تبليغاتX
صداي معلمان كوير سربداران
وبلاگ اطلاع رساني اخبار صنفي آموزش و پرورش

 

عيد قربان مبارك

 

ãäÊÞã ÒåÑÇ (Ó)ãäÊÞã ÒåÑÇ (Ó)ãäÊÞã ÒåÑÇ (Ó)ãäÊÞã ÒåÑÇ (Ó)ãäÊÞã ÒåÑÇ (Ó)   

 

عيد سعيد قربان

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

اين عيد بر همه دوستان عزيز مبار ك باد.

 

 

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 22:26  توسط معلمان سربدار  | 

درس عشق و آزادي

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 21:20  توسط معلمان سربدار  | 

نامه معلم تبعيدي( حميد مجيري ) خطاب به رييس جمهور    

رياست محترم جمهور جناب آقاي احمدي نژاد

با احترام

بي‌گمان از ويژگيهاي يک حکومت دموکرات و آزاد که شما در دانشگاه کلمبيا و سخنراني بي‌نظير خود از آن گفتگو کرديد مي‌تواند يکي نيز اين باشد که: براي مشارکت در رشد و توسعه و بالندگي کشور و پرهيز از وارد آمدن هزينههاي گزاف آزمون و خطا در دستگاههاي مختلف، نهادهاي مستقل و مدني خارج از حاکميت و اتحاديهها و تشکلهاي سياسي و غير سياسي (صنفي) را به رسميت شناخته و تقويت کرد و از مشاورت ايشان در حل مشکلات استفاده نمود. در چارچوب قانون محترم اساسي؛ بسترهائي که اين اتحاديهها و تشکلها بوجود مي‌آورند مطالبات و خواستههاي جامعه را طرح کرده دولت و مجموعه حاکميت را از اين مطالبات و درخواستها آگاه مي‌سازند.

رياست محترم جمهور

 مطالبات بحق فرهنگيان- که حضرتعالي در روز معلم با افتخار بر دستان يکي از ايشان بوسه زديد- از دير باز معلمان اين سرزمين کهن را تحت فشارهاي سنگين اقتصادي و اجتماعي قرار داده و ايشان را زير خط فقر نگهداشته است و پس از چندين سال پيگيري قانونمند و مدني در ديدار با مسئولين درخواستهايشان را که بسيار بيشتر از رياست جمهوري و دولت شماست به گوش ايشان و منتصبان شما رساندهاند اما در دولت مهرورز و عدالت گستر شما؛ نمايندگان معلمان اکنون با قهرآميزترين و ناعادلانه ترين احکام اداري و قضائي مواجه گشتهاند.

جناب آقاي احمدي نژاد

در تجمعات معلمان در برابر مجلس شوراي اسلامي که در رأس همه امور است- و برخورد نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي که تعجب و تأسف همگان را به همراه داشت- يکي از خواسته هاي معلمان اين بود که وزير محترم آموزش و پرورش شايستگي و توانمندي سکان داري وزارتخانه‌اي با اين حجم و گستردگي نيروي انساني بالفعل و بالقوه در توليد انديشه و علم را ندارد. وزارتخانه‌اي که يکي از وزارتخانههاي کليدي شما در شعارهاي انتخاباتي تان نيز بوده است. هيئتهاي تخلفات اداري ادارات؛ سازمانها، و وزارتخانه آموزش و پرورش يکي از اتهامات فعاليت صنفي را طرح شعار عدم شايستگي وزير سابق براي ادامه تصدي وزارت آموزش و پرورش دانسته با استناد به آن پيراهن عثمان بهانه ساختند؛ شمشير کين خواهي برکشيدند و احکام سنگين اداري مانند انفصال؛ تقليل گروه؛ بازنشستگي پيش از موعد و جابجائي محل خدمت (تبعيد) صادر فرمودند. استيضاح وزير سابق در مجلس محترم شوراي اسلامي از يک سو و از سوي ديگر چند ماه پس از آن که حضرتعالي تازه به اين مهم واقف شديد و سرپرستي وزارتخانه را به ديگري سپرديد، نشان از درک درست و تشخيص صحيح تشکلهاي صنفي از درخواستشان داشت بي‌شک رايزني و مشورت با کانونهاي مستقل فرهنگيان و تشکلهاي صنفي معلمان که از ارکان جامعه آزاد و دموکرات و مدني هستند مي‌توانست شما را در انتخاب سرپرست جديد ياري نمايد و از آزمون و خطائي ديگر در وزارتخانة آموزش و پرورش مصون دارد.

