تبليغاتX
صداي معلمان كوير سربداران
وبلاگ اطلاع رساني اخبار صنفي آموزش و پرورش

 

عيد قربان مبارك

 

ãäÊÞã ÒåÑÇ (Ó)ãäÊÞã ÒåÑÇ (Ó)ãäÊÞã ÒåÑÇ (Ó)ãäÊÞã ÒåÑÇ (Ó)ãäÊÞã ÒåÑÇ (Ó)   

 

عيد سعيد قربان

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

اين عيد بر همه دوستان عزيز مبار ك باد.

 

 

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 22:26  توسط معلمان سربدار  | 

درس عشق و آزادي

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 21:20  توسط معلمان سربدار  | 

نامه معلم تبعيدي( حميد مجيري ) خطاب به رييس جمهور    

رياست محترم جمهور جناب آقاي احمدي نژاد

با احترام

بي‌گمان از ويژگيهاي يک حکومت دموکرات و آزاد که شما در دانشگاه کلمبيا و سخنراني بي‌نظير خود از آن گفتگو کرديد مي‌تواند يکي نيز اين باشد که: براي مشارکت در رشد و توسعه و بالندگي کشور و پرهيز از وارد آمدن هزينههاي گزاف آزمون و خطا در دستگاههاي مختلف، نهادهاي مستقل و مدني خارج از حاکميت و اتحاديهها و تشکلهاي سياسي و غير سياسي (صنفي) را به رسميت شناخته و تقويت کرد و از مشاورت ايشان در حل مشکلات استفاده نمود. در چارچوب قانون محترم اساسي؛ بسترهائي که اين اتحاديهها و تشکلها بوجود مي‌آورند مطالبات و خواستههاي جامعه را طرح کرده دولت و مجموعه حاکميت را از اين مطالبات و درخواستها آگاه مي‌سازند.

رياست محترم جمهور

 مطالبات بحق فرهنگيان- که حضرتعالي در روز معلم با افتخار بر دستان يکي از ايشان بوسه زديد- از دير باز معلمان اين سرزمين کهن را تحت فشارهاي سنگين اقتصادي و اجتماعي قرار داده و ايشان را زير خط فقر نگهداشته است و پس از چندين سال پيگيري قانونمند و مدني در ديدار با مسئولين درخواستهايشان را که بسيار بيشتر از رياست جمهوري و دولت شماست به گوش ايشان و منتصبان شما رساندهاند اما در دولت مهرورز و عدالت گستر شما؛ نمايندگان معلمان اکنون با قهرآميزترين و ناعادلانه ترين احکام اداري و قضائي مواجه گشتهاند.

جناب آقاي احمدي نژاد

در تجمعات معلمان در برابر مجلس شوراي اسلامي که در رأس همه امور است- و برخورد نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي که تعجب و تأسف همگان را به همراه داشت- يکي از خواسته هاي معلمان اين بود که وزير محترم آموزش و پرورش شايستگي و توانمندي سکان داري وزارتخانه‌اي با اين حجم و گستردگي نيروي انساني بالفعل و بالقوه در توليد انديشه و علم را ندارد. وزارتخانه‌اي که يکي از وزارتخانههاي کليدي شما در شعارهاي انتخاباتي تان نيز بوده است. هيئتهاي تخلفات اداري ادارات؛ سازمانها، و وزارتخانه آموزش و پرورش يکي از اتهامات فعاليت صنفي را طرح شعار عدم شايستگي وزير سابق براي ادامه تصدي وزارت آموزش و پرورش دانسته با استناد به آن پيراهن عثمان بهانه ساختند؛ شمشير کين خواهي برکشيدند و احکام سنگين اداري مانند انفصال؛ تقليل گروه؛ بازنشستگي پيش از موعد و جابجائي محل خدمت (تبعيد) صادر فرمودند. استيضاح وزير سابق در مجلس محترم شوراي اسلامي از يک سو و از سوي ديگر چند ماه پس از آن که حضرتعالي تازه به اين مهم واقف شديد و سرپرستي وزارتخانه را به ديگري سپرديد، نشان از درک درست و تشخيص صحيح تشکلهاي صنفي از درخواستشان داشت بي‌شک رايزني و مشورت با کانونهاي مستقل فرهنگيان و تشکلهاي صنفي معلمان که از ارکان جامعه آزاد و دموکرات و مدني هستند مي‌توانست شما را در انتخاب سرپرست جديد ياري نمايد و از آزمون و خطائي ديگر در وزارتخانة آموزش و پرورش مصون دارد.

 رئيس محترم جمهور

قطعاً يکي از خواستههاي معلمان اين مرز و بوم کهن و بي شک همه ملت ايران انتخاب فردي شايسته و توانمند در رأس وزارتخانه آموزش و پرورش است که تحقق اين مهم در تربيت و بالندگي نوجوانان و جوانان و در نهايت رشد و توسعه کشور بي تأثير نخواهد بود و اين امر ميسر نخواهد بود مگر آنکه شما پيش از همه با فرهنگيان و نمايندگان ايشان در تعامل بوده همانگونه که توهين کنندگان خود را در دانشگاه کلمبيا با سعه صدر تحمل فرموديد و در نهايت از ايشان دعوت به عمل آورديد به معلمان و نمايندگانشان که در رشد و توسعه و پيشرفت کشور تلاش داشته و با حداقل امکانات تمام توان خود را براي آن بکار بسته اند براي يکبار هم که شده لبيک گفته و در يکي از جلسات ايشان که بي‌گمان از آنهمه توهين و افترا و ناسزا خبري نخواهد بود به سخنانشان گوش داده و به سؤالات ايشان پاسخ دهيد.

جناب آقاي احمدي نژاد

آنگونه که فرمودهاند:

دير شده است، طفل انتظار پير شده است، دل صبر از اين شيوه سير شده است اگر ايران است؛ اگر ايمان است، اگر کرامت انسان است، اگر خرد و برهان است مي‌پرسم:

آيا کسي را انديشه‌ي معلمان هست؟              کجاست شير دلي کز بلا نپرهيزد.

استان يزد- معلم در تبعيد: حميد مجيري

  

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:41  توسط معلمان سربدار  | 

معلمان به خاطر طرح خواسته‌هاي صنفي مجازات مي‌شوند!        

راديو دويچه وله آلمان : شماري از معلماني که از سال گذشته در تلاش براي احقاق حقوق صنفي خود بوده‌اند به شيوه‌هاي گوناگون مجازات مي‌شوند. اخيراَ، ۹ نفر از اعضاي کانون معلمان همدان که در اعتراض‌هاي صنفي معلمان شرکت داشتند محکوم به تحمل ۹۱ روز حبس شده‌اند.

معلمان ايران از جمله اقشاري هستند که با داشتن تشکل خود توانسته‌اند در يک سال اخير خواستهاي صنفي‌شان را در سطح جامعه مطرح کنند. اما طرح اين خواستها با پذيرش دولت ايران روبرو نشده، برعکس به معلمان فعال اتهامهايي چون تشويش اذهان عمومي زده شده است. ۹ نفر از اعضاي کانون معلمان همدان نيز که در اعتراض‌هاي صنفي معلمان شرکت داشتند محکوم به تحمل ۹۱ روز حبس شده‌اند.

 در فروردين ماه سال ۱۳۸۶ ماموران امنيتي ۹ تن از معلمان شهر همدان را بخاطر شرکت در حرکتهاي اعتراضي صنفي در اين شهر دستگير کرده و روانه زندان کردند. آقايان يوسف زارعي، مجيد فروزانفر، جلال نادري، يوسف رفاهيت، هادي غلامي، نادر قديمي، علي نجفي، محمود جليليان و علي صادقي ۹ معلمي بودند که براي ۹ روز در سلول انفرادي نگاه داشته شدند.

 به گزارش کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر شعبه ۱۰۶ دادگاه جزايي همدان اين ۹ معلم همداني را محکوم به ۹۱ روز حبس کرده است. اين حکم در روز پنجشنبه ۲۳ آذر ماه ۱۳۸۶ به متهمان ابلاغ شد. در اين حکم اتهام معلمان را ؛ تشويش اذهان عمومي از طريق تشويق ساير معلمان به اعتصاب غيرقانوني، تعطيلي مدارس، تجمع و تحصن غيرقانوني و نشر اطلاعيه با توجه به گزارش اداره اطلاعات” عنوان کرده‌اند.

