

تحصن معلمان شيراز در اعتراض به عدم پرداخت حقالتدريس
در پي عدم پرداخت مطالبات معوقه معلمان و به خصوص حق الزحمه اضافه تدريس آنان، و به دنبال مراجعات مكرر همكاران به ادارات آموزش و پرورش و عدم نتيجه گيري، امروز يكشنبه 30/10/86 در يك حركت خودجوش جمعي از معلمان شيراز از حضور در كلاسهاي درس خودداري كرده و اقدام به تحصن در جلو ادارات آموزش و پرورش نمودند.
تجمع كنندگان در شعارهاي خود خواستار پرداخت هرچه سريعتر مطالبات معوقه و خود و اجراي هر چه سريعتر نظام پرداخت هماهنگ حقوق كاركنان دولت شدند.
لازم به يادآوري است كه از ابتداي سال تحصيلي(مدت چهارماه) حقالزحمه اضافه تدريس معلمان در اكثر استانها پرداخت نشده و مسئولين امر هيچ گونه قولي براي پرداخت سريع آن نميدهند.

دلايل استعفاي فرشيدي از زبان فرشيدي شخص رئيس جمهوري به من دستور دادند که استعفايم را نوشته و به وي تقديم نمايم.
استعفا را بر من تکليف نمودند و مرا مجبور به کناره گيري نمودند.
ناگفتههاي بسياري دارم که در فرصت مناسب آن را در اختيار افکار عمومي قرار خواهم داد.
آوردن شخصي خارج از مجموعه آموزش وپرورش براي سرپرستي ( پيش زمينه وزارت) توهين مستقيم به بيش از يک ميليونويکصد هزار فرهنگي است
در عرض يک روز از نظر دنيوي از فرش به عرش رسيدم.
***********************************
در شب 13/10/86 حدود ساعت 21 در باشگاه رفاهي فرهنگيان واقع در خيابان کارگر ... ناگهان چهرهي آشنا، غمگين و پژمردهي وزير سابق آموزش و پرورش را ديدم و با تعجب جلو رفتم. طبق رويه ي هميشگي به دنبال ارضاي حس کنجکاويم برآمدم، سلام و احوالپرسي مختصري نمودم، وي که در جمعي براي ضيافت شام[آمده] بود مدام مورد سؤال اطرافيان قرار ميگرفت، ناگهان سؤالي که مدتها ذهنم را مشغول نموده بود در وجودم تداعي گشت و بيمقدمه از او پرسيدم فلسفهي استعفاي ناگهاني شما چه بود؟
از روي تاسف سري تکان داد و گفت در واقع استعفا را بر من تکليف نمودند و مرا مجبور به کناره گيري نمودند. در جلسه اي که با شخص رئيس جمهوري داشتم به من دستور دادند که استعفايم را نوشته و به وي تقديم نمايم.
اين جواب هاي صريح وزير مستعفي مرا قانع نکرد با سماجت بيشتري در خواست نمودم که شفافتر سخن بگويد که وي عنوان داشت ناگفتههاي بسياري دارم که در فرصت مناسب آن را در اختيار افکار عمومي قرار خواهم داد.
وي اضافه کرد اين امر يعني؛ آوردن شخصي خارج از مجموعه آموزش و پرورش براي سرپرستي (پيش زمينه وزارت) توهين مستقيم به بيش از يک ميليون و يک صد هزار فرهنگي است[يعني] در ميان اين جمع کثير، شخصي که توانايي وزارت در اين مجموعه را داشته باشد در بين فرهنگيان نيست؟!
وزير سابق آموزش و پرورش ادامه داد که روح قيم مابي در مجموعه دولت به شدت وجود دارد و اين تفکر به شکل بسيار خطرناکي در حال گسترش است.
سوال نمودم اکنون مشغول چه کاري هستيد که وي با خندهاي تلخ پاسخ داد پس از پايان امتحانات ترم اول مدارس جهت تدريس به مدرسه مي روم، وي عنوان داشت انسان دورنگر و عاقل آن کسي است که اين چنين روزهايي را پيش بيني کند، چرا که در عرض يک روز از نظر دنيوي از فرش به عرش رسيدم. خداحافظي نمود و همان طور که 21ماه قبل گمنام آمده بود گمنام نيز باشگاه فرهنگيان را در حالي که به شدت از سئوالات و سماجت[حاضرين] خسته شده بود ترک نمود. منبع: هفته نامه نواي وقت کرمانشاه شماره 98 سه شنبه18 دي ماه86
نظر همكاران صداي معلم
به فرض صحت محتواي اين گزارش؛ قابل تامل است كه از نظر وزير سابق؛ چگونه است كه وقتي شخصي خارج از مجموعهي آموزش و پرورش براي سرپرستي وزارت معرفي شود به فرهنگيان توهين مي شود آن هم مستقيم! اما زماني كه به معلمان باتوم مي زدند و مقابل مجلس شوراي اسلامي با اسپري فلفل از ايشان پذيرايي مي شد ايشان ككشان هم نگزيد كه بماند، وقيحانه اين مساله را انكار كردند!
هر چند با اين نظر ايشان موافقم كه آيا واقعاً در ميان اين جمع کثير فرهنگي، شخصي که توانايي وزارت در اين مجموعه را داشته باشد نبود؟! حال چرا اينك كه كنار گذاشته شده اند دايه ي مهربان تر از مادر شده اند، خود جاي ترديد است.
ياد سخن شهيد رجايي افتادم، آن جا كه گفت: "نگذاريد پُستها؛ پَستمان كند!"
اللهم عجل لوليك الفرج