 رئيس محترم جمهور

قطعاً يکي از خواستههاي معلمان اين مرز و بوم کهن و بي شک همه ملت ايران انتخاب فردي شايسته و توانمند در رأس وزارتخانه آموزش و پرورش است که تحقق اين مهم در تربيت و بالندگي نوجوانان و جوانان و در نهايت رشد و توسعه کشور بي تأثير نخواهد بود و اين امر ميسر نخواهد بود مگر آنکه شما پيش از همه با فرهنگيان و نمايندگان ايشان در تعامل بوده همانگونه که توهين کنندگان خود را در دانشگاه کلمبيا با سعه صدر تحمل فرموديد و در نهايت از ايشان دعوت به عمل آورديد به معلمان و نمايندگانشان که در رشد و توسعه و پيشرفت کشور تلاش داشته و با حداقل امکانات تمام توان خود را براي آن بکار بسته اند براي يکبار هم که شده لبيک گفته و در يکي از جلسات ايشان که بي‌گمان از آنهمه توهين و افترا و ناسزا خبري نخواهد بود به سخنانشان گوش داده و به سؤالات ايشان پاسخ دهيد.

جناب آقاي احمدي نژاد

آنگونه که فرمودهاند:

دير شده است، طفل انتظار پير شده است، دل صبر از اين شيوه سير شده است اگر ايران است؛ اگر ايمان است، اگر کرامت انسان است، اگر خرد و برهان است مي‌پرسم:

آيا کسي را انديشه‌ي معلمان هست؟              کجاست شير دلي کز بلا نپرهيزد.

استان يزد- معلم در تبعيد: حميد مجيري

  

 

 

                          اللهم عجل لوليك الفرج 

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:41  توسط معلمان سربدار  | 

معلمان به خاطر طرح خواسته‌هاي صنفي مجازات مي‌شوند!        

راديو دويچه وله آلمان : شماري از معلماني که از سال گذشته در تلاش براي احقاق حقوق صنفي خود بوده‌اند به شيوه‌هاي گوناگون مجازات مي‌شوند. اخيراَ، ۹ نفر از اعضاي کانون معلمان همدان که در اعتراض‌هاي صنفي معلمان شرکت داشتند محکوم به تحمل ۹۱ روز حبس شده‌اند.

معلمان ايران از جمله اقشاري هستند که با داشتن تشکل خود توانسته‌اند در يک سال اخير خواستهاي صنفي‌شان را در سطح جامعه مطرح کنند. اما طرح اين خواستها با پذيرش دولت ايران روبرو نشده، برعکس به معلمان فعال اتهامهايي چون تشويش اذهان عمومي زده شده است. ۹ نفر از اعضاي کانون معلمان همدان نيز که در اعتراض‌هاي صنفي معلمان شرکت داشتند محکوم به تحمل ۹۱ روز حبس شده‌اند.

 در فروردين ماه سال ۱۳۸۶ ماموران امنيتي ۹ تن از معلمان شهر همدان را بخاطر شرکت در حرکتهاي اعتراضي صنفي در اين شهر دستگير کرده و روانه زندان کردند. آقايان يوسف زارعي، مجيد فروزانفر، جلال نادري، يوسف رفاهيت، هادي غلامي، نادر قديمي، علي نجفي، محمود جليليان و علي صادقي ۹ معلمي بودند که براي ۹ روز در سلول انفرادي نگاه داشته شدند.

 به گزارش کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر شعبه ۱۰۶ دادگاه جزايي همدان اين ۹ معلم همداني را محکوم به ۹۱ روز حبس کرده است. اين حکم در روز پنجشنبه ۲۳ آذر ماه ۱۳۸۶ به متهمان ابلاغ شد. در اين حکم اتهام معلمان را ؛ تشويش اذهان عمومي از طريق تشويق ساير معلمان به اعتصاب غيرقانوني، تعطيلي مدارس، تجمع و تحصن غيرقانوني و نشر اطلاعيه با توجه به گزارش اداره اطلاعات” عنوان کرده‌اند.

 خواست‌هاي مشترک معلمان

 معلمان در ايران خواستهاي مشترکي را در حرکاتي اعتراضي از بهمن ماه سال ۱۳۸۵ تا کنون مطرح کرده‌اند. در کانون خواست آنها بهبود وضعيت معيشتي‌شان است. بر کسي پوشيده نيست که حقوق معلمان در ايران با توجه به ميزان تحصيلاتي که به طور معمول دارند، در سطح کارشناسي يا کارشناسي ارشد، و نيز وظيفه مهم تعليم و تربيتي‌شان، نسبت به ديگر شاغلان کم است.

زماني که دولت ايران از مجلس شوراي اسلامي خواستار استرداد لايحه‌اي شد به نام “لايحه مديريت خدمات کشوري” معلمان در سراسر ايران، از جمله در همدان و نيز در تهران دست به تظاهرات زدند. قرار بود که با اين لايحه هماهنگي‌اي در سطح درآمدها بوجود آيد و در نتيجه ميزان درآمد معلمان افزايش يابد، چيزي که در بسياري از کشورهاي پيشرفته جهان امري است بديهي. طبق نموداري که سايت اينترنتي متعلق به معلمان آلمان jaik منتشر کرده است، در کشوري مثل آلمان درآمد يک معلم به اندازه درآمد يک مهندس عمران در بخش عمومي است.