 خواست‌هاي مشترک معلمان

 معلمان در ايران خواستهاي مشترکي را در حرکاتي اعتراضي از بهمن ماه سال ۱۳۸۵ تا کنون مطرح کرده‌اند. در کانون خواست آنها بهبود وضعيت معيشتي‌شان است. بر کسي پوشيده نيست که حقوق معلمان در ايران با توجه به ميزان تحصيلاتي که به طور معمول دارند، در سطح کارشناسي يا کارشناسي ارشد، و نيز وظيفه مهم تعليم و تربيتي‌شان، نسبت به ديگر شاغلان کم است.

زماني که دولت ايران از مجلس شوراي اسلامي خواستار استرداد لايحه‌اي شد به نام “لايحه مديريت خدمات کشوري” معلمان در سراسر ايران، از جمله در همدان و نيز در تهران دست به تظاهرات زدند. قرار بود که با اين لايحه هماهنگي‌اي در سطح درآمدها بوجود آيد و در نتيجه ميزان درآمد معلمان افزايش يابد، چيزي که در بسياري از کشورهاي پيشرفته جهان امري است بديهي. طبق نموداري که سايت اينترنتي متعلق به معلمان آلمان jaik منتشر کرده است، در کشوري مثل آلمان درآمد يک معلم به اندازه درآمد يک مهندس عمران در بخش عمومي است.

معلمان به عنوان يکي ازآگاهترين اقشار جامعه تشکلهاي صنفي خود را دارند. البته به گفته محمد داوري، عضو شوراي مرکزي سازمان معلمان ايران، همه معلمان طبيعتا عضو اين تشکلها نيستند، تشکلهايي چون کانون صنفي معلمان و سازمان معلمان. اما “دراين موضوع، حداقل در بحث معيشتي قضايا و مشکلات حرفه‌اي و صنفي معلمان، اکثر معلمان هماهنگ‌اند، حتي اگر در تشکيلات صنفي-مدني معلمان عضو هم نباشند، در اين موضوع همگام و همراهند.”

سياسي‌شدن مسائل صنفي

اگر چه معلمان درصدد بودند که تنها خواستي صنفي را بيان کنند، اما حرکت صنفي آنها تبديل به حرکتي سياسي شد. محمد داوري درباره علت سياسي شدن حرکت معلمان توضيح مي‌دهد: “آنچه که مد نظر دوستانمان بود، فقط مسائل صنفي و معيشتي و به طور خاص اجراي لايحه مديريت کشوري و نظام پرداخت هماهنگ حقوق بود، با اين تصور که تبعيض موجود نظام حقوقي کشور رفع شود. ولي در اعتراضات، مي‌دانيد که نمي‌شود حرکتي در ايران شکل بگيرد ولي با مسائل سياسي مرتبط نباشد. زيرا دولت کاملا احاطه دارد و به مسائل مختلف مردم حتي در کوچکترين مسائل ابراز نظر مي‌کند، قانون تصويب مي‌کند و آيين‌نامه و ضوابط خاصي مي‌گذارد. پس هر کس در اين جامعه بخواهد اعتراضي بکند، مخاطبش دولت است. خواه ناخواه وقتي مخاطب دولت مي‌شود، مسئله سياسي مي‌گردد. چون ما به دولت اعتراض مي‌کنيم، به رييس جمهور اعتراض مي‌کنيم. به وزرا و به مجلس اعتراض مي‌کنيم.”

 معلمان ريشه مشکلات خود را در نظام مديريتي حاکم در دولت نهم و بخصوص در سيستم آموزش و پرورش مي‌ديدند و از جمله به محمود فرشيدي، وزير آموزش و پرورش، انتقاد داشتند که هم اکنون از مقام خود استعفا داده است. به گفته محمد داوري، که خود کارشناس ارشد مديريت آموزشي و مسئول کميته رساني سازمان معلمان است، مقامات دولت ايران اعتراض‌هاي معلمان و بيان خواستهاي صنفي آنان را به گونه‌اي منفي و در چارچوب ديدگاههاي خود تعبير کرده‌اند.

 محمد داوري مي‌گويد: “مديريت اقاي فرشيدي يک مديريت سنتي و يک مديريت مي‌شود گفت ايدئولوژيک است. اعتراض کردن در فضاي مديريت ايدئولوژيک آقاي فرشيدي هزينه‌هايي را ايجاب مي‌کرد، چون معترضين را متهم مي‌کردند به مخالفت با ايدئولوژي و موازين سنتي. تا حدي که يکي از معاونين آقاي فرشيدي گفته بود اينهايي که اعتراض کردند، معلم نبودند، اراذل و اوباش بودند.”

 تنبيه معلمان به خاطر درخواست حق خويش

 نزديک به ۳۰ هزار معلم معترض را که در برابر مجلس شوراي اسلامي گرد آمده بودند اراذل و اوباش خوانده‌اند؛ يعني مفاهيمي را به گروهي از فرهيختگان کشور اطلاق کرده‌اند که وظيفه تربيت کودکان و نوجوانان ايران را بر عهده‌ دارند. اين مفاهيم در طرح برقراري امنيت اجتماعي نيروهاي انتظامي استفاده مي‌شود و اعمال خشونت عليه گروههايي را که قرار است مهار شوند توجيه مي‌کند.

معلمان به غلبه مديريت ايدئولوژيک و سنتي در سطوح پايين‌تر سيستم آموزش و پرورش ايران نيز اعتراض داشته‌اند.

شماري از معلماني که از سال گذشته در حرکتهاي اعتراضي شرکت داشته‌اند، از دو طريق زير فشار قرار گرفتند. يکي از راه سيستم تخلف اداري خود آموزش و پرورش: برخي معلمان براي مدتي معلق از کار شدند و شماري از آنان هم حکم قطعي اداري دريافت کردند، اخراج شدند. همچنين از طريق قضايي، با دستگيري و احضار و محاکمه.

به گفته محمد داوري نزديک به ۵۰۰ پرونده عليه معلمان تشکيل شده بود.

شديدترين حکمي که تاکنون عليه يکي از معلمان معترض صادر شده، حکم سه سال زندان تعزيري براي عليرضا هاشمي، دبيرکل سازمان معلمان بوده است. اتهامهايي چون تشويش اذهان عمومي‌ و اقدام عليه امنيت ملي و تمرد از فرمان پليس اتهام مشترک اکثر فعالان صنفي معلمان بوده است.

هنوز هم گروهي از معلمان در انتظار برگزاري دادگاه يا دادگاه تجديد نظر خود هستند. حکم محکوميت ۹ معلم در همدان حلقه‌اي از زنجيره فشار و پيگرد معلمان معترض است. به نقل از خبرنامه امير كبير 

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 22:33  توسط معلمان سربدار  | 

سكوت تا كي؟

سلامي گرم به همه همكاران گرامي,

گذري در وبلاگها و سايتها داشتم و چشمم به مطلب كانون فرهنگيان دوخته شد. همينطور بر واقع قشر خود مرور مي كردم و در درونم افسوس مي خوردم كه چه بوديم و چه شديم. ما همان كساني بوديم كه وقتي يكي از همكارانمان مورد آزار و اذيت قرار مي گرفت, فورا دست به كار مي شديم و شكايت خود را به آقايان ابراز ميداشتيم,
ما همانهايي بوديم كه در روزگاري سخت كنار همكاران بازداشتي خود قرار داشتيم و تا آزادي آنها يكپارچه با برپايه تحصن .... خواستار رسيدگي به خواسته هايمان بوديم...

اما چه شد كه در اين ماههاي خطير روزه سكوت گرفتيم؟؟ آيا بايد همچنان به اين روند ادامه دهيم يا ميتوانيم مجددا همدلي و يكپارچگي خود را آغاز كنيم؟؟؟

حرف دل من و تو، حرف دل همه معلمان آزاده، منزلتي است از دست رفته، و رسالت من و تو احياي منزلت واقعي و ديرينه معلم است.

