تبليغاتX
صداي معلمان كوير سربداران
وبلاگ اطلاع رساني اخبار صنفي آموزش و پرورش

 

گفت‌وگويي با شيرزاد عبداللهي،     

کارشناس مسائل آموزشي درباره صدور احکام سنگين براي معلمان.   

 

«هيچ خبر خوشي در آستانه اول مهر براي معلمان نداريم!» •

مصاحبه با دويچه وله صداي المان روز 5 شنبه 29 شهريور


از سال ۱۳۸۵ که دولت نهم از مجلس خواست تا لايحه خدمات کشوري را به دولت پس بفرستد، اعتراضات معلمان نسبت به اين تصميم دولت آغاز شد.

لايحه‌ي خدمات کشوري که از آن با نام "نظام پرداخت هماهنگ" نيز ياد مي‌شود، در صورت تصويب مي‌تواند بسياري از مشکلات مالي معلمان را حل کند. از ۲۳ اسفند ۸۵ که تجمع مسالمت‌آميز معلمان در برابر مجلس به خشونت کشيده شد و تعداد زيادي معلم دستگير و روانه زندان شدند تا به امروز، اعتراضات صنفي معلمان ادامه دارد. معلمان حق‌التدريسي نيز در اين اعتراضات شرکت کرده و خواهان رسيدگي به وضعيت استخدامي خود هستند.

 

*** آقاي عبداللهي قرار بود معلمان حق‌التدريسي روز يکشنبه برابر دفتر رياست جمهوري تجمع کنند. آيا اين تجمع برگزار شد؟

شيرزاد عبداللهي: بله، حدود۴۰۰ نفر از معلمان حق‌التدريسي در برابر دفتر رياست جمهوري تجمع کردند. قبل از آن هم اين‌ها در برابر مجلس تجمع کرده بودند و به ‌طور کلي تجمع معلمان حق‌التدريسي در پنج، شش سال اخير در برابر نهادهاي دولتي ايران و يا مجلس تبديل به يک پديده‌ي عادي شده است. اما من فکر نمي‌کنم که گشايشي در کار معلمان حق‌التدريسي ايجاد بشود.

*** مطالبات آنها دقيقا چه هست؟

معلمان حق‌التدريسي وضعيت بسيار بدي دارند از نظر شرايط کار، شرايط زندگي و رفت و آمد. اينها بيمه ندارند، بازنشستگي ندارند، سوابق‌ کارشان برايشان محاسبه نمي‌شود، دستمزدها و حقوق‌هايشان بسيار اندک است، به‌طوري که در مناطق روستايي و بخش‌هاي دورافتاده واقعا حقوقي که مي‌گيرند صرفا صرف رفت‌وآمد اين‌ها مي‌شود. به‌طور کلي در وضعي هستند که واقعا نمي‌شود کار حق‌التدريسي را به‌عنوان يک شغل تلقي کرد. اينها خواستار اين هستند که اين وضعيت تغيير پيدا بکند و از مزاياي کارمندان رسمي دولت برخوردار بشوند، صاحب بيمه بشوند، بازنشستگي به آنها تعلق بگيرد. و بهرحال از يک ثبات و امنيت شغلي برخوردار بشوند.

*** آيا لايحه‌ خدمات کشوري که در مجلس مورد بحث است و سرعت‌ بخشيدن به تصويب اين لايحه دليل اعتراض معلمان بوده است، شامل معلمان حق‌التدريسي هم مي‌شود؟

نه، اصلا! آن فقط شامل معلمان شاغل رسمي آموزش و پرورش و بازنشستگان مي‌شود که آن هم سرنوشت‌اش دچار ابهامات زيادي هست و بين شوراي نگهبان، مجلس، مجمع تشخيص مصلحت و دولت سرگردان است و مهمترين مانع‌اش هم مخالفت دولت است که مي‌گويد من منابع لازم براي تامين اعتبارات اين لايحه را ندارم.

