
سياست فشار دولت و
نزول خواستههاي معلمان !!!
معلمان در اعتراضات و اعتصابات سالهاي قبل دنبال چه بودند و اكنون دنبال چه هستند؟!
با نگاهي به روند اعتراضات و اعتصابات معلمان در سالهاي قبل، ميبينيم كه دلايل فريادهاي اعتراضي معلمان نزول داشته و در حالي كه سالهاي قبل معلمان به اصل حقوق و دريافتي خود معترض بوده و خواستار ارتقاي وضعيت معيشت خود و اجراي لايحه نظام هماهنگ پرداخت بودند، در پي فشارهاي بيش از حد دولت مهرورز و برخوردهاي امنيتي با معلمان، اكنون اعتراضات و اعتصابات پراكنده معلمان در سراسر كشور، به دليل پرداخت نشدن مطالبات معوقه و همان حقوق ناچيز قبلي آنان است، در چنين شرايطي و با توجه به تورم لجام گسيخته موجود، كه رتبه اول در خاورميانه و رتبه سوم دنيا را دارد و رقم واقعي آن مشخص و شايد قابل محاسبه نيست، دولت اعلام مينمايد كه ميزان افزايش حقوق كاركنان دولت، البته كاركنان عادي دولت، فقط 6% خواهد بود.
حال در اين وضعيت كه به نظر ميرسد دولت با سياست، اعمال فشار بيشتر توانسته خواستههاي معلمان را محدود كرده و تحت كنترل خود درآورد، نقش كانون صنفي در هماهنگ كردن معلمان بايد پررنگتر باشد، در حالي كه در بيانيه صادره از جانب كانون معلمان صنفي مدني، هيچگونه هماهنگي با كانونهاي سراسر كشور مشاهده نميشود و برنامههاي اعلام شده مختص تهران و قم بوده و براي ساير شهرستانها برنامهاي در نظر گرفته نشده است، ضمن اين كه دليل مشخصي براي حضور بر مزار مرحوم خانعلي و شهيد مطهري اعلام نشده است.
مطلبي كه قبلا هم ما به آن اشاره كرده بوديم اين است كه كانونهاي صنفي بايد دنبال رسميت بخشيدن به فعاليتهاي خود باشند، در غير اين صورت عملا نميتوانند فعاليت مهمي انجام دهند و بابت همين فعاليتهاي اندك هم مواخذه خواهند شد.


ادامه اعتصاب معلمان!
شماري از معلمين شهرستانهاي كرج و شهريار از روز شنبه به علت پرداخت نشدن مطالباتشان در كلاس درس حاضرنمي شوند.
حاضر نشدن اين معلمين در كلاسهاي درس در دو روز گذشته مدرسههاي كرج و شهريار را به حال نيمه تعطيل درآورده است.
اين معلمين معترض اضافه كار و حق التدريس خود را از آبان سال گذشته دريافت نكرده و با مشكلات بسياري مواجه هستند. لازم به ياد آوري است كه كانون حمايت از حقوق معلمان نيز در بيانيهاي اعلام كرده است در صورتي كه تا 27 فروردين حقوق معلمها پرداخت نشود اعتصاب سراسري در كشور برگزار خواهند كرد.
معلمين در همه جاي ايران دردهاي مشترك دارند وهمين دردها آنها را پاي تحصن مي آورد.
همچنين جمعي از دبيران و معلمان آموزش و پرورش منطقه قرچك از توابع شهرستان ورامين روز سه شنبه در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و اضافه كار خود مقابل اداره آموزش و پرورش اين شهر دست به تجمع صنفي زدند.
به گزارش خبرنگارايرنا، تجمعكنندگان كه شمارآنها حدود ۱۰۰ نفر بود، خواستار پيگيري مسئولان آموزش و پرورش قرچك در خصوص عدم پرداخت مطالبات خود از سازمان آموزش و پرورش استان تهران شدند.
آنان پرداخت نشدن حق التدريس، اضافه كار، حق معاونت و وعدههاي تحقق نيافته مسئولان را از جمله دلايل اين تجمع صنفي اعلام كردند.