ما كه با خبرهايي نظير حبس تعزيزي براي آقاي حميد ساعدي در سنندج, 3 سال تبعيد به استان اردبيل براي آقاي اسكندر لطفي, احكام انفصالي براي هيئت كانون تهران و ...... مواجه مي شويم چه مي كنيم؟ نكنه دل خود را صابون زده ايم كه با رفتن فرشيدي همه چيز به قوت خود بر مي گردد و حقوق پايمال شده خود را باز مي يابيم؟

بارها و بارها گفته ايم, اگر ميخواست آبي از آنها گرم شود, از سالها پيش بايد به خواسته هاي ما رسيدگي مي شد. آقايان طي اين ماههاي اخير نه تنها گوش بدهكاري به صحبتهاي ما نداشتند بلكه فشارها را بر روي ما افزايش داده اند, احكام انفصال و اخراج و بازداشتها را افزايش داده اند و تازه بعد از ديدار 20 تن از نمايندگان فرهنگيان, قشر ما را به سكوت دعوت مي كنند.....

سكوت رضا نيست

خشم است و طغيان

و منتهاي يك سكوت طولاني

انقلابي ست ويرانگر و طوفاني

آري, همانگونه كه ميشود از فرزندان دانشجوي خود آموخت, ميتوان با اين پرده سكوت را شكست و از ميان غباره هاي سياه عبور كرد و صبح روشنايي را تقديم همكاران گرامي نمود. ما ميتوانيم اميد را به دل همه همكاران در بند و تبعيد برگردانيم و نداي آنها شويم...

ناصر جمشيدي انجمن فرهنگيان آزاد، آذر 86

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 23:23  توسط معلمان سربدار  | 

به نام خداوند جان وخرد

گزارش تحليلي شوراي هماهنگي تشكل هاي معلمان سراسركشور     

 

دولت مردان، نمايندگان، فرهنگيان

نشست چند باره تشكل هاي صنفي سراسركشور با دولت مردان و نمايندگان  مجلس  شوراي  اسلامي  بار ديگر  بي توجهي  دولت مردان، نمايندگان و مسئولان كشور را نسبت به وضعيت حقوقي، معيشتي، امنيتي، فرهنگي  و ارزشي معلمان به اثبات رساند.

مشكلاتي مانند اجراي قانون مديريت خدمات كشوري و نوشتن آيين نامهي اجرايي آن، رفع  كسري بودجه سال 87 آموزش و پرورش، رفع توقيف قلم معلم، به رسميت شناختن تشكل هاي صنفي سراسر كشور  و شوراي هماهنگي معلمان ايران، توجه به حق مسكن همه فرهنگيان، بيمه كارآمد، كمك هزينههاي نقدي و غير نقدي، توجه به معيشت فرهنگيان تا بالاي خط فقر، توسعه فكري و آزاديهاي فردي و گروهي ، رعايت حقوق شهروندي  و اجراي قوانين مصوب در مجلس شوراي اسلامي ،  شوراي عالي آموزش و پرورش و سازمانهاي جهاني حقوق بشر، اتحاديه جهاني معلمان و توجه به رفع مشكلات حقوقي و قضايي هزاران معلم در سراسر كشور كه هر روز به بهانههاي مختلف احضار مي شوند و احكام متفاوتي براي آنان صادر مي گردد، پرداختن به مسائل زيربنايي و علمي، تغييرات بنيادي و توسعه همه جانبه آموزش و پرورش، تحول در انديشههاي فكري و فلسفي  مسئولان و مديران ارشد، پاكسازي ستادهاي اجرايي واتاقهاي تصميم گيري از مردان متحجر، فرصت طلب، ساده انديش، رياكار،  متملق، قدرت طلب و مصلحت انديش  و استاندارد سازي همه جانبه آموزش و پرورش در زمينه  فضاهاي آموزشي، تربيتي، آزمايشگاهي، كارگاهي از جمله مسائلي است كه كانونهاي صنفي و تشكلهاي معلمان سراسر كشور نگران آن هستند.

عدم حضور كافي نمايندگان مجلس در جلسه روز سه شنبه6/آذرماه/86 تشكلهاي صنفي معلمان سراسر كشور با وجود دعوت رسمي آنان  نشان از فشارهاي زيادي است كه از طرف نيروهاي خاص بر آنان وارد شده و استقلال مجلس و نمايندگان را به خطر انداخته است.

ما نمايندگان معلمان سراسر كشور از اعتبار افتادن مجلس هفتم و ترس حاكم  بر فضاي  مجلس را نشانه  باور نداشتن دولت مردان و برخي نيروهاي خاص  به سخنان امام خميني (ره ) مي دانيم كه فرمودند: " مجلس در راس امور است "  و "  مجلس عصاره ملت است " .

نمايندگان تشكلهاي صنفي  معلمان سراسر كشور براي چندمين بار  باور كردند كه فضاي حاكم بر مجلس فضايي نيست كه نمايندگان بتوانند استقلال خود را حفظ كنند و از مصونيت سياسي خود براي دفاع از حقوق مردم و اقشار مختلف از جمله معلمان كشور استفاده نمايند. نمايندگاني كه قدرت شركت در جلسهاي با نمايندگان معلمان انقلابي و تشكلهاي صنفي را نداشته باشند چگونه ميتوانند از ارزشها و آرمانهاي انقلابي ملت ايران دفاع نمايند؟

اگرچه معلمان به اين باور رسيدهاند كه بعضي از نمايندگان وكيل‌الدوله شدهاند و به قسمي كه در مجلس براي دفاع از وزيري كه  مدافعان او نيز باورش نداشتند و مجبوربه استعفايش  نمودند، اعتباري قايل نشدند.

خبر استعفاي وزير آموزش و پرورش كه كانونهاي صنفي در همه بيانيههاي خود خواستار آن بودند نشانهی  شناخت درست معلمان از وضعيت آموزش و پرورش و نيروهاي حاكم بر آن است، كه معلمان قدرت واقعي و حقيقي خود را شناختهاند و با تفكر ات صنفي و سازماني از حقوق خود دفاع خواهند كرد و پيگير مطالبات صنفي، سياسي و فردي  خود خواهند بود.

ما به سرپرست جديد آموزش و پرورش توصيه مي كنيم كه از تكرار اشتباهات وزراي دولتهاي گذشته پرهيز كند و با شيوهي  خاص و مشخص به سازماندهي وضعيت موجود و حركت به سمت آموزش پرورش استاندارد، علمي، توسعه يافته، مدرن، با فلسفهاي هماهنگ از تاريخ ايران و هويت ملي و تلفيق آن با فرهنگ اسلام و جهان ،  كشتي طوفان زده آموزش و پرورش ايران را رهبري كند، و از تقليد كوركورانه اطاعت متحجرانه، مصلحت انديشي سازشكارانه، سياست بازيهاي گروه گرايانه و شعارهاي خود خواهانه پرهيز نمايد و با نگاهي ملي به همه نيروهاي متخصص بدون گرايشهاي سياسي خاص كه بنيان آموزش و پرورش ايران را به خطر انداخته است، با مديريت كلان و رعايت شايسته سالاري، تخصص گرايي، تجربه مداري و ايمان باوري عمل نمايد و از سرمايه بزرگ فكري يك ميليون و صد هزار فرهنگي و معلم  آگاه و فرهيخته جهت شكوفايي ايران عزيز، اعتلاي اسلام و توسعه فرهنگ و تمدن اسلامي - ايراني  بهره گيرد  و تشكيل بانك فرهنگيان، خبرگزاري مستقل آموزش و پرورش، مجلس معلمان ايران و تعاوني شدن صندوق ذخيره فرهنگيان را در دستور كار خود قرار داده و از يك جانبه گرايي به سمت نيروهاي خاص كاملا پرهيز نمايد.

پيشنهاد ميشود آقاي عليرضا علي احمدي،  ورود به حيطه خدمت به 15 ميليون دانشآموز و ميليونها خانواده ايراني را به بازي نگيرد و اگر  توان  اين كار بزرگ و خطير را ندارد از پذيرفتن سرپرستي و اداره اين وزرات خانهي ميليوني پرهيز نمايد.