حسين؛ بيش از آب، تشنه لبيك بود!
**********************
حسين؛ بيش از آب، تشنه لبيك بود، اما افسوس كه بجاي افكارش، زخم هاي تنش را نشانمان دادند. و بزرگترين دردش را بي آبي معرفي كردند.
***********************
شهادت در فرهنگ ما، در مذهب ما، يک حادثه خونين و ناگوار نيست در مذاهب و تاريخ هاي اقوام، شهادت عبارت است از قرباني شدن قهرمانان که در جنگها بدست دشمن کشته شدهاند و اين، يک حادثه غم انگيز مصيبت باري است و نام اين کشته شدگان شهيد و مرگشان شهادت. اما در فرهنگ ما شهادت مرگي نيست که دشمن ما بر مجاهد تحميل کند، شهادت مرگ دلخواهي است که مجاهد، با همه آگاهي و همه منطق و شعور و بيداري و بينايي خويش، خود انتخاب مي کند!
حسين را نگاه کنيد از شهر خويش بيرون ميآيد زندگيش را رها مي کند و بر ميخيزد تا بميرد! زيرا جز اين سلاحي براي مبارزه خويش براي رسوا کردن دشمن و براي دريدن اين پردههاي فريبي که بر آن قيافه کريه نظام حاکم زدهاند ندارد. براي اينکه اگر نميتواند دشمن را بشکند، لااقل به اين وسيله رسوا کند، اگر نمي تواند قدرت حاکم را مغلوب سازد آنرا محکوم کند. تقريرات