يكي از معلمان تجمعكننده با انتقاد از مسئولان وزارت آموزش و پرورش گفت: سال گذشته اعلام كردند كه مطالبات معلمان در دهه مبارك فجر پرداخت ميشود اما تاكنون پرداخت نشده است.
وي كه خواست نامش فاش نشود، گفت: مسئولان مربوطه بايد دغدغههاي معلمان را درك كنند.
رئيس اداره آموزش و پرورش منطقه قرچك در اين خصوص به خبرنگار ايرنا گفت: تاكنون بارها مطالبات معلمان را به اطلاع مسئولان رسانديم و آنها را در جريان درخواست اين قشر قرار دادهايم.
"عليرضا گلزاري"افزود: مساله پرداخت مطالبات دبيران بارها از سوي مسئولان منطقه پيگيري شده و درآخرين اظهارنظر مسئولان سازمان آموزش و پرورش استان تهران مقرر شد حداكثر تا هشت روز آينده كليه مطالبات معلمان پرداخت شود.
وي ميزان مطالبات دبيران آموزش و پرورش منطقه قرچك را بيش از 20 ميليارد ريال اعلام كرد.
بر پايه اين گزارش، دبيران و معلمان تجمعكننده پس از شنيدن اظهارات مسئولان آموزش و پرورش قرچك و پيگيري موضوع براي حل مشكلات آنان به تجمع خود پايان دادند.
معلمان معتقدند كه وعدههاي پوچ وزير آموزش و پرورش براي جلوگيري از اعتصابات سراسري هفته معلم بوده است، كه گوش معلمان از اين وعدهها پر است.

حكم جديد براي باقري!
عضو هيئت مديره کانون

بر اساس قانون حکم دادگاه بايد به صورت کتبي به آدرس متهم ارسال شود ولي متاسفانه عليرغم اصرار آقاي باقري براي اجراي اين قانون دادگاه از اين حق اوليه سر باز زد و وکلاي ايشان با مراجعه حضوري به دادگاه حکم مربوطه را رويت نمودند باقري از رزمندگان جبهههاي جنگ بوده و بارها به عنوان نمايندهي معلمان و معلم نمونه منطقه خود شناخته شده است.
متن حکم صادره:
در خصوص اتهام آقاي محمود باقري فرزند ماشاء ا... داير بر اجتماع و تباني به قصد بر هم زدن امنيت کشور که با توجه به گزارشات سازمان اطلاعات استان تهران و اقارير صريح متهم در مراحل اوليه و دادسرا و اظهارات متناقض او در دادگاه و اين که نامبرده با تشکلهاي کانون صنفي معلمان و شاخه فرهنگيان حزب مشارکت و سازمان معلمان ايران فعاليت داشته و پس از دستگيري برخي از عناصر فعال صنفي سياسي فرهنگيان در جريان تجمع غير قانوني 23/11/85 نامبرده به عنوان عضو هيات مديره در ايام بازداشت آنان اقدام به فعاليتهاي گسترده در راستاي اطلاع رساني پيرامون تحرکات اعتراضي نموده و زمينهي برگزاري نشست 10/1/86 شوراي غير قانوني موسوم به هماهنگي تشکلهاي صنفي فرهنگيان سراسر کشور در تهران که منجر به صدور بيانيهي تحريکآميز دعوت به تحصن و تجمع فراهم آورده است با توجه به ديگر شواهد و قرائن موجود بزهکاريش محرز است و لذا به استناد ماده ي 610 قانون مجازات اسلامي به تحمل 3 سال حبس محکوم و با توجه به وضعيت شغلي و رعايت بند ب ماده 25 قانون مجازات اسلامي حبس صادره به مدت 5 سال تعليق مي گردد. اما در خصوص اتهامات ديگرش دائر بر اخلال در نظم عمومي و تمرد مقابل امنيت و فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي با توجه به محتويات پرونده و انکار متهم و فقد دليل اثباطي به استناد اصل 37 قانون اساسي راي به برائت صادر مي گردد. حکم صادره حضوري و ظرف 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجديد نظر تهران است.