شوراي هماهنگي  تشكلهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور  و كانونهاي صنفي معلمان ايران با توجه  به واقعيتهاي موجود  و شناخت كافي از مشكلات فراروي آموزش و پرورش  ايران پيشنهاد مي كند  دولت و مسئولان آموزش و پرورش  بايد  به خواستههاي عمومي معلمان كشور توجه  كنند و موارد زير را در دستور كار خود قرار دهند.

 

1- بودجه آموزش و پرورش در سال 87 با كارشناسي كامل و همه جانبه و بدون كسري  بسته شود ( حداقل 12هزار ميليارد تومان ) تا مديران آموزش و پرورش بتوانند  بدون دغدغه مالي به آموزش و پرورش و بر نامهريزيهاي كلان فرهنگي و زيربنايي اقدام نمايند.

2- با ايجاد معاونت  يا مشاورت  كانون هاي صنفي معلمان در وزارت خانه و سازمان هاي آموزش و پرورش سراسر كشور از نظرات معلمان و نهادهاي مدني براي اصلاح و توسعه آموزش و پرورش استفاده نمايند .

3- از سياسي كاري و يك جانبه گرايي در همه زمينه ها بخصوص انتصاب مديران پرهيز نمايند  و بدون ملاحظه كردن مسائل سياسي و جناحي خاص به حل مشكلات آموزش و پرورش بپردازند .

4- با ايجاد فضاي باز و پذيرش نقد و ارائه پيشنهادات معلمان سراسر كشور به بازسازي، اصلاح، توسعه و تغييرات اساسي و ساختاري آموزش و پرورش كمك نمايند.

5- از سركوب كردن نيروهاي وفادار، تاثير گذار، آگاه و متخصص، انقلابي و شجاع و مومن به آرمانهاي انقلاب و كشور كاملا پرهيز نمايند و شرايط لغو احكام غير قانوني صادر شده از طرف وزارت آموزش و پرورش و دادگاههاي تخلفات اداري معلمان فعال و اعضاي كانونهاي كانون صنفي سراسر كشور و شوراي هماهنگي را فراهم كنند تا معلمان با خوش بيني و اعتماد به مسئولان و مديران ارشد بتوانند آموزش و پرورش ايران را به شكوفايي لازم برسانند.

6- همان گونه كه آقاي رئيس جمهور در جمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت اعلام كردند از بودجه اي كه در اختيار دارند به تجهيز همه مدارس كشور بخصوص تجهيز آزمايشگاهها ، كارگاهها ، كتابخانه ها و رايانه اي كردن مدارس بپردازند  تا با مدرن شدن  مدارس و آماده شدن شرايط لازم آموزش و پرورش جايگاه واقعي خود را بدست آورد .

7- از ورود و تزريق نيروهاي خاص تحت هر عنواني در مدارس پرهيز شود تا معلمان دركمال آرامش و اطمينان به فراهم آوردن شرايط معنوي و روحي تلاشهاي علمي خود را مضاعف و مدارس ايران را به مدرسه زندگي، شادابي، علم جويي، خود باوري، اخلاقگرايي و دين باوري تبديل نمايند.

8- به قوانين مصوب مجلس  شوراي اسلامي، شوراي عالي آموزش و پرورش هئيت دولت و سازمانهاي جهاني احترام گذاشته و در عمل كردن به قوانين هيچ ملاحظهاي را در نظر نگيرند و بر اجرايي شدن قوانين پافشاري كنند كه از آن جمله به اجرا كردن دقيق لايحه مديريت و خدمات كشوري و نوشتن آيين نامه اجرايي و سرعت  بخشيدن به اجراي آن اقدام نماييد.

9- شرايط حساس  معلمان را درك و دو ماه  پاداش، 176 ساعت ضمن خدمت،  حق مناطق محروم، حق التدريسهاي مصوب، حق مسكن و رساندن حقوق بازنشستگان به بالاتر از خط فقر و ... مطالبات فرهنگيان را با درآمد فوقالعاده نفت پرداخت كنيد تا بوي نفت بر سفرههاي معلمان كشور خودي نشان دهد  و اميدي به آينده ايجاد كند.

10- از رياست جمهور محترم و سرپرست آموزش و پرورش مي خواهيم كه طبق قوانين مصوب و دفاع قضايي و حقوقي از معلمان از دادسراي انقلاب بخواهند تا پرونده قضايي اعضاي كانون صنفي معلمان و ديگر معلمان كشور به دادگاه تجديد نظر استان زير نظر رياست دادگستري استان تهران و مسئول حقوق شهروندي ارجاع شود تا عدالت در اين زمينه به اجرا درآيد و همه پروندههاي مربوط به معلمان در دادگاههاي تخلفات اداري آموزش و پرورش" كان لم يكن" تلقي شود و حكم برائت براي همه معلمان  فعال در كانونهاي سراسر كشور و شوراي هماهنگي صادر گردد .

لازم به تذكر است كه همراهي وهمكاري دولت مردان براي حل مشكلات فرهنگيان مي تواند اميد به شركت كردن اين عزيزان را در همه عرصههاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و انتخابات افزايش دهد.

با اين اميد كه انتخاب يا عزل بالاترين مقام اجرايي آموزش و پرورش با نظر معلمان كشور صورت گيرد.

 

دبير خانه شوراي هماهنگي

تشكلها، كانونها و انجمنهاي صنفي فرهنگيان سراسر كشور

 

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 23:48  توسط معلمان سربدار  | 

خلاصه‌اي از آنچه در فصل پاييز بر سر معلمان آمد.    

 

*** سوم / مهر/1386

براي دهها تن ازمعلمان شهرستان اسلام شهر بخاطر حضور دراعتصابات وتجمعات فروردين وارديبهشت ۱۳۸۶از ۱۵ تا ۴۰ هزارتومان کسرحقوق اعلام شد. اين کسر حقوق ها در فيش حقوقي شهريور ماه آنان اعمال شد.

 

****************************

*** چهارم /مهرماه/1386

صدور بيانيهاي از طرف كانون صنفي معلمان ايران(تهران) به مناسبت بازگشايي مدارس

در بخشي از اين بيانيه آمده است : ............بازداشت صدها معلم در 23 اسفند و فرستادن آن­ها به سلول­هاي انفرادي، ضرب و شتم معلمان در مقابل مجلس و وزارت آموزش و پرورش و در انظار عمومي، صدور احکام آماده به خدمت براي صدها معلم دلسوز، صدور احکام تبعيد براي فعالان صنفي، اخراج و بازنشستگي اجباري برخي از فعالان، احضار و برگزاري دادگاههاي تخلفات وانقلاب براي ده­ها فعال صنفي به ويژه اعضاي هيئت مديره تشکل­هاي صنفي در سراسر کشور و در انتها لغو مجوز فعاليت برخي از تشکل­ها از جمله اقداماتي بود که به منظور سرکوب حرکت حق­طلبانه معلمان ايران صورت گرفت، و اگر نبود پي­گيري و حمايت شما همکاران ارجمند قطعاً ادامه راه براي تشکل­هاي صنفي و نمايندگان شما در اين تشکل­ها غيرممکن مي­شد...

 

****************************

روزچهارشنبه4 روز از ماه مهرگذشته، آقايان: نادرقديمي، يوسف رفاهيت، يوسف زارعي، علي صادقي، هادي غلامي، جلال نادري، علي نجفي، مجيد فروزانفر ومحمود جليليان)  9 نفر از معلمان همدان درشعبه 106 دادگاه انقلاب اسلامي اين استان در طول سه ساعت يکجا محاکمه شدند.

اين دادگاه باحضور قاضي پرونده آقاي قادري نسب وآقاي خانجاني نماينده‌ي دادستان با قرائت متن کيفر خواست آغاز شد.

****************************

*** ششم/مهرماه/1386

دادگاه آقايان حسن رجبي و هوشنگ نجف آبادي در تاريخ 29/6/86 و آقاي هادي لطفي نيا در تاريخ 31/6/86  در شعبه 6 دادگاه انقلاب مشهد بر گزار شد ،اتهام نامبردگان به گفته ي قاضي پرونده " اقدام عليه نظام " مي باشد.

