
فرهنگيان خراسان جنوبى روز پنجشنبه 19/2/87 با تجمع در سازمان آموزش و پرورش استان به آنچه كه آن را رعايت نكردن حقوق معلمان از سوى مسؤولان ناميدند، اعتراض كردند و خواستار پرداخت پاداش پايان خدمت خود شدند.
يكى از اين معلمان با اشاره به اين كه از 22 وزارت خانه موجود در كشور تنها آموزش و پرورش اين پاداش را پرداخت نكرده است، خواستار رسيدگى به اين موضوع شد.
وى گفت: بهترين سالهاى زندگى خود را در محرومترين روستاها با حداقل حقوق و امكانات خدمت كردهايم و هماكنون كه در سالهاى پايانى خدمت به آموزش و پرورش هستيم، انتظار همكارى مسؤولان را در اين امر داريم.
معلم ديگرى ضمن اعتراض به پرداخت نشدن حقوق 9 ماهه پايان خدمت فرهنگيان، و با طرح اين سؤال كه پاسخگوى نياز معلمان كيست؟ و چه كسى به مشكلات ما بايد رسيدگى ميكند؟ گفت: طومارى از مشكلاتمان را براى مقام معظم رهبرى ارسال كردهايم.
وى افزود: تا بر طرف شدن مشكلات فرهنگيان، به اين تجمع ادامه خواهيم داد.
گفتنى است: تجمع فرهنگيان خراسان جنوبي، تا ظهر ادامه داشت و اين در حالى است كه هيچ يك از مسؤولان به اعتراضاتشان پاسخ نگفتند. سخن معلم

هر ساله و با شروع هفته بزرگداشت مقام معلم، زمزمههاي نارضايتي معلمان و فرهنگيان که به تجمع تعدادي از آنان در مقابل سازمان هاي آموزش و پرورش و مراکز تصميم گيري نظام منجر مي شود شروع شده، به نحوي که نگراني مسئولين اين وزارتخانه و همچنين خانواده ها را در پي دارد. در محافل عمومي و رسانهاي بحث نارضايتي معلمان بيشتر ناظر بر عدم پرداخت به موقع مطالبات و حقوق فرهنگيان است و از ديدگاه اينان اگر مزاياي معلمان به موقع به آنان داده شود، ديگر شاهد تجمع و اعتراضي از سوي فرهنگيان نخواهيم بود.
اما به نظر نمي رسد که همه اعتراض معلمان به بحث حقوق و مزايا معطوف شده و معلمان مسائل ديگري را در اين وزارتخانه عريض و طويل منظور نظر نداشته باشند. متاسفانه اين مقوله چندان مورد بررسي قرار نگرفته و رفتار واکنشي معلمان به دستگاه تعليم و تربيت کشور آسيب شناسي نشده است:
1- معلمان جزء اقشار فرهيخته جامعه بوده و همگي آنان داراي تحصيلات عاليه هستند، متناسب با ميزان تحصيلات و شئون اداري معلمان، بايد براي آنان منزلتي همتراز قائل شد تا يک معلم بتواند از شغل خود رضايت لازمه را حاصل کرده و با اعتماد به نفس کافي، در عرصه تعليم و تربيت اثر گذاري خود را اعمال نمايد. ايجاد منزلت براي معلمان با شعار و تعارف محقق نخواهد شد و بايد براي اين مهم برنامههاي مورد نظر از سوي نظام و دستگاه حاکميت تعريف شده و عملياتي گردد.
2- در کنار بحث منزلت، توجه به مقوله معيشت معلمان نيز يکي از پارامترهاي مهم در بحث نارضايتي آنان است. فشار روزافزون حاصل از گراني و تورم، معلمان را که مانند ساير کارکنان دولت داراي حقوق ثابتي هستند تحت فشار قرار داده به نوعي که معلمان و آموزگاران شريف را ناگزير از روي آوردن به مشاغل ثانوي و بعضا حقارت آميز نموده است. روي آوردن به مشاغل ديگر به مرور آنان را از رسالت خود و صبغه فرهنگي بودنشان دور ساخته و بدين ترتيب نظام تعليم و تربيت را از درون تهي و بي محتوا مي سازد.
3- آموزش و پرورش، وزارتخانهاي کاملا تخصصي و فني است و آن را بايد در کنار وزارتخانههايي مانند نفت، نيرو و مخابرات مورد ارزيابي قرار داده و در انتخاب مديران ارشد آن، توجه به ويژگيهاي تخصصي و فني آنان مطمح نظر قرار گيرد. کثرت جمعيت نيروي انساني آموزش و پرورش و ارتباط با جامعه بزرگ دانش آموزي و جوانان کشور سبب تحريک و تحريض سياسيون و جناححهاي سياسي براي دست يابي بر اين وزارتخانه شده است. انتخاب وزرايي کاملا سياسي که در دولتهاي گذشته و حاضر بيشترين ارتباط و نزديکي را با روساي دولت داشته و دارند سبب ايجاد و شکل گيري اين ذهنيت در ميان معلمان شده که توجه به رسالت علمي و تربيتي آموزش و پرورش قرباني نگاه سياسي سياستمداران شده است.
4- بخش عمده نارضايتي معلمان به انتخاب مديراني برمي گردد که در شهرستانها و مناطق آموزش و پرورش بايد امور سازماندهي و برنامه ريزي دستگاه عظيم تعليم و تربيت را بر عهده داشته باشند. معلمان به سبب دارا بودن خصيصههاي فوقالذکر، داراي روحيهاي نقاد و کنشگر هستند و کوچکترين رفتار و برنامههاي مديران خود را مورد ارزيابي و بحث و نظر قرار خواهند داد. سياسي شدن اين وزارتخانه باعث شده که در انتخاب مديران مياني و پائيني دستگاه آموزش و پرورش، عنصر شايستگي و تخصصي مغفول واقع شده و بعضا وابستگيهاي سياسي و گروهي مورد امعان نظر قرار گيرد. بديهي است که چنين مديراني قبل از آنکه به فکر چاره انديشي براي برنامههاي درسي و نظام آموزشي باشند در انديشه اجراي خواستهها و مطالبات گروهها و جريان هاي سياسي خواهند بود. همين مسئله سنگ بناي نارضايتي معلمان است که آنان شان و توان حرفهاي و تخصصي خود را بالاتر از بسياري از مديرانشان مي بينند. امري که سبب شکل گيري شکاف و گسل بزرگي ميان حوزه ستاد و صف آموزش و پرورش شده و روز به روز اين گسل بزگتر شده و بر عمق آن افزوده مي گردد. گذرگاه

متاسفانه با توجه به جو ارعاب و ترس برخي از همکاران گرامي از وخيم تر شدن اوضاع و ترس از تشديد حکمهاي صادره ما از بسياري از اتفاقاتي که براي دوستانمان مي افتد کم تر خبردار مي شويم. بنا بر اخباري که يکي از دوستان در اختيارمان گذاشت افراد زير در روز شنبه ۷ اردي بهشت ماه به دادگاه انقلاب احضار شدهاند. جرم آنان !! حضور در گردهمائي سال گذشته بوده که از مسئولين خواسته بودند قانون ضد تبعيض مديريت خدمات کشوري را تصويب کنند!
آقايان: طيبان - شکيبا - اکبري آشتياني – خاکباز – سبزعلي - جعفري
براي برخي مسئولين محترم آرزو مي کنيم تا خداوند به آنها بصيرتي عنايت کند تا روش مردمي و اسلامي را دنبال کنند و از تقابل با مردم به همراهي با مردم تغيير موضع دهند. كانون صنفي مدني تهران
