
نظرات خوانندگان وبلاگ
صداي معلمان كوير سربداران
*** جليل از ساوه
چند روز قبل كامنتي روي يكي از پستهاي اين وبلاگ گذاشتم, آقاي عبداللهي قدم رنجه فرموده بودند و در جواب اينجانب چند خطي نوشته بودند, اميدوارم دوباره به اين وب سر زده و اين نظر را مطالعه بفرمايند.
من يك معلم هستم, شما ميفرماييد به چه كسي راي بدهم؟
به كساني كه من و تمام معلماني مثل من را به نان شب محتاج كردهاند؟
به دستاني راي بدهم كه استعدادهاي ميهنم را روزي هزار بار پرپر ميكنند؟
به اونهاي راي بدهم كه همكاران بيگناهم را توي سلولهاي زور و اجبار به بند ميكشند؟
به تبرئه دستاني راي بدهم كه افتادهاند به جون درخت فرهنگ و علم و دانش اين مملكت؟
نه! من راي نميدم . . .
من هم مثل شما نه طرفدار معلمان صنفي مدني هستم و نه طرفدار كساني كه موافق شركت در انتخابات هستند.
من فقط يك معلم هستم كه ميخوام در هواي آزاد نفس بكشم , يك معلم كه از اين همه فشار و سركوب و به تنگ آمده.
ميفرماييد رعايت يك سري چهارچوبهاي اجتماع را بكنيم چون ما معلم هستيم, مگر آقايان آن زماني كه ما را به باد ضرب و شتم ميگرفتند و كوچكترين نيازهاي معيشتي ما را ناديده ميانگاشتند و در مقابل همين مجلسي كه به انتخابات آن نشستهايد معلم را با باتوم ميزدند, شرط ادب را رعايت ميكردند و يا ميكنند؟؟ اسم اين رعايت آداب نيست, اسمش سازش و تسليم است.
شما مي فرماييد اكثر پنجاه شصت درصدي مردم در انتخابات شركت ميكنند, هرگز اين آماري كه ميفرماييد واقعي نبوده و نيست. طبيعي است كه مردم درانتخابات كه چه عرض كنم انتصاباتي براي مجلسي كه براي حقوق اوليهشان هرگز كاري از پيش نبرده است, راي ندهند و خوب ميدانند كه بيش از هر چيز اين انتصابات براي گوي سبقت بردن مالاندوزي و آيندهنگري و از مزاياي مجلسنشيني بهرهمند شدن ميباشد تا حل يك درد موجود جامعه ( حتما جنابعالي ميدانيد چه مزاياي هنگفتي را ميگويم).
بر اين اساس، هر نوع مشاركت در بازارگرمي براي اين بازي چپاولگري و قدرت هم معنايي جز مشاركت در سركوب و خيانت به حق مردم ندارد.
با اين حال باز ميگوييد انتخابات آري خب ديگه اون آري به انتصابات و آري به چپاول و آري به منفعت خود عمل كردن و چشم دوختن به همون مزايايي ست كه خود دانيد بگذريم دست همه دراين زمينه روست و همه همكاران گرامي و فرهيخته اين را به خوبي تشخيص ميدهند كه سنگ به سينه انتخابات زدن در اين روزها معنياش چيست و از كجا در مي آيد ...
صداي معلمان كوير سربداران: متاسفانه نمايندگان مجلس در مسئله استيضاح وزير سابق و راي دادن به وزير جديد نشان دادند كه هيچ كارهاند و گرفتار مسائل سياسي هستند، و راي آنان به مقتضاي سياست زمانه است نه مصالح آموزش و پرورش! شايد هم بازيچهاي هستند در دست دولت! يعني از توي گلدانها آن رايي بيرون ميآيد كه دولت ميخواهد نه آنچه مصالح نظام آموزشي كشور است.
به عقيده ما اگر اكثريت كرسيهاي مجلس هم در اختيار فرهنگيان قرار گيرد باز هم همين است. يكي تصميم ميگيرد و بقيه بايد آن را انشا كنند! قدرت تصميم گيري در دست نمايندگان نيست! بلكه قدرت در جاي ديگريست! پس اين قدر همكاران عزيز براي رسيدن به كرسيهاي مجلس دست و پنجه نرم نكنند يا نردبان ترقي ديگران نشوند!!!
*** زهرا بيات
متاسفم که گروهي قليل بدون منطق و با جار و جنجال به تخريب کانون پرداختهاند و به جاي منطق به شانتاژ رو آوردهاند. کاش به جاي خراب کردن گروه ديگر کاري مي کرديد. هنر شما براي معلمان چيست؟ آنها که مي گوييد قلابيند يک بيانيه دادهاند و دارند اجرا مي کنند شما اصليها چه کردهايد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*** انديشه معلم
ممنوع!
با نام معلم و تحت نام معلم سودجويي ممنوع!
