاه هستيد و از پرسشگري نمي‌هراسيد، شما که به دست معلمت بوسه زدي تا به مقام والاي معلم احترام بگذاري، لطفا سري به آموزش و پرورش بزن و به آن عده از فرهنگيان که در انتخابات رياست جمهوري به خاطر شعار عدالت محوري  و مهرورزي به شما راي دادند بگو:

از معلمان محبوس در انفرادي اطلاعات چه خبر؟

از معلماني که به خاطر عدالت خواهي از کار معلق شده اند چه خبر؟

از معلمان انفصال از خدمت شده چه خبر؟

از معلمان تبعيدي و اخراج شده چه خبر؟

از معلمان زن و مرد مضروب شده با مشت و باتوم در برابر خانه ملت چه خبر؟

از سخن گوي دولت و اتهام وابستگي معلمان به خارج از کشور چه خبر؟

از توهين و ناسزا و اتهام ناروا در بازجويي در مراکز امنيتي چه خبر؟

 از شکنجه روحي رواني معلمان در سلول هاي انفرادي چه خبر؟

شنيده ايم گفته‌ايد براي اجراي نظام هماهنگ مشکلات مالي داريد، اسفند 85 گفتيد بودجه سال 86 را با نفت بشکه‌اي 38 دلار بسته‌ايد. در سال 86 هم که نفت بالاي 60-70 دلار فروش رفته است، اين ما به التفاوت در هر بشکه حتي به 40 دلار هم مي رسد، از صندوق ذخيره ارزي هم که برداشت مي کنيد!!! لطفا به فرهنگيان بگوييد از ما به التفاوت دلارهاي نفتي چه خبر؟

از بودجه مورد نياز براي اجراي نظام هماهنگ چه خبر؟

از اختصاص سهام عدالت به مستمري بگيران کميته امداد و فرهنگيان چه خبر؟

آقاي رئيس جمهور بايد بدانيد که نام معلماني که با احکام اداري و قضايي محکوم به تعليق انفصال تبعيد و اخراج شده‌اند تا ابد بر تارک علم و فرهنگ و نيز در آسمان حرکت‌هاي اجنماعي ملت ايران خواهد درخشيد. فرهنگ ايران و فرهنگيان کشور هيچگاه آنها را فراموش نخواهند کرد. چرا که خورشيد حقيقت و عدالت فراموش شدني نيست. رئيس محترم دولت بدانيد فرهنگيان براي احقاق حق خود ثابت قدم و پايدار ايستاده‌اند. شايد با حبس و باتوم و تهمت و … چند روزي معلمان سکوت اختيار کنند ولي در اين سکوت هزاران فرياد نهفته است و براي هميشه نمي توان اين فريادها را خفه کرد.

اميد است با خواسته‌هاي بر حق معلمان بازي نکنيد که اين امر موجب خواهد شد در برهه‌هاي از زمان سر برآورد و هزينه‌هاي سنگيني در بر داشته باشد. به نقل از كانون تهران

13/7/86
جمعي از معلمان همدان

 

  اللهم عجل لوليك الفرج 

                         اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 6:46  توسط معلمان سربدار  | 

الفاتحه!    

بر اين آموزش!!!  و  پرورش!!!

امتحانات نهايي به طور كامل از همه‌ مدارس راهنمايي حذف شد.

نمره انضباط هم از كارنامه راهنمايي حذف شد.

مدير کل دفتر آموزش و پرورش راهنمايي تحصيلي گفت: امتحانات نهايي از سال تحصيلي جاري به طور کامل در همه‌ مدارس راهنمايي حذف شد.

وي همچنين درخصوص نحوه‌ي استفاده از تک ماده خاطرنشان ساخت: هر دانش‌آموز دوره راهنمايي مي‌تواند دو بار از تک ماده استفاده کند به شرطي که بار دوم نمره دانش‌آموز از 5 کمتر نباشد.

فضلي خاني در ادامه با اشاره به حذف نمره کمي انضباط از کارنامه‌ي دانش‌آموزان دوره راهنمايي گفت: نمره‌ي انضباط در کارنامه‌ي دانش‌آموزان به صورت کيفي و بر اساس پارامترهايي نظير عالي، بسيار خوب، خوب و نيازمند راهنمايي منعکس مي‌شود. به نقل از آموزش نيوز

با حذف نمره انظباط از مدارس راهنمايي، خدا به فرياد دل معاونين اين مدارس برسه! 

سه نيروي هماهنگ!  

 

رمزپايداري نهادهاي رسمي وغيررسمي ( سه نيروي هماهنگ)   رسول بداقي

 

درسلسله مراتب نهادهاي رسمي آنچه اطاعت و احترام به بالا دست را مشخص مي کند، يکي پاداش و تنبيه مادي، و ديگري پست سازماني است، که به قدرت قانون به فرد داده مي شود.

 

اما در سلسله مراتب نهادهاي غيررسمي از جمله تشکلها، آنچه اطاعت و احترام به بالادست و پيشکسوت و همکار و همسنگر را مشخص مي کند، مهر و محبت دو طرفهاي است، که بخاطرعشق به سه نيروي هماهنگ در درون افراد از سطحي به عمقي آفريده شده است :

1-  نيروي هدف هماهنگ( نخستين لايه ازدلبستگي اعضاء)

2-  نيروي پاکي هماهنگ( دومين لايه از دلبستگي اعضاء)

3-  نيروي باورهماهنگ( سومين لايه دلبستگي اعضاء)

روي اين حساب جمع سازمان بايستي پناهگاهي براي عضو سازمان باشد. و سازمان بايد آرامگاهي براي خستگي انديشههاي فردعضو باشد، نه اسباب ويراني انديشهي پاکش، هر گاه عضو سازمان غيررسمي در درون سازمان احساس لذت روحي نکند، به احتمال بسيار