توضيحات خانم گيتي پورفاضل وکيل آقاي باقري در مورد اين حکم :
ü قانون اساسي در صدر قوانين است و حتي اگر قوانيني تنظيم شوند که بر خلاف اين اصول باشد از نظر اعتبار باطل و تمام احکامي هم که بر مبناي آن صادر مي شود باطلند و ما هر چه فرياد مي زنيم که اينها بر خلاف قانون اساسي است به جايي نمي رسد. بسياري از اين اصول مانند اصول 19 و 23 و27 و38 منجز هستند و من مي توانم به عنوان يک حقوقدان بسياري از اين اصول را نام ببرم که بر خلاف قانون مادر است.
اصل 27 قانون اساسي مي گويد تشکيل اجتماعات و راهپيمائيها بدون حمل اسلحه به شرط آنکه مخل مباني اسلام نباشد آزاد است.
اين اجتماع معلمان کجا بر خلاف مباني اسلام بوده؟ آيا شعاري بر عليه اسلام گفته شده؟! آنها با سياست هم کاري نداشته اند. گفتهاند به حقوق ما رسيدگي کنيد. وقتي که بدون حمل سلاح است مجوز نياز ندارد. همين که تقاضاي مجوز شد و مراحل اوليه را انجام دادند کافي است اجتماع معلمين جنبه سياسي نداشته و کاملا صنفي بوده و براي اين بوده که اضافه کنند به حقوقشان. با توجه به تورمي که بوده است و دارد کمرشان را مي شکند. با اين که اصلا سياسي نبوده اينها را فرستادهاند دادگاه انقلاب !!
ü در مورد اجتماعات بايد گفت دولتها بايد از آن پند بگيرند و ببينند مردم چه دوست دارند و چه مي خواهند و حرفشان چيست. زندان و قرار مجرميت با قرارهاي سنگين وثيقه نمي تواند پاسخ مناسبي باشد.
بسياري از انجمنهاي صنفي مجوز ندارند و دارند کار مي کنند و ngo هاي ديني بسياري هستند که دارند کار مي کنند بدون اينکه داراي مجوز باشند به هر حال يک بام و دو هوا که نمي شود. وقتي که از وزارت کشور تقاضا مي شود و همه چيزهم مهياست و همه مدارک هم داده شده حق ندارند که مجوز ندهند.
ü از آنجا که فعاليت آقاي باقري و سايرين صنفي بوده و در فعاليت صنفي شعاري بر خلاف امنيت حکومت داده نشده که جرم سياسي تلقي شود رسيدگي بايد در دادگاههاي عمومي انجام مي گرفته نه دادگاه انقلاب و اصولا جرمي هم مرتکب نشده اند. حق داشتهاند تحصن کنند به دليل آنکه به دولت بگويند حرف ما را گوش کنيد چون ما بايد حقوق مناسبي بگيريم. به عقيدهي حقوقدانان اين گونه اعتراضات و تحصنها که صرفا صنفي است به هيچ وجه مشمول مجازات نيست! كانون معلمان صنفي مدني

بيانيه كانون صنفي معلمان ايران
در آستانه هفته معلم

همکاران محترم؛
بيترديد سال 86 يکي از تيرهترين سالهايي بود که جامعه معلمان ايران تجربه کرده است. بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفندماه 85 که با دستگيري تعداد زيادي از فعالان صنفي و ضرب و شتم شمار زيادي از فرهنگيان شريف پايان يافت، به دليل سانسور شديدي که به واسطهي بخشنامه شوراي عالي امنيت ملي بر رسانهها حاکم شد چنين به نظر رسيد که تشکلهاي صنفي سکوت پيشه کردهاند و يا از وحشت، در لاکِ خويش فرو رفتهاند و يا همکاران خود را فراموش کردهاند.
