
احضار معلم بازنشسته به دادگاه!
دادگاه انقلاب براي روزيكشنبه ۲۰/۸/۱۳۸۶ ساعت ۹ صبح آقاي علي اكبري پرورش رااحضار كرده بود.ايشان پس از حضور درشعبه ي مربوطه به:
۱- اقدام عيله امنيت ملي
۲- شركت در تجمع
۳- تمرد از دستور پليس متهم شد.
و ازايشان خواسته شده كه آخرين دفاعيات خود را بنويسد.
ايشان درآخرين دفاعيات خود ضمن رد همه ي اتهامات يادآور شده است:
" تجمع معلمان طبق اصل ۲۷ قانون اساسي كاملا قانوني است."
ايشان همچنين يادآورشده است :" رفتن به مجلس براي گفتگو با نمايندگان مردم امنيت كشور را به خطر نمياندازد.
لازم به يادآوري است در پايان مي گويد: "برخلاف ادعاي دادگاه پيش از اين در هيچ دادگاهي به من تفهيم اتهام نشده بود، زيرا دادگاهي برايم تشكيل نشده بود و اين نخستيتن دادگاه من بود." برداشت از كانون تهران

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


هنرنمايي معاون وزير!!!
حذف پاداش 176 ساعت دورههاي ضمن خدمت و پاداش مناطق محروم
و كاهش ۱۰ درصدي مبلغ حقالتدريس معلمان!
معاون برنامهريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش گفت: بر اساس ضوابط بودجه امسال، پاداش 176 ساعت دورههاي ضمن خدمت و پاداش مناطق محروم معلمان حذف شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، محمدرضا محدث خراساني امروز در جمع خبرنگاران گفت: وزارت آموزش و پرورش 2 هزار و 167 ميليارد تومان در بخش ساير فصول بودجه اين وزارتخانه با كسري مواجه است.
وي اضافه كرد: البته آموزش و پرورش بين 250 تا 300 ميليارد تومان نيز در بخش حقوق كسري دارد كه پرداخت اين ميزان با وزارت امور اقتصادي و دارايي است.
* 1250 ميليارد تومان كسري بودجه به دليل افزايش حقوق فرهنگيان
محدث خراساني در خصوص دلايل كسري بودجه آموزش و پرورش اظهار داشت: افزايش حقوق فرهنگيان بار مالي دارد كه دولت اين ميزان را پيشبيني نكرده است و مبلغي حدود يك هزار و 250 ميليارد تومان است.
وي با بيان اينكه مابقي كسري به پاداش پايان خدمت فرهنگيان بر ميگردد، افزود: امسال 45 هزار فرهنگي بازنشسته شدند كه در مقايسه با سال گذشته، تعداد بازنشستگان فرهنگي 10 هزار نفر افزايش داشته است.
معاون برنامهريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش گفت: امسال شاخص تراكم كلاسها را افزايش داديم و با اين كار در به كارگيري 52 هزار نيروي انساني صرفهجويي كرديم.
وي ادامه داد: بخش پيشدبستاني امسال به غيرانتفاعي واگذار شد و تنها در مناطق محروم پيشدبستاني توسط بخش دولتي اداره ميشود كه در اين واگذاري از 20 هزار معلم پيشدبستاني تنها 5 هزار معلم از بخش دولتي هستند.
* 56 ميليارد تومان پاداش مناطق محروم معلمان حذف شد
معاون برنامهريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش به ضوابط بودجه امسال اشاره كرد و گفت: بر اساس ضوابط بودجه امسال، پاداش 176 ساعت دورههاي ضمن خدمت و پاداش مناطق محروم معلمان حذف شد. ضمن اينكه مقرر شد 10 درصد ميزان مالي حقالتدريس معلمان كم شود.
و اضافه كرد: ميزان پاداش مناطق محروم فرهنگيان عددي معادل 56 ميليارد تومان بود كه حذف شد.
محدث در خصوص مرخصي فرهنگيان گفت: فرهنگيان مناطق محروم يك ماه مرخصي ميگيرند كه آن مرخص حذف نشد. در حقيقت همه فرهنگيان يك ماه مرخصي دارند و فرهنگيان مناطق محروم 2 ماه مرخصي دارند كه اين ميزان در كل 200 ميليارد تومان است و پرداخت ميشود.
* درخواست 500 ميليون دلاري آموزش و پرورش از بانك جهاني
محدث به سهم آموزش و پرورش از توليد ناخالص ملي اشاره كرد و اظهار داشت: اين ميزان در سال 85، 6/3 است كه ميانگين جهاني 1/5 است و بايد سعي كنيم به اين ميزان برسيم.
و در خصوص درخواست وام از بانك جهاني گفت: ايران سهامدار بانك جهاني است و ما حق دريافت وام داريم كه از سال 1383 نيز اين درخواست مطرح شد.
معاون برنامهريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش ادامه داد: ميزان درخواست شده 500 ميليون دلار است كه در حال پيگيري هستيم كه هماكنون درگير سياستهاي جهاني است.
* 480 ميليارد تومان هزينه حقالتدريس معلمان
معاون برنامهريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش گفت: بودجه آموزش و پرورش 5 هزار و 900 ميليارد تومان بود كه 5 هزار و 600 ميليارد تومان آن صرف حقوق و مزايا ميشود.
وي ادامه داد: تنها 480 ميليارد تومان هزينه حقالتدريس است كه 180 ميليارد تومان آن به معلمان حقالتدريس و مابقي به معلمان رسمي كه تدريس اضافه دارند، پرداخت ميشود و ميزان حقالتدريس در ساير فصول تعريف شده است.
محدث اظهار داشت: به ازاي هر نيروي انساني در آموزش و پرورش 6 ميليون تومان هزينه است كه امسال براي ادغام كلاسها قدم برداشته شده است.
وي افزود: در استان آذربايجان شرقي يك هزار و 500 كلاس ادغام شده است.
نظرات خوانندگان :
وقتي از يك سو نفت به بشكه اي 102 دلار مي رسه از طرفي ميلياردها تومان از هزينه ي پيش دبستاني هايي كه به غيرانتفاعي واگذتر شده در جيب آموزش وپرورش باقي مي ماند ميشه بفرماييد اين پول ها به كجا مي رود؟پس كي قراره پول نفت را به سفرهاي ما بياوريد؟
محمود احمدينژاد، دو سال پيش و در زمان تبليغات انتخاباتي، گفته بود، مردم بايد نوسان تغيير قيمت نفت را در زندگي خود احساس كنند. آقاي احمدي نژاد ما معلمان كه هم احساس كرديم هم مشاهده !!! بس است ديگر! سربدار

!بدون شرح
اين دو خبر را از دو معاون وزير مقايسه كنيد! از روزنامه قدس ۲۳/۸/۸۶

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()

دادگاه محمود باقری برگزار نشد !
دادگاه آقاي محمود باقري عضو هيات مديرهي كانون صنفي معلمان ايران كه قرار بود در روز سه شنبه ۲۲ آبانماه ۱۳۸۶ برگزار شود، به خاطرعدم حضور نماينده ي دادستان برگزار نشد، به گفته ي مسئولين شعبه ي ۱۵ دادگاه، تاريخ بعدي برگزاري در آينده به آگاهي وكيل ايشان خانم منيژه محمدي خواهدرسيد. كانون تهران

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


حكم صادره در مورد محمود بهشتي لنگرودي
متن حکم صادره:
در خصوص اتهام آقاي محمود بهشتي لنگرودي فرزند غلامحسين متولد 1339 فاقد سابقه محکوميت، متاهل، دبير آموزش و پرورش، آزاد به قيد وثيقه، دائر بر اجتماع و تباني به قصد بر هم زدن امنيت کشور، با توجه به گزارشات سازمان اطلاعات استان تهران و اقارير صريح متهم و حضور فعال در تجمعات غير قانوني و نقش هدايتي او در کانون و شوراي غير قانوني هماهنگي تشکل هاي صنفي کشور و ايراد سخنراني هاي متعدد و نقش آنها در استمرار تجمعات مزبور و مصاحبه با خبرگزاري هاي خارجي و روزنامه ها به منظور تحت فشار قرار دادن مسئولين و تحريک فرهنگيان از طريق ارائه ي گزارشات و آمار غير واقعي و بزرگنمايي تجمعات غير قانوني و اينکه تجمعات غيرقانوني از مصاديق بارز اقدام عليه امنيت کشور است و موجبات برانگيختن فرهنگيان و بي نظمي و اخلال در محيط هاي آموزشي مي گردد و ديگر شواهد و قرائن موجود، بزهکاريش محرز است لذا به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامي به تحمل 4 سال حبس محکوم که با توجه به وضعيت اجتماعي و سوابق زندگي وي به استناد بند (ب) ماده 25 قانون مجازات اسلامي حبس صادره به مدت 4 سال تعليق مي گردد و اما در مورد اتهامات ديگرش دائر بر اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس با توجه به محتويات پرونده و انکار متهم در دادگاه به لحاظ عدم کفايت ادله به استناد اصل 37 قانون اساسي راي بر برائت صادر گرديد. حکم صادره حضوري و ظرف 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجديد نظر تهران است. به نقل از كانون تهران

