
ماجرای فداکاری معلم از زبان دانش آموز نجات يافته
دانش آموز نجات يافته در پي فداكاري معلم دلسوز و مهربان مرحوم شادروان محمود رضا واعظي گفت: تمام تلاش خودرا به كار مي گيرم تا ثابت كنم كه فداكاري هاي معلم دلسوزم را تا آخرين لحظات عمر از ياد نبرم.
به گزارش خبرگزاري پانا، نامش را پرسيدم، دانش آموز در حالي كه اشك مي ريخت و بغض گلويش را مي فشرد، خود را سجاد مبرزي 10 ساله كلاس چهارم ابتدائي از آموزشگاه ابتدائي شهداي ابراهيمي شهرستان نيشابور معرفي کرد.
سجاد از سابقه مرحوم واعظي در اين مدرسه گفت: 2 سالي بود كه آقاي واعظي در مدرسه ما درس مي داد؛ ايشان معلم خيلي مهربان و دوست داشتني براي بچه ها بود.
ماجرا را از سجادجويا شديم، اين چنين گفت: پس از گشت و گذار در داخل اردوگاه براي مسابقه فوتبال مرحوم واعظي ما را به دو تيم تقسيم كرده بود، به محوطه زمين چمن اردوگاه شهيد رجائي رفتيم پس از چند دقيقه اي بازي، متوجه شدم كه دروازه تا حدودي كج شده است چراكه از قبل 2 تا از ميله هاي آن شكسته بود.
وي ادامه داد: در همين حال كه توجهم به توپ بود ديدم مرحوم واعظي با تمام سرعت خودش را به من رساند و سعي داشت مرا با پاهايش كه تعادل خود را از دست داده به سوئي پرت نمايد اما به من نرسيد، ايشان در حالي كه روي زمين افتاده بود پيراهنم را گرفت و مرا به طرف ديگر پرت كرد.
سجاد بغضش ترکيد و دوباره گريه كرد و گفت: وقتي كه بلند شدم ديدم دروازه به روي مرحوم واعظي سقوط كرده و از سر و گوشه چشمهايش خون مي آيد، معلمهاي ديگر با اورژانس تماس گرفتند و حدود 20 دقيقه بعد با آمبولانس به شهر منتقل شد.
اين دانش آموز خطاب به خانواده معلمش گفت: من زنده ماندنم را مديون ايشان هستم، براي آمرزش روحش دعا مي كنم و براي خانواده محترمش صبر و شكيبائي مسئلت دارم و سعي مي كنم با درس خواندنم ثابت كنم كه اين فداكاريش را تا آخرين لحظات عمر از ياد نبرم.

تصوير معلم فداکار ساعتی قبل از حادثه!


جلوهاي ديگر از روحيه ايثارگري معلمان ايران زمين
معلم اروميهاي هزينه عمل جراحي قلب دانشآموزش را پرداخت.
خبرگزاري فارس: يكي از معلمان اروميهاي با تقبل هزينه عمل جراحي قلب دانشآموز 8 ساله خود، جلوهاي ديگر از ايثارگري معلمان را به نمايش گذاشت.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت وزارت آموزش و پرورش، خانم نسرين كنعاني، معلم ابتدايي روستاي قزلعاشق اروميه هزينه عمل جراحي دانشآموز خود را كه از بيماري قلبي رنج ميبرد، پرداخت كرد.
بنابراين گزارش، اين جراحي با موفقيت برگزار شد و دانشآموز فوق با روحيه شاداب و جسمي سالم به كلاس درس معلم خود بازگشت.
اين دانشآموز كه از نعمت پدر و مادر محروم بوده و سرپرستي او را مادربزرگش به عهده دارد، بعد از عمل جراحي قلب در حاليكه لبخند رضايت و اميد به آينده در چهرهاش كاملاً نمايان بود با حضور در كلاس درس، تشكر قلبي خود را با درس خواندن به معلم خود نشان داد. خبرگزاری فارس


پيام رئيس جمهور به مناسبت شهادت معلم فداكار نيشابوری
آقاي رئيس جمهور زندگان را دريابيد!!! ما ياد گرفتهايم از مردگانمان چگونه تجليل کنيم...
رئيس جمهور در پيامي درگذشت معلم فداكار مرحوم محمود رضا واعظينسب را به خانواده آن مرحوم، ملت و جامعه فرهنگيان تبريك و تسليت گفت.
به گزارش دفتر امور رسانههاي رياست جمهوري، متن كامل پيام محمود احمدينژاد به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
خانواده معزز مرحوم واعظينسب
عروج زيباي معلم عزيزمان جناب آقاي محمودرضا واعظي نسب را به شما، ملت عزيز ايران و جامعه فرهنگيان تبريك و تسليت عرض ميكنم. از خودگذشتگي اين معلم عزيز كه با فدا كردن هستي خويش، جان دانشآموزي را از مرگ رهانيد، جلوهاي ديگر از محبت و عشق و دلسوختگي معلمان عزيز كشور ماست.
اقدام اين معلم شريف، تعليمي عملي و درسي ماندگار براي همه نوجوانان و جوانان كشور ما در طول نسلهاي متوالي است. او معلم جاودانه كلاس محبت و عشق است. او مدرس ماندگار كلاس ايثار و فداكاري است. او نمونهاي از معلمان شريف كشور ماست. معلمان عزيز در حقيقت آموزگاران درس پاكي و شرافت و از خودگذشتگي و ايثار و كمال اخلاق انساني هستند.
بدخواهان ملت ايران دائماً در تلاش هستند با بهانههاي گوناگون به عزت و شرافت معلمان عزيز ما تعرض كنند اما امروز خلع سلاح هستند.
بواسطه دلسوختگي و فداكاري معلمان عزيز كشور است كه امروز جوانان ما ستارگان سپهر اخلاق و علم و انديشه و هنر و ادب در جهان هستند.
معلمان كاروان سالار علم و هنر و پيشرفت و تعالي كشورند و ملت عزيز ايران افتخار ميكند كه تعليم و تربيت فرزندان خود را به ايشان واگذار كرده است.
مجدداً رحلت اين معلم فداكار را به خانواده محترم آن مرحوم، ملت شريف ايران و خصوصاً معلمان عزيز كشور تسليت ميگويم.
مطمئناً اين معلم عشق و ايثار در تاريخ ملت ما جاودانه خواهد ماند.
محمود احمدينژاد
به گزارش فارس، محمودرضا واعظي نسب كه هفته گذشته دانشآموزان دبستان شهداي ابراهيمي نيشابور را به اردو برده بود در هنگام بازي فوتبال، با مشاهده افتادن دروازه فوتبال به روي يك دانشآموز ابتدايي، به سرعت دانشآموز را به كناري پرت كرد اما دروازه آهنين بر سر خودش فرود آمد.
اين معلم دچار خونريزي مغزي شد و در نهايت به اغما رفت كه به رغم تلاش پزشكان، شنبه شب فوت كرد. به نقل از دانا