 

****************************

*** 12/مهرماه/1386

حكم۳سال تبعيد به استان مازندران براي آقاي حميدرحمتي يكي ازاعضاي موسس كانون صنفي معلمان شهرضامتولد۱۳۴۹دبير آموزش و پرورش باامضاي آقايان: سيد حسن تهراني،عبدالحسين چگيني پور و داود يعقوبيان فرد قطعي شد.

  در اين حكم آقاي رحمتي به جرم: ۱- شركت در تجمعات ،تظاهرات و تحصنات غير قانوني و تحريك به برپايي تجمعات، تحصنات و تظاهرات غير قانوني ۲-اهانت وهتك حيثيت به مسئولين ونشراكاذيب ۳- تعطيل خدمت در اوقات اداري.

****************************

*** 14/مهرماه/1386

علي حشمتي دبيركانون صنفي معلمان كرمانشاه به دادگاه انقلاب اين شهرستان احضار شد.

برابر احضاريه‌اي كه روز جمعه۱۳/مهرماه/۱۳۸۶ روز جهاني معلم به ايشان تحويل داده شد، بايستي ۲روز پس از رويت احضاريه خود را به شعبه ي۱۰دادگاه انقلاب اسلامي كرمانشاه معرفي كند، به گفته‌ي آقاي حشمتي دليل اين احضارشايد به خاطرتجمعات اسفند ۸۵ باشد. وي دراسفند ماه سال گذشته به مدت ۱۱ روز بازداشت شده بود

****************************

*** چهاردهم مهرماه 1386

آقاي عليرضا اكبري يكي ازاعضاي هيات مديره ي كانون صنفي معلمان ايران- تهران توسط دادگاه انقلاب اسلامي به مدت 2سال به حبس تعزيري محكوم شد.

آقاي پوربابايي كه به همراه آقاي پرويزجهانگيرراد وكالت چهارتن ازمعلمان فعال صنفي را برعهده دارند، در اين باره مي گويد: " به استناد بند (ب) مادهي 25 قانون مجازات اسلامي  حبس آقاي اكبري به مدت 2سال توسط دادگاه انقلاب به تعليق در آمده است."

 

****************************

*** 15/مهرماه /1386

***آقاي احمدي مديرعامل کانون معلمان تربت حيدريه توسط هيات بدوي آموزش و پرورش خراسان حکم۳ماه انفصال دريافت کرد.

*** سرکارخانم هايده شهيدي توسط هيات بدوي آموزش و پرورش خراسان به حکم کاهش يک گروه به مدت ۱ سال محکوم شد.

*** صدها نفر از معلمان تربت که به خاطر فرياد عدالتخواهي در اعتصابات و تجمعات ارديبهشت ۸۶ شرکت داشتند از يک روز تا سه روز با کسر حقوق روبرو شدند.

*** بسياري ديگراز فعالان صنفي تربت حيدريه به هيات بدوي احضار شدند.  

****************************

 

*** 15/مهرماه /1386

 شعبه ي 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران،آقاي حميد پوروثوق يكي ديگرازاعضاي هيات مديره ي كانون صنفي معلمان تهران رابه اتهام اجتماع وتباني به قصدبرهم زدن امنيت ملي كشور مستند به ماده ي 610قانون مجازات اسلامي به تحمل 4سال حبس محكوم نمود.

****************************

 

***16/ مهرماه/1386

آقاي محمود دلآسامروي ازمعلمان معترض صنفي شهرستان مشهد كه خواهان اجراي عدالت در پرداخت حقوق كاركنان دولت و بهبود وضعيت آموزش وپرورش مي باشد، توسط هيات بدوي آموزش وپرورش به كاهش يك دهم حقوق وفوق العاده شغل براي مدت1سال محكوم شد.

 

****************************

*** 17/مهرماه/1386

محكوميت دوعضو ديگرازكانون صنفي معلمان ايران

به گفتهي آقاي هوشنگ پور بابايي وكيل چند تن از معلمان،آقايان رسول بُداقي ومحمد رضا رضايي توسط شعبه ي 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران هركدام به۲ و ۳ سال حبس محكوم شدند، حكم نامبردگان به ترتيب براي ۲ و۳ سال طبق بند (ب)ماده ي ۲۵ قانون مجازات اسلامي به تعليق درآمد.

 

****************************

*** 18/مهرماه 1386

صدور بيانيه اي از طرف جمعي ازمعلمان همدان و اعلام حمايت آنان از همكاران هيات مديره ي كانون صنفي همدان.

 

****************************

*** 24/مهرماه/1386

رسول بُداقي عضو هيات مديره ي كانون صنفي معلمان ايران- تهران به حكم هيات بدوي شهرستانهاي استان تهران به دوسال كسر حقوق به ميزان ۱گروه شغلي (ماهانه ۴۵هزار تومان) محكوم شد.

اين حكم كه به امضاي۳ تن ازاعضاي هيات بدوي استان رسيده است، به جرم۱- شركت در تحصنات وتجمعات غيرقانوني فرهنگيان در مقابل مجلس شوراي اسلامي و خودداري از حضوردركلاس ۲- تشويق همكاران به شركت درتحصن غيرقانوني فرهنگيان و قرائت اطلاعيههاي غيرقانوني كانون صنفي معلمان.

 

****************************

*** 24/مهرماه/1386

به حكم دادگاه انقلاب اسلامي آقايان علي اكبرباغاني رئيس كانون صنفي معلمان تهران و نورالله اكبري عضو هيات مديره‌ي اين كانون هركدام به ۵ سال حبس محكوم شدند. حبس نامبردگان براي مدت ۵ سال به تعليق افتاد.

 

****************************

*** 25/مهرماه/1386

دادگاه محمدخاكساري كه براساس احضاريه ي پيشين مي بايست امروزچهارشنبه ۲۵/مهرماه/۱۳۸۶درشعبه ي ۱۵دادگاه انقلاب برگزارشود،بارديگر به روز۱۷/ آذر ماه/۱۳۸۶شعبه ي ۱۳دادگاه انقلاب موكول شد.

 

****************************

*** 30/مهرماه /1386

ارائه‌ي لايحه‌ي دفاعي آقاي محمود بهشتي به دادگاه انقلاب

****************************

 

*** 1/آبان ماه/1386

احكام صادرشده ازطرف دادگاه انقلاب مشهد براي معلمان خراسان

۱۶- هادي لطفي ۴ ماه حبس تعليقي براي ۳سال، قابل خريد به مبلغ ۱۰ ميليون ريال

۱۷- حسن رجبي۴ ماه حبس تعليق براي ۳سال، قابل خريد به مبلغ ۱۰ ميليون ريال

محروم از احرازهرگونه پست ستادي براي مدت ۴ سال

۱۸- ايرج توبيهاي نجفآبادي كاهش  يك گروه شغلي براي مدت ۲سال حكم قابل پژوهش 

۱۹- مهندس خواستار بازنشستگي زودهنگام با كاهش يک گروه شغلي به حكم هيات بدوي

****************************

 

*** ششم آبان ماه/1386

سيدمجتبا ابطحي عضو کانون صنفي معلمان خميني شهر

  به حکم هيات تجديدنظر(دادگاه اداري) وزارت آموزش و پرورش با کاهش يک گروه شغلي بطورقطعي بازنشست شد.اين حکم از آغاز صدور قابليت اجرادارد.

****************************

 

*** ششم ابان ماه/1386

هيات بدوي استان همدان بارديگردر يک اقدام ناپسند و با توسل به توجيحات شرعي براي آقاي اميراسديان يکي ازاعضاي پيشين هيات مديره ي کانون صنفي معلمان همدان اقدام به صدور راي نمود.

  اين هيات با استناد به بند (و) ماده ۹ تخلفات اداري (تشويش اذهان عمومي دانش اموزان ،سرودن شعر و نوشتن مقالات ادبي و تشويق آنان به فساد) اقدام به صدور حکم تنزل از رتبه‌ي دبيري به امور اداري بطوردائم نموده است.