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


تبعيد نورالله برخوردار
عضوهيات مديرهي كانون صنفي معلمان خميني شهر
براي آقاي نورالله برخوردار عضوهيات مديرهي كانون صنفي معلمان خميني شهراز طرف شعبه ي۲ دادگاه تجديدنظرتهران حكم ۲ سال تبعيد به استان كهگيلويه وبويراحمد صادرشد.
اتهامات آقاي برخوردار :
۱- شركت درتجمعات وتظاهرات
۲- تحريك به تجمع وتظاهرات
۳- ترك محل خدمت درساعات مقرراداري
۴- هتك حرمت مسئولين
آقاي برخوردار از اتهام بند۴ بصورت تعليقي تبرئه شد.
نورالله برخوردار به تازگي نامهاي از طرف ادارهي آموزش و پرورش خميني شهر دال برحضور در اداره واعلام آمادگي براي اجراي حكم ( تبعيد به استان كهگيلويه و بويراحمد) دريافت نموده است. به نقل از كانون تهران

دعواي دبستان و مکتب!
شيرزاد عبداللهي - چهارشنبه 16 آبان 1386
"اکثريت معلمان موجود براساس مکتب سکولاريسم تربيت شدهاند و بر حسب مکتب مذکور متعلمان را آموزش مي دهند. آموزش و پرورش موجود بر پايههاي مکتب استعماري سکولاريسم بنا گرديده و در جهت منافع مستکبران طراحي شده است."
نويسنده جملات بالا يک جوان احساساتي و پر شورتازه به دوران رسيده نيست، بلکه پيرمردي است بالاي 70 سال که اتفاقا قائم مقام وزير آموزش وپرورش ايران است. او به جاي ساختن در فکر ويران کردن سيستمي است که در راس آن قرار دارد. نام اين مرد غلامحسين حيدري است.
مهندسي فکر
دبيرکل شوراي عالي آموزش وپرورش اخيرا از تدوين ويراست نخست الگوي مهندسي و چرايي تحول در آموزش و پرورش خبر داد. حجت الاسلام بهرام محمديان که با حفظ سمت از سوي فرشيدي به عنوان رئيس ستاد تحول بنيادي در اين وزارت منصوب شده، افزود که ويراست نخست فلسفه آموزش و پرورش نيز تهيه شده است. در حالي که مرتبا بر تدوين فلسفه آموزش و پرورش که از موضوعات مورد علاقه وزير است تاکيد مي شود و گاهي سخن از انقلاب فرهنگي مي رود، سند ملي آموزش و پرورش که به مراحل نهايي رسيده و گروهي از نخبگان و صاحبنظران مسائل آموزشي از چند سال پيش تهيه آن را بر عهده دارند همچنان در محاق به سر مي برد. همه مقامات وزارت از تحول سخن مي گويند. تحول در آموزش و پرورش يک نياز واقعي است، اما معلوم نيست که مديران آموزش و پرورش پشت اين کلمه چه خوابي براي اين وزارتخانه ديدهاند؟
مقدمه نظري اين پروژه حملات راديکال به آموزش وپرورش نوين در ايران و ابراز نگراني از کمرنگ شدن آموزههاي ديني در مدارس و آرزوي باز گشت به سالهاي اول دهه 60، دوران خلوص ايدئولوژيک است. مهندسي فکر، تدوين فلسفه، مبارزه با سکولاريسم، تقويت مراکز تربيت معلم، تاکيد بر گزينش عقيدتي و سياسي معلمان همگي اجزاي تفکري هستند که در پي نابودي بناي صد ساله آموزش وپرورش مدرن در ايران است.
مکتب به جاي دبستان
به موازات فعاليتهاي مجري طرح سند ملي و نيز ستاد تحول بنيادي که به صورت رسمي انجام مي شود، از سوي برخي از نزديکان محمود فرشيدي تحرکاتي غير رسمي آغاز شده که هدف آن انجام نوعي انقلاب فرهنگي در آموزش وپرورش است.
مضمون اين تحول پاکسازي گسترده چند ده هزار معلم به اصطلاح سکولار و يا معترض، تغيير بنيادي همه کتابهاي درسي با رويکرد ديني، سختگيريهاي بيشتر در گزينش معلمان و تاکيد بر فعاليتهاي پرورشي و امنيتي کردن فضاي مدارس است.
قرار است شيوههاي آموزشي در حوزههاي علميه به عنوان الگوي عمل در مدارس عادي جايگزين شود و برنامههاي آموزشي مدارس هر چه بيشتر به مدارس حوزوي نزديک گردد و طلاب علوم ديني نيز به عنوان مربي وارد مدارس شوند و معلمان نيز براي کارآموزي به مراکزي در قم فرستاده شوند. گفته مي شود که غلامحسين حيدري معاون پيشين مشارکت هاي مردمي و قائم مقام فعلي وزير يکي از پيش قراولان انقلاب فرهنگي در وزارتخانه است. و بحثهاي بسيار تند وافراطي وي در خصوص انهدام نظام کنوني آموزش و پرورش و تصفيه معلمان با مخالفت برخي از همفکران او روبه رو شده است. آنها نگران واکنش فرهنگيان در مقابل اين تندرويها هستند و معتقدند که اين کار را بايد با شيب ملايم پيش برد.
حيدري سالها پيش از آموزش وپرورش باز نشسته شده است. وي که از دوستان دهه 60 فرشيدي است، پس از بازنشستگي چندسالي در تشکيلات آستان قدس رضوي کار کرده و پس از انتصاب فرشيدي، با سمت معاون وزير دعوت به کار شده است. ظاهرا در دوره جديد با عقد قرار داد و با حق الزحمه يک ميليون وششصد هزار توماني کار خود را از سر گرفته است.
معلمان سکولارند!
گروهي از مقامات اجرايي و نظريه پردازان مسائل تربيتي، در مباحث خود تجربه بيش از يکصد سال آموزش و پرورش مدرن را هم در محتوا وهم در شکل به عنوان يک طرح استکباري واستعماري مردود مي دانند. به گمان آنها در اين 28 سال پس از انقلاب نيز نه تنها تعليم وتربيت اسلامي پياده نشده بلکه آموزش و پرورش همچنان سکولار و در خدمت استکبار باقي مانده است. غلامحسين حيدري يکي از اين افراد است. وي در نامه اي به فرشيدي مي نويسد: «آموزش و پرورش موجود بر پايه هاي مکتب استعماري سکولاريسم بنا گرديده و در جهت منافع مستکبران طراحي شده است.» در بخش ديگري از نامه مي خوانيم: «اکثريت معلمان موجود براساس مکتب سکولاريسم تربيت شده اند و بر حسب مکتب مذکور متعلمان را آموزش مي دهند.»
حيدري معتقد است که اکثر قريب به اتفاق کتب درسي ومجلات آموزشي نيز براساس «مکتب استثماري سکولاريسم» تاليف شده و بايد تمام کتابهاي درسي توسط « مولفان متعهد وانقلابي و متخصص» مورد باز نويسي قرار گيرد. وي در پيشنهاد ديگري در کنار نام امام ومقام رهبري خواهان عنايت خاص به رهنمودهاي آيت الله مصباح يزدي در تاليف کتب درسي ميشود.
سکولار يعني چه؟
نامه حيدري يک بيانيه سياسي تند عليه آموزش وپرورش مدرن وهتاکي وتوهين به صدها هزار معلم ايراني است.
اين نظرات افراطي نزاع و درگيري مکتبداران با آموزگاران دبستان در اواخر عصر ناصري را زنده مي کند. دعوايي که ظاهرا با پيروزي دبستان بعد از انقلاب مشروطه خاتمه يافت. حيدري بدون هيچ قيدي آموزش و پرورش موجود را طراحي شده در جهت منافع مستکبران مي داند و اکثريت معلمان را تربيت شده مکتب سکولاريسم معرفي مي کند والبته دليلي براي اين ادعاي خود بيان نمي کند. اين درحالي است که بيش از 95 درصد معلمان کنوني بعد از انقلاب و براساس ضوابط گزينش عقيدتي واخلاقي استخدام شدهاند.
جنبه اهانتآميز نوشته وي وقتي آشکارتر مي شود که در نامه خود در کنار کلمه سکولاريسم، از واژههاي استکبار، استعمار، استثمار به عنوان صفت استفاده مي کند اين در حالي است که در ادبيات سياسي جناح اصولگرا سکولار به تنهايي و بدون اين صفتها هم به اندازه کافي داراي بار اهانتآميز است. سکولار نه در معناي حقيقي آن، بلکه به معناي بي دين وحتي ضد دين به عنوان يک دشنام سياسي به کار مي رود.
معلمان و خسارت دنيا واخرت
معلماني که اين نامه را خواندهاند با تعجب مي پرسند که چگونه عده اي در راس امور قرار گرفتهاند و به جاي انجام وظايف معمولي و شناخته شده خود نقشه انهدام دستگاه تحت امر خود را مي کشند؟
افرادي نظير حيدري با کدام توجيه عقلي و يا شرعي در دستگاهي قبول مسئوليت کردهاند که به زعم آنها در جهت اهداف استکبار طراحي شده است و بايد از بيخ و بن زير و رو شود؟ آيا گرفتن حقوق از اين دستگاه توجيه شرعي دارد؟ آيا نوشتن اين گونه مطالب سياه نمايي نيست؟ کجايند مربيان تربيتي اصولگرا که در برابر چنين توهين بزرگي از خود واکنش مردمي و خودجوش نشان دهند؟ اگر مردم متدين به استناد اين نظريه مدارس را تحريم کنند و بچههاي خود را به مدارس دولتي نفرستند، وزير چه جوابي به آنها ميدهد؟ مربي و معلمي که عمري نداري و محروميت را با اين انگيزه تحمل کرده که کار در اين دستگاه داراي اجر معنوي است با شنيدن حرفهايي از اين قماش چه حالي پيدا مي کند؟ آيا خود را خسرالدنيا والاخره تصور نمي کند؟
کار وزير نظريه پردازي نيست.
شگفتي معلمان وقتي بيشتر مي شود که اظهار نظر وزير را در پايين نامه مي خوانند. وزير نوشته است که اين نامه «جهت استحضار و بهرهگيري به معاونين ذيربط منعکس گردد»!!!
آيا چنين اظهار نظري به معناي موافقت وزير با طرح پيشنهادي حيدري است؟ از نگاه وزير کدامين نکات اين نامه قابل بهرهبرداري بوده است؟
در انتهاي هر بند از طرح، آقاي حيدري پيشنهاد مي کند که جلسهاي با حضور علي باقرزاده، بهرام محمديان، محدث خراساني، ذوعلم، باقر پيش نمازي، حيدري و... در محضر مقام عالي وزارت جهت برنامه ريزي تشکيل شود. اکنون که بخشهايي از اين طرح فاش شده و نامه حيدري در بين معلمان دست به دست مي گردد آيا وزير اجازه انتشار متن کامل اين طرح و مباحث مطروحه پيرامون آن را در بولتن آموزش و پرورش مي دهد؟ آيا طرح حيدري به صورت رسمي در جلسه شوراي معاونان وزارتخانه مطرح شده است؟ اين پرسشها را مي توان ادامه داد.
اما دلجويي از معلمان تنها يک راه دارد:
عزل غلامحسين حيدري از سمت هاي اداري و ارجاع پرونده او به هيات تخلفات اداري و توضيحات شفاف وزير در مورد نظرات ويرانگري که خواهان هرج و مرج در بزرگترين دستگاه کشور هستند.
با تشکر از اينده به نقل از همه دانا و توانا