معلم فداکار جانش را فداي دانشآموزش کرد.
اين معلم فداکار پس از مصدوميت به بيمارستان 22 بهمن نيشابور منتقل شد، اما تلاش پزشکان براي نجات وي بينتيجه ماند.
معلم فداکار نيشابوري جانش را فداي دانش آموز خود کرد.
به گزارش«جهان» محمودرضا واعظي معلم فداکار يکي از مدارس شهر نيشابور در اردوي دانشآموزي و هنگام مسابقه فوتبال، متوجه فرود آمدن ميله دروازه بر سر يکي از دانش آموزانش شد.
وي در اقدامي دلسوزانه، اين دانشآموز را به سمتي پرت کرد و او را از اين حادثه نجات داد، اما ميله دروازه بر سر خودش فرود آمد و به شدت مصدوم شد.
اين معلم فداکار پس از مصدوميت به بيمارستان 22 بهمن نيشابور منتقل شد، اما تلاش پزشکان براي نجات وي بينتيجه ماند.
محمودرضا واعظي با 35 سال سن 11 سال سابقه معلمي داشت.
نظرات كاربران:
*** معلم ... نور عشق تو تن تو...
معلم لاله گون شد پيرهن تو...
ز احوال خوشت کس را خبر نيست
چو دريا پاک بوده دامن تو.
*** بار ديگر يادم به معلمي که بخاري را بغل کرد و خودش سوخت و مانع از سوختن دانشآموزان شد افتاد و اشک در چشمانم حلقه زد.
معلم اي شمع فداکار فقط بايد بسوزي و نور افشاني کني ولي هيچ گاه هيچ کس قدر مقام تو را درک نخواهند کرد و تا اخرين لحظه عمر فقط تو هستي که فداکاري.
اي مسئو لين يعني تا کي؟؟؟؟؟؟
روز و هفته معلم گذشت ولي دريغ از يک تشکر خالي ؟؟؟؟؟؟؟؟
*** در نظر بگيريد كه اگر اين معلم متوجه سقوط تير دروازه نميشد و اكنون دانشآموز فوت كرده بود، حال سرنوشت اين معلم در حالي كه مقصر هم نبوده به كجاها ميكشيد و چه بازخواستها ميشد و چه نكير و منكري را بايد پاسخگو ميبود!
در حالي كه اكنون يك معلم جان خودش را فدا كرده و آب از آب تكان نميخورد! مثل اين كه جان معلمان از همه بيارزشتر است!
*** خدايا تمام عزيزان زحمت کش و عالي مقام را که شغل اثر گذار و والاي معلمي هستند حفظ کن و روح بلند اين معلم عزيز را غرق رحمت خود بگردان. اين گذشت و بلند نظزي سر لوحه همه ما باشد.
*** ميان خورشيدهاي هميشه زيبايي تو لنگري است ، خورشيدي که از سپيده دم همه ستارگان بي نيازم مي کند ، هميشه بوسه بر دستانت مي زدم و حال بوسه بر قلب خونبارت.
معلم شهيدم دوستت دارم
*** بجاي اين حرفها بگويند ميل دروازهها را درست کنند که در بسياري از مدارس ميلها ثابت نيست و براحتي ميافتد خود بنده يک همکلاسيام را در سال 60 در دوره راهنمايي به همين دليل از دست دادم.
*** قابل توجه اون معلمي که شاگردش را با کابل فلزي تنبيه کرده بود و اکنون اين دانش آموز دبستاني در بيمارستان است و خطر فلج او را تهديد مي کند.
*** وقتي مي گويند معلمي شغل انبياست، درست مي گويند. هدف نجات انسانهاست.
روحش شاد.
*** بايد وي را بعنوان شهيد در نظر بگيرند چون هر کس در راه رضاي خداوند که قطعاً در همين راستا نيز وي کشته شده، کشته شود شهيد محسوب مي شود. روحش شاد و با ائمه محشور باد و صبر فراوان به خانواده داغدار و محترم ايشان از پيشگاه خداوند متعال داريم.
*** خدايش بيامرزاد که رسم جوانمردي معلمان دلسوز را پاس داشت ...
*** آموزگاران راستين همكاران پيامبرانند چرا كه معلمي شغل انبياست!
از خداي بزرگ براي اين آموزگار آمرزش و آرامش و براي بازماندگان شكيبايي آرزو مي كنم.
به اميد اين كه مردم و مسئولين قدر اين آموزگاران محروم را بدانند.
*** خداوند رحمتش کند. مرام و روحيه غالب معلمين ما همينطور مي باشد و موردي که در خوزستان اتفاق افتاد که کودک ده ساله با تنبيه شديد معلمش دچار مشکل جسمي شد واقعا" استثناء بود. درود خداوند بر روح پاک اين معلم عزيز که معلم ايثار و فداکاري هم بود.
*** خدا او را بيامرزد که با ايثارش به ما نشان داد مردي و مردانگي هنوز زنده است.
*** پيشنهاد مي کنم عنوان معلم نمونه در اين سال به اين عزيز از دست رفته اعطا شود. چرا که ايشان به عنوان بهترين معلم به بهترين شکل درس ايثار و از خود گذشتگي را به دانش آموزان خود و سايرين داده اند. اميدوارم در جوار رحمت حق تعالي، روحش شاد باشد.
*** اميدوارم همه ما از اين معلم درس زندگي را آموخته باشيم. خدايش بيامرزد.
*** به راحتي مي شود استانداردي براي کليه لوازم يک مدرسه و اسباب بازي بچه ها در اردوها تهيه کرد و رعايت آنرا الزامي نمود.
جان آدمها بسيار ارزشمند است.
*** باغ سلام/ خوب است معلمان سراسر کشور به احترام اين معلم فداکار راس يک ساعت در سر کلاس يک دقيقه سکوت با ذکر فاتحه بر گزار نمايند.
*** شهادت اين معلم عزيز را به خانواده محترمش تسليت عرض نموده و اميد دارم كه آموزش و پرورش و شخص وزير به سادگي از كنار اين ايثار گذشت ننمايند. به اميد روزي كه به خاطر اين مسايل پيش پا افتاده شاهد از دست دادن عزيزانمان نباشيم.
*** آقاي وزير آموزش و پرورش، ببينيد که معلمان براي عشقشان کار مي کنند نه براي درآمد محدودي که شما به آنان ميدهيد. خدا روح بلند او را با انبياء محشور کند.
*** با سلام
با توجه به تعداد بسيار زياد مدارس خصوصي و دولتي لزوم يک اداره کل در وزارت آموزش و پرورش براي برسي و کنترل سطح ايمني در مدارس احساس ميشود. اميد است با ايجاد اين واحد به ارزش هاي انساني احترام بگذاريم و از بروز اتفاقاتي مثل آتش سوزي و برق گرفتگي و ليز خوردن و سقوط اجسام جلوگيري و پيشگيري کنيم . با تشکر
*** من خودم نيشابوري هستم و وقتي تشيع جنازه اين بزرگوارو ديدم و از ماجرا خبر دار شدم نتونستم جلوي خودمو بگيرم و همونجا داشتم مثل اينكه پدر خودمو از دست بدم گريه ميكردم.
خدا بيامرزدش.
*** بايد آموزش و پرورش نام اين معلم را کتابهاي درسي خود بياورد مانند ريز علي دهقان فداکار.
*** سلام بر روح معلمان شهيد
وقتي خطايي از معلمي در هر جاي کشور سر ميزند دوستان محترم آن را به نام همه معلمان مي نويسند ولي پس از چند روز اين فداکاري معلم بايد انعکاس يابد
اي کاش وزير محترم بعد از اخراج تمامي معلمان خاطي تير دروازههاي اردوگاههاي ملي را با سيمان سفت نمايد.
*** در ميان اين همه اخباري كه بيشتر خوي درندگي انسانها و اشتباهات آنها را نشان مي دهد اين تنها خبر اين خبرگزاري بود كه مرا به ياد انسانيت و اخلاق انداخت. خداوند او را قرين رحمت خواهد ساخت انشا ا... ما را هم هدايت كند.
*** قابل توجه آناني که در خواب غفلت قرار دارند
چه روح بلندي داشت اين پهلوان، درس دلدادگي و فداکاري را بايد از معلمان آموخت. خداوند قرين رحمتش گرداند.
*** هميشه شعار ميدهيم اول ايمني بعد كار. آيا با اين همه ادعا واين همه متخصص امر وقت آن نشده كه مراكز تفريحي و ورزشي و... بصورت دورهاي و طبق برنامه مشخصي بازرسي و كنترل شوند وبعد از حصول اطمينان مجوز استفاده از آنها داده شود. با توجه به در پيش رو بودن فصل تابستان واستفاده گسترده از اين اماكن (شهر بازيها،استخرها،ورزشگاههاو...) در صورت عدم انجام اقدام لازم توسط مسئولين ذيربط بايستي منتظر حوادث (فجايع) بدي بود. بياييد يك لحظه هم تصور كنيم فرزند خودمان ....
*** معلم شمعي است که ذره ذره ميسوزد و گاهي به يکباره آب ميگردد تا بياموزد درسهايي اين چنيني. روحش شاد.
*** بهتر است از خانواده آنها حمايت و مدال شجاعت به او و در تمام رسانه ها اعلام و تجليل گردد. در خارج از کشور يه نفر يه پرنده رو نجات ميده تو تموم دنيا نشون ميدن حالا کار اين معلم فداکار که قابل مقايسه نيست. چرا صدا و سيما پوشش نميده مخصوصا در شبکه جام جم. ما که در خارج از کشور چيزي نديديم.
با احترام مهدي
*** آنان كه محيط فضل و آداب شدند
درجمع كمال شمع اصحاب شدند...
از طرف همشهريات با چوشماي گِريون ايرَ مونوسوم
خدا بيامورزَدِت، روحِت شاد بَشَه...
اي چرخ فلك خرابي از كينه توست
بيدادگري عادت ديرينه توست
اي خاك اگر سينه تو بشكافند
بس گوهر قيمتي كه در سينه توست
خيام نيشابوري
*** سلام واقعا اين حرف درست هست که: معلمي شغل انبياء است ... خداوند روح اين معلم بزرگ را با انبياء محشور کند... و خداوند متعال صبر بزرگي به خانواده محترم اين مرد بزرگ عنايت کند در آخر اميدوارم هر که اين متن رو مي خواند يک فاتحه براي شادي اين مرد بزرگ بخواند.
*** نام پهلواناني مثل اين معلم عزيز بايد در تاريخ اين سرزمين جاودانه بشه نه... اين فداکاري و نجات جان يک شاگرد توسط استاد يک کار حماسي و پهلوانانه بوده ... از اين افرادي که به خاطر خفظ جان فرزندان ميهن جان خود رو از دست ميدهند بايد بنام قهرمان و دلاور ميهن ياد بشه سهمي از اين سرزمين داشته باشند و به خانواده اونها رسيدگي بشه... لطفا به خانواده اين فداکار که جان فرزندي از اين سرزمين رو نجات داده که شايد روزي در آينده براي اين سرزمين شخص مهمي بشه، هم توجه داشته باشيد.
اون دانش آموز هم بايد قدر زندگي دوباره خودش رو بدونه و از حالا به جاي 2 نفر زندگي و تلاش کنه تا شرمنده استاد خودش نباشه.
*** اي معلم، بهشتها براي تو آفريده شدهاند...
قله ها، کوهها وآسمانها در برابر ايثار تو دره هايي دور افتاده و حقيرند،
خاک ها از اين که پابوس تواند به سرافرازترين قله ها فخر مي فروشند،
اي معلم ، همه ايران براي ديدن تو چون آب جاري مي شوند،
اي معلم ، گلها به شوق همسايه بودن با مزار تو خوشبوترين جامه هايشان را بر تن مي کنند
ما مردم ايران ايمان داريم...
آسمان هرروز براي بوسيدن مزارت پايين مي آيد،
ما هزاران خورشيد زيبا را در مزارت خواهيم ديد،
اي معلم تو بهترين درس زندگي را به همه ما دادي....
عشق را عاشقي کردي...
اي معلم، با شبنم هايي از جنس باران بهاري با تو وداع مي کنيم...
خداحافظ!