****************************

احكام صادرشده براي معلمان تهران توسط دادگاه انقلاب اسلامي در فصل پاييز

۱- علي اكبر باغاني     ۵ سال حبس تعليقي

۲- نورالله اکبري         ۵ سال حبس تعليقي

۳- محمود بهشتي         ۴سال حبس تعليقي

۴- حميد پور وثوق       ۴سال حبس تعليقي

۵- محمد تقي فلاحي      ۴سال حبس تعليقي

۶- علي صفرمنتجبي      ۴سال حبس تعليقي

۷- كريم قشقاوي           ۳سال حبس تعليقي

۸- محمدرضا رضايي      ۳سال حبس تعليقي

۹- عليرضا اكبري        ۲سال حبس تعليقي

۱۰- رسول بُداقي          ۲سال حبس تعليقي

۱۱- محمد خاكساري  دادگاه ايشان به  ۱۷ آذرماه ۸۶ موكول شده

۱۲- محمود باقري  دادگاه ايشان به ۲۲ آبانماه ۸۶ موكول شد .

۱۳- عليرضا هاشمي   ۳ سال حبس تعزيري

۱۴- محمد داوري ۵ سال حبس تعزيري قابل تبديل به جريمهي نقدي۵۰ ميليون ريال

۱۵- علي پورسليمان  دادگاه ايشان براي بار سوم به آينده موكول شده است.

 

****************************

*** يازدهم آبان ماه 1386

آقاي اسماعيل اكبري عضو كانون صنفي معلمان خميني شهربه حكم هيات بدوي استان اصفهان به اتهام :

۱- شركت درتجمعات واعتصابات.

۲- نشراكاذيب .

۳- اهانت به مقدسات.

     به مدت ۳ سال به بخش پيربَـــكرون ازتوابع بخش لنجانات استان اصفهان تبعيد شد.

اين حكم، در تاريخ ۸آبانماه/۸۶به آقاي اكبري ابلاغ شده، و قابل اعتراض مي باشد.

 

****************************

*** 12/آبان ماه/1386

صدور بيانيه‌ي كانون صنفي معلمان كرمانشاه و محكوم كردن انحلال كانون صنفي خود از طرف استانداري كرمانشاه در بخشي از اين بيانيه آمده است:

الحق كه تناقض نازيبا و پارادكس نابجايي است. نازيباست زيرا خاموش كردن صداي عدالت خواهي، زيبنده ي گستره‌اي نيست كه قانونش منبعث از چشمه سار زلال شريعت مقدس اسلام باشد. نابجاست زيرا كه عدالت مي گويند ولي عدالت خواهي را برنمي تابند و دادخواهي را بيداد و قانون شكني مي نامند.

****************************

*** 13/آبان ماه/1386

آقاي ستار زارعي دبير آموزش و پرورش شهرستان خميني شهر به حكم دادگاه تجديد نظر (دادگاه اداري) به ۱۰ماه انفصال از خدمت قطعي محكوم شد.

اتهامات آقاي زارعي 1- تعطيل خدمت در اوقات مقرر اداري

2-  شركت در تظاهرات، تحصن و اعتصاب، وتحريك به تظاهرات، تحصن واعتصاب

3- اعمال و رفتار خلاف شئون شغلي(اشتغال به بقالي(

****************************

*** 17/آبان ماه/1386

دادگاه تجديدنظرتهران براي حميدمجيري يكي از فعالان صنفي كانون معلمان خميني شهر حكم قطعي3سال تبعيد به استان يزد صادركرد.خاك يزد كوير است اما انديشه هاي مردم آن ديارسبزسبزاست.

دادگاه تجديدنظرطي حكمي اتهامات حميدرا چنين يادآورشده است.

1- تحريك به اعتصاب وتجمع

2- حضوردرتحصن وتظاهرات

3- تعطيلي خدمت درساعات اداري

4- اهانت به مسئولين

5- نشراكاذيب

****************************

*** 17/آبان ماه/1386

براي آقاي نورالله برخوردار عضوهيات مديرهي كانون صنفي معلمان خميني شهرازطرف شعبه ي۲ دادگاه تجديدنظرتهران حكم ۲ سال تبعيد به استان كهگيلويه وبويراحمدصادرشد.

اتهامات آقاي برخوردار :

۱- شركت درتجمعات وتظاهرات

۲- تحريك به تجمع وتظاهرات

۳- ترك محل خدمت درساعات مقرراداري

۴- هتك حرمت مسئولين

 آقاي برخوردار از اتهام بند ۴ بصورت تعليقي تبرئه شد.

****************************

*** 20 آْبان ماه /1386

صدور حكم 4سال حبس براي آقاي محمود بهشتي بازرس كانون صنفي معلمان تهران

****************************

*** 20 /آبان ماه/1386

حكم قطعي تبعيد آقاي مختار اسدي از فعالان صنفي شهرستان كرج به شهرستان شهريار، صباشهر و شاهد شهر صادر شد.

****************************

*** 22/آبان ماه/1386

دادگاه نهايي سيد محمود باقري عضو هيات مديره‌ي كانون صنفي معلمان ايران- تهران  سه شنبه ۲۲/آبانماه/۱۳۸۶درشعبه ي ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامي درخيابان دكترشريعتي خيابان معلم برگزارمي شود،آقاي باقري از۲۲فروردين ماه۱۳۸۶تا ۲۲ ارديبهشت ماه ۱۳۸۶ به  مدت ۳۳ روز دربند ۲۰۹اوين در زندان انفرادي بسربرد.

همان روز

دادگاه آقاي محمودباقري عضوهيات مديره‌ي كانون صنفي معلمان ايران كه قراربود در روزسه شنبه ۲۲آبانماه ۱۳۸۶برگزارشود، به خاطرعدم حضورنماينده‌ي دادستان برگزارنشد، به گفته ي مسئولين شعبه ي ۱۵دادگاه، تاريخ بعدي برگزاري درآينده به آگاهي وكيل ايشان خانم منيژه محمدي خواهدرسيد.

 

****************************

*** 25/آبان ماه/1386

دادگاه انقلاب براي روز يكشنبه 20/8/1386 ساعت ۹ صبح آقاي علي اكبري پرورش را احضار كرده بود.ايشان پس از حضور درشعبه ي مربوطه به:

۱- اقدام عيله امنيت ملي

۲- شركت در تجمع

3- تمرد از دستور پليس متهم شد.

 

****************************

*** 29/آبانماه/1386

حكم 3ماه انفصال از خدمت براي آقاي پيمان نودينيان معلم تبعيد شده ي كردستاني توسط آموزش وپرورش استان زنجان قطعي شد.

 

****************************

*** 30/آبان ماه/1386

حكم ۲سال تبعيدآقاي نورالله برخوردار به استان كهگيلويه و بويراحمد همچنين حكم ۱۰ ماه انفصال ازخدمت آقاي ستارزارعي، هر دو از كانون صنفي معلمان خميني شهر،كه ازطرف هيات بدوي ودادگاه تجديدنظراداري تاييدشده بود. توسط ديوان عدالت اداري توقيف شد.

****************************

*** 30/آبانماه/1386

ممنوع التدريس شدن علي باقري عضو هيات مديره ي كانون صنفي معلمان رشت به حكم هستهي مركزي گزينش سازمان آموزش و پرورش استان گيلان و با امضاي آقاي قربانپور

****************************

 

6/آذرماه/1386

روزسه شنبه 6/آذرماه/1386 نمايندگان تشکلهاي سراسرکشور به دعوت نمايندگان جناحهاي مختلف  در درون کاخ مجلس دور هم جمع شدند، دراين نشست که بنابود نمايندگان همه ي جناحها حضور داشته باشند، تنها 3 تن از نمايندگاني که خود را اقليت اصلاح طلب مجلس معرفي کردند.حاضربه رويارويي با نمايندگان معلمان کشورشدند.اين نشست که ازهفتهها پيش برنامه ريزي  شده بود با دو ساعت تاخير بالاخره در ساعت 14 برگزارشد.

 

****************************

 

20/ آذرماه/1386

در شعبه ي 106 دادگستري استان همدان، توسط قاضي اين شعبه به نام حجه الاسلام قادري نسب روي هم 91 روز زندان براي 9تن از معلمان همدان هر كدام 91 روز به نامهاي محمود جليليان، يوسف رفاهيت، يوسف زارعي، علي صادقي، هادي غلامي، مجيد فروزانفر، نادر قديمي، جلال نادري و علي نجفي صادرشد.