در يكي دو وبلاگ از وبلاگهاي فرهنگيان, تيترها و نوشتههايي تحت عنوان ”معلمان در جستجوي انتخابات ” و” معلمان در مسير مجلس براي فتح كرسي” و . . . درج گرديده كه لازم ديدم به عنوان معلمي با چند سال سابقه تدريس و خدمت در مراكز مختلف آموزشي حرفم رو زده باشم. و نكاتي چند را يادآور شوم:
هنوز معلمان به آن درجه از خفت و خواري نرسيدهاند كه بخواهند... ادامه در http://moalemeazadeh.blogfa.com
*** دانشجوي تربيت معلم
شما كه سنگ فرهنگي ها رو به سينه ميزنين, شما كه ادعاي تصميم گيري درست وقانوني داريد, مگه مشكلات معلمها حل شده كه از همين حالا با همون باعث و بانيهاي انفصال و تبعيد و اخراج معلمها هم كاسه شديد؟؟؟ ميخواهيد ما به چي راي بديم؟ به دزدهاي حق و حقوقمان راي بديم؟ يا به شمايي كه سنگ اونا رو به سينه ميكوبيد؟؟؟ فقط يك نمونه مثال بزنيد كه به حرف ما اهميتي داده شده, فقط يك نمونه بياوريد, بعد من و تمام دوستانم به شما راي ميدهيم. البته اگر صلاحيتتان را تاييد كردند. . .
*** كانون صنفي معلمان ايران
دوست گرامي و ارزشمند سلام
مادهي يک و تبصرهي 7 مادهي 17اساسنامهي کانون صنفي معلمان ايران به روشني هيات مديره را از هر گونه فعاليت سياسي و تجاري بر حذر ميدارد کانون صنفي معلمان تهران همچنان بر اين اصل پايبند است و از هر گونه سياسيکاري خودداري ميکند. گروهي که وبلاگ www.moalleman1.com را در دست دارند همان دوستاني هستند که از کانون صنفي معلمان کنار رفتهاند اما ميخواهند از اعتبار آن استفادهي ابزاري بکنند. اکنون همکاران خود بهتر ميدانند که با چه گروهي همکاري کنند.
به راه باديه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نيابم به قدر وسع بکوشم
وبلاگهاي کانون صنفي معلمان ايران
سايتي که به زودي راه اندازي ميشود. و قصد دراد نقش يک خبرگزاري معلمان را ايفا کند به نشاني زير است.
*** محبوبه
با سلام خدمت همکاران فرهيخته
هرچند وقت يکبار دولت عدهاي را به بازي ميگيرد تا تنور انتتخاباتش را گرم نگه دارد و براي خود مشروعيت و براي سرکوب معلمان و کارگران و دانشجويان اين مشروعيت قلابي را به رخ همه بکشد متاسفانه اينبار به سراع معلمان آمده و با تهديد و تطميع آنها در زندان آنانرا به کار گرفته است اين بار نيرويي مانند بهشتي به دام طمع افتاد و از لوگوي کانون صنفي معلمان سوء استفاده ميکند، ميداند که معلمان براي کانون ارزش قايل هستند بنا براين با اين نام وارد شده است ضمنا به انان اجاره داده شده است که کمي تند هم بنويسند واين از قلم آقاي بهشتي در کانون تا به حال ديده نشده بود بعد از انشعاب غير رسمي از کانون صنفي معلمان ايران اين وبلاگ قلابي را براه انداختهاند شايد روزي جاي برنامههاي تلويزيوني همچون هويت و چراغ را که به سفارش وزارت اطلاعات توسط کارگردانان معروف سينماي در دام افتاده ساخته شد را بگيرد.
**** يك معلم
اگر معلمي, تحت هر عنواني, كانديد اين انتخابات شود, بايد گفت كه واقعا جاي تاسف براي خودش هست زيرا تا جايي كه به ما معلمان برميگردد اين انتخابات، انتصابي ست و جاي كانديد شدن و راي دادن ندارد . . .
*** عضو شوراي هماهنگي
اين سايت، سايت كانون صنفي معلمان نيست بلكه سايتي است كه سهامداران مدرسه انتفاعي مبين و شركت سرمايه و دانش راهاندازي كردهاند سهامداران عبارتنداز: 1- بهشتي 2- باغاني 3- رضايي 4- باقري 5- فلاحي 6- نورالله اكبري 7- ايرج جوادي 8- منتجبي 9- حسين رئيس زاده 10- قريشيان و. . . كه متاسفانه همه اين افراد خود را عضو هيئت مديرهي كانون صنفي معلمان مي دانند.
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶جلسه ي دادگاه رسيدگي به اتهامات آقاي محمد توکلي در دادگاه انقلاب کرمانشاه برگزار شد.
متاسفانه عليرغم تلاش فراوان نتوانستيم با وکيل ايشان گفت وگويي داشته باشد.
آقاي توکلي خود دراين باره گفت: ما از صبح زود در دادگاه حاضر شديم، اما تا ساعت 13 طول کشيد تا به پروندهي من رسيدگي شود، زيرا پروندهي مرا به قاضي ديگري سپردند.
محمد توکلي گفت: قاضي پرونده به طور ضمني حق را به جانب ما مي دانست، زيرا با منحل شدن کانون عملا هيچ مشکلي باقي نمانده است.
آقاي توکلي از قول قاضي پرونده افزود: پرونده به سمت تبرئهي من پيش مي رود. كانون صنفي معلمان تهران
اللهم عجل لوليك الفرج