آقايان رسانه ملي ! كمي منصف باشيد!
در خبر بيستوسي چند شب قبل(چهارشنبه مورخه25/2/87) آمده است كه يك معلم ظاهرا خوزستاني طي تنبيه شديد به يكي از دانش آموزانش موجب شده است تا دانش آموز فلج شود!
اگر چه نفس اين عمل نادرست بوده و هيچ انسان عاقلي آن را نميپسندد خاصه معلمان كه في نفسه بكارگيري چنين روشهايي را در تعليم و تربيت امري مردود دانسته و قاطبه آنان با همه مشكلاتي كه دارند هرگز مشكلاتشان را با وظايفشان كه وظايف بسيار مقدسي است معامله نكرده و حتي دلسوزتر از اولياء بار بسياري از مشكلات را براي هدايت و راستآموزي دانشآموزان بكار مي بندند ليكن پخش چنين خبري آن هم در بخش مهمترين خبر صدا و سيما پرسشهاي قابل تاملي را در ذهن متبادر ميسازد:
1- به نظر شما تعامل قريب شانزده ميليون نفر دانشآموز با تقريبا يك ميليون معلم چنين اتفاقاتي خيلي دور از ذهن و استثايي بوده است كه بايد با يد به عنوان مهمترين خبر آن را سوژه نمود و آيا اين موجب ناديده گرفتن زحمات تقريبا يك ميليون معلم نميگردد.
2- آيا واقعا همچنانكه گوينده خبر عنوان كرده اين معلم خاطي بدون هيچ نگراني همچنان بي خيال از همه چيز در سر كلاس حاضر مي شود و به هيچ مسئولي هم باز خواست نميدهد؟
3- آيا به نظر شما اين خبر زيانهايي را متوجه نظام مقدس جمهوري اسلامي در عرصه بين المللي نميكند مگر نه اين است كه دنياي استكبار هر ضعفي از جمهوري اسلامي را بوق و كرنا كرده و هر قوتي را سانسور، اگر بپذيريم كه دشمنان ما تلاش مينمايند تا از ملت فهيم و صبور ايران مردمي خشن، بي منطق و وحشي نشان دهند آيا سوژه سازي چنين خبرهاي آب به آسياب دشمن دادن نيست؟
4- به نظر شما نكته مثبت اين خبر چه بوده و با چه انگيزهاي پخش شده است؟
5- آقايان رسانه ملي و خبر 30/20 شما كه اين قدر به فكر مظلومين و ستمديدگان جامعه هستيد چرا سال قبل، حتي يك گزارش و خبر از فريادهاي مظلومانه و عدالتخواهي معلمان پخش نكرديد!!؟
6- آقايان رسانه ملي شما كه اين قدر از حقوق دانشآموزان دفاع ميكنيد آيا بررسي نمودهاند كه دانشآموزان چه رفتارها و برخوردهايي با معلمان خود در محيط مدارس دارند؟!!
به نظر آقايان يك دانشآموز حق دارد هر رفتاري را در محيط تعليم و تربيت از خود بروز دهد، ولي معلم بايد فقط سكوت كند و واكنشي نشان ندهد كه حقوق دانشآموز ضايع نگردد!!!
آقايان رسانه ملي ! كمي منصف باشيد!
******************************
نظرات خوانندگان در مورد اين پست:
آقايان رسانه ملي (بخوانيد خصوصي) فقط دنبال نقطه ضعف ميگردند كه بزرگ كنند و به عملكرد معلمان ضربه بزنند، آيا فداكاريهاي معلمان را، در دور افتاده ترين نقاط كشور پوشش ميدهند؟؟؟
آيا ديدند معلمي را كه سوخت تا دانشآموزانش را از سوختن نجات دهد؟؟؟
آيا اين فداكاري را هم تيتر اول اخبار خود كردند؟؟؟
آيا ميدانند كه اين معلم سوخته الان كجاست و چه ميكند؟؟؟
رسانه به اصطلاح ملي به هيچ چيز فکر نمي کند مگر به فکر سود آني که از يک خبر پخش مي شود. همين رسانه ملي چرا تجمع معلمان را در روز 12ارديبهشت ماه امسال پخش نکرد. اين رسانه ملي چرا در مورد شاعلين فقير جامعه خبري پخش نميکند؟ اين رسانه ملي چرا به علل و ريشه يابي چنين مواردي نمي پردازد؟ اين رسانه ملي چرا از فداکاريهاي معلمان خبري پخش نميکند؟
عرض سلام به معلمان عزيز، اين آقايان در ايام بزرگداشت هفته معلم، هم در سال گذشته و هم امسال دو فيلم سينمايي ضد معلمي پخش كردند. سال پيش زندگي معلمي را بسيار مرفه نشان دادند و امسال هم با پخش يك فيلم خارجي! ضزب و شتم و اهانت و تنبيه بدني و ... را از طرف معلم به بينندگان القا كردند. معلمان عزيز بايد بپذيرند كه به دليل آگاهي بالا، براي سه عنصر زر و زور و تزوير، خطرناكند!!


تجمع فرهنگيان بازنشسته كرمانشاه
روز دوشنبه 23ارديبهشت فرهنگيان باز نشسته کرمانشاه برای چندمين بار در مقابل اداره کل آموزش پرورش تجمع اعتراضی داشتند آنها از ساعت 9صبح انجا جمع شده بودند و تا ساعت 11 روی زمين و در آفتاب سوزان نشستند و شعار دادند ( مجری عدالت خجالت خجالت) و بعد که به آنها جوابی داده نشد وارد ساختمان شده و جلوی دفتر امينی رئيس کل آموزش و پرورش جمع شدند. امينی و کارکنان آنجا که به وحشت افتاده بودند از آنها خواستند که به نماز خانه ويا سالن جلسات بروند اما فرهنگيان قبول نکرده و در راهرو به عنوان اعتراض روی زمين نشستند و شروع به دادن شعار مجری عدالت خجالت خجالت کردند امينی طبق گذشته قولهای داد فرهنگيان معترض تا چهارشنبه 25 به ايشان مهلت دادند در غير اين صورت به اعتراضات خود تا گرفتن تمام خواستهها ادامه خواهند داد.




فرهنگيان خراسان جنوبى روز پنجشنبه 19/2/87 با تجمع در سازمان آموزش و پرورش استان به آنچه كه آن را رعايت نكردن حقوق معلمان از سوى مسؤولان ناميدند، اعتراض كردند و خواستار پرداخت پاداش پايان خدمت خود شدند.
يكى از اين معلمان با اشاره به اين كه از 22 وزارت خانه موجود در كشور تنها آموزش و پرورش اين پاداش را پرداخت نكرده است، خواستار رسيدگى به اين موضوع شد.
وى گفت: بهترين سالهاى زندگى خود را در محرومترين روستاها با حداقل حقوق و امكانات خدمت كردهايم و هماكنون كه در سالهاى پايانى خدمت به آموزش و پرورش هستيم، انتظار همكارى مسؤولان را در اين امر داريم.
معلم ديگرى ضمن اعتراض به پرداخت نشدن حقوق 9 ماهه پايان خدمت فرهنگيان، و با طرح اين سؤال كه پاسخگوى نياز معلمان كيست؟ و چه كسى به مشكلات ما بايد رسيدگى ميكند؟ گفت: طومارى از مشكلاتمان را براى مقام معظم رهبرى ارسال كردهايم.
وى افزود: تا بر طرف شدن مشكلات فرهنگيان، به اين تجمع ادامه خواهيم داد.
گفتنى است: تجمع فرهنگيان خراسان جنوبي، تا ظهر ادامه داشت و اين در حالى است كه هيچ يك از مسؤولان به اعتراضاتشان پاسخ نگفتند. سخن معلم

هر ساله و با شروع هفته بزرگداشت مقام معلم، زمزمههاي نارضايتي معلمان و فرهنگيان که به تجمع تعدادي از آنان در مقابل سازمان هاي آموزش و پرورش و مراکز تصميم گيري نظام منجر مي شود شروع شده، به نحوي که نگراني مسئولين اين وزارتخانه و همچنين خانواده ها را در پي دارد. در محافل عمومي و رسانهاي بحث نارضايتي معلمان بيشتر ناظر بر عدم پرداخت به موقع مطالبات و حقوق فرهنگيان است و از ديدگاه اينان اگر مزاياي معلمان به موقع به آنان داده شود، ديگر شاهد تجمع و اعتراضي از سوي فرهنگيان نخواهيم بود.
اما به نظر نمي رسد که همه اعتراض معلمان به بحث حقوق و مزايا معطوف شده و معلمان مسائل ديگري را در اين وزارتخانه عريض و طويل منظور نظر نداشته باشند. متاسفانه اين مقوله چندان مورد بررسي قرار نگرفته و رفتار واکنشي معلمان به دستگاه تعليم و تربيت کشور آسيب شناسي نشده است:
1- معلمان جزء اقشار فرهيخته جامعه بوده و همگي آنان داراي تحصيلات عاليه هستند، متناسب با ميزان تحصيلات و شئون اداري معلمان، بايد براي آنان منزلتي همتراز قائل شد تا يک معلم بتواند از شغل خود رضايت لازمه را حاصل کرده و با اعتماد به نفس کافي، در عرصه تعليم و تربيت اثر گذاري خود را اعمال نمايد. ايجاد منزلت براي معلمان با شعار و تعارف محقق نخواهد شد و بايد براي اين مهم برنامههاي مورد نظر از سوي نظام و دستگاه حاکميت تعريف شده و عملياتي گردد.
2- در کنار بحث منزلت، توجه به مقوله معيشت معلمان نيز يکي از پارامترهاي مهم در بحث نارضايتي آنان است. فشار روزافزون حاصل از گراني و تورم، معلمان را که مانند ساير کارکنان دولت داراي حقوق ثابتي هستند تحت فشار قرار داده به نوعي که معلمان و آموزگاران شريف را ناگزير از روي آوردن به مشاغل ثانوي و بعضا حقارت آميز نموده است. روي آوردن به مشاغل ديگر به مرور آنان را از رسالت خود و صبغه فرهنگي بودنشان دور ساخته و بدين ترتيب نظام تعليم و تربيت را از درون تهي و بي محتوا مي سازد.
3- آموزش و پرورش، وزارتخانهاي کاملا تخصصي و فني است و آن را بايد در کنار وزارتخانههايي مانند نفت، نيرو و مخابرات مورد ارزيابي قرار داده و در انتخاب مديران ارشد آن، توجه به ويژگيهاي تخصصي و فني آنان مطمح نظر قرار گيرد. کثرت جمعيت نيروي انساني آموزش و پرورش و ارتباط با جامعه بزرگ دانش آموزي و جوانان کشور سبب تحريک و تحريض سياسيون و جناححهاي سياسي براي دست يابي بر اين وزارتخانه شده است. انتخاب وزرايي کاملا سياسي که در دولتهاي گذشته و حاضر بيشترين ارتباط و نزديکي را با روساي دولت داشته و دارند سبب ايجاد و شکل گيري اين ذهنيت در ميان معلمان شده که توجه به رسالت علمي و تربيتي آموزش و پرورش قرباني نگاه سياسي سياستمداران شده است.
4- بخش عمده نارضايتي معلمان به انتخاب مديراني برمي گردد که در شهرستانها و مناطق آموزش و پرورش بايد امور سازماندهي و برنامه ريزي دستگاه عظيم تعليم و تربيت را بر عهده داشته باشند. معلمان به سبب دارا بودن خصيصههاي فوقالذکر، داراي روحيهاي نقاد و کنشگر هستند و کوچکترين رفتار و برنامههاي مديران خود را مورد ارزيابي و بحث و نظر قرار خواهند داد. سياسي شدن اين وزارتخانه باعث شده که در انتخاب مديران مياني و پائيني دستگاه آموزش و پرورش، عنصر شايستگي و تخصصي مغفول واقع شده و بعضا وابستگيهاي سياسي و گروهي مورد امعان نظر قرار گيرد. بديهي است که چنين مديراني قبل از آنکه به فکر چاره انديشي براي برنامههاي درسي و نظام آموزشي باشند در انديشه اجراي خواستهها و مطالبات گروهها و جريان هاي سياسي خواهند بود. همين مسئله سنگ بناي نارضايتي معلمان است که آنان شان و توان حرفهاي و تخصصي خود را بالاتر از بسياري از مديرانشان مي بينند. امري که سبب شکل گيري شکاف و گسل بزرگي ميان حوزه ستاد و صف آموزش و پرورش شده و روز به روز اين گسل بزگتر شده و بر عمق آن افزوده مي گردد. گذرگاه