اللهم عجل لوليك الفرج

هاشمي: برخورد با معلمان به هيچ وجه منطقي نيست.
دادگاه تجديد نظر تهران، حکم سه سال حبس تعزيري عليرضا هاشمي، دبيرکل سازمان معلمان ايران، را تاييد کرد.
بر اساس گزارشها، در صورت متوقف نشدن اين حکم، دبير کل سازمان معلمان بايد در روز ۱۹ بهمن ماه به زندان برود.
آقاي هاشمي در جريان تجمعهاي مسالمت آميز معلمان در مقابل مجلس شوراي اسلامي در اسفند ماه سال گذشته خورشيدي بازداشت و حدود ۲۰ روز در بند ۲۰۹ اوين زنداني شد.
معلمان دراين تجمعها و نيز اعتصابات خود، خواستار بهبود شرايط زندگي خود شده بودند. اما اين در خواستها با برخورد امنيتي - قضايي مواجه شد و صدها تن از معلمان بازداشت و پس از آن، دهها تن از آنان با مجازاتهايي چون کاهش حقوق، تبعيد، انفصال از خدمت و زندان مواجه شدند.
عليرضا هاشمي در گفت و گو با راديو فردا در مورد تاييد حکم سه سال زندان خود توسط دادگاه تجديد نظر و مشکلات معلمان و برخورد دولت با آنان توضيحاتي ارائه کرده است:
راديو فردا: آقاي هاشمي، دادگاه تجديد نظر، حکم سه سال حبس تعزيري شما را تاييد کرده است. نظر خودتان در اين خصوص چيست؟
*** برخوردهايي که در گذشته، پس از آن حوادث با من و تعداد زيادي از همکارانم انجام گرفت، به هيچ عنوان منطقي و قابل پذيرش نيست. از تغيير محل خدمت، انفصال موقت، قطع حقوق و همچنين دادگاه انقلاب که در حکم اوليه خود، من را به سه سال حبس تعزيري محکوم کرد. البته انتظار مي رفت اين حکم در دادگاه تجديد نظر اصلاح شود، که متاسفانه اين دادگاه حکم اوليه را تاييد کرد.
راديو فردا: در ماههاي گذشته، برخي از مقامها، حرکت اجتماعي معلمان را که مسالمت آميز و در جهت برآورده شدن خواستههاي صنفي معلمان بود، به عنوان حرکت نرم از سوي دشمن و يک نوع حرکت ضد دولتي قمداد کردند. آيا اين حرکت ضد دولتي بود و يا اينکه حرکتي خودجوش به شمار مي رفت؟
*** حرکتي که توسط فرهنگيان انجام گرفت، کاملا خودجوش بود و با توجه به وضعيت معيشتي و زندگي آنها صورت گرفت و به هيچ عنوان دست دشمن و يا افرادي خارج از کشور يا مخالفان دولت در اين قضيه وجود نداشت، متاسفانه به نظر مي رسد تحليلهايي که توسط بعضي از مقامها درموضوع انجام مي گيرد، مسئله را دچار سوء تفاهم کرده است و حرکت هاي معلمان، امنيتي قلمداد شدهاند و ظاهرا برخوردهايي هم که صورت مي گيرد، منطبق بر آن تحليل است که به نظر ما، کاملا اشتباه است و معلمان چيزي جز حل مشکلات خاص خود را نمي خواهند.
راديو فردا: با توجه به حکم سه سال حبس تعزيري که براي شما صادر شده است، قصد داريد که چه اقداماتي را در زمينه حقوقي و قضايي انجام دهيد؟
*** مسئولين ذيربط، به طور شفاهي به ما قول داده بودند که مسئله حل خواهد شد. اما متاسفانه چنين نشد و ما باز هم درهفتههاي آينده، به رايزنيهاي خود با مسئولين ادامه خواهيم داد و از طريق اداره نظارت و پيگيري قوه قضاييه هم لايحه دفاعي ديگري را تنظيم خواهيم کرد و انشاءالله سعي خواهيم کرد که مسئله به صورت مسالمت آميز حل شود و احتياجي به اعتراضهاي ديگر نباشد.
راديو فردا: به نظر مي رسيد که با قول هاي سرپرست وزارت آموزش و پرورش در زمينه رسيدگي به معلمان، برخورد قضايي با فعالان حقوق معلمان، از جمله شخص شما، متوقف شود، فکر مي کنيد چگونه مي توان به حقوق معلمان رسيدگي کرد؟ آيا با اين احکامي که عليه شما و ساير فعالان حقوق معلمان صادر شده است، اين موضوع امکان پذير است؟
*** انتظار ميرفت که با آمدن آقاي احمدي، مسايل در مسير خوبي حل شوند، اما ظاهرا اينگونه نيست. سازمان معلمان ايران در نامهاي که در روز ۲۶ دي ماه براي دفتر آقاي احمدي فرستاد، تقاضاي ملاقات و بحث در مورد همين موضوع را کرده است که اميدواريم آقاي احمدي به عنوان سرپرست وزارت آموزش و پرورش اين فرصت را در اختيار نمايندگان تشکلها بدهد که از نزديک مسايل را با ايشان مطرح کنند و براي مشکلات، راه حلهاي لازم را بيابند تا انشاءالله در آينده شاهد تنشهاي جديدي در آموزش و پرورش نباشيم.
راديو فردا: آيا صدور احکام اداري و انضباطي مانند کسر حقوق، انفصال از خدمت و تبعيد به همراه زندان ميتواند مانع ادامه فعاليت صنفي معلمان ايران شود؟
*** حرکتي که معلمان انجام دادند، بر اساس وظيفهاي است که بر دوش خود حس مي کنند و حتي آن را حق خود مي دانند. من فکر نمي کنم که اينگونه احکام بتوانند مانع فعاليتهاي آينده معلمان شود. حالا ممکن است براي مدتي کوتاه، سکون و سکوت برقرار شود، اما به طور قطع، ما شاهد حرکتهاي جديد فرهنگيان خواهيم بود که در چهارچوب قانون، منافع و مصالح خود را پيگيري خواهند کرد و مسئولان موظف به پاسخگويي و حل مشکلات معلمان هستند. بهروز کاروني راديوفردا به نقل از خبرنامه اميركبير
نظر كاربران :
واي بر آن جامعهاي که قشر فرهنگي، اساتيد دانشگاه، دانشجويان، انديشمندان آن يا بايد ترک وطن کنند و يا زنداني باشند! اين است نهايت استبداد !
*** فرزاد
اين برخوردها نميتواند فرياد عدالتخواهي معلمان را خاموش كند، سكوت حاكم موقتي است، دولت بايد منتظر شعله ور شدن اين آتش زير خاكستر باشد.
***************************************
آخرين خبر اين كه :
فريده غيرت، وکيل عليرضا هاشمي، دبيرکل سازمان معلمان، در خصوص خبر محکوميت قطعي موکل خود درج توضيحات زير را خواستار شد: « حکم صادره در دادگاه تجديد نظر مبني بر تاييد سه سال زندان براي عليرضا هاشمي در روز ۱۹ دي ماه به اينجانب ابلاغ شد. طبق قانون ميتوان از آن حکم با دارا بودن شرايط خاص اعاده دادرسي را تقاضا کرد که مهلت اين تقاضا تا يک ماه پس از تاريخ اين ابلاغ ميباشد و در صورت موافقت با تقاضا، دستور رسيدگي مجدد داده خواهد شد».
خبر تاييد محکوميت دبيرکل سازمان معلمان در شعبه ۳۶ دادگاه تجديد نظر و جزئيات آن از جمله ابلاغ حکم به وکيل واين جمله « به گفته وکيل، اگر تلاش براي توقف حکم به نتيجه نرسد روز ۱۹ بهمن ماه ، دبيرکل سازمان معلمان بايد به زندان برود». اين خبر توسط عليرضا هاشمي در تماس با خبرنگار نوروز بيان شده بود.