تغيير حكم اخراج به تبعيد براي حميد مجيري! دادگاه تجديدنظر طي حكمي اتهامات حميد را چنين يادآور شده است.
1- تحريك به اعتصاب و تجمع
2- حضور در تحصن و تظاهرات
3- تعطيلي خدمت درساعات اداري
4- اهانت به مسئولين
5- نشراكاذيب
آقاي مجيري نسبت به اتهامات بند4 و5 به علت فقدان مدرك قابل قبول تبرئه شد، ايشان يك ماه فرصت دارد، كه هر گونه اعتراض خود را نسبت به صدور اين حكم به ديوان عدالت اداري ارائه دهد.
حميد كه با زبان دلنواز سه تار آشنايي ديرينهاي دارد. با صداي دلنشين خود دربارهي روند اجراي لايحهي مديريت خدمات كشوري كه يكي ازخواستها ومحورهاي مبارزات معلمان است گفت:
" با توجه به خبرهايي كه در رسانهها بويژه روزنامهي همشهري درج شده، اين روند نااميد كننده است."
ايشان به همكاران سفارش مي كند:" باتوجه به ابهاماتي كه در لايحه هست، بايستي بيشتر پيگير مطالبات خود از جمله لايحه باشيم."
آقاي مجيري پيشتر از طرف هيات بدوي سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان با حكم اخراج روبرو بود. اما اين حكم در دادگاه تجديد نظر اداري به 3سال تبعيد كاهش يافته است.
لازم به ياد آوري است، احكامي از اين دست براي ساير فعالان صنفي خميني شهر صادرشده، كه به محض دريافت دقيق خبر به آگاهي همكاران خواهد رسيد.
كانون صنفي معلمان ايران همهي احكام صادر شده را خلاف قانون اساسي و حقوق شهروندي، دانسته و خواستار لغو احكام صادر شده در اسرع وقت شده است.
نويسنده جنبش فرهنگيان نصف جهان :
تغيير اين حکم نشان ميدهد که مصدرنشينان حکومت چقدر از همين معلمان بي جان و ضعيف که در از دست دادن همکاران خود نيز تحرک چنداني از خود نشان ندادند، هراس دارند! مطمئن باشيد مجيري خطايي نکرده بود که مستحق آن عتاب باشد و حال هم توبه نامهاي ننوشته که مستوجب اين بخشش. فقط يک ژست سياسي بود که از صحنه مخالفت و حق طلبي به در شويم و به صحنه راه پيمايي روز قدس برگرديم و به تاييد کنندگان نظام حاکم بپيونديم... که چنين شد...
" آنان كه رفتند، كاري حسيني كردند، وآنان كه ماندند، بايدكاري زينبي كنند."
حاضران مي گويند: خداحافظي حميد مجيري با دانشآموزان مدرسهاش، اشك آنان را درآورد، واندوهي بيسابقه را در كلاسهاي درس، و به انديشهي بالقوه و تواناي دانشآموزان رهنمو ن شد.
كيست اين پنهان مرا، در جان و تن؟ كز زبان من، همي گويد سخن؟
اين كه گويد از لب من راز كيست؟ بشنويد، اين صا حب آواز كيست؟
پيام اشك نوجوانان چيست؟! دركوچ اجباري، انفصال، اخراج، زندان و ساير جرايم براي معلماني كه آگاهانه راه خود را برگزيدهاند، چه كساني زيان مي بينند؟ به نقل از جنبش فرهنگيان نصف جهان

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()

فصلنامه مدرسه توقيف شد!
سردبير فصلنامه « مدرسه» از لغو امتياز و توقيف اين نشريه از سوي هيات نظارت بر مطبوعات خبر داد و در عين حال گفت که اين موارد کتبا به آنها اعلام نشده است.
جلال توکليان در همين زمينه اظهار داشت: در تماسي که از هيات نظارت بر مطبوعات با ما داشتند، خبر توقيف نشريه را به ما اعلام کردند و گفتند فصلنامهي مدرسه از سوي هيأت نظارت به اتفاق آرا و به دليل تبليغ عليه نظام و ترويج الحاد لغو امتياز و توقيف شد.
وي با بيان اينکه هنوز توقيف و لغو امتياز نشريه به صورت مکتوب به آنها ابلاغ نشده، گفت: اين تعطيلي و لغو امتياز و همچنين اتهامي که مطرح شده براي ما بسيار شوکآور بود.
انتشار نشريهاي که بزرگ ترين گناهش مي تواند اين باشد که دو مقاله از دکتر عبدالکريم سروش و چند فيلسوف ديگر به چاپ رسانده است و اين که چگونه مي توان چنين کاري را تبليغ عليه نظام به حساب آورد همه را شگفت زده کرده و به گفته کارشناسان نشان ميدهد که دولت ديگر با کاسته شدن از محبوبيت و مشروعيتش نيازي به پرده پوشيهاي اوليه در خود نمي بيند و به کارهائي دست مي زند که حتي بخش تندرو قوه قضاييه هم از اعمال آن سر بازده است.
هفته گذشته محمود شمس الواعظين سخنگوي جامعه دفاع از آزادي مطبوعات خبر داده بود که اطلاع رساني کشور زير شديدترين فشارهاست که يا بايد تسليم شود و يا تعطيل.
روشي که دولت و وزارت ارشاد صفارهرندي در پيش گرفته عبارت است از تعطيل و توقيف مطبوعات و بعد از شکايت مديران نشريه و ماهها دوندگي و از هم پاشيدگي امور تازه وقتي که حکم قوه قضاييه دال بر برائت صادر مي شود ديگر امکاني براي انتشار باقي نيست. اين شگرد در مورد چند نشريه ديگر هم به کار گرفته شده است. به نقل از خبرنامه اميركبير
نظر يكي از خوانندگان:

