
تضييع حقوق معلمان
و شروع اعتصابات صنفي معلمان!
در آستانه هفته معلم و در پي بيتوجهيهاي دولت و وزارت آموزش و پرورش، نسبت به پرداخت مطالبات معوقه معلمان، با خبر شديم كه معلمان شهرهاي اردبيل، جيرفت، بيرجند و بانه روز شنبه و يكشنبه اقدام به تحصن در دفتر مدارس نموده و از حضور در كلاس خودداري نمودند.
يادآور ميشود كه بيشتر مطالبات معلمان مربوط به اضافه تدريس بين يك تا شش ماه، اضافه تدريس بالاي60 ساعت در ماه، پاداش مناطق محروم، اضافه كار عواكل اجرايي، حقوق نوبت دوم عوامل اجرايي، حقالزحمه انتخابات خبرگان و شوراي شهر و . . . . . ميباشد كه تاكنون پرداخت نشده است.
حال با اين وضعيت كه روحيه معلمان به دليل كوتاهي مسئولانشان خراب است، صحبت از نوآوري و شكوفايي در آموزش و پرورش، ناسزا به معلمان است.

اولتيماتوم كانون صنفي اردبيل !
آيا اين صداي عدالت خواهي معلمان ايران است که اين بار از اردبيل طنين انداز مي شود؟

نخستين التيماتوم کانون صنفي معلمان ايران(اردبيل) به سازمان آموزش و پرورش اردبيل:
چنانچه تا روز پنج شنبه ۲۲ارديبهشت ۶ ماه حق التدريس و بنهاي ما را پرداخت نکنند، معلمان اردبيل از روز شنبه ۲۴ فروردين به طور گسترده در مدارس ابتدايي، راهنمايي و متوسط اعتصاب خواهند کرد. و تا برکناري مجيدزاده رئيس سازمان آموزش و پرورش اردبيل به اعتصاب ادامه خواهند داد.
از ديد معلمان اردبيل آقاي مجيدزاده شايستگي اين پست را ندارد.
کانون صنفي معلمان اردبيل مي گويد: در چند روز گذشته معلمان اردبيل در بسياري از مدارس اين شهر سر کلاسهاي خود حاضر نشدند که با وساطت کانون صنفي معلمان ايران راضي شدند تا روز پنج شنبه شکيبا باشند.
معلمان اعتصاب کننده پيشنهاد اعضاي هيات مديرهي کانون را پذيرفته به کلاس بازگشتند، همچنين هيات مديره کانون اردبيل ميگويد: دراين باره ملاقاتهايي با امام جمعه محترم داشتهايم، و از نگرش خوب ايشان نسبت به اوضاع معلمان سپاسگزاري مينماييم. كانون تهران

به داد آموزش وپرورش برسيم.
جامعه شناسان معتقدند؛ اگر مي خواهيد وضعيت 20 سال آينده جامعهاي را پيش بيني نماييد؛ وضعيت كنوني دستگاه آموزش و پرورش آن جامعه را بررسي نماييد و ضعيت 20 سال آينده آن جامعه به لحاظ فرهنگي؛ سياسي؛ اقتصادي و. . . را پيش بيني كنيد.
ما معلمان خود را كارشناس خبره در مسايل اقتصادي؛ سياسي و... نميدانيم؛ بلكه همين قدر كه عمري را مانوس با نسل آينده هستيم و خاك خورده فرهنگ؛ مي توانيم و بايد در خصوص وضعيت فعلي آموزش و پرورش اظهار نظركرده و چون در بطن امور قرار داريم از نزديك مسايل و مشكلات را لمس مينماييم؛ بايستي تاثير گذار در تصميمات و برنامهريزيهاي آموزش و پرورش باشيم و اين حق ماست.
در صورتي كه اين مسئله از طرف مسئولان ناديده گرفته شود، جفاي بزرگي در حق ما و آموزش و پرورش كشور شده است و چون درحال حاضر وضعيت آموزش و پرورش ما چنين است كه در اكثر تصميمگيريها و برنامهريزيها كمترين نقش را معلمان دارند؛ بايد به طرق معقول و منطقي اين خواست معلمان به نظر مسئولان محترم برسد؛ تا اندكي از هزاران مشكل و معضللات فعلي آموزش و پرورش كاسته شود.
اولين گام در اين مسير رشد آگاهي همكاران و دخالت آنان در مسايل آموزش و پرورش است.
دومين گام خارج شدن همكاران از حالت بي تفاوتي نسبت به مسايل مختلف كشور و خصوصا آموزش وپرورش است.
سومين گام؛ داشتن وحدت و هماهنگي كامل ميان خود همكاران فرهنگي است؛ كه لازمه آن ايجاد تشكل قوي صنفي بدون هيچ گونه وابستگي به مجموعه دولت است.
اما سوال اينجاست كه آيا دولتها زمينه برداشتن اين گامها را فراهم مي نمايند و بستري مناسب براي وارد شدن همكاران فرهنگي را در اين زمينه آماده مي كنند؟! حق نوشته های پراکنده