در چنين شرايطي جا داشت مسئولان کشور به ويژه نهادهاي امنيتي که هر حرکت اعتراضي را مخلِّ امنيت جامعه قلمداد ميکنند و همواره مدّعي هستند که آنچه در جهت بهبود وضع معيشتي معلمان تا کنون انجام گرفته حاصل تلاش مسئولان بوده و تشکلهاي صنفي و اعتراضات معلمان هيچ گونه تأثيري در پاسخگوئي به مشکلات فرهنگيان نداشته است فرصت را غنيمت شمرده و در عمل اين ادعاي خود را به اثبات ميرساندند و با حلّ تدريجي مشکلات فرهنگيان ضرورت برگزاري تجمعات، تحصنها و انجام حرکتهاي اعتراضي را به کلّي نفي و انکار ميکردند.
اما همان گونه که شاهد هستيم، آن گونه عمل کردند که حتي صداي اعتراض برخي از همکاران بيتفاوت نيز به هوا برخاست و اکثريت معلمان هرگونه ترديد نسبت به اين جمله که « تا نگريد طفل کي نوشد لبن » را در باور خود از بين بردند. با اين وصف مسئولان مربوطه نه تنها به انتظارات بر حق معلمان پاسخي ندادند بلکه با سوء استفاده از فضاي موجود به کلّي همه وعدههاي داده شده را از ياد بردند. به طوري که حتي حقوق اندک معلمان حقالتدريس نيز بيش از 6 ماه به تأخير افتاد و در عوض با توزيع توهينآميز بنهاي نخود و عدس و ... به تحقير بيشتر فرهنگيان پرداختند.
همکاران گرامي
طي يک سال گذشته ما و شما خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار نشستيم تا شايد عقلاي قوم به خود آيند و در روشهاي مذکور تغييري ايجاد نمايند. اما نامهها، گلايهها، طومارها و زمزمههاي معلمان در دفاتر مدارس تا کنون به گوش هيچکس نرسيد و احدي خود را موظف به پاسخگويي به اين قشر فرهيخته نديد و مسئولان کشور با اين عمل خويش به معلمان آموختند که تنها راه رسيدن به حقوق حقّه فرهنگيان، اتحاد، همدلي و همراهي است. آن گونه که در اسفندماه 85 شاهد آن بوديم.
عزيزان
در شرايطي که اخبار معلمان را در رسانهها منعکس نميکنند و وزير و ساير مسئولان کشور از گفت و گو با تشکلهاي صنفي و نمايندگان معلمان خودداري و راه مذاکره را به کلي مسدود کردهاند، در شرايطي که صندوق ذخيره فرهنگيان را که سهام داران اصلي آن خود فرهنگيان هستند به دست نااهلاني که عداوت برخي از آنان با فرهنگيان کاملاً محرز است سپردهاند. در شرايطي که عليرغم وعدههاي داده شده ضعيفترين افراد به بالاترين پستهاي اين وزارتخانه گمارده ميشوند، در شرايطي که اکثريت نمايندگان مجلس در برابر خواست فرهنگيان ميايستند و از وزيري که منفور معلمان بوده است حمايت ميکنند و پس از برکناري وي توسط رئيس جمهور فرد نالايق ديگري را که مجلس براي وزارت تعاون صلاحيتش را تأئيد نکرده بود براي وزارت بر نهادي به گستردگي جمعيت کل کشور تأئيد ميکنند، در شرايطي که با وجود تورمِ کمرشکن کنوني که به طور مضحکي صداي اعتراض خود مسئولان را نيز درآورده است براي سال 87 فقط 6 درصد افزايش حقوق در نظر گرفته ميشود،