اللهم عجل لوليك الفرج

گفتگو با حميد پور وثوق دبير كل كانون صنفي معلمان ايران *** آقاي پوروثوق همانطور كه خودتان هم درجريان امورهستيد، به تازگي كانونهاي صنفي دچار نوعي دوگانگي شدهاند، برخي از همكاران براي رسيدن به يك آموزش و پرورش دلخواه و با انگيزه كه تامين معيشت معلمان نخستين گام رسيدن به آن است، براين باورهستند كه، فعالان صنفي بايد كوششهاي خود را بطور صنفي / سياسي ادامه بدهند و برخي ديگر از فعالان اين انديشه را نميپذيرند، و بر اين باورهستند، كه تشكلهاي صنفي طبق اساسنامه بايد فقط صنفي بمانند. بطور كوتاه عرض كنم، دوجبههي روشن ميان معلمان فعال خودنمايي مي كند، جبههي صنفي در كنار جبههاي به نام صنفي/ سياسي .
ديدگاه شما در اين باره چيست؟
پوروثوق: پيش ازهر توضيحي عرض كنم، من هيچ اعتقادي به حركت صنفي /سياسي ندارم، وجود حركتهاي صنفي/ سياسي به عنوان بخشي از زندگي اجتماعي و سياسي جوامع در دوران مدرن به امري كم و بيش عادي تبديل و تقريبا همهي جوامع به گونهاي با اين پديدهها روبرو هستند، حركت صنفي/ سياسي از گونههاي مختلف رفتار جمعي است، و با وجود اين ويژگي حركتهاي سياسي و حركتها ي صنفي داراي تفاوتهاي ماهيتي، ساختاري و كاركردي مي باشند.
در حركتهاي صنفي، روابط ميان طرفدران فقط به احزاب، نهادها و سازمانها متكي نيست، بلكه به شبكهي وسيعي از روابط غير رسمي ميان همكاران هم انديشان، و دوستان بستگي پيدا مي كند، و نهادهاي حكومتي به راحتي نميتوانند، آنان را از پيش روي بردارند.