*** آيا در آستانه‌ي سال تحصيلي جديد، حکم جديدي به معلماني که قبلا به آنها حکم داده بودند يا منفصل از خدمت شده بودند و يا منتظر خدمت بودند، آيا حکم جديدي به آنها ابلاغ وتغييري در رويه‌هاي قبلي در برخورد با معلمان داده شده است يا خير؟

راستش تحولي به سود معلمان صورت نگرفته است. روند قضايي رسيدگي به پرونده‌ي معلمان هچنان ادامه دارد. پرونده‌ها از دادسرا فرستاده شده است دادگاه. تعداد زيادي از معلمان در مرداد و شهريور به دادگاه مراجعه کردند و جلسات دادگاهشان برگزار شده و يکي‌ـ دو مورد منجر به صدور حکم شده است و بقيه هم منتظر صدور حکم هستند. و اين دادگاه‌ها ادامه دارد و در مهرماه و آبان ماه هم تداوم خواهد داشت. از طرف ديگر، هيئت‌هاي رسيدگي به تخلفات اداري همچنان در کار صدور احکام سنگين تنبيهي عليه معلمان هستند. تا به‌حال احکام بسيار شديدي عليه تعداد زيادي از معلمان صادر شده است. اين احکام شامل اخراج، بازنشستگي پيش از مورد، کسر حقوق از طريق کسر گروه پايه، تغيير محل جغرافيايي که حکم بسيار سنگين و شديدي‌ست...
*** منظورتان از تغيير محل جغرافيايي، تبعيد است، مي‌توانيم از آن به‌عنوان تبعيد نام ببريم؟

بله! در قانون از آن به‌عنوان "تغيير محل جغرافيايي" اسم برده شده است، ولي در واقع همان تبعيد است. مثلا بخشي از معلمان همدان به ايلام تبعيد شده‌اند، بعضي‌هاشان به استان خراسان شمالي و معلمان اصفهاني به اراک يا به مازنداران تبعيد شده‌اند، و بخشي از معلمان تهران به شهرهاي اطراف تهران فرستاده شده‌اند. در واقع همان تبعيد است. يعني اين‌ها را از محلي که آنجا فعاليت مي‌کردند دور مي‌کنند که شايد به اين طريق بتوانند مانع فعاليت‌شان بشوند.

*** درمورد ممنوعيت فعاليت کانون‌هاي صنفي معلمان آيا خبر جديدي داريد؟ کانون صنفي جديدي هست که مجوزش لغو شده باشد و جلوي فعاليت‌هايش گرفته شده باشد و يا برعکس،‌ شايد خبر خوشي از فعاليت‌هاي کانون صنفي داشته باشيد؟

تا کنون به خيلي از اين کانون‌ها در شهرستان‌ها رسما ابلاغ شده است که شما ديگر حق فعاليت نداريد و يا مجوز شما لغو شده است. از جمله مثلا کانون صنفي کرمانشاه و کانون همدان. در مورد بقيه کانون‌ها و تشکل‌هاي معلمان هم به‌طور غيررسمي به آنها اطلاع داده شده است که شما حق تشکيل جلسه، فعاليت و صدور اطلاعيه را نداريد و معمولا توجيه‌شان هم يکسري بهانه‌هاي اداري هست که مدارک شما ناقص است، انتخابات شما اين ايرادات را داشته يا مثلا هيات مديره‌تان بايد دوباره انتخاباتش برگزار بشود يا اينکه مثلا اين تعداد از افراد هيات مديره شما صلاحيت ندارند. به نظر من سياستهاي کلي دولت در جهت انحلال کامل تشکل‌هاي مستقل صنفي فرهنگيان است.

*** فکر مي‌کنيد با آغاز سال تحصيلي جديد اين فشارها بيشتر بشود يا ممکن است احيانا کمتر بشود؟

نشانه‌اي از کاهش فشارها ديده نمي‌شود. معلمان رايزني‌هاي مختلفي کرده‌اند و با شخصيت‌هاي موثر ملاقات‌هايي داشته‌اند، با دادستان انقلاب، با آقاي کروبي، با حزب مؤتلفه و با رئيس ديوان عدالت اداري ملاقات‌هايي داشتند و مسائلشان را در ميان گذاشته‌اند که به‌هرحال خواسته‌هاي معلمان صنفي هست و انگيزه‌ي معلمان انگيزه‌ي شرافتمندانه است و براي بهبود شرايط کار و معيشت‌شان است و هيچگونه جريان سياسي پشت کار معلمان نيست. منتها خب اين‌ها در عمل نتيجه نداده است. به نظر من بهترين کار اين است که تعقيب معلمان هم در دستگاه قضايي و هم در سطوح اداري متوقف بشود، احکام صادره لغو بشود و يک فضاي دوستي و محبت به وجود بيايد و مشکلات معلمان هم بهرحال مشکلات واقعي هستند و بايد در جهت حل اين مشکلات دولت گامهاي موثري بردارد که مهمترين‌اش تصويب همان لايحه‌ي خدمات مديريت کشوري است.
                                  مصاحبه‌گر: ميترا شجاعي   به نقل از همه دانا 

 

  اللهم عجل لوليك الفرج 

                         اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 19:28  توسط معلمان سربدار  |