در شرايطي که با وجود وعدههاي داده شده و مصوبه مجلس، شخص رئيس جمهوري در اجراي قانون مديريت خدمات کشوري تعلل ميکند، در شرايطي که حقوق ناچيز فرهنگيان حتي نيمي از اجاره مسکن آنان را پوشش نميدهد و معلمان با مشغول شدن به کارهاي دوم و سوم و بعضاً تحقيرآميز کارآمدي خود را از دست ميدهند و زندگي فلاکتباري را ميگذرانند، در شرايطي که فعالان صنفي در سراسر کشور تنها به اين جرم که پرسيدهاند چرا قوانين مصوب خود را اجرا نميکنيد و چرا افراد نالايق را کنار نميگذاريد با احکامي چون زندان، تبعيد، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه ميشوند. به راستي چه بايد کرد؟ آيا معلمان در برابر همکاران و ساير اقشار جامعه به ويژه دانشآموزاني که چهرههايشان هر روز زردتر از روز قبل ميگردد هيچ مسئوليتي ندارند؟ آيا نبايد پرسيد که چرا از آمدن پول نفت که قيمت آن به شکل سرسامآوري افزايش يافته است بر سرِ سفره ملت ايران خبري نيست؟
بر اين اساس و با توجه به اينکه کانون صنفي معلمان سالگرد حادثة تلخ اسفند 85 را به دليل شرايط خاص کشور (انتخابات مجلس) به سکوت برگزار کرده است، حقِ خود و جامعه بزرگ فرهنگيان ميدانيم که همچون ساير اقشارِ جامعه از جمله کارگران مراسم خاصي را براي اين هفته معلم تدوين و اجرا نماييم. اميدواريم همه همکاران فرهنگي از زن و مرد، پير و جوان، شاغل و بازنشسته، رسمي و حقالتدريس در مدارس دولتي و غيرانتفاعي با هر ديدگاه و تفکري، تنها و تنها به نيتِ دفاع از شرافت معلمي خويش و در پاسخ به بيمهريها، توهينها و تحقيرهايي که صورت گرفته و ميگيرد، همدلي، همزباني و همراهي خود را يکبار ديگر به مردم و مسئولان بنمايانند تا بعد از اين احدي به خود اجازه ندهد که اين قشر فرهيخته، زنده و پويا را ناديده بگيرد و يا نسبت به نمايندگان آنان بيحرمتي روا دارد.

برنامههاي کانون صنفي معلمان ايران در هفته معلم:
1- پنجشنبه 12 ارديبهشت از ساعت 15 الي 17 حضور همزمان و با شکوه فرهنگيان تهراني در شهرري، ابنبابويه، مزار مرحوم دکتر خانعلي و همکاران قمي بر مزار استاد مطهري به منظور تجديد عهد با همکاران براي آغازي دوباره.
2- روز دوشنبه 16 ارديبهشت حضور در مقابل سازمان آموزش و پرورش تهران واقع در ميدان فلسطين، خيابان برادران مظفر از ساعت 30/13 الي 30/15 .
3- از تمامي همکاران فرهنگي تقاضا ميکنيم که از فرصتِ هفته گراميداشت مقام معلم استفاده کرده و به جاي برگزاري مراسم رسمي و تکراري و تحقيرآميز، در طول هفته معلم، بخشي از وقت کلاس را به تبيين و توضيح مشکلات آموزش و پرورش، معلمان و دانشآموزان، مشکلات فضاهاي آموزشي و ساير مسائل ديگر که به دليل بيتدبيري مسئولان دامنگير آموزش و پرورش شده است بپردازند تا در غياب رسانههاي مستقل، به وظيفة معلمي خود آنگونه که ميبايست عمل نماييم.
در خاتمه به مسئولان مربوطه اعلام ميکنيم چنانچه تا روز دوشنبه 16/2/87 حداقل به دو خواسته معلمان و تشکلهاي صنفي:
1- پرداخت مطالبات معلمان به ويژه حقالتدريس همکاران که بيش از 6 ماه به تأخير افتاده است
2- لغو تمامي احکام هيئتهاي تخلفات اداري که جزء اختيارات وزير است اقدام نکنند،
در تجمع روز دوشنبه حرکت اعتراضي بعدي را در جمعِ همکاران به اطلاع آنان خواهيم رساند.
اميد است همکاران گرامي با درک شرايط حساس کنوني و با توجه به سانسور شديد مطبوعات، در توزيع گسترده اين بيانيه و اطلاعرساني به موقع به ساير همکاران از هر طريق ممکن آنگونه که شايسته است همت گمارند.