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


براي كه؟ و به چه اميدي بنويسيم ؟؟؟
بيش از يك ميليون فرهنگي و كمتر از 100 بازديد كننده در روز ؟!!!
با توجه به اين موضوع كه حداقل دو سوم از بازديد كنندگان وبلاگهاي صنفي فرهنگيان، اعضاي كانونها و فعالان صنفي هستند، اين آمار بازديد وحشتناك تر و اسفبارتر است.
براي يك جامعه بيش از يك ميليوني و آنهم تحصيل كرده و فرهنگي اين مملكت واقعا اسفبار است كه حتي به دنبال پيگيري اخبار صنفيشان هم نيستند، تا چه رسد به فكر پيگيري خواستههاي صنفي شان !!!
واقعا براي كه و با چه انگيزهاي بايد بنويسيم ؟ . . .
اعضاي محترم كانونها و آسيب ديدگان تحصنهاي صنفي به چه اميدي بايد بيمهريها و ظلمهاي مسئولين بيمسئوليت خود را تحمل كنند،
آيا فرياد رسي براي اين عزيزان هست ؟ هل من ناصر ينصرني ؟؟؟
جامعه عجيبي هستيم، ما فرهنگيان ايران !!!
همه با هم در راهپيماييها شركت ميكنيم !!! همه با هم پاي صندوقهاي راي ميرويم و راي ميدهيم !!! همه با هم به منتخبين خود انتقاد ميكنيم و هيچكدامشان را قبول نداريم، ولي باز هم راي ميدهيم!!! همه با هم تحصن ميكنيم!!! همه با هم اعتصاب ميكنيم!!! همه با هم سركار ميرويم !!! همه با هم خيلي زود همه خواستههايمان را به فراموشي ميسپاريم !!! همه با هم خيلي زود گول حرفها و قولهاي تكراري را ميخوريم !!! و همه با هم . . . سربدار

ما معلمان مقصريم زيرا ...
داشتم تحولات را از خبر نامه اميركبير ميخوندم كه خيلي ذهنم را به خودش مشغول كرد سير تا پياز قضيه مطرح شده بود با همكاران در اين باره صحبت كرديم و اين ما حصل حرفمان بود: ولي لطفا قبل از هر چيز سري بزنيد به جدولي كه براي شما گذاشتم در باره احكامي كه براي معلمان به خصوص فعاليين اين جنبش در تهران و مشهد صادر گرديده آن وقت متوجه عمق قضايا ميشويد. ولي وقتي اين جريان را در بطن جامعه دنبال كنيم مي بينيم كه البته هيچ وقت معلمان پشت فعاليين اين جنبش را خالي نكرده و نخواهند كرد. چون اسفند و فروردين سال 85 و86 دليل اين مدعا است چرا كه پشتيباني بسيار وسيع آن موقع از سوي معلمان صورت گرفت و الان هم ادامه خواهد داشت و لي با نگاهي به فعاليتهاي بعدي مي توان اين را به راحتي نتيجه گرفت كه جنبش دانشجويي بعد از محكوميتهاي كه شامل حال دانشجويان شد لحظهاي درنگ را جايز ندانست و بلافاصله اعتراضات حول اين مسئله را شكل داد و گفت : كه دانشجوياني كه طي اين مدت به ناحق دستگير و زنداني شدند را بايد آزاد كنند. هنوز هم براين خواسته اصرار ميورزند. در واقع به اين شكل دانشجويان به دفاع از فعاليين دانشجويي برآمدند
ولي با نگاهي موشكافانه در مورد نقش خودمان مي توان اين موضوع را به روشني دريافت كه: در برابر هزينههاي كه در اين مدت از جانب جامعه معلمان پرداخت شده و در برابر اين احكام ناجوانمرادنه و ناعادلانه حرف بسيار جدي وجود دارد كه ما در برابر اين بي عدالتيها و تبعيض سا كت بوديم. در حاليكه اگر تا همين حالا ما نيز ادامه ميداديم مطمئنا وضعيت ما از اين خيلي بهتربود.
دانشجوي امروز دانش آموز ديروز ما است بنابراين اگر چه معلمي شغل انبيا است و اگر چه ما هموار بر اين اعتقاد بوديم و هستيم كه معلم چراغ راه هدايت نسل آينده را بدست گرفته و روشنايي بخش را ه پرپيچ و خم هدايت نسل آينده است, ولي اين را هم بايد اذعان داريم كه ما نبايد اين درنگ را جايز بشماريم و باز هم بايد گوي سبقت را از آن خود كنيم ما همان معلماني بوديم كه بزرگترين گردهمايي را در مقابل مجلس شكل داديم ما در چار چوب قانون تشكيل جلسات ميدهيم و در چار چوب قانون كار كرديم واعتراضات ما كاملا قانوني بود ولي آن را ممنوع اعلام كردند به تعدادي از معلمان حكم حبس تعزيري ميدهند و به تعدادي حكم انفصال از خدمت و همين طور بازنشستگي و ساير احكام...
لازم است در همين رابطه از بيان احساسات دو تن از معلمان در هنگام اجراي حكم هم يادي كنيم عليرضا اكبري نبي يكي ازمعلمان عضوهيات مديرهي كانون تهران است، كسي كه با 23سابقه معلمي به تازگي توسط دادگاه انقلاب اسلامي به خاطرفعاليت درهفته نامهي قلم معلم و اعتراضات اسفند 85 و ارديبهشت86 در دادگاه انقلاب به 2 سال زندان محكوم ميشود به سوال زير اينگونه پاسخ ميدهد
سوال : شما به خاطر فرياد عدالتخواهي به3 سال زندان محكوم شده ايد، چه احساسي داريد
بي گمان هيچكس از رفتن به زندان و تنها گذاشتن خانواده خوشحال نيست، هيچكس دوست ندارد، فرزندان دلبندش در حسرت ديدار پدر باشند اما ازاينكه به خاطرعدالت خواهي محاكمه و زنداني مي شوم احساس خوبي دارم، احساس ميكنم كه براي حق و عدالت مبارزه مي كنم...
حميد رحمتي را از شهر ضا به روستاهاي مازندران تبعيد ميكنند, در مصاحبهاي كه با او در ارتباط با وضعيتش شده بود, ميگويد: خوشحال است نه از اينكه از خانواده دور است، بلكه به اين خاطر جنبش معلمان براي بهبود معيشت آنان نتيجه داده، و در آينده اميد بيشتري به آن مي رود.
و اگر به احكام صادره در همين چند روز گذشته فقط در تهران و مشهد نگاه كنيم, عمق درد آشكار ميشود ...

فرياد حق طلبي
بني آدم اعضاي يكديگرند كه درآفرينش زيك گوهرند
چوعضوي بدرد آورد روزگار دگر عضوهارا نماند قرار
درفصل سكوت در پشت ميلههاي ترس و وحشت جايي كه فريادي جز فرياد تنهاي زخم خورده برنميخيزد چه با شكوه است فرياد آزاديخواهاني كه هميشه در راه آزادي بدون محاسبه سود و زيان حركت خويش تنها و تنها با انديشه حقيقت محور نداي آزداي را سر ميدهند.
دربنداني كه از وضعيت نامعلوم و نگران كننده همبند خود به درد آمده و بيقرار وضعيت همبند فرهنگي خود, با همه خطرها و تهديدهايي كه متوجه خود آنهاست بيداري خويش را با لرزاندن قصر شيشهاي سکوت مدعيان دولت مهرورزي اثبات كرده و دست به افشاي جنايات آنان در آن بيرحم گاهها ميزنند.
درود بر دانشجويان دربند احسان منصوري, مجيد توكلي, احمدي قصابان, كيوان رفيعي وسيد مصطفي علوي كه در مقابل فشارها و شكنجههاي وارده بر فرزاد كمانگر اين فعال فرهنگي كه 14 ماه است كه در وضعيت بحراني قرار دارد سكوت نكرده و جامعه بينالمللي را براي رسيدگي به وضعيت اين همكار دربند فراخواندهاند.
فرياد زدند ما بيداريم و ظلم را تحمل نميكنيم زمان آن است که ما نيز همگام با آنها بيدار گرديم تا فريادهاي در گلو خفته را آزاد سازيم تا ارابه چرخهاي آزادي خواهي را به گردش دوباره وتولدي ديگر واداريم.
بدين وسيله كميته معلمين آزاده ضمن حمايت قاطع از تمامي فعالان و زندانيان سياسي و صنفي با صراحت هر گونه شكنجه و فشار و تهديد و تبعيد را شديدا محکوم كرده و خواستار آزادي بي قيد و شرط آنان مي باشد و از همه اقشار كشور ميخواهد كه كنار هم و دست در دست هم فرياد حق طلبي سر بدهند و در اين رابطه تمامي مجامع حقوق بشري و جامعه بين المللي را براي رسيدگي به وضعيت اين عزيزان فرا ميخواند. كميته معلمين آزاده