معلمان به عنوان يکي ازآگاهترين اقشار جامعه تشکلهاي صنفي خود را دارند. البته به گفته محمد داوري، عضو شوراي مرکزي سازمان معلمان ايران، همه معلمان طبيعتا عضو اين تشکلها نيستند، تشکلهايي چون کانون صنفي معلمان و سازمان معلمان. اما “دراين موضوع، حداقل در بحث معيشتي قضايا و مشکلات حرفه‌اي و صنفي معلمان، اکثر معلمان هماهنگ‌اند، حتي اگر در تشکيلات صنفي-مدني معلمان عضو هم نباشند، در اين موضوع همگام و همراهند.”

سياسي‌شدن مسائل صنفي

اگر چه معلمان درصدد بودند که تنها خواستي صنفي را بيان کنند، اما حرکت صنفي آنها تبديل به حرکتي سياسي شد. محمد داوري درباره علت سياسي شدن حرکت معلمان توضيح مي‌دهد: “آنچه که مد نظر دوستانمان بود، فقط مسائل صنفي و معيشتي و به طور خاص اجراي لايحه مديريت کشوري و نظام پرداخت هماهنگ حقوق بود، با اين تصور که تبعيض موجود نظام حقوقي کشور رفع شود. ولي در اعتراضات، مي‌دانيد که نمي‌شود حرکتي در ايران شکل بگيرد ولي با مسائل سياسي مرتبط نباشد. زيرا دولت کاملا احاطه دارد و به مسائل مختلف مردم حتي در کوچکترين مسائل ابراز نظر مي‌کند، قانون تصويب مي‌کند و آيين‌نامه و ضوابط خاصي مي‌گذارد. پس هر کس در اين جامعه بخواهد اعتراضي بکند، مخاطبش دولت است. خواه ناخواه وقتي مخاطب دولت مي‌شود، مسئله سياسي مي‌گردد. چون ما به دولت اعتراض مي‌کنيم، به رييس جمهور اعتراض مي‌کنيم. به وزرا و به مجلس اعتراض مي‌کنيم.”

 معلمان ريشه مشکلات خود را در نظام مديريتي حاکم در دولت نهم و بخصوص در سيستم آموزش و پرورش مي‌ديدند و از جمله به محمود فرشيدي، وزير آموزش و پرورش، انتقاد داشتند که هم اکنون از مقام خود استعفا داده است. به گفته محمد داوري، که خود کارشناس ارشد مديريت آموزشي و مسئول کميته رساني سازمان معلمان است، مقامات دولت ايران اعتراض‌هاي معلمان و بيان خواستهاي صنفي آنان را به گونه‌اي منفي و در چارچوب ديدگاههاي خود تعبير کرده‌اند.

 محمد داوري مي‌گويد: “مديريت اقاي فرشيدي يک مديريت سنتي و يک مديريت مي‌شود گفت ايدئولوژيک است. اعتراض کردن در فضاي مديريت ايدئولوژيک آقاي فرشيدي هزينه‌هايي را ايجاب مي‌کرد، چون معترضين را متهم مي‌کردند به مخالفت با ايدئولوژي و موازين سنتي. تا حدي که يکي از معاونين آقاي فرشيدي گفته بود اينهايي که اعتراض کردند، معلم نبودند، اراذل و اوباش بودند.”

 تنبيه معلمان به خاطر درخواست حق خويش

 نزديک به ۳۰ هزار معلم معترض را که در برابر مجلس شوراي اسلامي گرد آمده بودند اراذل و اوباش خوانده‌اند؛ يعني مفاهيمي را به گروهي از فرهيختگان کشور اطلاق کرده‌اند که وظيفه تربيت کودکان و نوجوانان ايران را بر عهده‌ دارند. اين مفاهيم در طرح برقراري امنيت اجتماعي نيروهاي انتظامي استفاده مي‌شود و اعمال خشونت عليه گروههايي را که قرار است مهار شوند توجيه مي‌کند.

معلمان به غلبه مديريت ايدئولوژيک و سنتي در سطوح پايين‌تر سيستم آموزش و پرورش ايران نيز اعتراض داشته‌اند.

شماري از معلماني که از سال گذشته در حرکتهاي اعتراضي شرکت داشته‌اند، از دو طريق زير فشار قرار گرفتند. يکي از راه سيستم تخلف اداري خود آموزش و پرورش: برخي معلمان براي مدتي معلق از کار شدند و شماري از آنان هم حکم قطعي اداري دريافت کردند، اخراج شدند. همچنين از طريق قضايي، با دستگيري و احضار و محاکمه.

به گفته محمد داوري نزديک به ۵۰۰ پرونده عليه معلمان تشکيل شده بود.

شديدترين حکمي که تاکنون عليه يکي از معلمان معترض صادر شده، حکم سه سال زندان تعزيري براي عليرضا هاشمي، دبيرکل سازمان معلمان بوده است. اتهامهايي چون تشويش اذهان عمومي‌ و اقدام عليه امنيت ملي و تمرد از فرمان پليس اتهام مشترک اکثر فعالان صنفي معلمان بوده است.

هنوز هم گروهي از معلمان در انتظار برگزاري دادگاه يا دادگاه تجديد نظر خود هستند. حک