متاسفانه با توجه به جو ارعاب و ترس برخي از همکاران گرامي از وخيم تر شدن اوضاع و ترس از تشديد حکمهاي صادره ما از بسياري از اتفاقاتي که براي دوستانمان مي افتد کم تر خبردار مي شويم. بنا بر اخباري که يکي از دوستان در اختيارمان گذاشت افراد زير در روز شنبه ۷ اردي بهشت ماه به دادگاه انقلاب احضار شدهاند. جرم آنان !! حضور در گردهمائي سال گذشته بوده که از مسئولين خواسته بودند قانون ضد تبعيض مديريت خدمات کشوري را تصويب کنند!
آقايان: طيبان - شکيبا - اکبري آشتياني – خاکباز – سبزعلي - جعفري
براي برخي مسئولين محترم آرزو مي کنيم تا خداوند به آنها بصيرتي عنايت کند تا روش مردمي و اسلامي را دنبال کنند و از تقابل با مردم به همراهي با مردم تغيير موضع دهند. كانون صنفي مدني تهران


پيام ابن بابويه!
جمعي از معلمين که شايد تعدادشان از هزار تجاوز نميکرد، علي رغم دوري راه، عدم شناخت کافي در مورد دکتر خانعلي و دهها نگراني از جمع شدن، به دعوت کانون صنفي معلمين ايران لبيک گفتند و روز ملي معلم را، با حضور بر مزار شهيد دکتر خانعلي وبا ياد شهيد دکتر مطهري، گرامي داشتند.
اما حقيقت اين است، درد جامعه فرهنگي کشور به معلمين اين فرصت را نمي دهد، تا در يک گردهمائي به مسائلي خارج از دردها بپردازند، پس ضمن ياد آوري مقام و ارزش شهيد مطهري و دکتر خانعلي به ناچار ياد تبعيض، زندان، احکام انفصال از خدمت، تبعيد همکاران فعال صنفي نيز شد و متاسفانه بدنبال آن بايد هزينهاي را هم پرداخت.
زمان برگشت از همکاران تشکر ميکرديم که دعوتمان را پذيرفتند، در ميان همکاران، خواهري اين گونه پاسخ داد: تشکر چرا؟ وظيفه بود تا بيائيم، من فکر ميکنم معلمين به بچههاي کانون مديونند. مگر ميتوانند تغييرات در فيش حقوقي خود را هرچند ناچيز ببينند و هزينههائي را که بچههاي کانون پرداختهاند را نبينند؟
معلميني که امروز به ابن باويه آمدند، آمـده بودند تا با حضورشان از هزينههاي بعدي بچههاي کانون کم کنند و به اين طريق از بار دينشان.
مطالب اين خواهر فرهيخته که معاون يک مدرسه ابتدائي بود به قدري مشعوفم کرد که طاقت نياوردم ضمن درج بياناتشان در سايت از ايشان و ساير همکاران تشکر نکنم .
تا زماني که ما در يک گره بهم پيوسته تنيده باشيم هيچ هزينهاي کمر فعالان صنفي را نخواهد شکست و ما تا حصول نتيجه که همانا مجبور کردن دولت براي اجراي قانون مصوب شده مجلس است خواهيم ايستاد وهمواره از مسئولين امنيت ملي کشورمان انتظار داريم با انتخاب راه صحيح در کنار معلمين باشند و اجازه ندهند با تبليغات دروغين و اتهامات، مسئولين اجرائي از اجراي مصوبه مجلس سر باز زنند.
گمان نداريم هيچ عقل سليمي بتواند درخواستمان را برعليه منافع ملي تلقي کند مگربه عمد.
نمايندگان معلمين در کانون صنفي معلمان هرگز معتقد نيستند که تجمعات راهکار مناسبي براي تحقق خواستههاي معلمين باشد، ولي متاسفانه عدم توجه مسولين اجرائي و بعضا بي حرمتيها در رسانهها، جلسات و محافل تحت کنترلشان، راهي جز اين راه برايشان باقي نميگذارند و براي بستن اين آخرين راه، از قدرت استفاده کرده و نمايندگان معلمين که جز خواستههاي جمعي، خواستهاي ندارند را، به برهم زننده امنيت ملي متهم ميکنند و از قدرت و اعتبار اين سربازان مظلوم حافظ حکومت بهره مي جويند.
جا دارد از مامورين نظم که علي رغم تبليغاتي که برايشان شده، همواره در تجمعات معلمين با نمايندگان معلمين همراهي و همکاري مينمايند تا تجمعي بي خطر و تاثير گذار داشته باشيم تشکر کنيم و آرزوي روزي را داشته باشيم که حافظان حکومت، قوه مقننه و قوه قضائيه کشورمان در کنار معلمين قرار گيرند تا هيج مسئول اجرائي در اين کشور که الگوي دمکراسي بر اساس قانون دين اسلام است، نتواند بر حريم حقوق حقه معلمين تجاوز نمايد.
در کشور آمريکا که با تبليغات دروغين، خود را مهد آزادي مينامد، ميدانيم هر روزه تجمعاتي بر عليه عملکرد مسئولين دولتي و غير دولتي، برگزار ميشود و اين نشان دهنده آنست که خصلت دولتها و کارفرمايان، بي توجهي به بخشي از جامعه را شامل ميشود و تجمعات هميشه عامل به راه راست رفتن دولتها و قدرتهاي اقتصادي و دور نگهداشتن مسئولين اجرائي از خطا خواهد بود.
ضمن آرزوي سربلندي نظام جمهوري اسلامي، با تشکر
سيد حسين رئيس زاده


تجمعات روز معلم در شهرهاي مختلف كشور
*** تهران:
بيانيهاي که گروه سياسي تجاري کانون صنفي معلمان ايران صادرکرده بودند، يک روز پيش از اجرا توسط خود آنان بوسيلهي اس ام اس لغوشد.
*** کرمانشاه:
امروز پنج شنبه 12 ارديبهشت 1387 درکرمانشاه در ساعات نخست نزديک به 300 نفر از معلمان تجمع کردند. اين معلمان در شعارهاي خود خواستار اجراي عدالت اجتماعي و تحقق اهداف آموزش وپرورش شدند.
آقاي اميني رئيس سازمان آموزش و پرورش در جمع تجمع کنندگان حاضر شد، و طي سخناني وعده داد که تا پايان هفتهي معلم مطالبات معلمان شاغل و بازنشسته پرداخت خواهد شد، واز انان خواست که به تجمع خود پايان دهند، اما تجمع کنندگان حرف او را نپذيرفتند و وعده هاي مسئولين را دروغ دانستند.
سپس حجهالاسلام مولوي رئيس تخلفات اداري استان کرمانشاه براي سخنراني به جايگاه رفت،اما تجمع کنندگان با فرياد و سردادن شعار ايشان را از ادامهي صحبت باز داشته و از جايگاه پايين کشيدند.
*** اردبيل:
از ساعات نخست امروز نزديک به 2000 نفر از معلمان بازنشسته و شاغل در اردبيل جلوي سازمان آموزش و پرورش اين استان تجمع کردند.
تجمع كنندگان که به طور خود جوش در محوطهي سازمان آموزش وپرروش اردبيل گرد آمده بودند خواستار شنيدن سخنان اعضاي هيات مديرهي کانون صنفي معلمان ايران(اردبيل) شدند، در ادامه آقايان پرستار و عباسي در جمع تجمع کنندگان سخناني را بيان کردند، و خواستار رفع تبعيض اجتماعي، پرداخت پاداش پايان خدمت بازنشستگان، رسيدگي به وضعيت کانونهاي صنفي معلمان کشور و پرداخت مطالبات معلمان و اجرايي شدن قانون خدمات مديريت کشوري شده و افزودند، تا هنگامي که مشکلات جامعه به طور اصولي و با برنامهريزي درست و سنجيده حل نشود اين تجمعات در کشور ادامه خواهد داشت.
درادامه معاون مالي سازمان آموزش و پرورش اردبيل براي ايراد سخناني در جايگاه سخنراني حاضر شد که با مخالفت تجمع کنندگان روبرو شد. و اجازهي سخنراني به ايشان داده نشد.
مريوان :
در مريوان نزديک به 300 نفر از معلمان اين شهرستان دراعتراض به مشکلات معلمان شاغل و بازنشسته در جلوي ساختمان آموزش و پرورش اين شهرستان تجمع کردند، اين تجمع که در ساعات نخست امروز آغاز شده بود، با خواندن قطعنامهاي به وسيلهي يکي از معلمان در ساعت 12 پايان يافت، برخي از مفاد اين قطع نامه به قرار زير است: لغو زندان، تبعيد کسر حقوق و ساير احکام فعالان صنفي - اجراشدن قانون نظام هماهنک - پرداخت حق التدريس معلمان - پرداخت پاداش پايان خدمت بازنشستگان و رسيدگي به ساير مشکلات آنان برابري حقوق و دستمزد زنان و مردان معلم – توقف توهينهايي که در رسانهها بر معلمان روا داشته مي شود به ويژه بنهاعدس و نخود – فراهم کردن بهداشت رواني در محيط کار معلمان با تعريف دقيق از مسئلهي دانش آموز سالاري - پرداخت معوقات معلمان و. . .
در اين قطع نامه همچنين تاکيد شد ،در صورتي که به اين خواسته ها رسيدگي نشود،اقدامات ديگري توسط معلمان به اجرا در خواهدآمد عدم حضور در مراقبت امتحانات خرداد- خودداري معلمان از تصجيح اوراق امتحاني خرداد – خودداري از برگزاري آزمونهاي گوناگون سازمان سنجش و آموزش کشور،مانند کنکور و ساير آزمونهاوبرنامه هاي کليدي – تجمع بعدي درآموزش وپرورش مريوان واستان کردستان
خميني شهر:
در شهرستان خميني شهر نزديک به100 نفر از معلمان اين شهر در محوطهي آموزش و پرورش تجمع کردند، در اين تجمع آقاي سيد مجتبا ابطحي يکي از فعالان صنفي سخناني را ايراد کردند، و ضمن خواندن مقالهاي با موضوع مطالبان معلمان و ستمهايي که بر اين قشر مي رود، وزارت آموزش و پرورش را مسئول مشکلات پيش آمده دانسته و خواستار لغو احکام صادر شده براي فعالان صنفي و رسيدگي به مشکلات آموزش و پرورش و معلمان شدند.
در اين تجمع مقرر شد،معلمان خميني شهر همگام با معلمان کشور روز دوشنبه 16ارديبهشت 1387 بار ديگر در اعتراض به مشکلات معلمان در آموزش و پرورش خميني شهر تجمع کنند.
گفته شده که در بسياري از شهرهاي ايران تجمعاتي بوده که پس از دريافت گزارش تکميلي هموطنان را درجريان آن قرار خواهيم داد.