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


حكم و اتهام تازه براي ستار زارعي
عضو هيئت مديره كانون صنفي معلمان خمينيشهر
آقاي ستار زارعي دبير آموزش و پرورش شهرستان خميني شهر به حكم دادگاه تجديد نظر (دادگاه اداري) به۱۰ماه انفصال از خدمت قطعي محكوم شد.
اتهامات آقاي زارعي :
1- تعطيل خدمت در اوقات مقرر اداري
2- شركت در تظاهرات، تحصن و اعتصاب، و تحريك به تظاهرات، تحصن واعتصاب
3- اعمال و رفتار خلاف شئون شغلي ( اشتغال به بقالي )
آقاي زارعي دراين باره مي گويد: تا اين مرحله از ماراتون فرياد عدالت خواهي در خميني شهر آقاي مجتبا ابطحي موفق به دريافت طلا، من موفق به دريافت برنز شدهام.
اميد مي رود آقاي حميد مجيري به دريافت نقرهي اين مسابقات نايل شود.
آقاي زارعي در بارهي اتهام سوم خود، اعمال و رفتار خلاف شئون شغلي (اشتغال به بقالي) مي گويد: پيشاپيش من ازهمهي بقالهاي محترم پوزش مي خواهم، زيرا بقالي هم شغل شريفي است، آنان بخشي از نيازهاي افراد اجتماع را برطرف مي كنند، شايستهي اهانت نيستند.
ايشان ميافزايد: مدتها پيش وزير آموزش و پرورش گفته بود :" اگر معلمها پول اضافي مي خواهند بروند دنبال شغل ديگر..."
و امروز هيات بدوي شغل دوم را براي معلمها خلاف شئون شغلي ميداند. اين براي ما شگفتانگيز و كاملا برخوردي دوگانه است. يا وزير از قوانين آگاه نيست، يا هيات بدوي دنبال بهانه است.
لازم به ياد آوري است در حكمي كه هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش اصفهان صادر كرده بود آقاي زارعي براي مدت ۳ سال به استان سمنان تبعيد شده بود.
تصوير حكم در لينك زير آمده است.
http://www.blogpulp.com/imagehost/images/18132163118.jpg
به نقل از كانون تهران

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


حكم و اتهام تازه براي ستار زارعي
عضو هيئت مديره كانون صنفي معلمان خمينيشهر
آقاي ستار زارعي دبير آموزش و پرورش شهرستان خميني شهر به حكم دادگاه تجديد نظر (دادگاه اداري) به۱۰ماه انفصال از خدمت قطعي محكوم شد.
اتهامات آقاي زارعي :
1- تعطيل خدمت در اوقات مقرر اداري
2- شركت در تظاهرات، تحصن و اعتصاب، و تحريك به تظاهرات، تحصن واعتصاب
3- اعمال و رفتار خلاف شئون شغلي ( اشتغال به بقالي )
آقاي زارعي دراين باره مي گويد: تا اين مرحله از ماراتون فرياد عدالت خواهي در خميني شهر آقاي مجتبا ابطحي موفق به دريافت طلا، من موفق به دريافت برنز شدهام.
اميد مي رود آقاي حميد مجيري به دريافت نقرهي اين مسابقات نايل شود.
آقاي زارعي در بارهي اتهام سوم خود، اعمال و رفتار خلاف شئون شغلي (اشتغال به بقالي) مي گويد: پيشاپيش من ازهمهي بقالهاي محترم پوزش مي خواهم، زيرا بقالي هم شغل شريفي است، آنان بخشي از نيازهاي افراد اجتماع را برطرف مي كنند، شايستهي اهانت نيستند.
ايشان ميافزايد: مدتها پيش وزير آموزش و پرورش گفته بود :" اگر معلمها پول اضافي مي خواهند بروند دنبال شغل ديگر..."
و امروز هيات بدوي شغل دوم را براي معلمها خلاف شئون شغلي ميداند. اين براي ما شگفتانگيز و كاملا برخوردي دوگانه است. يا وزير از قوانين آگاه نيست، يا هيات بدوي دنبال بهانه است.
لازم به ياد آوري است در حكمي كه هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش اصفهان صادر كرده بود آقاي زارعي براي مدت ۳ سال به استان سمنان تبعيد شده بود.
به نقل از كانون تهران

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


ادامه كينه توزيها نسبت به معلمان !
آقاي اسماعيل اكبري عضو كانون صنفي معلمان خميني شهر به حكم هيات بدوي استان اصفهان به اتهام :
۱- شركت درتجمعات واعتصابات.
۲- نشراكاذيب .
۳- اهانت به مقدسات.
به مدت ۳سال به بخش پيربَـــكرون از توابع بخش لنجانات استان اصفهان تبعيد شد.
اين حكم، در تاريخ ۸آبانماه/۸۶ به آقاي اكبري ابلاغ شده، و قابل اعتراض مي باشد.

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


نوآوري هيات بدوي استان همدان در صدور احكام !
هيات بدوي استان همدان بار ديگر در يک اقدام ناپسند و با توسل به توجيحات شرعي براي آقاي امير اسديان يکي از اعضاي پيشين هيات مديرهي کانون صنفي معلمان همدان اقدام به صدور راي نمود.
اين هيات با استناد به بند ( و) ماده ۹ تخلفات اداري ( تشويش اذهان عمومي دانشآموزان، سرودن شعر و نوشتن مقالات ادبي و تشويق آنان به فساد!!!.)
اقدام به صدور حکم تنزل از رتبهي دبيري به امور اداري بطور دائم نموده است.

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


تجديدنظرخواهي وكيل چهار تن از اعضاي كانون صنفي معلمان
وكيل مدافع عليرضا اكبري نبي، حميد پوروثوقي، محمدرضا رضايي گركاني و رسول بداقي از تجديدنظرخواهي نسبت به احكام صادره از سوي شعبهي 15 دادگاه انقلاب خبر داد.
هوشنگ پوربابايي با بيان اين مطلب در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا اظهار داشت: موكلانم از سوي شعبهي مذكور به حبس محكوم شده و احكام حبس آنها تعليق شده بود. در تجديدنظرخواهي بهعمل آمده اعلام كرديم كه قصد مجرمانه وجود نداشته و صدور رأي برائت براي موكلان را تقاضا كرديم.