اضافه براين احكامي از سوي هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش همدان به شرح زير صادر شد.

1- نادرقديمي 5 سال تبعيد به خراسان جنوبي،2ماه تعليق ازخدمت،10روز زندان انفرادي در ارديبهشت،محروم ازهرگونه  تحصيل

2-يوسف زارعي 3 سال تبعيد به استان ايلام،2ماه تعليق ازخدمت،10روز زندان انفرادي در ارديبهشت،محروم ازهرگونه  تحصيل

3- هادي غلامي يكسال انفصال از خدمت،2ماه تعليق ازخدمت،10روز زندان انفرادي در ارديبهشت،محروم ازهرگونه  تحصيل

4- يوسف رفاهيت كسر2گروه به مدت يك سال،2ماه تعليق ازخدمت،10روززندان انفرادي درارديبهشت،محروم ازهرگونه  تحصيل

همچنين توسط  آقايان: محسن جام بزرگ،محمدرضا رعدوعليرضا صادقي اعضاي هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان همدان براي شمار بسياري از معلمان معترض حكم توقيف كتبي بادرج در پرونده، براي 10 تن ديگر 2 تا 8ماه انفصال از خدمت صادر شده است،

مسئولان ادارات آموزش وپرورش نواحي مختلف 1-عباس حسني محتشم،رئيس ناحيه ي يك همدان، اعظم بهرامي، رئيس ناحيهي 2 آموزش و پرورش همدان 3- غلامرضا احمدي مدير آموزش و پرورش بهار 4- محمود نقوي رئيس آموزش وپرورش فامنين 5-محمدي پيرايش رئيس آموزش وپرورش شهرستان رزن نيز بيكار ننشسته واز اين خوان گسترده بي نصيب نماندند،آنها نيز حقوق 700 نفر از معلمان را از50،000 ريال تا 2،000،000ريال برداشتند.

هم اكنون نيز در مدارس ادارات 19گانهي آموزش وپرورش استان، فضاي سنگين امنيتي و حراستي حاكم بوده وكمترين سخن، و انتقاد و اعتراض با واكنش تهديدآميز مسئولان و برخي واحدهاي درون و بيرون آموزش وپرورش همراه است،ا ما فرهنگيان اين استان درراه اجراي عدالت واحياي منزلت واقعي معلمان كشوراستواروراست قامت ايستادهاند. برداشت از كانون تهران

 

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 0:25  توسط معلمان سربدار  | 

سرپرست وزارت آموزش و پرورش:

عليرغم ميل باطنيم به اين وزارتخانه آمدم!

 

سرپرست وزارت آموزش و پرورش گفت: معلمان براي بهبود وضعيت كاري و شغلي پيشنهاد دهند و وزارتخانه به بهترين و كاربردي‌ترين پيشنهاد معلمان جايزه مي‌دهد.


به گزارش خبرنگار «آموزش و پرورش» ايسنا، دكتر علي احمدي در جمع تعدادي از معلمان ايلام با اعلام اين مطلب افزود: من عليرغم ميل باطني خود به اين وزارتخانه آمدم و هم اكنون نيز آماده‌ام كه مشكلات را در كنار راه حل‌هاي پيشنهادي شما بشنوم.


وي عدالت زمينه‌ساز شكوفايي استعداد افراد خواند و ابراز اميدواري كرد: معلمان بيش از پيش از خلاقيت‌هاي خود براي پيشبرد امور بهره بگيرند.

گفتني است، با حضور سرپرست وزارت آموزش و پرورش، 39 طرح آموزشي با 73 كلاس با اعتباري معادل30 ميليارد ريال به بهره‌برداري رسيد.

آموزش‌وپرورش در سيطره دولت سايه!

علی شکوهی

وزيرآموزش‌وپرورش بركنار شد، وزيري كه اساسا نبايد وزير مي‌شد اما به دليل نوع نگاعلي شكوهيه رئيس‌جمهوري، به وزارت رسيد و سرانجام با خواست همان رئيس‌جمهور، مجبور شد مستعفي شود.

وقتي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري شد، براي انتخاب همكارانش در دولت، به سراغ كساني رفت كه سابقه مديريتي در دولت‌هاي خاتمي و هاشمي رفسنجاني نداشته‌ باشند و اين يكي از شعارهاي دولت جديد بود كه قصد دارد خانه‌تكاني كند و نسل جديدي از مديران اجرايي را به صحنه بياورد. اين اقدام، از نيازهاي دروني انقلاب است و بايد انتقال بين‌نسلي قدرت در درون جبهه انقلاب را يك ضرورت دانست، اما در عين حال، احترام و اعتماد به نسل بزرگي از مديران استراتژيك و كلان‌نگري كه با روش تجربه و خطا و با هزينه ملت، در طي حدود سه دهه گذشته در كشور تربيت شدند و فارغ از گرايش‌هاي سياسي و تمايلات حزبي، به درد كشور مي‌خورند، ضرورت مهم ديگر است و اوج ضعف مديريت و كج‌سليقگي سياسي است اگر از گردونه مديريت كشور كنار گذاشته شوند و جاي آنان را كساني بگيرند كه صرفا ارتباط حزبي و گروهي يا ارتباط دوستي با برخي صاحبان قدرت دارند.

در آموزش ‌و پرورش پس از اقدام غيرقابل دفاع مرتضي حاجي در حذف معاونت پرورشي از ساختار وزارتخانه، نيازمند وزيري توانمند و داراي برنامه و باسابقه‌ بوديم كه دستگاه آموزش ‌وپرورش را از اساس متحول كند و با احياي درست و اصولي معاونت پرورشي، كار پرورشي و آموزشي را در هم بياميزد و شان و جايگاه اين وزارتخانه را در تربيت نيروي انساني آينده كشورارتقا بخشد. در عمل رئيس‌جمهوري به سراغ چنين افرادي نرفت و كساني مثل علي‌اصغر فاني ـ سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش در آغاز كار احمدي‌نژاد كه شايسته اين مسئوليت بودند - عملا از دستگاه آموزش‌وپرورش، كوچ كردند. در اين شرايط، فرشيدي به وزارت رسيد و هرچند يك بار در مجلس استيضاح هم شد اما در نهايت با خواست رئيس‌جمهوري از كار كناره گرفت.

درباره عملكرد فرشيدي در دوران وزارت و وضعيت آينده اين وزارتخانه، نكاتي چند وجود دارد كه از باب توجه به مهمترين و اصلي‌ترين موارد، برخي از آنها را متذكر مي‌شوم.

1ـ فرشيدي براي اداره اين وزارتخانه، دست پري نداشت و بدون يك برنامه كارآمد و موثر وارد ميدان شد. از نظر سابقه مديريتي هم در حد و قواره اين وزارتخانه پرمسئله نبود. طبعا براي رسيدن به پست وزارت، اصلي‌ترين عامل موثر براي او، گرايش سياسي به دولت و پذيرش برخي پيش‌شرطهاي رئيس‌جمهوري و دوستان وي از سوي فرشيدي بود كه افرادي چون فاني، حاضر به پذيرش آن شرايط نشده بودند. اصلي‌ترين اين پيش‌شرطها، تصفيه وسيع و گسترده نيروهاي متمايل به دولت‌هاي قبلي در وزارت آموزش‌وپرورش بود. اين كار نيز صورت گرفت و علاوه بر چهره‌هاي سياسي متمايل به خاتمي و هاشمي رفسنجاني، بسياري از نيروهاي مستقل و مديران نخبه و كارآمد نيز تنها به اين دليل كه در طيف دولت قرار نداشتند، كنار گذاشته شدند. تشخيص اين امر نيز بر عهده يك كانون سياسي هوادار دولت در درون وزارتخانه گذاشته شد كه دولت سايه محسوب مي‌شد و عملا وزير و معاونان وي، از اين كانون قدرت حساب مي‌بردند و نظراتشان را به اجرا در مي‌آوردند.