با سپاس
کانون صنفي معلمان ايران


تيتر كردن مسائل فرهنگيان و مشکلات ادامه دار!
تاكنون بارها شاهد اين تيترها چه در رسانههاي ملي و چه روزنامهها بودهايم:
الف) تمام مطالبات فرهنگيان پرداخت شد. و ديگر مطالبا تي ندارند.
ب) مشكل مسكن فرهنگيان حل خواهد شد.
ج) چندين ميليارد تومان وام مسكن در اختيار فرهنگيان قرار مي گيرد.
د) پاداش پايان سال فرهنگيان پرداخت شد.
ه) ميانگين حقوق فرهنگيان بيشتر از ساير كارمندان است.
و) تصميم دولت براي پرداخت سبد كالا به كاركنان دولت و فرهنگيان.
ز) پاداش هفته معلم به فرهنگيان.
ح) سيم كارت اقساطي برا ي فرهنگيان.
ط) ميزان افزايش حقوق ابتداي سال كاركنان دولت و فرهنگيان.
ي) تسهيلات ويژه براي فرهنگيان
ك) و...
شما خواننده محترم چه فكر مي كنيد؟ هدف چيست؟ در چنين فضاي مطبوعاتي و تبليغاتي رسانهها، غير فرهنگيان چه تصوري در مورد فرهنگيان دارند؟ و چرا اين مسايل را هيچ گاه براي ساير كارمندان دولت كه حقيقتا تسهيلات خوبي دريافت مي نمايند، اعلام نميكنند؟ و چرا به فرهنگيان كه مي رسد مكرراعلام مي نمايند و پرداخت نمي كنند؟؟؟
بگذاريد ابتدا برداشت غير فرهنگيان را در اين خصوص بيان كنيم: مردم عادي تصورشان اين است كه:
الف) وضعيت اقتصادي فرهنگيان بسيارعالي است و قاعدتا، با اين همه تسهيلات دولت براي آنها نبايد فرهنگيان، مشكلي داشته باشند.
ب) چرا دولت اين قدر به فرهنگيان ميرسد؟
ج) با اين همه رسيدگي دولت به فرهنگيان باز هم اعتصاب ميكنند، به راستي كه خيلي زيادهخواه و گستاخ هستد! ( مراجعه شود به ستون حرف مردم و انعكاس نظرات مردم در روزنامهها در ايام اعتصابات سال 85 و ابتداي سال 86 )
الف) دولتها براي جلب نظر قشر عظيم معلمان، هميشه تبليغات اين جنيني را لازم دارند. ( به اخبار رسانهها درفاصله زماني 1/12/86 لغايت24/12/86 درخصوص مطالبات فرهنگيان از زبان مسئولان مختلف مراجعه كنيد.)
ب) بدبين كردن مردم نسبت فرهنگيان و ترور شخصيتي فرهنگيان.
ج) راضي نگهداشتن فرهنگيان با دادن وعدههاي غيرعملي.
د) و اين كه غيرمستقيم وانمود كنند كه مسئله اول و مهم براي آنها فرهنگ است.
و اما واقعيت مطلب اينست كه دلسوزي واقعي براي فرهنگ اين آب و خاك كه اصل انقلاب و تقديم هزاران شهيد براي آن بود، بسيار ناچيز است و متاسفانه براي عدهاي شيرين تر از قدرت خود قدرت است و حفظ آن. حق نوشتههاي پراكنده


تضييع حقوق معلمان
و شروع اعتصابات صنفي معلمان!
در آستانه هفته معلم و در پي بيتوجهيهاي دولت و وزارت آموزش و پرورش، نسبت به پرداخت مطالبات معوقه معلمان، با خبر شديم كه معلمان شهرهاي اردبيل، جيرفت، بيرجند و بانه روز شنبه و يكشنبه اقدام به تحصن در دفتر مدارس نموده و از حضور در كلاس خودداري نمودند.