وزير آموزش و پرورش :
ميانگين حقوق فرهنگيان به ۴۳۰هزار تومان رسيده است
تاكنون ۹۵ درصد مطالبات فرهنگيان پرداخت شده است
• متمركزشدن بودجه استانى آموزش و پرورش علاوه بركمك به پرداخت مطالبات فرهنگيان،زمينه متعادل شدن سهم استان هاواستفاده ازامكانات برابررافراهم مى كند.
• حقوق پايه كمترازحكم فرهنگيان تا۸۰هزارتومان افزايش يافت.
• ميانگين حقوق فرهنگيان امسال به ۴۳۰هزار تومان رسيده است.
• وام ۶درصدى، قرضالحسنه۶۰۰هزارتومانى، بازنشستگى زودهنگام با۳۰ روز حقوق و پرداخت۱۰ درصدى فوق العاده ازجمله اقدامات در جهت حل مشكلات فرهنگيان بوده است.
گروه اجتماعى - تاكنون ۹۵ درصد مطالبات فرهنگيان پرداخت شده است و ۵ درصد باقى مانده نيز تا سال تحصيلى آينده پرداخت مىشود.
محمود فرشيدى وزير آموزش و پرورش با اعلام اين مطلب گفت: حل مشكلات فرهنگيان تاكنون پيشرفت خوبى داشته است. البته متمركز كردن بودجه استانى آموزش و پرورش علاوه بر كمك به پرداخت مطالبات باقى مانده فرهنگيان زمينه متعادل شدن سهم بودجه استان ها و استفاده همه فرهنگيان از امكانات برابر را بيش از گذشته فراهم مى كند.
وى به افزايش حقوق معلمان اشاره كرد و گفت: با افزايش ۳ هزار و ۴۰۰ ميليارد تومانى بودجه آموزش و پرورش با احتساب مطالبات معوقه و همچنين با اجراى طرح افزايش پلكانى حقوق كارمندان دولت، حقوق فرهنگيانى كه پايه حقوق كمترى نسبت به حكم خود داشتند تا ۸۰ هزار تومان افزايش خواهد يافت.
فرشيدى همچنين از پرداخت ارتقاى شغلى به فرهنگيان از اواخر سال گذشته خبر داد و تصريح كرد: از اواخر سال گذشته حقوق فرهنگيان رسمى آموزش و پرورش تا ۵۰ هزار تومان افزايش يافت كه در نتيجه آن، حقوق آنها با افزايش محسوسى به بالاترين حقوق در سطح كاركنان دولت، يعنى به طور ميانگين به ۴۳۰ هزار تومان در سال جارى رسيد.
وى ارائه خدماتى از قبيل اعطاى وام مسكن به فرهنگيان با كارمزد ۶ درصد، اعطاى وام قرض الحسنه ۶۰۰ هزار تومانى به بيش از ۲۰ هزار فرهنگى كشور، تصويب بازنشستگى زودهنگام فرهنگيان با ۲۵ سال خدمت و ۳۰ روز حقوق، پرداخت فوق العاده شغل ۱۰ درصدى به فرهنگيان رزمنده و پرداخت ارتقاى شغلى همراه با همترازى به ۳۸ هزار فرهنگى داراى مدرك كارشناسى ارشد و دكترا طبق مصوبه دولت از اوايل سال جارى را از عمده اقدام هاى انجام شده در راستاى حل مشكلات فرهنگيان عنوان كرد.
وى تشكيل كميته اقتصادى فرهنگيان براى تهيه نظام جامع نيروى انسانى با هدف متعادل كردن شمار دانش آموزان و نيروى انسانى آموزش دهنده براى تأمين عدالت آموزشى و ارتقاى پوشش تحصيلى را يكى ديگر از اقدام هاى انجام شده براى تأمين مطالبات فرهنگيان برشمرد.
فرشيدى به تشكيل كميته هاى فرهنگى، حقوقى و رفاهى معلمان در ۳۱ استان كشور براى شناسايى و رفع مشكلات فرهنگيان اشاره كرد و گفت: كميته رفاهى فرهنگيان كه اعضاى آن حداقل ۲ بار در ماه تشكيل جلسه مى دهد اكنون به طور كامل در همه استان هاى كشور تشكيل شده كه يكى از محورهاى كارى اين كميته بررسى تسهيل كردن ساخت و عرضه مسكن به معلمان با استفاده از تسهيلات بانكى با اقساط بلندمدت است.
وى پايه حقوق ۱۰ هزار فرهنگى استخدامى داراى مدرك كارشناسى در سال جارى را ۴۰۰ هزار تومان خواند و اظهار كرد: افزايش پايه حقوق نيروهاى تازه استخدامى نيز از ديگرمطالبات فرهنگيان بود كه اين امر از سال تحصيلى جديد محقق مى شود.
فرشيدى افزود: براى يارانه مسكن فرهنگيان نيز ۴۷ ميليارد و۵۰۰ ميليون تومان اختصاص يافته است كه اين يارانه به تدريج با جمع آورى اطلاعات از استان ها به فرهنگيان تعلق مى گيرد.
کوچ کارمندان و معلمان از کلانشهرها
شيرزاد عبداللهي
عزت الله امانپور دبير ادبيات، سال 80 به اميد زندگي بهتر از شهر زادگاهش در لرستان به تهران منتقل شد. حالا بعد از 6 سال کار در يکي از مناطق حاشيه يي تهران و با 15 سال سابقه، رويا هاي خود را بر باد رفته مي بيند. دستي به موهاي جوگندمياش ميکشد و مي گويد؛ «اگر خانه داشتم مي ماندم اما همه حقوقم را دو دستي تقديم صاحبخانه مي کنم. تهران خوب جايي است ولي براي پولدارها....» زندگي در تهران کم کم براي کساني که درآمدي کمتر از يک ميليون تومان در ماه دارند، تبديل به کابوس ميشود و کابوس هولناک معلمان که حقوقي بين 200 تا 400 هزار تومان دريافت مي کنند، از سالها پيش شروع شده است. امانپور ميخواهد بار و بنديلش را ببندد و دوباره به همان شهر خودش برگردد. همان شهر کوچک در دامنه کوهي بلند، که چند سال پيش از آن فرار کرد تا شايد زنجيره فقر موروثي را بگسلد. امانپور مي گويد؛ مي دانم بهشت در انتظار من نيست. اما آنجا خيلي ها حسرت زندگي من را مي خورند. فرقش اين است که ماهي 400 هزار تومان اجاره نمي دهم. امانپور کپي بخشنامه 37909 ه مورخ 12/6/86 هيات وزيران را به همه نشان مي دهد و مي پرسد؛ اينکه گفته اند زمين و وام مي دهند راست است؟ امانپور هر زنگ تفريح دهها سوال مي پرسد و همه را کلافه کرده است. هدايتي خسته از اين همه پرسش مي گويد؛ «برو کارگزيني اداره بپرس، به ما هم بگو.»
توضيح مي دهد که براي اطلاع از جزئيات دستورالعمل دولت به منطقه و استان و حتي وزارتخانه رفته و از کارگزيني و امور اداري سوال کرده. با خونسردي گفتهاند ما خبر نداريم و هنوز به ما چيزي ابلاغ نشده... امانپور تکليف خودش را نمي داند. هيچ کس به سوالهاي بسيار او جواب نمي دهد. امانپور اين روزها گر گرفته و با اصرار مي خواهد در روزنامه از مسوولان بپرسيم که کارمندي مثل او بايد از کجا شروع کند. روياي خانه دار شدن او را رها نمي کند؛ در بخشنامه نوشته 120 متر زمين و15 ميليون وام ميدهند و باز هم مي پرسد؛ فکر مي کني بدهند؟ نقشه ايران را که از کتابخانه گرفته دم به دم روي ميز پهن مي کند. شهرهايي که از تهران 150 کيلومتر و کمي بيشتر فاصله دارند علامت گذاشته. حالا نوبت به کلانشهرهاي ديگر رسيده، آنجا دنبال شهرهايي است با فاصله 50 کيلومتر از کلانشهر. با خوشحالي ميگويد؛ خرماوه (خرمآباد) کلانشهر نيست.
حقوق بگيران دولت
کره جنوبي با 49 ميليون جمعيت داراي 400 هزار کارمند دولتي است و ايران با جمعيتي 70 ميليوني حدود 3 ميليون کارمند دارد. به رغم تاکيدات برنامه سوم و چهارم توسعه در مورد کوچک شدن حجم دولت، نه تنها دولت کوچک وچابک نشده، بلکه روند حجيم شدن دولت در تمام اين سال ها ادامه داشته است. عطش دستگاه دولتي به گسترش و جذب نيروي جديد پايان ناپذير است به گونه يي که تنها براي تکميل چارت معاونت پرورشي در آموزش و پرورش نياز به استخدام 300 هزار نيروي تازه نفس وجود دارد. ميل به زندگي در شهرهاي بزرگ در 10 سال اخير باعث پيدايش مساله يي به نام کارمندان مازاد شده است. کارمند مازاد حقوق مي گيرد اما کاري انجام نمي دهد يا درست تر بگوييم کاري نيست که انجام بدهد. او مقصر نيست. تنها در آموزش و پرورش شهر تهران حدود 12 هزار نيروي مازاد وجود دارد. در سال هاي اخير ترس از مازاد شدن به دلهره جديد معلمان بدل شده است. اين در حالي است که فشار نيروهاي بيکار پشت دروازه هاي آموزش و پرورش و ساير ادارات سال به سال افزايش مي يابد. در آزمون اين وزارتخانه براي استخدام10 هزار معلم و مربي پرورشي که روز 27 مهر برگزار شد. 400 هزار نفر ثبت نام کرده بودند. عامل اصلي بحران بيکاري فارغ التحصيلان، اقتصاد بسته دولتي است و راه حل دولتي اين مشکل افزايش حجم دستگاه هاي دولتي است که باعث تشديد بحران مي شود. حدود 10 درصد کارکنان دولت در کلانشهرها، مازاد بر نيازند. راه حل دولت اين است که اينها را از متن به حاشيه بفرستد اما مشکل مازاد نيرو و حجيم بودن دولت ناشي از مشکل بزرگ تري است به نام اقتصاد دولتي. صدور بحران به شهرهاي متوسط و کوچک دردي را دوا نميکند.