حاصل اين عملكرد كاملا سياسي در حيطه وزارت آموزش‌وپرورش، تغيير كامل مديران ستادي و مديران سازمانها و ادارات بود و تركش اين رفتارها، دامن كارشناسان و نيروهاي كارآمد مستقل را هم گرفت. البته اين گونه تغييرات را در دولت قبلي هم شاهد بوديم اما اين بار يك اتفاق ديگر هم افتاد و آن ممنوعيت بكارگيري اين نيروهاي تصفيه شده در حوزه‌هاي ديگر بود به گونه‌اي كه هيچ جايي جز تدريس در مدرسه براي آنان باقي نماند. البته مدتي بعد، موج دوم تغييرات هم آغاز شد و برخي از مديراني كه از سوي فرشيدي و دوستان وي به كار دعوت شده بودند، نيز مشمول غضب شدند و به دلايلي از جمله مطيع كامل نبودن، كنار گذاشته شدند. واقعيت اين است كه تقريبا تمام يكي دو سال گذشته به همين تغييرات مديريتي گذشت و تقريبا كار بايسته‌اي براي ايجاد تغييرات بنيادين در آموزش‌وپرورش صورت نگرفت.

2- احياي دوباره معاونت پرورشي و تربيت بدني، يكي از اقداماتي بود كه كاملا انتظار آن مي‌رفت. پيشنمازي معاون پرورشي و تربيت بدني شد و كارش را در شكل‌دهي به اين معاونت با يك سلسله مطالعات و مشورتهاي تخصصي آغاز كرد. نوع نگرش وي به كار تربيتي تاحدودي قابل توجه است، اما در دستگاهي كه مديريت آن را فرشيدي برعهده داشت، اين نگاه مستقل، چندان طرفداراني نيافت. يكي از موانع مهم براي عملياتي شدن اين نگاه، به نگرش حزبي و تنگ‌نظرانه همان كانون قدرت و دولت سايه مستقر در وزارت آموزش‌وپرورش مربوط است كه همچنان مانع بكارگيري عناصر توانمند مستقل در حيطه امور تربيتي مي‌شوند. كار تربيتي در آموزش‌وپرورش، نمي‌تواند بازگشت به دوران گذشته باشد و پس از تجربه دوران فترت، اينك بايد شكل و شمايل تازه‌اي پيدا كند و متناسب با نيازهاي نسل جديد، سامان يابد. اين امر بدون داشتن سعه‌صدر در درون آموزش‌وپرورش و بدون بكارگيري هزاران نيروي توانمندي كه از كار كنار گذاشته شده‌اند و جذب هزاران مربي تازه‌نفس و كارآشنا، ناشدني است. فرشيدي و ديگر كساني كه چون او مي‌انديشند و عمل مي‌كنند، هرگز گزينه مناسبي براي احياي منطقي و روزآمد امور تربيتي نبوده و نخواهند بود.

3ـ از مشكلات مهم فرشيدي در مديريت وزارت آموزش‌وپرورش، به رسميت نشناختن نهادهاي مستقل صنفي و سياسي فرهنگيان بود. در دوران مديريت مرتضي حاجي، وي يك فرد مطلع را مامور ارتباط با اين تشكلهاي صنفي فرهنگيان كرده بود و همين تعامل منطقي و مثبت، باعث شد كه يكي از بحرانهاي مهم را پشت سر بگذارد. متاسفانه از آغاز كار فرشيدي در وزارت آموزش‌وپرورش، وي هيچ اعتنايي به اين تشكلها نكرد ـ شايد به خاطر تبعيت از نگرش حاكم بر دولت ـ و در مقابل اعتراضها و تحصنهاي آنها، راه مقابله و نفي در پيش گرفت. نتيجه اين شد كه تقريبا همه تشكلهاي صنفي معترض، غيرقانوني و ممنوع‌الفعاليت شدند و با دستگيري و محاكمه و اخراج دهها تن از مسئولان اين تشكلها و معلمان معترض، يك آتش زير خاكستر فراهم شد كه معلوم نيست اگر دوباره شعله‌ور شود، به چه ميزان خسارت به همراه خواهد آورد. اين سخن به اين معنا نيست كه در تمام اين اعتراضات، حق با تشكلهاي صنفي است و هيچگونه تخلفي از سوي آنان صورت نگرفته است اما بي‌ترديد امنيتي كردن فضاي آموزش‌وپرورش و دستگيري و محاكمه و محكوم كردن بسياري از معلمان دلسوز و زحمتكش و ايجاد هراس در ميان آنان، بدترين اقدامي است كه مي‌تواند از يك دولت و مدير فرهنگي سر بزند. اين اقدامات غلط بايد از طريق به رسميت شناختن تشكلهاي صنفي و سياسي فرهنگيان و تعامل مناسب با آنان و نقض محكوميت‌هاي اداري و قضايي دستگيرشدگان فرهنگي، جبران شود و دولت از جمله با همكاري اين نهادهاي مدني خودجوش، به حل معضلات آموزش‌وپرورش اقدام كند كه شدني است.

4ـ براي اداره وزارت آموزش‌وپرورش، تنها بايد به درون اين وزارتخانه اميد بست و وزيري كه از بيرون اين مجموعه براي وزارت معرفي شود، موفق نخواهد شد. گفته مي‌شود معرفي علي ‌احمدي به عنوان سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش، با اين هدف صورت گرفته است كه وي بعدا به عنوان وزير به مجلس معرفي شود. بنده ضمن ارادت شخصي به ايشان، بر اين باورم كه علي‌احمدي به دليل نداشتن سابقه كار و مديريت در اين وزارتخانه، با مسائل اين حوزه، عميقا آشنا نيست و مجموعا موفق نخواهد شد. اگر دولت نمي‌تواند به سراغ نيروهاي توانمند و كارآمد مستقل برود و مثلا از دكتر علي‌اصغر فاني براي پذيرفتن اين مسئوليت دعوت كند، دستكم بايد كسي را به عنوان وزير، جايگزين فرشيدي كند كه با كار اين وزارتخانه از مدرسه تا ستاد وزارتخانه، آشنا باشد و طرح و برنامه داشته و در ميان مجموعه نيروهاي اين وزارتخانه، مقبول‌تر باشد.

5 ـ نمي‌توانم از ذكر يك نكته ديگر خودداري كنم. با روي كار آمدن فرشيدي و به هنگام تغيير مديران آموزش‌وپرورش، تقريبا در سراسر كشور شاهد برخي برخوردهاي غيراخلاقي بوده‌ايم. معمولا يكي دو ساعت يا يك روز مانده به تغيير يك مدير، به او اطلاع داده مي‌شد كه خود را براي يك جلسه معارفه و توديع آماده كند و مدير مربوطه نيز در اوج غافلگيري،‌ به اين ماجرا تن مي‌داد. ظاهرا خود فرشيدي هم مشمول همين روش شد و در حالي كه سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش از يك ماه و نيم قبل در جريان اين تغيير و تحول بود و خود را براي تحويل گرفتن وزارتخانه آماده مي‌كرد، اما خود فرشيدي در فاصله‌ زماني اندك ـ شايد چند ساعته و چند دقيقه‌اي ـ مجبور به استعفا و انجام خداحافظي شد.

تبعيد اسكندر لطفي و دادگاه محمد خاكساري

امروز شنبه ۱۷/آذرماه/۱۳۸۶ دادگاه آقاي محمد خاكساري مديرمسؤول هفته نامهي توقيف شدهي قلم معلم و عضو بازرسان كانون صنفي معلمان تهران در شعبه ي ۱۳ دادگاه انقلاب اسلامي به وكالت آقاي عبدالفتاح سلطاني برگزارشد، اتهامات آقاي خاكساري

۱- اقدام عليه امنيت كشور

۲- تبليغ عليه نظام با استفاده از هفته نامهي قلم معلم بيان شده است.

نتيجهي دادگاه قراراست، درآينده به آگاهي وكيل و متهم وي برسد.

 

. . . همچنين

حكم ۳ سال تبعيد به استان اردبيل براي آقاي اسكندر لطفي دبير كانون صنفي معلمان كردستان توسط دادگاه اداري تاييد شده و قرار است، از رزوهاي آينده اين حكم به اجرا درآيد.

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

 <