يادآور ميشود كه بيشتر مطالبات معلمان مربوط به اضافه تدريس بين يك تا شش ماه، اضافه تدريس بالاي60 ساعت در ماه، پاداش مناطق محروم، اضافه كار عواكل اجرايي، حقوق نوبت دوم عوامل اجرايي، حقالزحمه انتخابات خبرگان و شوراي شهر و . . . . . ميباشد كه تاكنون پرداخت نشده است.
حال با اين وضعيت كه روحيه معلمان به دليل كوتاهي مسئولانشان خراب است، صحبت از نوآوري و شكوفايي در آموزش و پرورش، ناسزا به معلمان است.

اولتيماتوم كانون صنفي اردبيل !
آيا اين صداي عدالت خواهي معلمان ايران است که اين بار از اردبيل طنين انداز مي شود؟

نخستين التيماتوم کانون صنفي معلمان ايران(اردبيل) به سازمان آموزش و پرورش اردبيل:
چنانچه تا روز پنج شنبه ۲۲ارديبهشت ۶ ماه حق التدريس و بنهاي ما را پرداخت نکنند، معلمان اردبيل از روز شنبه ۲۴ فروردين به طور گسترده در مدارس ابتدايي، راهنمايي و متوسط اعتصاب خواهند کرد. و تا برکناري مجيدزاده رئيس سازمان آموزش و پرورش اردبيل به اعتصاب ادامه خواهند داد.
از ديد معلمان اردبيل آقاي مجيدزاده شايستگي اين پست را ندارد.
کانون صنفي معلمان اردبيل مي گويد: در چند روز گذشته معلمان اردبيل در بسياري از مدارس اين شهر سر کلاسهاي خود حاضر نشدند که با وساطت کانون صنفي معلمان ايران راضي شدند تا روز پنج شنبه شکيبا باشند.
معلمان اعتصاب کننده پيشنهاد اعضاي هيات مديرهي کانون را پذيرفته به کلاس بازگشتند، همچنين هيات مديره کانون اردبيل ميگويد: دراين باره ملاقاتهايي با امام جمعه محترم داشتهايم، و از نگرش خوب ايشان نسبت به اوضاع معلمان سپاسگزاري مينماييم. كانون تهران

به داد آموزش وپرورش برسيم.
جامعه شناسان معتقدند؛ اگر مي خواهيد وضعيت 20 سال آينده جامعهاي را پيش بيني نماييد؛ وضعيت كنوني دستگاه آموزش و پرورش آن جامعه را بررسي نماييد و ضعيت 20 سال آينده آن جامعه به لحاظ فرهنگي؛ سياسي؛ اقتصادي و. . . را پيش بيني كنيد.
ما معلمان خود را كارشناس خبره در مسايل اقتصادي؛ سياسي و... نميدانيم؛ بلكه همين قدر كه عمري را مانوس با نسل آينده هستيم و خاك خورده فرهنگ؛ مي توانيم و بايد در خصوص وضعيت فعلي آموزش و پرورش اظهار نظركرده و چون در بطن امور قرار داريم از نزديك مسايل و مشكلات را لمس مينماييم؛ بايستي تاثير گذار در تصميمات و برنامهريزيهاي آموزش و پرورش باشيم و اين حق ماست.
در صورتي كه اين مسئله از طرف مسئولان ناديده گرفته شود، جفاي بزرگي در حق ما و آموزش و پرورش كشور شده است و چون درحال حاضر وضعيت آموزش و پرورش ما چنين است كه در اكثر تصميمگيريها و برنامهريزيها كمترين نقش را معلمان دارند؛ بايد به طرق معقول و منطقي اين خواست معلمان به نظر مسئولان محترم برسد؛ تا اندكي از هزاران مشكل و معضللات فعلي آموزش و پرورش كاسته شود.
اولين گام در اين مسير رشد آگاهي همكاران و دخالت آنان در مسايل آموزش و پرورش است.
دومين گام خارج شدن همكاران از حالت بي تفاوتي نسبت به مسايل مختلف كشور و