صدور کارمند
هيات وزيران در 29 مرداد ماه 86 به پيشنهاد مشترک وزارت مسکن و معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور، آيين نامه يي را به تصويب رساند که تسهيلات و امتيازاتي براي آن دسته از کارمندان رسمي، پيماني و قراردادي دولت که علاقه مند به انتقال محل اشتغال خود از شهر تهران و ساير کلانشهر ها به ساير نقاط کشور باشند در نظر گرفته شده است. اولويت واگذاري اين مزايا با ايثارگران و فرهنگيان است. اين مصوبه گامي در جهت ساماندهي نيروي انساني شاغل در دستگاه هاي دولتي در تهران و کلانشهرهاي ديگر است. در حال حاضر تمام سازمان هاي دولتي در شهر هاي بزرگ با پديده مازاد نيرو مواجهند. علاوه بر آن نوعي تورم پنهان نيرو نيز به چشم مي خورد. ادارات دولتي با ايجاد پست ها و تشکيلات جديد سعي کرده اند مشکل نيروهاي مازاد را تخفيف دهند. براي سنجش ميزان کارآمدي سيستم دولتي همين بس که اين بخشنامه که 12 شهريور ابلاغ شده هنوز به سازمان هاي آموزش و پرورش نرسيده.
حواله پيکان صفر
در دهه شصت به دليل کمبود نيروي متخصص در استان هاي محروم، دولت امتيازاتي براي کارمنداني که داوطلبانه متقاضي انتقال به اين مناطق بودند در نظر گرفت. به عنوان مثال دبيراني که به مناطق محروم منتقل مي شدند علاوه بر دريافت حواله يک دستگاه پيکان به قيمت دولتي، که در آن زمان امتياز قابل توجهي بود از منازل سازماني نيز استفاده مي کردند. اما در حال حاضر مناطق محروم کمبود نيرو ندارند و تقريباً همه مراکز استانها و شهرهاي بزرگ و متوسط حتي استان هاي محروم نيروي مازاد بر نياز دارند. طرح جديد صرفاً راهي است براي مقابله با پديده نيروي مازاد در کلانشهرها. در اين طرح کارمندان مازاد از کلانشهرها دور ميشوند بيآنکه در مقصد به وجود آنها نيازي باشد.
هشت شهر
در اين آيين نامه منظور از کلانشهرها شهرهاي تهران، مشهد، تبريز، اصفهان، کرج، شيراز، قم و اهواز است. در باره شهرهاي مقصد تنها به بيان اين نکته اکتفا شده که کارکنان شهر تهران نمي توانند به ساير شهر هاي اين استان منتقل شوند و فاصله شهر مقصد براي تهراني ها نبايد کمتر از 150کيلومتر و براي ساير کلانشهر ها کمتر از 50 کيلومتر باشد. وزارت مسکن به کارمندان انتقالي بين 120 تا 180 متر مربع زمين به قيمت تمام شده واگذار مي کند علاوه بر آن 12 تا 14 ميليون تومان تسهيلات جهت احداث مسکن و بين 4 تا 5/5 ميليون تومان کمک سود به هر کارمند پرداخت مي شود. اين آيين نامه شامل همه کارکنان دولت شاغل در وزارتخانه ها، شرکت هاي دولتي، بانکها، موسسات بيمه و پرسنل نيروهاي مسلح با اذن فرمانده کل قوا مي شود.
کارمند متقاضي انتقال بايد قبل از پايان سال 85 در کلانشهر مشغول خدمت بوده و تاريخ انتقال او از ابتداي سال 86 به بعد باشد. اگر همسر کارمند هم حائز شرايط انتقال باشد امتيازات جدول به ميزان 30 در صد افزايش مي يابد. فرزندان کارمند که دانشجو باشند در صورت تمايل به دانشگاه شهر مقصد منتقل مي شوند. حتي جابه جايي از دانشگاه آزاد به دولتي و بالعکس هم امکان پذير است. حداقل 5 سال از عمر خدمتي کارمند رسمي و پيماني و15 سال از عمر خدمتي کارمند قراردادي بايد مانده باشد تا با تقاضاي او موافقت شود. حال اگر کارمند انتقالي که از مزاياي اين طرح استفاده کرده، قصد انتقال مجدد به کلانشهرها را داشته باشد بايد کليه امتيازات را به ارزش روز مسترد کند. براساس اين آيين نامه از تاريخ ابلاغ اين مصوبه هر نوع انتقال يا ماموريت از ساير شهرها به تهران ممنوع است و موارد استثنا بايد به تاييد معاون توسعه و مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور برسد.
وعدههاي وزارت مسکن
در حالي که طبق مصوبه هيات وزيران، دستگاه ها پس از درخواست کارمند واجد شرايط، حق ممانعت از انتقال متقاضي را نخواهند داشت و همزمان با انتقال موظفند که يارانه موضوع اين بخشنامه را از محل اعتبارات خود پرداخت نمايند، بدنه سيستم اداري از صدور چنين بخشنامه يي اظهار بياطلاعي مي کند و بسياري از کارمندان که از زندگي در کلانشهرها به ستوه آمدهاند در مراجعه به کارگزيني مناطق آموزش و پرورش با پاسخهاي مبهم و مايوس کننده روبه رو مي شوند. مدت اعتبار اين مصوبه که از نيمه اول شهريور ابلاغ شده است يک سال شمسي است اما اطلاع رساني کافي صورت نگرفته و مهم تر از آن سيستم اداري نسبت به بخشنامه توجيه نيست. اشکال ديگر اين بخشنامه، روشن نبودن نقاط مقصد و کيفيت و زمان واگذاري امتيازات کارمند است. مهمترين انگيزه کارمندان در اين جابه جايي گرفتن زمين و وام ساخت مسکن است. در بخشنامه آمده است که در شهرهايي که دولت زمين داشته باشد زمين واگذار مي شود. در بخشنامه اشاره يي به نام شهرهايي که دولت در آنها زمين ندارد نشده است. اگر در شهر مقصد دولت زمين نداشته يا زمين دولتي خارج از شهر و فاقد ارزش افزوده باشد، تکليف کارمند انتقالي چيست؟ آيا اگر تعداد زيادي از معلمان تهران خواستار انتقال به اراک، قزوين، ساوه، سمنان، همدان، کرمانشاه، خرم آباد، بروجرد، زنجان و...شوند، باتوجه به تراکم نيرو در اين شهر ها دولت با نيروي مازاد چه خواهد کرد؟ چرا در اين بخشنامه کوچک ترين توجهي به نياز شهرهاي مقصد نشده است؟ با اجراي اين آيين نامه، دولت به جاي حل مشکل، فقط مساله را از کلانشهر ها به شهرهاي متوسط منتقل مي کند. در اين مصوبه سازمان متبوع کارمند بايد با انتقال او موافقت و سپس مراتب را جهت دادن يارانه به وزارت مسکن اعلام کند. تجربه نشان داده که اين گونه موارد بخشنامه هاي بين بخشي به سختي اجرا مي شوند. کارمند زير چرخ دندههاي بوروکراسي اداري خرد و خمير مي شود.
معلمان از تعهدات و قول و قرارهاي وزارت مسکن خاطره بدي دارند. در اوايل دهه 70 وزارت مسکن متعهد شد که 40 درصد زمين ها و آپارتمان هاي واگذاري را به فرهنگيان بدهد. اگر وزارت مسکن به اين تعهد عمل کرده بود مشکل مسکن معلمان حل شده بود. وزارت مسکن اين تعهد خود را به کلي ناديده گرفت. راه اصلي حل مشکل، کوچک کردن دولت است. در کره جنوبي به ازاي هر 123 نفر جمعيت يک نفر کارمند دولت است اما در ايران از هر 23 نفر يک نفر براي دولت کار مي کند و اگر همه حقوق بگيران دولت را محاسبه کنيم بيش از 10 ميليون نفر خواهند شد. هرچه تعداد کارکنان دولت بيشتر باشد گردش کارها کندتر و سيستم ناکارآمدتر است. هم سند چشم انداز و هم قانون برنامه چهارم، دولت را ملزم به کاهش کارکنان خود کرده است. آنچه قرار است اتفاق بيفتد در بهترين حالت يک جابه جايي است که فقط مشکلات را افزايش مي دهد.