جلسهی بزرگداشت مقام معلم در ابن بابويه
به روايت كانون صنفي مدني معلمان
جلسهی بزرگداشت مقام معلم در ابن بابويه بر سر مزار دکتر خانعلی برگزار گرديد. در اين جلسه البته از سوی نيروهاي امنيتي اجازه داده نشد تزئيناتي که برای مزار آماده شده بود استفاده شود، اجازه داده نشد که از تجهيزات صوتی استفاده شود، اجازه داده نشد تا معلمان تراکتهايي را که آماده شده بود را در دست بگيرند و تراکتها در مسير ظبط شد ولی با اين حال حضور معلمان پرقدرت و چشمگير بود و همگی تا پايان مراسم حضور داشتند و برنامه به خوبی و کامل برگزار گرديد. مجری مراسم آقای رضايي بود. در گردهمايي معلمان بر سر مزار دکتر خانعلی دو برادر دکتر خانعلی و آقای فرد از فعالين روز حادثه حضور داشتند و در رابطه با دکتر و وقايع روز حادثه و اتفاقات پس از آن خاطراتی را بيان نموده و اظهار داشتند که دکتر خانعلی نه برای شخص خود بلکه در راه آرمانهايش کشته شد. او از نظر وضع مالی در موقعيت مناسبی قرار داشت ولی هم خود در برنامهی مربوط شرکت می کرد و هم از ديگران می خواست تا بروند و از حقوق جمعی دفاع کنند.
در اين مراسم همچنين سرودی که توسط آقای جوادی در بزرگداشت دکتر خانعلی سروده شده بود يك بار توسط آقای اسفنديار و يك بار به صورت جمعی توسط حضار خوانده شد. آقای باغانی دبير کل کانون صنفی معلمان ايران نيز گزارشی از فعاليتهاي انجام شده توسط کانون در طول دو سال اخير دادند و دو کتاب بسيار حجيم را که از فعاليتها و مکاتبات کانون با مسئولين در ارتباط با حقوق صنفی معلمان تشكيل شده بود به حضار نشان داده و گفتند کانون فعال بوده و همچنان به فعاليت خود ادامه خواهد داد. در ميان صحبتهای باغانی چند بار حضار به هيجان آمده و شعار می دادند: باغانی باغانی حمايتت میكنيم.
در جلسه اعلام شد که حرف معلم اين است: چه كنيم تا نيازمند نباشيم؟ همچنين از آقای داوری که ديروز دستگير شدند ياد شد.
در اين گردهمايي تاكيد شد که کانون صنفی معلمان ايران همچنان در موضوع لايحهي مديريت خدمات کشوری فعال بوده و موضوع را با جديت پی گيري می کند.
همچنين شعارهايي توسط معلمان حاضر داده شد از جمله:
تبعيض ديگه بسه معلم شده خسته
معلم آزاده حمايتت ميكنيم
ما همه اهل درديم دوشنبه بر می گرديم.
آقای قريشيان از اعضای هيئت مديرهی کانون صنفی معلمان ايران نيز در ارتباط با مسائل فرهنگيان سخنانی را ايراد کردند.
در ادامه شعری در وصف معلم توسط يكي از معلمان قرچک سروده شده بود که خوانده شد. حضور ماموران امنيتي در اين مجلس کاملا مشهود بود. در پايان حضار با قرائت فاتحه مجلس را ترک کردند. و بر مبنای بيانيهی کانون صنفی معلمان ايران تاكيد شد که مراسم بعدی در روز دوشنبه ۱۶ ارديبهشت در سازمان آموزش و پرورش شهر تهران راس ساعت30/1 برگزار خواهد شد. گزارش های کامل تر از مشروح سخنان ايراد شده را در روزهای آينده خواهيم آورد.


انعكاس نظرات همكاران
با عرض سلام و تبريك هفته معلم خدمت كليه همكاران شريف و زحمتكش، وبلاگ صداي معلمان كوير سربداران آماده انعكاس مقالات، دست نوشتهها، نظرات و پيشنهادات شما عزيزان ميباشد.
از طريق آدرس پست الكترونيك
صداي معلمان كوير سربداران Smks1718@yahoo.com
با ما در تماس باشید


تحصن فرهنگيان در آستانه هفته معلم
اين بار در بندر گناوه
فرهنگيان بندر گناوه در پي عدم دريافت مطالبات معوقه خويش، روز سه شنبه دهم ارديبهشت ۸۷ با تعطيل كردن كلاسهاي درس، در اداره آموزش و پرورش گناوه دست به تحصن زدند.
سپس قطعنامه اين تحصن قرائت گرديد كه اهم خواستههاي
فرهنگيان به شرح زير بود:
۱-اجراي لايحه كامل خدمات كشوري
۲-افزايش حقوق با توجه به تورم ۳۵ درصدي
۳- پرداخت كامل مطالبات
۴- پرداخت پاداش پايان خدمت بصورت نقدي
۵-صدور احكام سال ۸۷
۶-تا تاريخ 16 ارديبشهت به كليه مسئولين اجرايي و استاني مهلت مي دهيم كه نسبت به پرداخت مطالبات اقدام نمايند در غير اين صورت تجمع ديگري به همين سبك شكل مي گيرد.
انتظار ميرود با توجه به عدم پرداخت مطالبات معلمان و وعدههاي پوچ وزير آموزش و پرورش، دامنه تحصنها در هفته آينده گسترش يابد.