![]()
اللهم عجل لوليك الفرج![]()


تجديدنظرخواهي وكيل چهار تن از اعضاي كانون صنفي معلمان
وكيل مدافع عليرضا اكبري نبي، حميد پوروثوقي، محمدرضا رضايي گركاني و رسول بداقي از تجديدنظرخواهي نسبت به احكام صادره از سوي شعبهي 15 دادگاه انقلاب خبر داد.
هوشنگ پوربابايي با بيان اين مطلب در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا اظهار داشت: موكلانم از سوي شعبهي مذكور به حبس محكوم شده و احكام حبس آنها تعليق شده بود. در تجديدنظرخواهي بهعمل آمده اعلام كرديم كه قصد مجرمانه وجود نداشته و صدور رأي برائت براي موكلان را تقاضا كرديم.

وزير آموزش و پرورش :
ميانگين حقوق فرهنگيان به ۴۳۰هزار تومان رسيده است
تاكنون ۹۵ درصد مطالبات فرهنگيان پرداخت شده است
• متمركزشدن بودجه استانى آموزش و پرورش علاوه بركمك به پرداخت مطالبات فرهنگيان،زمينه متعادل شدن سهم استان هاواستفاده ازامكانات برابررافراهم مى كند.
• حقوق پايه كمترازحكم فرهنگيان تا۸۰هزارتومان افزايش يافت.
• ميانگين حقوق فرهنگيان امسال به ۴۳۰هزار تومان رسيده است.
• وام ۶درصدى، قرضالحسنه۶۰۰هزارتومانى، بازنشستگى زودهنگام با۳۰ روز حقوق و پرداخت۱۰ درصدى فوق العاده ازجمله اقدامات در جهت حل مشكلات فرهنگيان بوده است.
گروه اجتماعى - تاكنون ۹۵ درصد مطالبات فرهنگيان پرداخت شده است و ۵ درصد باقى مانده نيز تا سال تحصيلى آينده پرداخت مىشود.
محمود فرشيدى وزير آموزش و پرورش با اعلام اين مطلب گفت: حل مشكلات فرهنگيان تاكنون پيشرفت خوبى داشته است. البته متمركز كردن بودجه استانى آموزش و پرورش علاوه بر كمك به پرداخت مطالبات باقى مانده فرهنگيان زمينه متعادل شدن سهم بودجه استان ها و استفاده همه فرهنگيان از امكانات برابر را بيش از گذشته فراهم مى كند.
وى به افزايش حقوق معلمان اشاره كرد و گفت: با افزايش ۳ هزار و ۴۰۰ ميليارد تومانى بودجه آموزش و پرورش با احتساب مطالبات معوقه و همچنين با اجراى طرح افزايش پلكانى حقوق كارمندان دولت، حقوق فرهنگيانى كه پايه حقوق كمترى نسبت به حكم خود داشتند تا ۸۰ هزار تومان افزايش خواهد يافت.
فرشيدى همچنين از پرداخت ارتقاى شغلى به فرهنگيان از اواخر سال گذشته خبر داد و تصريح كرد: از اواخر سال گذشته حقوق فرهنگيان رسمى آموزش و پرورش تا ۵۰ هزار تومان افزايش يافت كه در نتيجه آن، حقوق آنها با افزايش محسوسى به بالاترين حقوق در سطح كاركنان دولت، يعنى به طور ميانگين به ۴۳۰ هزار تومان در سال جارى رسيد.
وى ارائه خدماتى از قبيل اعطاى وام مسكن به فرهنگيان با كارمزد ۶ درصد، اعطاى وام قرض الحسنه ۶۰۰ هزار تومانى به بيش از ۲۰ هزار فرهنگى كشور، تصويب بازنشستگى زودهنگام فرهنگيان با ۲۵ سال خدمت و ۳۰ روز حقوق، پرداخت فوق العاده شغل ۱۰ درصدى به فرهنگيان رزمنده و پرداخت ارتقاى شغلى همراه با همترازى به ۳۸ هزار فرهنگى داراى مدرك كارشناسى ارشد و دكترا طبق مصوبه دولت از اوايل سال جارى را از عمده اقدام هاى انجام شده در راستاى حل مشكلات فرهنگيان عنوان كرد.
وى تشكيل كميته اقتصادى فرهنگيان براى تهيه نظام جامع نيروى انسانى با هدف متعادل كردن شمار دانش آموزان و نيروى انسانى آموزش دهنده براى تأمين عدالت آموزشى و ارتقاى پوشش تحصيلى را يكى ديگر از اقدام هاى انجام شده براى تأمين مطالبات فرهنگيان برشمرد.
فرشيدى به تشكيل كميته هاى فرهنگى، حقوقى و رفاهى معلمان در ۳۱ استان كشور براى شناسايى و رفع مشكلات فرهنگيان اشاره كرد و گفت: كميته رفاهى فرهنگيان كه اعضاى آن حداقل ۲ بار در ماه تشكيل جلسه مى دهد اكنون به طور كامل در همه استان هاى كشور تشكيل شده كه يكى از محورهاى كارى اين كميته بررسى تسهيل كردن ساخت و عرضه مسكن به معلمان با استفاده از تسهيلات بانكى با اقساط بلندمدت است.
وى پايه حقوق ۱۰ هزار فرهنگى استخدامى داراى مدرك كارشناسى در سال جارى را ۴۰۰ هزار تومان خواند و اظهار كرد: افزايش پايه حقوق نيروهاى تازه استخدامى نيز از ديگرمطالبات فرهنگيان بود كه اين امر از سال تحصيلى جديد محقق مى شود.
فرشيدى افزود: براى يارانه مسكن فرهنگيان نيز ۴۷ ميليارد و۵۰۰ ميليون تومان اختصاص يافته است كه اين يارانه به تدريج با جمع آورى اطلاعات از استان ها به فرهنگيان تعلق مى گيرد.
کوچ کارمندان و معلمان از کلانشهرها
شيرزاد عبداللهي
عزت الله امانپور دبير ادبيات، سال 80 به اميد زندگي بهتر از شهر زادگاهش در لرستان به تهران منتقل شد. حالا بعد از 6 سال کار در يکي از مناطق حاشيه يي تهران و با 15 سال سابقه، رويا هاي خود را بر باد رفته مي بيند. دستي به موهاي جوگندمياش ميکشد و مي گويد؛ «اگر خانه داشتم مي ماندم اما همه حقوقم را دو دستي تقديم صاحبخانه مي کنم. تهران خوب جايي است ولي براي پولدارها....» زندگي در تهران کم کم براي کساني که درآمدي کمتر از يک ميليون تومان در ماه دارند، تبديل به کابوس ميشود و کابوس هولناک معلمان که حقوقي بين 200 تا 400 هزار تومان دريافت مي کنند، از سالها پيش شروع شده است. امانپور ميخواهد بار و بنديلش را ببندد و دوباره به همان شهر خودش برگردد. همان شهر کوچک در دامنه کوهي بلند، که چند سال پيش از آن فرار کرد تا شايد زنجيره فقر موروثي را بگسلد. امانپور مي گويد؛ مي دانم بهشت در انتظار من نيست. اما آنجا خيلي ها حسرت زندگي من را مي خورند. فرقش اين است که ماهي 400 هزار تومان اجاره نمي دهم. امانپور کپي بخشنامه 37909 ه مورخ 12/6/86 هيات وزيران را به همه نشان مي دهد و مي پرسد؛ اينکه گفته اند زمين و وام مي دهند راست است؟ امانپور هر زنگ تفريح دهها سوال مي پرسد و همه را کلافه کرده است. هدايتي خسته از اين همه پرسش مي گويد؛ «برو کارگزيني اداره بپرس، به ما هم بگو.»
توضيح مي دهد که براي اطلاع از جزئيات دستورالعمل دولت به منطقه و استان و حتي وزارتخانه رفته و از کارگزيني و امور اداري سوال کرده. با خونسردي گفتهاند ما خبر نداريم و هنوز به ما چيزي ابلاغ نشده... امانپور تکليف خودش را نمي داند. هيچ کس به سوالهاي بسيار او جواب نمي دهد. امانپور اين روزها گر گرفته و با اصرار مي خواهد در روزنامه از مسوولان بپرسيم که کارمندي مثل او بايد از کجا شروع کند. روياي خانه دار شدن او را رها نمي کند؛ در بخشنامه نوشته 120 متر زمين و15 ميليون وام ميدهند و باز هم مي پرسد؛ فکر مي کني بدهند؟ نقشه ايران را که از کتابخانه گرفته دم به دم روي ميز پهن مي کند. شهرهايي که از تهران 150 کيلومتر و کمي بيشتر فاصله دارند علامت گذاشته. حالا نوبت به کلانشهرهاي ديگر رسيده، آنجا دنبال شهرهايي است با فاصله 50 کيلومتر از کلانشهر. با خوشحالي ميگويد؛ خرماوه (خرمآباد) کلانشهر نيست.
حقوق بگيران دولت
کره جنوبي با 49 ميليون جمعيت داراي 400 هزار کارمند دولتي است و ايران با جمعيتي 70 ميليوني حدود 3 ميليون کارمند دارد. به رغم تاکيدات برنامه سوم و چهارم توسعه در مورد کوچک شدن حجم دولت، نه تنها دولت کوچک وچابک نشده، بلکه روند حجيم شدن دولت در تمام اين سال ها ادامه داشته است. عطش دستگاه دولتي به گسترش و جذب نيروي جديد پايان ناپذير است به گونه يي که تنها براي تکميل چارت معاونت پرورشي در آموزش و پرورش نياز به استخدام 300 هزار نيروي تازه نفس وجود دارد. ميل به زندگي در شهرهاي بزرگ در 10 سال اخير باعث پيدايش مساله يي به نام کارمندان مازاد شده است. کارمند مازاد حقوق مي گيرد اما کاري انجام نمي دهد يا درست تر بگوييم کاري نيست که انجام بدهد. او مقصر نيست. تنها در آموزش و پرورش شهر تهران حدود 12 هزار نيروي مازاد وجود دارد. در سال هاي اخير ترس از مازاد شدن به دلهره جديد معلمان بدل شده است. اين در حالي است که فشار نيروهاي بيکار پشت دروازه هاي آموزش و پرورش و ساير ادارات سال به سال افزايش مي يابد. در آزمون اين وزارتخانه براي استخدام10 هزار معلم و مربي پرورشي که روز 27 مهر برگزار شد. 400 هزار نفر ثبت نام کرده بودند. عامل اصلي بحران بيکاري فارغ التحصيلان، اقتصاد بسته دولتي است و راه حل دولتي اين مشکل افزايش حجم دستگاه هاي دولتي است که باعث تشديد بحران مي شود. حدود 10 درصد کارکنان دولت در کلانشهرها، مازاد بر نيازند. راه حل دولت اين است که اينها را از متن به حاشيه بفرستد اما مشکل مازاد نيرو و حجيم بودن دولت ناشي از مشکل بزرگ تري است به نام اقتصاد دولتي. صدور بحران به شهرهاي متوسط و کوچک دردي را دوا نميکند.
صدور کارمند