تعطيلات نوروز بهانهاي شد تا جهت تجديد روحيه و قوا مسافرتي را تدارك ببينيم، به دنبال يافتن يك همسفر بودم كه از بخت بلند يكي از آشنايان كه در اداره دارايي شاغل است را يافتم، چيزي در دلم گواهي داد منصرف شوم ولي خيرگي كردم و دل را به دريا زدم و رفتم.
از همان بدو حركت، صحبت بيتوته بين راه بود كه با توجه به فرهنگي بودن من، قضيه گرفتن اتاق در مدارس بين راه به عنوان راه حل در نظر گرفته شد، ته دلم لرزيد با خود تصميم گرفتم هر بار به بهانهاي موضوع را منحرف كنم. تا قم همه چيز به خير و خوشي گذشت، در قم با هماهنگي كه توسط همسفرم صورت گرفت يك سوئيت كامل از طرف اداره دارايي در اختيار ما قرار گرفت، با ديدن سوئيت دلهرهام بيشتر شد، چند روز سفر قم به سر آمد و راه شمال را در پيش گرفتيم در شمال هم با زيركي قضيه مدرسه را به پلاژ تبديل كردم! و موضوع ختم به خير شد، ولي از بخت بد، درست وقتي كه فكر ميكردم همه چيز به خير و خوشي گذشته است، گرفتار شدم!
موقع برگشت به گرگان كه رسيديم، همه خسته بودند و به دنبال جايي ميگشتند تا شب را در گرگان بمانند كه موضوع مدرسه دوباره مطرح شد، در حين گشتن در شهر مقابل مدرسهاي توقف كرديم، با خود گفتم شايد بتوان شب را در همين مدرسه به سر ببريم ، وارد كه شدم باورم نميشد! اتاقهاي تميز! ماشينهاي مدل بالا! تلويزيون و يخچال اختصاصي! و . . .
با خود گفتم ديدي خيلي بدبين بودي! با خوشحالي سراغ سرايدار مدرسه رفتم و از او پرسيدم اتاق خالي موجود است يا نه؟وقتي گفت پنج شش اتاق خالي داريم گل از گلم شكفت!
پس از تماس سرايدار با ستاد اسكان، بنا شد من نامهاي از ستاد اسكان گرگان بياورم و ماندگار شويم، بچهها را گذاشتيم و به اتفاق همسفرم به دنبال آدرس ستاد اسكان رفتيم. در ستاد غلغله بود، با هزار زحمت خودم را به جلو رساندم و به مسئول ستاد كه به زور ته ريشي، چهره موجهي ساخته بود گفتم يك نامه اقامت جهت دبيرستان ايمان لطف كنيد. نگاهي كرد و گفت در آن دبيرستان جا نداريم، گفتم من آنجا بودم، پنج ، شش اتاق خالي داشت، سرايدار هم با ستاد تماس گرفت بنا شد من نامهاي بگيرم و خانوادهام هم الان آن جا هستند. با موبايلش شماره سرايدار را گرفت و با لهجه شمالي به او گفت چرا گفتي اتاقها خالي است؟ آن جا را براي بچههاي سازمان نگه داشتهايم ! بنده خدا فكر ميكرد به زبان اسپانيولي صحبت ميكند و من اصلا نميفهمم او چه ميگويد.
گوشي را قطع كرد و گفت ديدي تو اون مدرسه جا نداريم ! بگو و مگو و . . . خلاصه نام مدرسهاي ديگر را در ليست نوشت. با خانواده به مدرسه جديد رفتيم، روز بد نبينيد مدرسهاي قديمي و كلاسهاي پر از گرد و خاك، ميز و نيمكتها را گوشه اتاق روي هم سوار كرده بودند و تكه موكتي كه رد كفشهاي فراوان روي آن بود، گوشهاي از اتاق را پوشانده بود، پاي تخته سياه پر از گرد گچ و . . . خيلي از وضع موجود خجالت ميكشيدم كه همسفرم معرفت كرد و گوشهاي از كلاس روي صندلي نشست و گفت به ياد ايام تحصيل افتاده است و . . . هنوز من از شوك در نيامده بودم كه بچه او حين دويدن سرش به يكي از نيمكتها خورد و شكست و من ماندم و شرمندگي. . .
در راهرو مدرسه به چهره همكاراني نگاه ميكردم كه چروك رنج سالهاي تدريس را كه به راحتي ميشد روي چهره آنها ديد و ديدم كه آنها هم مثل من شرمندهاند.
شب را به اين فكر ميكردم كه بهبود وضعيت منزلت و معيشت فرهنگيان و هزار ويك شعار ديگر! كه به يادم آمد فرمايش يكي از بزرگان سياست را كه معتقد بود ارتش و آموزش و پرورش ارگانهاي مصرفي هستند، خون دل خوردم تا به او بفهمانم كه ارتش ضامن امنيت مملكت است و در سايه امنيت ميتوان به ساير امور پرداخت، و توليد فقط كالا و جنس نيست، و ارتش بالاترين توليد كه همان امنيت و ثبات مملكت باشد را به وجود ميآورد.
و آموزش و پرورش محل توليد فرهنگ و فن است، محل اتصال گذشته و آينده كه زيربناي فرهنگي يك كشور را ميسازد و چه توليدي از اين مهمتر؟
و كجا ميتوان با تهاجم فرهنگي مبارزه كرد؟
كجا ميتوان افرادي تحويل جامعه داد داراي تخصص و انديشه و تعهد بهتر از مجموعه آموزش و پرورش؟
اما دريغ و درد كه بسياري از همين دانشآموختگان، حتي حرمت استادي كه نوشتن و انديشيدن را به آنان آموخت پاس نميدارند و باز جاهلانه جفا ميكنند بر اين مجموعه مظلوم.
اگر گفته شود كه دولتمردان و بزرگان سياسي هم، اين گونه ميانديشند سرخ و سفيد ميشوند كه چه و چه، در عمل همان ميكنند كه ذكر شد.
اين است كه هميشه ضعيفترين وزير از آن آموزش و پرورش است، كه تازه نيامده مدعي شده كه 80% سوالات دانشآموزان در مدارس بدون جواب است !!! از كجا اين آمار دقيق را آورده ! وا...العلم !
آقايان عموما در همه امور مدعي تخصصاند! هر كه از راه ميرسد ميخواهد كار انقلابي بكند، همه گذشته را از ريشه بكند و از نو بكارد، نه اين كه از انقلاب اسلامي بسيار گفتهايم، همگان بر آن شدهاند كه هر كاري از نوع انقلابي آن خوب است، غافل از اين كه انقلاب آخرين و پرهزينهترين راه است، نه اولين و بهترين راه.
بزرگان ما دست آموزگار كلاس اول خود را ميبوسند و تمجيد ميكنند ولي در عمل هيچ.
صحبت از منزلت و معيشت گذشته است، اصلا دغدغه فرهنگ و نسل آينده به وجود آمده است!
در كشور ما خوابيدن يك روز صنعت نفت فاجعه است! ولي تعطيلي هفتگي مجموعه آموزش و پرورش اصلا اهميت ندارد!
اين است كه معاون وزير نفت نسبت به اجراي قانون خدمات كشوري تلويحا تهديد به اعتصاب ميكند وآن قدر مهم است كه به طور كامل لايحه خدمات كشوري رنگ عوض ميكند ولي . . .
اخيرا هم كه شايعه استفتا از علما مبني بر حرمت حقوق معلمان در تابستان كه داغي ديگر شد، آن هم در دورهاي كه هر شايعهاي هر چند كه با لبخند به افكار عمومي به عنوان سناريوي سيزده معرفي شود، بعدا به وقوع ميپيوندد! و با وقاهت تمام توجيه ميشود!
قرار بود معلمان در تابستان يك ماه بازآموزي كنند، يك ماه استراحت كنند و يك ماه كلاس جبراني و امتحان شهريور.
دولتمردان از ترس هزينهها همه را به نفع خود مصادره كردند و بعد تهمت و افترا . . .
البته شايعه رد شد ولي آيا رواج شايعه خود يك سياست جهت تهديد، فريب و تشويش ذهن قشر فرهنگي نيست؟ و شايد يك خط و نشان . . . نميدانم !
ارتقاء وضعيت منزلتي و معيشتي فرهنگيان، ساختار فرهنگي، تهاجم فرهنگي، حركات انقلابي، حرمت حقوق، شايعه، واقعيت، ريشخند و لبخند، تعارف و تكلف، واقعيت و . . .


نظام هماهنگ و بازي دادن معلمان!

امير منصور برقعي، در حاشيهي جلسه هيأت دولت و در جمع خبرنگاران اظهار داشت: تعداد آيين نامههاي مربوط به اجراي اين قانون، بسيار زياد است و براي تدوين آيين نامههاي آن، حداقل يك سال زمان نياز است.
برقعي، تصريح كرد: اگر در طول سال اين امكان فراهم شود و كار تهيهي آييننامهها به پايان برسد، اميد است از منابعي كه در نظر گرفته شده، لايحه از سال 88 اجرا شود!
لايحهي مديريت را چهار سال به تعويق انداختند. حالا هم که به صورت قانون در آمده، آن را تا سال 88 به تعليق درآوردهاند و وعدهي سرخرمن مي دهند!
ايران اکونوميست: قائم مقام وزير نفت هفته گذشته با ارسال نامهاي به عزيزي، معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس جمهور، مدعي شد آقاي دکتر احمدي نژاد دستور دادهاند که صنعت نفت از شمول قانون مديريت خدمات کشوري مستثني و صنعت نفت، طبق مقررات استخدامي خود اداره شود. اين در حالي است که در زمان بررسي و تصويب قانون مديريت خدمات کشوري، مقامات وزارات نفت درخواست و فشار بسيار شديدي براي مستثني شدن وزارن نفت و شرکتهاي تابعه از اين قانون داشتند اما نمايندگان مجلس با درخواست مقامات وزارت نفت مخالفت کردند ولي مقرر کردند زحمات از آن دسته از کارکنان صنعت نفت که در شرايط سخت کاري مشغول کار هستند با پاداشهاي ويژه جبران شود.
من که جيک و جيک ميکنم برات، تخم کوچيک ميکنم برات، بذارم برم؟
من که ميو ميو ميکنم برات، موشارو چپو ميکنم برات، بذارم برم؟
من که واق و واق ميکنم برات، دزدا رو چلاق ميکنم برات، بذارم برم؟...
و در اين ميان فقط آموزش و پرورش است که کماکان پشت در خواهد ماند ...
به ياد سرنوشت نظام هماهنگ طي ۱۵ سال پيش مي افتم ... اين که آنقدر معطل ماند که ديگر اجرا ي آن خاصيتي نداشت ... واينکه يکي يکي همه را از آن مستثني کردند و فقط آموزش و پرورش ماند تا با خودش هماهنگ باشد !!!
متاسفيم که برخي از مسئولين نمي خواهند قبول کنند که آموزش و پرورش سازندهي آيندهي کشور است. چه قدر طول مي کشد تا فرهنگ اين کشور به جايي برسد تا مردم و مسئولين عملا بپذيرند براي آنکه نسل آينده بيسواد و لاابالي بار نيايد بايد قشر فرهنگي به وضعيتي حداقل همسطح ساير اقشار برسد که پزشک تن جامعهي امروز و فرداي ما معلمان هستند. افسوس که چشمها را بستهاند و نمي توانند ببينند اين گروه دارد نيازمند تر از آن مي شود که بتواند کاري کند... كانون صنفي مدني تهران


نظرات همكاران محترم در هفته معلم
*** معلمي از ايران ( برادر يک شهيد )
ديدم که همکارانم در برگزاري انتخابات با وزارت کشور، با اتومبيل و موبايل شخصي خود، همکاري نمودند تا دوباره نمايندگان دوره قبل را به مجلس بفرستند. تاسف خوردم و به ياد آوردم که هنوز حق الزحمه انتخابات دو سال پيش را نگرفتهاند و اين چنين مغز کوچکي دارند، به ياد آوردم اسفند 85 را که در جلوي مجلس ( مثلا خانه ملت ) با معلمين مظلوم نيروهاي وزارت کشور چه کردند، زندان - کتک - بي حرمتي - توهين به معلمين آن هم در جلوي مجلس!
متاسفم که همکاراني دارم که شعور سياسي آنها همين قدر بود که پس از اين همه ظلم دولت، خود مجري انتخابات بودند.
معلمي از ايران، درد و دل ما را گفتي . جداً همين طور بود. البته شنيدم رئيس آموزش ويرورش اسلام شهر گفته که معلمان براي نهار هم که شده روز انتخابات با ما همکاري ميکنند. به نظر من بعضي از معلمان خيلي ................... و احساس بدي دارم که اين چنين همکاراني دارم.
*** صداي اعتراض معلم http://eteraze-moalem1.blogfa.com
معلمان چه ميکشند
معلمان چه ميخواهند
قطعنامه جمعي از اعضاي کانون صنفي معلمان به مناسبت هفته معلم
شرايط غيرانساني و غيرقابل توصيفي به ما معلمان و اکثريت جامعه تحميل شده است. روز به روز اوضاع ما وخيم تر ميشود. گراني سرسام آور است، حقوقها نازل است. قدرت خريد معلمان مرتب و سال بسال کاهش يافته است و به جاي ارتقاي زندگي، زندگي با مشقت و فقر و محروميت بيشتر توام شده است. ….


بيانيهي انجمن صنفي معلمان استان كردستان
ارديبهشت 1387
به نام خداوند جان و خرد

معلمان آگاه و بزرگوار استان كردستان؛ دستانتان تواناتر از هميشه، قلبهايتان گرم از شور ياد دادن و انديشههايتان تابناك از آفتاب حقيقت! همراهي شما همكاران ارجمند با حركات اعتراضي معلمان سراسر كشور در اسفند 1385 و بهار 1386 نشان از اراده شما براي خلق حماسهاي ديگر از حقطلبي بود. درود بر شما همراهان كه زمزمههاي «نميتوانيم» و «نميگذارند» خللي در اراده استوارتان براي مطالبه حق ايجاد نكرد و با شكستن سكوت كاذب، فرياد اعتراض خويش را به گوش همگان رسانديد. ما طي سالها با نجابت و قانونمداري با مقامات اداري و دولتي بسياري به گفتگو نشستيم و حقوق، جايگاه و شأن به يغما رفته خويش را طلب كرديم، اما مقامات مسئولي كه فكر ميكرديم «مسئول» فرهنگ و نگران آموزش و پرورش اين ملك هستند تنها «مقام» بودند و ديگر هيچ. در اين سالها وعدههاي بسيار شنيديم و اميدهاي دو چندان بستيم، اما از جانب قدرت پاسخي جز انكار نگرفتيم. البته به تواني در خود كه از آن غافل بوديم و اتحاد و همبستگي فرهنگسازي كه از ارادهي ما حاصل ميشد پي برديم. ما بهتر و بيشتر از پيش به حقانيت مطالباتمان و به نتيجهي روشني كه از طلب آنها حاصل خواهد شد ايمان آوردهايم و جز اين نيز نخواهد شد چرا كه اراده خداوند بر تحقق حق و عدالت در جهان قرار گرفته است. فرهنگيان ارجمند؛ اينك و در آستانهي روز معلم، ضمن گراميداشت ياد معلم شهيد «دكتر خانعلي» كه جانش را بر سر آرمان معلميش نهاد و با اميد اين كه ديگر هيچ گاه هزينه مبارزات صنفي چنان بالا نرود كه براي تحقق آرمانهايمان به نهادن جان بر سر دست نياز باشد، به اختصار نكات چندي را يادآور ميشويم:
مسئولان همچون روال ساليان اخير، نمايش تلخ و كسالتآور «پرداخت مطالبات ميلياردي فرهنگيان» را به راه انداختهاند. ظاهراً سياست «از اين ستون تا آن ستون فرج است» به سياست حاكم در حوزهي آموزش و پرورش بدل شده است و توهم اين كه «دروغ تا بزرگتر، باور آن آسانتر»، موجب شده است هر سال با نزديك شدن به هفته معلم، بازار وعده وعيدهاي ميلياردي گرم شود. چنين سياستي نه تنها به بلندتر شدن ديوار بياعتمادي ميان معلمان و مسئولان دامن ميزند، بلكه با توجه به تكراري بودن آن، اعتبار خويش را نزد ساير اقشار مردم نيز از دست داده است. مردم نيز اينك همچون معلمان ميپرسند اگر اين وعدهها حقيقت دارد چرا اين چاه «ويل» هيچگاه پر نميشود؟ صرفنظر از اين كه مطالبات جامعه معلمي كشور به مطالبات مادي و ريالي ختم نميشود و تشكلهاي صنفي بارها و بارها در بيانيهها و تجمعات خويش اهم خواستههاي صنفي خود را بيان داشتهاند، ضرورت دارد همكاران ارجمند به آگاه سازي ساير اقشار در خصوص مطالبات جامعه فرهنگيان همت گماشته و مانع از تفرقي گردند كه ديگراني آروزيش را دارند. ما معلمان استان كردستان نيز همچون ساير معلمان كشور معتقديم كه در كشوري با امكانات بسيار و سرمايههاي ملي هنگفت، نگاه به آموزش و پرورش همچون اولويت اول، اختصاص بودجهاي متناسب را ميطلبد كه در واقع سرمايهگذاري بلند مدت ملي و اجتماعي است و نتايج مثبت آن در توسعه پايدار اين مرز و بوم خود را مينماياند. اينكه حقوق و مزاياي ما تناسبي با خدمت و رسالت ما در جامعه ندارد حقيقتي آشكار است كه محصول آن پرداختن معلمان به مشاغل غيرتخصصي و عدم اهتمام آنان به امر آموزش و در نتيجه بازتوليد دور باطل توسعهنيافتگي در كشور است. لذا اگر اولين و رساترين صداي اعتراضي فرهنگيان مربوط به مشكلات اقتصادي و تنگناهاي معيشتي آنان است، ناشي از اين واقعيت است كه قدم اول براي حفظ و ارتقاي شأن معلم در جامعه، پرداختن فارغ از دغدغه و نگراني معيشتي و اقتصادي معلمان به امر آموزش و تدريس است.
در كشوري كه ميانگين بازده مفيد كاركنان دولت در روز براساس آمار رسمي تنها 54 دقيقه است، معلمان با حداقل 4 روز كار در هفته، دستكم روزانه 200 دقيقه تدريس كرده و بازده مفيد دارند كه با ميزان فعاليت ساير كاركنان قابل قياس نيست. طنز تلخ اين كه در چنين شرايطي حقوق معلمان را متناسب با ميزان كار آنان اعلام ميكنند كه علتي نميتواند داشته باشد جز تجاهلالعارف. ما معلمان استان كردستان، حق خويش ميدانيم تا احقاق حقوق صنفي خويش همگام با ساير معلمان كشور به اقدامات مسالمتآميز اعتراضي خود ادامه داده و براي حفظ شأن انساني معلم و ارتقاي جايگاه اجتماعي او، ديگر باره بر خواستههاي صنفي خويش پاي بفشاريم. خواستههايي كه تكرارش براي آنهايي كه نميخواهند بشنوند در هر مناسبتي ضرورت دارد: ارتقاي كيفيت فضاهاي آموزشي؛ افزايش سرانه آموزشي؛ تجهيز مدارس به تكنولوژي آموزشي روز؛ رفع بحران مدارس غيراستاندارد؛ نهادينه كردن نظام مديريت انتخابي، تمركززدايي و توسعه آزادي بيان در آموزش و پرورش و رفع تنگناهاي مادي و معيشتي معلمان از اهم اين خواستههاست. در خاتمه ما فرهنگيان استان كردستان، اولويت مطالبات خويش و برنامههاي آتي خود را به شرح زير اعلام كرده و اميدواريم ارادهاي راستين براي تحقق آنها وجود داشته باشد:
1 ـ ضمن يادآوري ياد دوستان در تبعيدمان آقايان «پيمان نودينيان» و «اسكندر لطفي» و ساير دوستاني كه در سراسر كشور با احكام تلخ تبعيد، تعليق و زندان مواجه شدهاند و با تأكيد دوباره بر محكوم كردن برخورد قضايي و امنيتي با اعتراضات صنفي؛ نگراني عميق و آزردگي شديد خود را از صدور حكم اعدام براي همكار عزيزمان آقاي «فرزاد كمانگر» عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان استان كردستان شاخه كامياران ابراز داشته و با محكوم كردن صدور چنين حكم ناعادلانهاي، او را به گواه سالها خدمت صادقانهاش در آموزش و پرورش شايسته تقدير و صدرنشيني دانسته و مطالبه آزادي و بازگشت اين همكار شجاع را به خانواده آموزش و پرورش حق مسلم خويش ميدانيم.
2 ـ تحقق آموزش و پرورش پويا را در گرو تحقق مطالبات صنفي پيش گفته خويش دانسته و ضمن درخواست پرداخت فوري مطالبات مادي فرهنگيان (هزينه مسكن، مرخصي مناطق محروم، حق التدريس همكاران و پاداش پايان خدمت)، صدور بخشنامههاي خلعالساعه، انتصابات فاميلي و تغييرات سليقهاي را به زيان آموزش و پرورش دانسته و نتيجه همه اينها را سرعت بخشيدن به سير قهقرايي آموزش و پرورش ميدانيم.
3 ـ ما فرهنگيان استان كردستان براي بيان آزادنه مطالبات خويش و به نشانه اعتراض، روز پنجشنبه 12/2/87 در ادارات شهرستانها و سازمان در مركز استان از ساعت 9 صبح الي 12 ظهر تجمع مسالمتآميز برگزار خواهيم كرد.
انجمن صنفي معلمان استان كردستان ارديبهشت 1387


مراسم يادبود معلم !!!
هفته بزرگداشت مقام معلم فرصتي است تا حداقل سالي يک بار و به بهانه سالگرد شهادت استاد مطهري، نام معلمان و فرهنگيان در محافل و رسانهها مطرح شده و هر کس به فراخور ديدگاه و سليقه خود يادي از اين قشر شريف نمايد. هر چند اين هفته با بياني تمجيد گونه از نقش و رسالت معلمان و از موضعي رسمي، با برگزاري مراسماتي در شهرهاي مختلف آغاز شده و با جملاتي اغراقآميز در خصوص جايگاه معلمان و آموزش و پرورش و سخنرانيهاي کليشهاي خاتمه مييابد، اما هيچگاه دردهاي پيدا و پنهان معلمان و مشکلات آنان به صورت جدي آسيب شناسي نشده و تبعات هولناک اين غفلت و صدمات ناشي از آن مورد واکاوي قرار نگرفته است.
اين که چرا مشکل معلمان به صورت جدي از سوي دست اندرکاران جامعه مورد بررسي قرار نميگيرد پرسشي است که هيچگاه پاسخ قانع کنندهاي به آن داده نشده و همين مسئله سبب شده که هر کس از ديدگاه خود اين مسئله را ريشه يابي کند.
رويهم رفته ميتوان همه ديدگاهها را در سه نظريه موافقين، مخالفين و منتقدين جمع بندي کرد و ديدگاههاي آنان را تحليل نمود.
1- موافقين معتقدند که توان بودجه کشور براي افزايش حقوق معلمان بيش از اين نيست و هر چند مسئولين قلبا نگران وضعيت معيشت معلمان هستند اما گستردگي آموزش و پرورش و فراواني نيروي انساني آن، قدرت مانور بيشتر را از مسئولين اقتصادي کشور گرفته است. البته لايههاي افراطيتر اين گروه معتقدند همين ميزان حقوق و مزايا براي معلمان کافي است و براي اثبات نظر خود نيز به ساعات کاري معلمان و تعطيلات فراوان آنان در طول سال استناد مي کنند.
2- مخالفين، علت عدم توجه به مشکلات معلمان را فرايندي سياسي ارزيابي کرده و از موضع اپوزيسيون، معتقدند که ارادهاي از سوي مسئولين براي حل مشکل معلمان وجود نداشته و تعمدا نميخواهند که وضعيت معيشت معلمان سر و سامان بگيرد. اينان براي اثبات نظر خود از تئوريهاي روانشناسي اجتماعي نيز استفاده کرده و به نظريه " مازلو " و بحث سلسله نيازهاي انسان اشاره مي کنند که اگر نيازهاي اوليه جامعه که معلمان قشر کثير آن هستند تامين شود، آنان به دنبال نيازهاي بعدي مثل آزادي و... خواهند رفت و آن را مطالبه خواهند کرد.
3- منتقدين در بحث مسائل و مشکلات معلمان و ميزان حقوق و مزاياي آنان، بيشتر جنبه مقايسهاي آن را مد نظر دارند و معتقدند نظام پرداختهاي ما در سيستم حقوق و مزاياي کارکنان دولت، نظامي تبعيضآميز است که به جامعه آموزش و پرورش با ديدي مصرفي نگاه کرده و ارزش کار معلمان را ناديده مي گيرد. از ديدگاه اينان اگر آموزش و پرورش اساس توسعه کشور است که هست و اگر معلمان جزء قشر فرهيخته و تحصيلکرده جامعه مي باشند که قطعا هستند، نبايد حقوق و مزاياي آنان از همتراز تحصيلي آنان در يک وزارتخانه ديگر کمتر باشد.
بي توجهي به اين مقوله به مرور انگيزه معلمان را کاهش داده و فرايند خروج نيروهاي کيفي و کارآمد را از سامانه تعليم و تربيت کشور تسريع خواهد نمود.
اين که کداميک از نظريات فوق قريب به صحت است مورد نظر اين بحث نيست و هر کدام از اين نظريات نيز در جاي خود قابل بحث و نقد هستند اما نکته اساسي اين است که مسئله معيشت و حقوق معلمان و فشار روز افزون حاصل از گراني و تورم بر آنان موجب شده تا معلمان به مشاغل ثانوي و بعضا حقارتآميز روي آوردند. اين موضوع سبب مي گردد تا شخصيت آنان به مرور در اين مشاغل استحاله شده و از همين جاست که معلمان اثر گذاري خود را در فرايند تعليم و تربيت از دست مي دهند. امري که قطعا نظام تعليم و تربيت ما را به قهقرا خواهد برد و کليت جامعه نيز از آن متضرر خواهد گرديد. گذرگاه

اطلاعرساني به سبك وزير آموزش و پرورش!
امروز بعد از ظهر که سر کلاس رفتم توي راهرو دبيرستان همکارم يه حرفي زد خنديدم البته نزديکاي کلاسم بودم درب کلاس که باز شد هنوز خنده بر لبانم نقش بسته بود وارد کلاس شدم يکي از شاگردانم گفت: چيه خوشحالي! وزيرتان گفته قراره تمام مطالباتتون پرداخت بشه واسه اينه ميخندي؟
گفتم يعني چه؟ اون هم که خيلي ترسيده بود گفت نه ببخشيد آخه نه که امروز اين خبر چند بار پخش شد خواستم شوخي کنم.
خداوندا ما را در بهره وري از اين خوان بي نعمت محروم نفرما.
1) خوبه من فوق العاده جدي هستم اگه زيادي جدي نبودم حتما ميگفتند خانوم مژدگوني بده!
2) اگه گاهي از نداري و حقوق پايين ناليده بودم چي ميشد؟
3) آقاي دکتر علي احمدي ممنونم که اين خبر مسرت بخش رو به بقال سر کوچهمون تا قصاب سر خيابونمون رسوندي و ايضا دانشآموزان اين نبوغهاي بدون نون!
خوب لابد اين هم از فوايد عصر رسانه و ديجيتاله ديگه! اتاق رياضي

درد دلهاي اعتصاباتي!
*** سخني از يك معلم دردمند از اردبيل
با سلام
خوشبختانه در مدارسي که من تدريس مي کنم معلمان سر کلاس نرفتند و در مدرسه باقي ماندند. هرچند که اداره نامه به من داده و مرا بابت پارهاي از توضيحات خواسته است اما خيالي نيست. ما معلمان اگر با هم باشيم و حقوق خود را مطالبه کنيم برنده نهايي خواهيم بود. ما بايد با رفتارمان به دانش آموزانمان نيز نشان دهيم بايد دنبال حق خود باشند. يك معلم از اردبيل
*** در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات شان، جمعي از معلمان بوشهري سرکلاس نرفتند.
جمعي از معلمان مدارس شهر بوشهر و مدارس تيزهوشان در نخستين روز کاري در هفته جاري بر سر کلاس هاي درس حاضر نشدند. اين اقدام در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات اين گروه از فرهنگيان صورت گرفته و موجب شده تا آن ها امروز بر سر کلاس هاي درس حاضر نشوند. برپايه اين گزارش معلمان دبستان سعادت بوشهر نيز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود امروز بر سر کلاس هاي درس حاضر نشدند.
در هفته گذشته آقاي جزيني دبير معارف شهرستان خميني شهر به بهانه بعضي از صحبتهايش در کلاس درس و در اصل به خاطر شرکت فعال در تجمعات اعتراضي معلمان و همراهي با کانون صنفي، در تهران محاکمه شد.
اتهامات آقاي جزيني تکرار اتهاماتي بوده است که در دادگاه اصفهان مطرح شده و حکم دادگاه نيز طي روزهاي آينده اعلام ميشود. ازکانون صنفي فرهنگيان خميني شهر
*** کلام ما پيام تو: نارضايتي به معلمان كرمانشاه نيز رسيد!
با سلام و احترام
مقالات زيباي شما را مي خوانيم و از تحليلهايتان استفاده مي کنيم. با توجه به نوشتهي اخيرتان بيان مطالب زير را براي روشن شدن ذهن فرهنگيان گرامي لازم ميدانم:
1- فشارها بوده و هست. تهديدها زيادتر شده. همين چند روز پيش آقايان بهشتي و باغاني به خاطر بيانيه احضار شدند. ولي آنان ميدانند که ديگر متعلق به خود نيستند و اعضاي کانون به فعاليت خود ادامه خواهند داد.
2- علت تجمعات اسفند سال 85 بودجه بود که پيش از بستن آن تجمع انجام شد تا بودجهي لايحه ديده شود و مجلس قانون را تصويب کند و در بيانيههاي قبلي کانون نيز بر آن تاکيد شده اما در بيانيه اخير اشکالي که گرفته شده بود اين بود که چگونه آئين نامه را بخواهيم تا در مدت 2 هفته بنويسند . اين خواسته را در عرض يک سال انجام ندادند. پس خواستههاي مشروط در دادن حقوق عقب مانده و لغو احکام غير قانوني که عملا انجام پذير است خلاصه شد و مسلما با دقت مسائل مديريت خدمات کشوري ي گيري مي شود.
3- بيانيه ي مذکور مربوط به کانون صنفي معلمان ايران – شاخهي تهران بوده و براي اطلاع رساني بهتر زودتر صادر گرديد. مسلما چنانچه نياز به هماهنگي کشوري باشد اين مهم نيز در زمان مقتضي انجام مي گيرد.
نکتهي ديگري که لازم به ذکر است اين است که ماههاست تمام مدارک قانوني به وزارت کشور داده شده و آنان در رابطه به مجوز کانون اقدامي نکردهاند. اين در صورتي است که چنانچه در عرض 40 روز مدارک ارائه شود و وزارت کشور اقدامي نکند به منزلهي مجوز قانوني محسوب مي شود که البته دوستان مانند ساير قوانين به اين بحث بيتوجهي مي کنند.
مثال کانون و مجوز و اقدامات قانوني مانند آن مطايبهايست که از شخصي خواستند آخرين خواستهي خود را پيش از مرگ از جلاد بخواهد. او آبي خواست و چون به او دادند از جلاد خواست سوگند بخورد پيش از خوردن آب جانش نستاند و چون سوگند را گرفت گفت هرگز اين آب را نخواهم خورد. آقايان هم مي گويند مجوز بگيريد و فعاليت کنيد و از طرف ديگر از طرف مقام بالاتر نامهاي در پرونده گذاشتهاند که وزارت کشور مجوز را نبايد صادر کند
متشکريم
ارديبهشت ماه همواره براي ما يك فرصت درخشان بوده و هست چرا كه اين روزها ميتواند درشكل دادن, انسجام و اتحاد ما نقش كليدي ايفا كند, از آن گذشته پس از اين ماه, ماههايي پيش رو است كه بنا بر تجربيات گذشته فرصتي بر عليه ما است چرا كه امكان چنين انسجامي را از دست خواهيم داد, پس ميتوان گفت روزهايي پيش رو است كه به هيچ وجه نبايد آن را از دست داد چرا كه فرصتهاي گذشته هيچ گاه باز نخواهند گشت و دراين يكسال به خوبي آن را تجربه كرديم.
پس به هيچ عنوان نبايد آن را از دست داد يا دستخوش دعواهاي زرگري كرد ويا آن را به بيراهه كشاند هركس به هرميزان كه دغدغه مشكلات فرهنگيان را دارد به همان ميزان نيز هزينه پرداخته و پا پيش مينهد كه اين روز را با حركتي درست نه در پستوخانه و رفتن در محلهاي غير متعارفي كه پيشنهاد داده ميشود بلكه در حضور زنده در مقابل حاضران زنده, فريادهاي رسا را به كرسي نشاند. بنابراين بايد طوري عمل كرد كه بيشترين تاثير گذاري را داشت و صداها را به گوشها رساند و جواب گرفت.
قسمتي از مقاله: نبايد گذاشت روز 12 ارديبهشت به فراموشي سپرده شود . . .
